تبليغاتX
کرمان خبر - پرونده ای که گشوده ماند

کرمان خبر

خبر و عکس

پرونده ای که گشوده ماند

 

مرگ در" باب نیزو"

 

وحید قرایی - امیر خردمند

 

این گزارش با عنوان "اعماق مرگبار زمین" در همشهری جوان منتشر شده است

****

علی ویسی،کارگر کرمانشاهی معدن باب نیزو حدود یک سال است که با مدیرعامل شرکت دلتا 1000 که این معدن را اداره می‌کند رابطه نزدیکی دارد. آقای مهندس کارش را قبول دارد و حتی از او می‌خواهد که وقتی برای مرخصی به کرمانشاه می‌رود برایش کارگرانی «کاری» و «به درد بخورد» بیاورد. علی هم زمانی که برمی‌گردد عمو و شوهر خواهش را با خود می‌آورد تا در معدن به کار مشغول شوند. اتفاقاً نسبت به بسیاری از کارگران، این دو تازه وارد خوش شانس بودند که وعده دستمزد روزانه 20 هزار تومان به آنها داده شده است.

روز اول علی ویسی آنها را با خود برای کار به یکی از تونل‌های معدن می‌برد تا زغالسنگ استخراج کنند اما روز دوم آقای رئیس اصرار دارد که آنها با 9 نفر دیگر به قسمت دیگری از معدن برای استخراج بروند، اصرارهای علی هم که می‌گوید آنها بی‌تجربه‌اند به نتیجه نمی‌رسد. علی در جایی و عمو و شوهر خواهرش در جایی دیگر. ساعت 10 صبح دنیا روی سر علی خراب می‌شود. صدای انفجار می‌شنود آن هم در تونلی که اقوامش مشغول به کار بوده‌اند. با سرعت به طرف محل انفجار حرکت می‌کند. او می‌داند که از انفجار این معدن کسی زنده بیرون نخواهد آمد. ذهنش هنوز مشغول این است که چه جوابی به خواهرش و فرزندان عمویش بدهد که ناگهان یک خواب سنگین او را می‌برد.

همان زمان که علی بر اثر وجود گاز در محیط بیهوش می‌شود، مهندس زارع بدشانس است که بدنش تاب این گاز را ندارد و نفس‌های آخرش را به سختی می‌کشد.  بعد از انفجار اولین کسی است که خود را به تونل معدن می‌رساند تا شاید راهی برای نجات کارگران پیدا کند. تمام ذهن او مشغول دیه‌ی پرداخت نشده آن 11 کارگری است که در 4 سال گذشته در این معدن جان داده‌اند و سندهایی که از قوم وخویش‌ها گرفته تا گروی این معدن و کارگران مرده‌اش باشد.

شاید یادش می‌آید که آقای مدیرعامل قول داده بود تا کارهای معدن هر چه زودتر راست و ریست شود تا او هم سندهای گرویی‌اش را برگرداند اما... به خاطر همین بود که احساس می‌کرد همه چیزش را باخته است و زندگی‌اش را حالا مهندس حمید زارعی که کارگرها می‌گفتند هیچ وقت از او بدی ندیده‌اند و خیلی دلش می‌خواست کارگرها آن زیر نمیرند اکنون کنار آنهاست. کنار محمود ویسی و عزیزا... احمدی که از کرمانشاه آمده بودند. کنار حمید محمدی، مسعود تاج الدینی، حمید طغرلی و جواد سلیمانی که از بافت آمده بودند. کنار محمد محمدی که از جیرفت آمده بود و اکبر ابراهیمی که بچه کرمان بود و کنار روح‌ا... چناریان و محمد احمدی و ماشاءا... مؤمنی که در چترود و ریحانشهر زندگی می‌کردند.

مجید طغرلی متولد 66 بود و قرار بود تا یک ماه دیگر رخت دامادی بپوشد. البته این روزها خیلی سر حال نبود. 4 ماه حقوق و عیدی امسال او را هنوز نداده بودند و نمی‌دانست که چه زمانی قرار است پول او را بدهند تا رنج بی‌پولی اینگونه آزارش ندهد.

