تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

موزه ديرين شناسي كرمان مجددا بازگشايي شد

 

روایتی از "بهشت زمین‌شناسی جهان"

 

عکس: وحید قرایی

قدیمی‌ترین فسیل موجود در موزه‌«تریلوبیت»‌ها مربوط به دوره‌ی کامبرین هستند یعنی متعلق به 550 تا 600 میلیون سال قبل

وحيد قرايي-کارتون«سفر به اعماق زمین» را که یادتان هست؟ دانشمندانی که بر اساس نظریه‌ها و فرضیه‌های موجود، به اعماق زمین سفر کردند تا موجوداتی که میلیون‌ها سال پیش منقرض شده بودند را در دل زمین ببینند و بر این نظریات علیرغم مخالفت برخی همکارانشان صحه گذارند... البته قصدم از یادآوری داستان این بود که بگویم در همین شهر خودمان موزه‌ای مجددا بازگشایی شده است که اگر فرصت کنید و سری به آن بزنید تا حدی همان حس «سفر به اعماق زمین» ژول‌ ورن به شما دست می‌دهد.

دیدن سنگواره‌ی موجوداتی که میلیون‌ها سال پیش در همین استان کرمان زندگی می‌کرده‌اند و البته حتی آن زمانی هم که استان کرمان کاملا زیر آب بوده است بسیار جذاب و جالب توجه است.

محسن تجربه‌کار 26 سال است که در سرتاسر استان کرمان به گردآوری مجموعه‌ی عظیمی از سنگواره‌های ارزشمند دست زده است تا تاریخ ده‌ها میلیون ساله‌ای از این استان را پیش روی علاقه‌مندان بگذارد.

به گفته‌ی او قدیمی‌ترین فسیل موجود در موزه‌«تریلوبیت»‌ها مربوط به دوره‌ی کامبرین هستند یعنی متعلق به 550 تا 600 میلیون سال قبل.

وی می‌گوید: این موزه مربوط به سنگواره جانورانی است که میلیون‌ها سال قبل در استان فعلی کرمان می‌زیسته‌اند که شامل انواع مهره‌داران مثل ماهی‌ها، قطعاتی از خزندگان هم‌عصر با دایناسورها و بی‌مهرگان شامل انواع تریلوبیت‌ها، اسفنج‌ها، مرجان‌ها، آمونیت‌ها، نویولیت‌ها، شکم‌پایان، بازوپایان، خارپوستان، دوکفه ای ها  و... می‌باشد.هم‌چنین فسیل انواع گیاهان و تنه‌ی درختان مربوط به دوره‌ی ژوراسیک و کربونیفر در این موزه به نمایش گذاشته شده است.

تجربه‌کار هم‌چنین عنوان می‌کند: مجموعا 140 هزار قطعه فسیل پیدا کرده‌ام که در این موزه به دلیل محدودیت ها 4-3 هزار قطعه از آنها به نمایش درآمده است.

البته تعدادی فسیل تخم پرندگان با حفظ تمامی مشخصات آن‌ها نیز در موزه وجود دارد. هم‌چنین نشانی‌هایی از تبدیل گوشت به فسیل نیز در موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان وجود دارد که قرار است هیاتی علمی از فرانسه به بررسی آن بپردازند.

بدین ترتیب علاقه‌ندان و دانشجویان و دانش‌آموزان و حتی کودکان کرمانی می‌توانند با مراجعه به این موزه، فسیل‌های جالب توجهی را که تنها در کتاب‌های خود دیده‌اند مشاهده کنند و با تاریخ چند صد میلیون ساله‌ی زمینی که بر آن زندگی می‌کنند و موجودات«سنگ شده‌ی» آن آشنا شوند.

اما در دوره‌ی جدید بازگشایی موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان همسر محسن تجربه‌کار نیز به او پیوسته است تا در موزه‌‌داری هم مثل 20 سال گذشته که در جمع‌آوری فسیل‌ها، همکار خوبی برای او بوده است به آقای تجربه‌کار کمک کند. البته فعالیت‌ برای جمع‌آوری این فسیل‌ها آسان نبوده است. از روزها فعالیت در بیابان‌ها و کوه‌ها تا گرفتار اشرار منطقه شدن ...