پسر 17 ساله مسعود تاج الدینی بعد از چند روز از مرگ پدر هنوز مثل روزی که شنیده پدرش در معدن جان باخته است گریه می‌کند. سه ماه دیگر قرار بود بازنشسته شود. 6 ماه حقوق نگرفته بود و عیدی دو سال را هم همینطور. پسرش می‌گوید: «مدیرعامل همه چیز را انداخته گردن مهندس زارعی ولی من از این قضیه کوتاه نمی‌آیم. حق پدرم که دیگر نیست و خانواده‌ام را از او می‌گیرم....»

مادر و همسر جواد سلیمانی هم حسابی مستأصلند. «جواد 34 ساله بود و دو فرزند خردسال دارد. پول سنگی را که روی قبرش گذاشتیم هم قرضی بوده است.»او هم 4 ماه حقوق و دو سال عیدی را از شرکت طلب داشته است.

برادر اکبر ابراهیمی هم حسابی از کم کاری‌های کارفرمای معدن شاکی است. خود او سالها در همین معدن کار کرده است و می‌گوید: «قبلاً که من مسئول ایمنی بودم نمی‌گذاشتم اینگونه در معدنی که میزان گازش از حد استاندارد بالاتر است کسی کار کند. دفعه قبلی هم که 9 نفر کشته شدند من قبل از انفجار کار را تعطیل کرده بودم و به همه گفتم به خانه‌هایشان بروند اما مسئول معدن عده‌ای را به معدن باز گرداند و 9 نفرشان کشته شدند.»

او ادامه می‌دهد: «مدیرعامل برادرم را تهدید کرده بود اگر پولش را می‌خواهد باید باز هم در معدن کار کند. برادرم اکبر از سال 50 در این معادن کار کرده بود ولی دست از سرش برنداشتند تا او این گونه جان بدهد.»

ابراهیمی هم 6 ماه حقوق دو سال عیدی خود را نگرفته بود و شاید اگر طلبش را صاف می‌کردند دیگر پایش را هم به این معدن نمی‌گذاشت.

بسیاری می‌گویند که در معدن باب نیزو حق کارگرها پایمال می‌شد و آنها برای نان شب هم مشکل داشتند. در نانوایی «ریگ‌آباد» زرند دفتر حساب کارگرها سیاه سیاه است ....

اما خانواده مهندس زارعی هم دلشان خون است ... همسرش می‌گوید: «تمام زندگی، برای وام‌های این معدن و دیه جان باختگان قبلی گرو است. حتی سند خانه پدر من و خانه برخی اقوام»

او ادامه می‌دهد: نمی‌دانم چرا حمید این قدر تابع نظر مهندس «ز» بود که این گونه از جان خودش هم بگذرد.»

ظاهراً مهندس زارعی که زمانی مدیر کنترل کارخانه زغالشویی زرند بوده است خود را پیش از موعد بازنشسته می‌کند تا در کنار مهندس «ز» معدن باب نیزو را اداره کنند اما از این شراکت چیزی جز دردسر و در نهایت مرگ عایدش نمی‌شود ....

*****

معدن زغالسنگ باب نيزو در فاصله 38 كيلومتري جنوبشرق شهر زرند در شمال استان کرمان واقع شده است. اين معدن بيشترين گاز را در بين معادن زغالسنگ استان توليد مي‌كند اما ظاهرا كمترين توجه به نكات و تجهيزات ايمني در اين معدن خصوصي صورت گرفته است.

به همين دليل بارها از طرف برخي مسئولين رسيدگي به وضعيت اين معدن با مقامات مربوطه مطرح شده و حتي خواستار تعطيلي دائم آن شده‌اند. پيش از اين نيز در دو حادثه جداگانه در سالهاي 84 و 87 يازده نفر از كارگران اين معدن بر اثر انفجار و گازگرفتگي جان خود را از دست داده‌اند و اكنون اين معدن كه از امكانات امداد و نجات مناسب هم برخوردار نيست آمار قربانيانش به 23 نفر رسیده است و در حالي كه هنوز ديه فوت شدگان حوادث قبلي نیز پرداخت نشده، مسئولين معدن با وعده‌هايي كه هيچ وقت به آنها عمل نشده است از خانواده قربانيان قبلی رضايت محضري گرفته اند. پس از عملب نشدن به این وعده ها بود که مرحوم مهندس زارع و آقای "ز" بازداشت می شوند اما  دادستان زرند به آنها 15 روز مرخصي از زندان مي‌دهد تا آنها بتوانند در ديدار با رئيس جمهور يا هيأت همراه مشكلات خود را حل كنند اما....

روز وقوع حادثه، كارگران در دفتر شيفت، گاز متان موجود در معدن را 4 درصد ثبت كرده‌اند اما مسئولين معدن از كارگران مي‌خواهند وارد معدن شوند و كار را شروع كنند كه ساعت 10 صبح به دليل انفجار تمامي كارگران فوت مي‌كنند و حتي مهندس زارع كه براي نجات با تمام تجهيزات وارد معدن مي‌شوند جان خود را از دست مي‌دهد.

 پیگیری در مجلس

نماینده مردم زرند وکوهبنان در مجلس شورای اسلامی در مورد این حادثه می گوید:"پيش از اين در مورد غير ايمن بودن اين معدن هشدارهای لازم را داده بودم." دکتر حسین امیری علت اين حادثه را جمع شدن گاز در اعماق زمين عنوان كرده و می افزاید:" اين معدن به دليل اينكه مملو از زغالسنگ است به طور طبيعي گاز توليد مي‌كند و در صورتي كه اين گاز با تهویه مناسب خارج نشود انفجار و گاز گرفتگي صورت مي‌گيرد."

وی تصريح می كند:" اين حادثه را به دقت پيگيري خواهم كرد تا علت اصلي انفجار مشخص شود."

اما دكتر اميري در تذكری كتبي به دكتر جهرمي وزير كار و امور اجتماعي خواستار پيگيري جدي جهت نحوه نظارت بر مسائل ايمني معادن زغالسنگ و بررسي علت حادثه باب نيزو شده است.

وي در نامه ی خود به وزیر کار نوشته است:"با توجه به اين كه معدن باب نيزو در مالكيت و اختيار بخش خصوصي مي‌باشد و حوادثي مشابه در سال هاي قبل نيز در اين معدن اتفاق افتاده لازم است جناب وزير دستور دهند به صورت جدي بررسي شود تا چنانچه قصوري از جانب عوامل اجرايي و كنترلي معدن بوده برخورد و اگر ساختار زغال و معدن مشكل دارد و قابل كنترل نمي باشد از فعاليت آن جلوگيري شود."

در عین حال نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي همچنين در تذكري به وزير صنايع نيز خواستار پيگيري جدي اين وزارت و بررسي علت حادثه معدن باب نيزو شده است. در نامه او به وزیر صنایع آمده است: "با توجه به اين كه در سال 84 نيز چنين حادثه اي در اين معدن اتفاق افتاد و 9 نفر از كارگران جان خود را از دست دادند. لازم  است وزير محترم دستور دهند در صورتي كه اين حادثه و حوادث قبلي قابل پيش بيني نبوده و ساختار معدن مشكل دارد از فعاليت آن جلوگيري و اگر قصوري صورت گرفته با عوامل آن برخورد شود."

 20 سال قبل روس ها، اين حوادث را پیش بینی کرده بودند

دبیر خانه كارگر استان كرمان اما به شدت پیگیر این موضوع است تا این بار مانند دفعات قبل موضوع انفجار معدن به فراموشی سپرده نشود. وی با نشان دادن نامه ای که در سال 84 در مورد خطرناک بودن فعالیت معدن برای مسئولان کشور فرستاده است می گوید:"در آن سال با دكتر جهرمي، وزير كار در خصوص حادثه آفرين بودن معدن باب نيزو صحبت كردم البته تماس با ايشان بسيار مشكل است و بنده از طريق دكتر زاهدي وزير علوم كه زماني در شوراي شهر همكار بوديم توانستيم با دكتر جهرمي ارتباط برقرار كنم.