اما همسر محسن تجربه‌کار با وجود سختی‌های بسیاری که در راه جمع‌آوری این فسیل‌ها متحمل شده است یک جمله‌ی جالب توجه در مورد همسرش می‌گوید:«محسن را به خاطر این فعالیت‌ها ستایش می‌کنم.»

به هر حال خانواده‌ی تجربه‌کار این بار در موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان آمادگی دارند تا راهنمای تمام کسانی باشند که برای بیش‌تر دیدن و بیش‌تر دانستن به موزه مراجعه کنند. حتی آن‌ها این آمادگی را دارند که با فسیل‌هایشان به مدارس و حتی مهدکودک‌ها بروند تا از تجربیات خود به کودکان و نوجوانان کرمانی بگویند... روایتی از «بهشت زمین‌شناسی جهان».

موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان در پارک انقلاب کرمان واقع شده و از 12-9 صبح و 8-5 بعد از ظهر پذیرای علاقه‌مندان است.

به نظر می‌رسد این موزه می‌تواند حتی نقش موثری در جلب گردشگر به استان کرمان داشته باشد البته اگر مسوولان شهر و استان کرمان بیش از گذشته اهمیت این موزه و داشته‌هایش را مورد توجه قرار دهند...

‌اين بار خانواده تجربه كار داستان سنگواره هاي چند ميليون ساله را روايت مي كنند

 این مطلب در نشریه کرمان جوان منتشر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:43  توسط وحید قرایی  | 

پرونده ای که گشوده ماند

 

مرگ در" باب نیزو"

 

وحید قرایی - امیر خردمند

 

این گزارش با عنوان "اعماق مرگبار زمین" در همشهری جوان منتشر شده است

****

علی ویسی،کارگر کرمانشاهی معدن باب نیزو حدود یک سال است که با مدیرعامل شرکت دلتا 1000 که این معدن را اداره می‌کند رابطه نزدیکی دارد. آقای مهندس کارش را قبول دارد و حتی از او می‌خواهد که وقتی برای مرخصی به کرمانشاه می‌رود برایش کارگرانی «کاری» و «به درد بخورد» بیاورد. علی هم زمانی که برمی‌گردد عمو و شوهر خواهش را با خود می‌آورد تا در معدن به کار مشغول شوند. اتفاقاً نسبت به بسیاری از کارگران، این دو تازه وارد خوش شانس بودند که وعده دستمزد روزانه 20 هزار تومان به آنها داده شده است.

روز اول علی ویسی آنها را با خود برای کار به یکی از تونل‌های معدن می‌برد تا زغالسنگ استخراج کنند اما روز دوم آقای رئیس اصرار دارد که آنها با 9 نفر دیگر به قسمت دیگری از معدن برای استخراج بروند، اصرارهای علی هم که می‌گوید آنها بی‌تجربه‌اند به نتیجه نمی‌رسد. علی در جایی و عمو و شوهر خواهرش در جایی دیگر. ساعت 10 صبح دنیا روی سر علی خراب می‌شود. صدای انفجار می‌شنود آن هم در تونلی که اقوامش مشغول به کار بوده‌اند. با سرعت به طرف محل انفجار حرکت می‌کند. او می‌داند که از انفجار این معدن کسی زنده بیرون نخواهد آمد. ذهنش هنوز مشغول این است که چه جوابی به خواهرش و فرزندان عمویش بدهد که ناگهان یک خواب سنگین او را می‌برد.

همان زمان که علی بر اثر وجود گاز در محیط بیهوش می‌شود، مهندس زارع بدشانس است که بدنش تاب این گاز را ندارد و نفس‌های آخرش را به سختی می‌کشد.  بعد از انفجار اولین کسی است که خود را به تونل معدن می‌رساند تا شاید راهی برای نجات کارگران پیدا کند. تمام ذهن او مشغول دیه‌ی پرداخت نشده آن 11 کارگری است که در 4 سال گذشته در این معدن جان داده‌اند و سندهایی که از قوم وخویش‌ها گرفته تا گروی این معدن و کارگران مرده‌اش باشد.

شاید یادش می‌آید که آقای مدیرعامل قول داده بود تا کارهای معدن هر چه زودتر راست و ریست شود تا او هم سندهای گرویی‌اش را برگرداند اما... به خاطر همین بود که احساس می‌کرد همه چیزش را باخته است و زندگی‌اش را حالا مهندس حمید زارعی که کارگرها می‌گفتند هیچ وقت از او بدی ندیده‌اند و خیلی دلش می‌خواست کارگرها آن زیر نمیرند اکنون کنار آنهاست. کنار محمود ویسی و عزیزا... احمدی که از کرمانشاه آمده بودند. کنار حمید محمدی، مسعود تاج الدینی، حمید طغرلی و جواد سلیمانی که از بافت آمده بودند. کنار محمد محمدی که از جیرفت آمده بود و اکبر ابراهیمی که بچه کرمان بود و کنار روح‌ا... چناریان و محمد احمدی و ماشاءا... مؤمنی که در چترود و ریحانشهر زندگی می‌کردند.

مجید طغرلی متولد 66 بود و قرار بود تا یک ماه دیگر رخت دامادی بپوشد. البته این روزها خیلی سر حال نبود. 4 ماه حقوق و عیدی امسال او را هنوز نداده بودند و نمی‌دانست که چه زمانی قرار است پول او را بدهند تا رنج بی‌پولی اینگونه آزارش ندهد.

پسر 17 ساله مسعود تاج الدینی بعد از چند روز از مرگ پدر هنوز مثل روزی که شنیده پدرش در معدن جان باخته است گریه می‌کند. سه ماه دیگر قرار بود بازنشسته شود. 6 ماه حقوق نگرفته بود و عیدی دو سال را هم همینطور. پسرش می‌گوید: «مدیرعامل همه چیز را انداخته گردن مهندس زارعی ولی من از این قضیه کوتاه نمی‌آیم. حق پدرم که دیگر نیست و خانواده‌ام را از او می‌گیرم....»

مادر و همسر جواد سلیمانی هم حسابی مستأصلند. «جواد 34 ساله بود و دو فرزند خردسال دارد. پول سنگی را که روی قبرش گذاشتیم هم قرضی بوده است.»او هم 4 ماه حقوق و دو سال عیدی را از شرکت طلب داشته است.

برادر اکبر ابراهیمی هم حسابی از کم کاری‌های کارفرمای معدن شاکی است. خود او سالها در همین معدن کار کرده است و می‌گوید: «قبلاً که من مسئول ایمنی بودم نمی‌گذاشتم اینگونه در معدنی که میزان گازش از حد استاندارد بالاتر است کسی کار کند. دفعه قبلی هم که 9 نفر کشته شدند من قبل از انفجار کار را تعطیل کرده بودم و به همه گفتم به خانه‌هایشان بروند اما مسئول معدن عده‌ای را به معدن باز گرداند و 9 نفرشان کشته شدند.»

او ادامه می‌دهد: «مدیرعامل برادرم را تهدید کرده بود اگر پولش را می‌خواهد باید باز هم در معدن کار کند. برادرم اکبر از سال 50 در این معادن کار کرده بود ولی دست از سرش برنداشتند تا او این گونه جان بدهد.»

ابراهیمی هم 6 ماه حقوق دو سال عیدی خود را نگرفته بود و شاید اگر طلبش را صاف می‌کردند دیگر پایش را هم به این معدن نمی‌گذاشت.

بسیاری می‌گویند که در معدن باب نیزو حق کارگرها پایمال می‌شد و آنها برای نان شب هم مشکل داشتند. در نانوایی «ریگ‌آباد» زرند دفتر حساب کارگرها سیاه سیاه است ....

اما خانواده مهندس زارعی هم دلشان خون است ... همسرش می‌گوید: «تمام زندگی، برای وام‌های این معدن و دیه جان باختگان قبلی گرو است. حتی سند خانه پدر من و خانه برخی اقوام»

او ادامه می‌دهد: نمی‌دانم چرا حمید این قدر تابع نظر مهندس «ز» بود که این گونه از جان خودش هم بگذرد.»

ظاهراً مهندس زارعی که زمانی مدیر کنترل کارخانه زغالشویی زرند بوده است خود را پیش از موعد بازنشسته می‌کند تا در کنار مهندس «ز» معدن باب نیزو را اداره کنند اما از این شراکت چیزی جز دردسر و در نهایت مرگ عایدش نمی‌شود ....