عباس کاربخش ادامه می دهد:" وزير كار همان زمان با مديركل كار استان کرمان تماس گرفت و خواستار تطعيلي معدن براي مدت ظولانی شد كه متأسفانه اين كار صورت نگرفت. همچنين دكتر جهرمي قول داد كه در خصوص ديه فوت شدگان انفجار دفعه قبل نیز رسيدگي كنند كه اين ديه‌ها هم هنوز پرداخت نشده است."  وي با اشاره به حدود وظايف قانوني خانه كارگر تصريح می کند: "ما از نظر قانوني نمي‌توانيم از فعالیت كارگران در معدن جلوگيري كنيم و اگر اين اختيار را داشتيم قطعاً اين كار را انجام مي‌داديم."

كاربخش با اشاره به این که مسئوليت امنیت محیط های کار  با اداره كار است و آنها بايد پاسخگو باشند می گوید:" مديركل كار و امور اجتماعی استان کرمان بايد در این مورد پاسخگو باشد. آنها مي‌بايست بر اساس گزارش بازرسين، موضوع را بررسي كنند و اگر قصوري شده آنها بايد پاسخ بدهند چون حفظ صيانت محيط كار به عهده آنهاست." وي با بيان اينكه بارها براي بررسي وضعيت معدن به باب نيزو سفر كرده می گوید:"من با مسئولين آنجا مشاجره كردم و حتي كار به جدال كشيد. من خواستم تا اين معدن كه هر سال جان عده‌اي را مي‌گيرد و تبديل به قربانگاه شده را تعطيل كنند اما متأسفانه نه تنها توجهي نكردند بلكه در نهايت بنده را به سياسي بودن متهم كردند و برخی از این آقايان گفتند شما نماينده كارگران نيستيد."

دبیر خانه كارگر استان کرمان با اشاره به این که  اگر تشكيلات كارگري و خانه كارگر نماينده كارگران نيست پس چه كسي نماينده صنفي این قشر است اظهار می دارد:" ما فقط مي‌توانيم فرياد بزنيم تا وسايل ايمني در اختيار كارگر گذاشته شود اما قدرتي كه كار را تعطيل كنيم در اختيار ما نگذاشتند و اين يكي از ضعف‌هاي قانوني و تشكيلاتي كشور ماست. در سراسر دنيا سنديكاهاي كارگري بسياري از كارهايي كه مربوط به جامعه كارگري است مانند تعيين دستمزد، محاكمه كارفرما و ... را بر عهده دارند اما در اين جا قدرت اجرايي نداريم."

کاربخش خاطرنشان می کند:" در معدن باب نيزو وسايل ايمني مناسب وجود ندارد و ما هميشه در حد وظايف قانوني خود صحبت كرده‌ايم، اعتراض كرده‌ايم و گفته‌ايم كه اين معدن بايد تعطيل شود.20 سال پيش هم كارشناسان روسي اين معدن را غير قابل بهره‌برداري اعلام كردند و از وجود حفره‌هاي گازي قابل انفجار در پشت سنگها خبر دادند كه با رسيدن معدن به آن نقاط انفجار صورت خواهد گرفت اما متأسفانه عده‌اي افراد سودجو با خريد اين معدن و با حداقل امكانات و تجهيزات ايمني از آن بهره‌برداري كردند و من حتي به مرحوم زارعي هم هشدار دادم كه حتي جان خودش هم در خطر است."