*****

معدن زغالسنگ باب نيزو در فاصله 38 كيلومتري جنوبشرق شهر زرند در شمال استان کرمان واقع شده است. اين معدن بيشترين گاز را در بين معادن زغالسنگ استان توليد مي‌كند اما ظاهرا كمترين توجه به نكات و تجهيزات ايمني در اين معدن خصوصي صورت گرفته است.

به همين دليل بارها از طرف برخي مسئولين رسيدگي به وضعيت اين معدن با مقامات مربوطه مطرح شده و حتي خواستار تعطيلي دائم آن شده‌اند. پيش از اين نيز در دو حادثه جداگانه در سالهاي 84 و 87 يازده نفر از كارگران اين معدن بر اثر انفجار و گازگرفتگي جان خود را از دست داده‌اند و اكنون اين معدن كه از امكانات امداد و نجات مناسب هم برخوردار نيست آمار قربانيانش به 23 نفر رسیده است و در حالي كه هنوز ديه فوت شدگان حوادث قبلي نیز پرداخت نشده، مسئولين معدن با وعده‌هايي كه هيچ وقت به آنها عمل نشده است از خانواده قربانيان قبلی رضايت محضري گرفته اند. پس از عملب نشدن به این وعده ها بود که مرحوم مهندس زارع و آقای "ز" بازداشت می شوند اما  دادستان زرند به آنها 15 روز مرخصي از زندان مي‌دهد تا آنها بتوانند در ديدار با رئيس جمهور يا هيأت همراه مشكلات خود را حل كنند اما....

روز وقوع حادثه، كارگران در دفتر شيفت، گاز متان موجود در معدن را 4 درصد ثبت كرده‌اند اما مسئولين معدن از كارگران مي‌خواهند وارد معدن شوند و كار را شروع كنند كه ساعت 10 صبح به دليل انفجار تمامي كارگران فوت مي‌كنند و حتي مهندس زارع كه براي نجات با تمام تجهيزات وارد معدن مي‌شوند جان خود را از دست مي‌دهد.

 پیگیری در مجلس

نماینده مردم زرند وکوهبنان در مجلس شورای اسلامی در مورد این حادثه می گوید:"پيش از اين در مورد غير ايمن بودن اين معدن هشدارهای لازم را داده بودم." دکتر حسین امیری علت اين حادثه را جمع شدن گاز در اعماق زمين عنوان كرده و می افزاید:" اين معدن به دليل اينكه مملو از زغالسنگ است به طور طبيعي گاز توليد مي‌كند و در صورتي كه اين گاز با تهویه مناسب خارج نشود انفجار و گاز گرفتگي صورت مي‌گيرد."

وی تصريح می كند:" اين حادثه را به دقت پيگيري خواهم كرد تا علت اصلي انفجار مشخص شود."

اما دكتر اميري در تذكری كتبي به دكتر جهرمي وزير كار و امور اجتماعي خواستار پيگيري جدي جهت نحوه نظارت بر مسائل ايمني معادن زغالسنگ و بررسي علت حادثه باب نيزو شده است.

وي در نامه ی خود به وزیر کار نوشته است:"با توجه به اين كه معدن باب نيزو در مالكيت و اختيار بخش خصوصي مي‌باشد و حوادثي مشابه در سال هاي قبل نيز در اين معدن اتفاق افتاده لازم است جناب وزير دستور دهند به صورت جدي بررسي شود تا چنانچه قصوري از جانب عوامل اجرايي و كنترلي معدن بوده برخورد و اگر ساختار زغال و معدن مشكل دارد و قابل كنترل نمي باشد از فعاليت آن جلوگيري شود."

در عین حال نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي همچنين در تذكري به وزير صنايع نيز خواستار پيگيري جدي اين وزارت و بررسي علت حادثه معدن باب نيزو شده است. در نامه او به وزیر صنایع آمده است: "با توجه به اين كه در سال 84 نيز چنين حادثه اي در اين معدن اتفاق افتاد و 9 نفر از كارگران جان خود را از دست دادند. لازم  است وزير محترم دستور دهند در صورتي كه اين حادثه و حوادث قبلي قابل پيش بيني نبوده و ساختار معدن مشكل دارد از فعاليت آن جلوگيري و اگر قصوري صورت گرفته با عوامل آن برخورد شود."