وی اما به نکته قابل توجهی اشاره می کند: "صحبت‌هايي وجود دارد كه در معدن دو مكان درست كرده بودند، يك قسمت ايمن شده براي بازديد بازرسين اداره كار و قسمت ديگر هم به هر نحوي كه مي‌خواستند استخراج كنند يعني به صورت غير اصولي و غير منطقي بوده است."

او با تأكيد بر اينكه استخراج و ورود از افق دو يعني محل وقوع حادثه ممنوع بوده می گوید:" روز قبل از حادثه گاز معدن بيش از يك درصد ثبت شده و احتمال انفجار وجود داشته و حتي برخي مي‌گويند بخش ايمني ميزان گاز را بيش از 6 درصد ثبت كرده است كه اين واقعاً يك فاجعه است."

این فعال کارگری با اظهار تأسف از جان باختن دو كارگر كرمانشاهي در این حادثه می گوید: "افرادي كه تازه از كرمانشاه آمده بودند نه از ايمني و كار در معدن چيزي مي‌دانستند و نه قرارداد و بيمه‌اي داشتند با اين حال آنها را به عمق معدن مي‌فرستند و اين واقعاً یک سوء استفاده ی فاجعه آمیز بوده است. حداقل مي‌بايست كارگران تازه وارد در سطح زمين به كار گرفته شوند و يا آموزش لازم را ببينند و بعد از بستن قرارداد و بيمه آنها را به عمق زمين بفرستند.

كاربخش با بيان اينكه پرونده‌هاي قبلي با گذشت حدود 4 سال هنوز به نتيجه نرسيده است می گوید:"اين پرونده‌ها در دادگستري معطل مانده و هر زمان كه پيگيري و مراجعه مي‌كنيم مي‌گويند كه به نظر كارشناسي اداره كار اعتراض شده به طوري كه با گذشت 4 سال هنوز خيلي از خانواده‌ها ديه دريافت نكرده‌اند."

حادثه طبیعی بود

اما معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان از زاویه دیگری به این ماجرا نگاه می کند و عنوان می دارد:علت حادثه يك امر طبيعي بوده به اين معني كه هيچ دستگاهي خراب نشده بلكه انفجار در حفره گازي داخل معدن رخ داده است. البته اين موضوع به معناي آن نيست كه از نكات ايمني غافل بمانيم." جواد کمالی می افزاید:" بعد از حادثه استاندار و مسئولين مرتبط بلافاصله در محل حاضر شدند و همه امكانات استان را براي امداد و نجات به منطقه گسيل شد اما در گاز گرفتگي به دليل انفجار امكان نجات افراد وجود ندارد و حتي مهندس زارعی نيز با اينكه با امكانات کافی وارد معدن ‌شد فوت ‌كردند.

وی در خصوص پيگيري قانوني جهت بررسي علت حادثه می گوید:"در استان يك هيأت ويژه براي بررسي جوانب مختلف این موضوع تعيين شده تا تمام زوایای كار سنجيده شود. همچنين هيأت بازرسي وزارت كار و امور اجتماعي نيز به كرمان سفر كرده است تا موضوع با دقت بررسی شود." او از تشكيل يك هيأت ويژه فني- تخصصي توسط وزارت صنايع و معادن نيز خبر داده و تصريح می کند: "مسائل توسط اين گروه ها بررسي مي‌شود و آنها موظفند بر اساس چارچوب و برنامه تعريف شده نظرشان را اعلام كنند و بر اساس آن حكم صادر كنيم البته معدن هم تا اطلاع ثانوي تعطيل شده و اجازه كار ندارد."

معاون سیاسی استانداری کرمان در مورد وضعیت خانواده‌هاي قربانيان حادثه می گوید:"خانواده جان باختگان معدن، حقوقشان محفوظ است و در اين فاصله بيمه بيكاري به آنها پرداخت خواهد شد و ديه جان باختگان نيز برابر مقررات قانوني پرداخت مي‌شود." كمالي از بازداشت مسئولين معدن خبر داده و می گوید: "مسئولين معدن طبق مقررات تحت تعقيب هستند و اگر در اين مورد كوتاهي كرده باشند به شدت با آنها برخورد خواهد شد.  وي نیز در این میان معدن باب نيزو را يكي از معادن حادثه خيز كشور دانسته و اظهار می دارد: اين معدن در ايران به دليل بيشترين تولید گاز و خطرات زیاد مشهور است."