 20 سال قبل روس ها، اين حوادث را پیش بینی کرده بودند

دبیر خانه كارگر استان كرمان اما به شدت پیگیر این موضوع است تا این بار مانند دفعات قبل موضوع انفجار معدن به فراموشی سپرده نشود. وی با نشان دادن نامه ای که در سال 84 در مورد خطرناک بودن فعالیت معدن برای مسئولان کشور فرستاده است می گوید:"در آن سال با دكتر جهرمي، وزير كار در خصوص حادثه آفرين بودن معدن باب نيزو صحبت كردم البته تماس با ايشان بسيار مشكل است و بنده از طريق دكتر زاهدي وزير علوم كه زماني در شوراي شهر همكار بوديم توانستيم با دكتر جهرمي ارتباط برقرار كنم.

عباس کاربخش ادامه می دهد:" وزير كار همان زمان با مديركل كار استان کرمان تماس گرفت و خواستار تطعيلي معدن براي مدت ظولانی شد كه متأسفانه اين كار صورت نگرفت. همچنين دكتر جهرمي قول داد كه در خصوص ديه فوت شدگان انفجار دفعه قبل نیز رسيدگي كنند كه اين ديه‌ها هم هنوز پرداخت نشده است."  وي با اشاره به حدود وظايف قانوني خانه كارگر تصريح می کند: "ما از نظر قانوني نمي‌توانيم از فعالیت كارگران در معدن جلوگيري كنيم و اگر اين اختيار را داشتيم قطعاً اين كار را انجام مي‌داديم."

كاربخش با اشاره به این که مسئوليت امنیت محیط های کار  با اداره كار است و آنها بايد پاسخگو باشند می گوید:" مديركل كار و امور اجتماعی استان کرمان بايد در این مورد پاسخگو باشد. آنها مي‌بايست بر اساس گزارش بازرسين، موضوع را بررسي كنند و اگر قصوري شده آنها بايد پاسخ بدهند چون حفظ صيانت محيط كار به عهده آنهاست." وي با بيان اينكه بارها براي بررسي وضعيت معدن به باب نيزو سفر كرده می گوید:"من با مسئولين آنجا مشاجره كردم و حتي كار به جدال كشيد. من خواستم تا اين معدن كه هر سال جان عده‌اي را مي‌گيرد و تبديل به قربانگاه شده را تعطيل كنند اما متأسفانه نه تنها توجهي نكردند بلكه در نهايت بنده را به سياسي بودن متهم كردند و برخی از این آقايان گفتند شما نماينده كارگران نيستيد."

دبیر خانه كارگر استان کرمان با اشاره به این که  اگر تشكيلات كارگري و خانه كارگر نماينده كارگران نيست پس چه كسي نماينده صنفي این قشر است اظهار می دارد:" ما فقط مي‌توانيم فرياد بزنيم تا وسايل ايمني در اختيار كارگر گذاشته شود اما قدرتي كه كار را تعطيل كنيم در اختيار ما نگذاشتند و اين يكي از ضعف‌هاي قانوني و تشكيلاتي كشور ماست. در سراسر دنيا سنديكاهاي كارگري بسياري از كارهايي كه مربوط به جامعه كارگري است مانند تعيين دستمزد، محاكمه كارفرما و ... را بر عهده دارند اما در اين جا قدرت اجرايي نداريم."

کاربخش خاطرنشان می کند:" در معدن باب نيزو وسايل ايمني مناسب وجود ندارد و ما هميشه در حد وظايف قانوني خود صحبت كرده‌ايم، اعتراض كرده‌ايم و گفته‌ايم كه اين معدن بايد تعطيل شود.20 سال پيش هم كارشناسان روسي اين معدن را غير قابل بهره‌برداري اعلام كردند و از وجود حفره‌هاي گازي قابل انفجار در پشت سنگها خبر دادند كه با رسيدن معدن به آن نقاط انفجار صورت خواهد گرفت اما متأسفانه عده‌اي افراد سودجو با خريد اين معدن و با حداقل امكانات و تجهيزات ايمني از آن بهره‌برداري كردند و من حتي به مرحوم زارعي هم هشدار دادم كه حتي جان خودش هم در خطر است."

وی اما به نکته قابل توجهی اشاره می کند: "صحبت‌هايي وجود دارد كه در معدن دو مكان درست كرده بودند، يك قسمت ايمن شده براي بازديد بازرسين اداره كار و قسمت ديگر هم به هر نحوي كه مي‌خواستند استخراج كنند يعني به صورت غير اصولي و غير منطقي بوده است."