معاون سياسي استاندار کرمان در خصوص تعطيلي معدن به دليل خطرات زياد و واگذاري آن به بخش خصوصي می گوید: "كسي حاضر نيست به خاطر سود كاري كند كه جان مردم به خطر بيافتد و مسئولين استان و كشور هم نمي‌خواهند حقي از كسي ضايع شود."

وی کم کاری مسئولان دولتی در این زمینه را قبول ندارد و می گوید:" این معدن متعلق به بخش خصوصی بوده است و نه دولت  اما ما هم روی اسن مسائل بسیار حساس هستیم و از همان روز اول فعالیت های گسترده ای برای بررسی موضوع و حمایت از خانواده قربانیان آغاز کرده ایم. جلسات مکرر برگزار شده و به خانواده همه این کارگران سرکشی شده است و بینی و بین الله تا آنجا که امکان داشته فعالیت های لازم انجام شده است."

او با اشاره به اینکه کارشناسان و بازرسان قول داده اند تا نظرات نهایی کارشناسی خود را تا یک ماه آینده ارایه دهند وعده می دهد که پس از آن مشکلات خانواده های کارگران هم به طور کامل حل شود.

تهويه معدن به طور كامل فعال نبوده است‌

در این حال رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي استان كرمان می گوید:"پس از گذشت چند روزاز انفجار و گازگرفتگي معدن باب نيزو به دليل وجود گاز بالا‌ي 2 درصد امكان بازرسي از معدن بوجود نيامده است اما با اين حال به تلاش برای تکمیل کردن تحقیقات در مورد حادثه معدن باب نیزو ادامه می دهیم." امامی پور در مورد علت حادثه معدن باب نيزو می افزاید:"زمان انفجار كسي در معدن ميزان گاز را اعلا‌م نكرده است اما بر حسب تجربه يقيناً بين 5  تا 9 درصد بوده است. با اين ميزان تراكم گاز، احتمال انفجار قطعي است و اين را هر كارشناسي تأييد مي‌كند."

وی ادامه می دهد:"گاز و خطر انفجار هميشه در معادن زغالسنگ وجود دارد اما با تهويه و نصب تجهيزات مونيتورينگ احتمال آن را كاهش مي‌دهند و در صورتي كه گاز موجود از يك درصد تجاوز كند فعاليت در معدن بايد كاملا‌ تعطيل شود و چيزي كه مسلم است اين كه در كارگاه اين معدن تهويه انجام نشده و الا‌ به احتمال زياد شاهد بروز اين اتفاق نبوديم."

وي در خصوص درصد خطر كار در معدن باب نيزو اظهار می دارد:"معدن زغال سنگ به 4 طبقه تقسيم مي‌شوند، در معادن طبقه چهارم به ازاي هر تن توليد زغال بيش از 15 متر مكعب گاز متان توليد مي‌شود و باب نيزو جزء اين طبقه از معادن است و هميشه امكان انفجار وجود دارد و در نتيجه هميشه بايد ايمني به طور كامل رعايت شود. يعني تهويه بايد هميشه فعال باشد و ميزان گاز نيز مرتباً به طور دقيق اندازه گيري شود تا از بروز خطرات احتمالي جلوگيري كرد."

بايد معدن را تجهيز کرد نه تعطیل‌

رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي استان كرمان در ادامه عنوان می کند:"متأسفانه دستگاه هاي تهويه كه بايد هواي تازه را از سطح زمين به داخل كارگاه هاي استخراج زغال در معدن بدمد، به طور كامل كار نمي‌كرده است. يعني اگر انجام شده بود، گاز تجمع پيدا نمي‌كرد و انفجاري هم رخ نمي‌داد."

امامی پور در پاسخ به اين سؤال كه با اين سابقه خطرآفريني معدن، آيا ادامه بهره‌برداري از آن به صلا‌ح بود، می گوید":هر معدن زغال كه تعطيل شود براي راه اندازي مجدد آن بايد هزينه بسياري صرف شود اما با وجود خطرناك بودن معدن باب نيزو، اگر اين معدن مجهز شود، مي‌توان خطر آن را كم كرد."

وی در خصوص اين كه با وجود حادثه در سال‌هاي 84 چرا اداره كار براي تجهيز معدن اعمال فشار نكرده است، اظهار می دارد:"این معدن گاز خيز است و بحث تجهيز آن به اعتبار زيادي نياز دارد و هزينه‌بر است و شايد بيشتر از آن قيمتي كه معدن به بخش خصوص واگذار شده بايد هزينه كرد تا ايمني كامل باشد، اما با وجود اين اگر تهويه در اين معدن درست انجام مي‌شد حادثه اتفاق نمي‌افتاد.

او با بيان اين كه تنها كاري كه مي‌توان انجام داد اين است كه با هزينه مناسب تهويه معدن را به طور صحيح فعال كرد نه اين كه با تعطيلي معدن كارگران آن را بي‌كار كنيم.

رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي كرمان با بيان اين كه اگر معدن منافعي نداشت، بخش خصوصي معدن را نمي‌خريد، می گوید:"مديرعامل شركت دلتا هزار قبلا‌ً در همين معدن كار مي‌كرده و اطلا‌ع داشته كه اين معدن گازخيز است ولي چرا آن روز با وجود گزارش وجود بيش از حد مجاز گاز اجازه كار داده مهم است، در حالي كه مي دانسته بايد كار و فعاليت در معدن تعطيل شود و فقط تهويه فعال بماند تا گاز به طور كامل خارج شود، اما نه تنها اجازه فعاليت در معدن را صادر كرده بلكه تهويه نيز به طور كامل فعال نبوده است.

امامی پور می افزاید:"با توجه به اين كه وي چند روز قبل از حادثه از زندان آزاد شده بود، به نظر مي‌رسد كه دستور صحيح در مورد وارد شدن كارگران را به معدن صادر نكرده است."

کارگران مقصر نیستند

اما یک کارشناس معدن می گوید: در متن زغال سنگ گاز متان وجود دارد و انتشار گاز متان در معادن زغال از يك سو موجب كاهش مقدار اكسيژن محيط و از سوي ديگر در صورت افزايش آن به پنج درصد، به دليل شباهت زياد آن به گاز شهري با موجب انفجار مي‌شود، بنابراين نظارت‌هاي مستمر و مناسب، وجود دستگاه‌هاي سنجش گاز و فعاليت‌ سيستم تهويه مناسب از ملزومات كار در معادن زغال سنگ است."

او که نمی خواهد نامش در این گزارش آورده شود تصريح می کند: "طبق استانداردها، در صورت افزايش مقدار گاز به بيش از 1.5 درصد، معدن بايد تعطيل شده و كارگران خارج شوند." وي می افزاید: "بايد توجه كرد كه چك كردن مقدار گاز موجود در معدن كار پيچيده و دشواري نيست، بلكه نياز به دقت، توجه و مديريت دارد كه در اين صورت بروز حادثه منتفي است. "

او با بيان اين‌كه در حادثه باب نيزو، به دليل عدم ارزیابی مناسب مقدار گاز و يا به دليل مسدود شدن سيستم تهويه، مقدار گاز به بيش از پنج درصد افزايش يافته كه موجب انفجار شده است، می گوید: "حادثه انفجار در معدن باب نيزو و مرگ 12 كارگر جزو معدود مواردي است كه نمي‌توان در آن كارگر را مقصر دانست، زيرا وظيفه سنجش مقدار گاز موجود و رعايت اين مساله، برعهده مسوول ايمني و مديريت معدن است."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:34  توسط وحید قرایی  |