او با تأكيد بر اينكه استخراج و ورود از افق دو يعني محل وقوع حادثه ممنوع بوده می گوید:" روز قبل از حادثه گاز معدن بيش از يك درصد ثبت شده و احتمال انفجار وجود داشته و حتي برخي مي‌گويند بخش ايمني ميزان گاز را بيش از 6 درصد ثبت كرده است كه اين واقعاً يك فاجعه است."

این فعال کارگری با اظهار تأسف از جان باختن دو كارگر كرمانشاهي در این حادثه می گوید: "افرادي كه تازه از كرمانشاه آمده بودند نه از ايمني و كار در معدن چيزي مي‌دانستند و نه قرارداد و بيمه‌اي داشتند با اين حال آنها را به عمق معدن مي‌فرستند و اين واقعاً یک سوء استفاده ی فاجعه آمیز بوده است. حداقل مي‌بايست كارگران تازه وارد در سطح زمين به كار گرفته شوند و يا آموزش لازم را ببينند و بعد از بستن قرارداد و بيمه آنها را به عمق زمين بفرستند.

كاربخش با بيان اينكه پرونده‌هاي قبلي با گذشت حدود 4 سال هنوز به نتيجه نرسيده است می گوید:"اين پرونده‌ها در دادگستري معطل مانده و هر زمان كه پيگيري و مراجعه مي‌كنيم مي‌گويند كه به نظر كارشناسي اداره كار اعتراض شده به طوري كه با گذشت 4 سال هنوز خيلي از خانواده‌ها ديه دريافت نكرده‌اند."

حادثه طبیعی بود

اما معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان از زاویه دیگری به این ماجرا نگاه می کند و عنوان می دارد:علت حادثه يك امر طبيعي بوده به اين معني كه هيچ دستگاهي خراب نشده بلكه انفجار در حفره گازي داخل معدن رخ داده است. البته اين موضوع به معناي آن نيست كه از نكات ايمني غافل بمانيم." جواد کمالی می افزاید:" بعد از حادثه استاندار و مسئولين مرتبط بلافاصله در محل حاضر شدند و همه امكانات استان را براي امداد و نجات به منطقه گسيل شد اما در گاز گرفتگي به دليل انفجار امكان نجات افراد وجود ندارد و حتي مهندس زارعی نيز با اينكه با امكانات کافی وارد معدن ‌شد فوت ‌كردند.

وی در خصوص پيگيري قانوني جهت بررسي علت حادثه می گوید:"در استان يك هيأت ويژه براي بررسي جوانب مختلف این موضوع تعيين شده تا تمام زوایای كار سنجيده شود. همچنين هيأت بازرسي وزارت كار و امور اجتماعي نيز به كرمان سفر كرده است تا موضوع با دقت بررسی شود." او از تشكيل يك هيأت ويژه فني- تخصصي توسط وزارت صنايع و معادن نيز خبر داده و تصريح می کند: "مسائل توسط اين گروه ها بررسي مي‌شود و آنها موظفند بر اساس چارچوب و برنامه تعريف شده نظرشان را اعلام كنند و بر اساس آن حكم صادر كنيم البته معدن هم تا اطلاع ثانوي تعطيل شده و اجازه كار ندارد."

معاون سیاسی استانداری کرمان در مورد وضعیت خانواده‌هاي قربانيان حادثه می گوید:"خانواده جان باختگان معدن، حقوقشان محفوظ است و در اين فاصله بيمه بيكاري به آنها پرداخت خواهد شد و ديه جان باختگان نيز برابر مقررات قانوني پرداخت مي‌شود." كمالي از بازداشت مسئولين معدن خبر داده و می گوید: "مسئولين معدن طبق مقررات تحت تعقيب هستند و اگر در اين مورد كوتاهي كرده باشند به شدت با آنها برخورد خواهد شد.  وي نیز در این میان معدن باب نيزو را يكي از معادن حادثه خيز كشور دانسته و اظهار می دارد: اين معدن در ايران به دليل بيشترين تولید گاز و خطرات زیاد مشهور است."

معاون سياسي استاندار کرمان در خصوص تعطيلي معدن به دليل خطرات زياد و واگذاري آن به بخش خصوصي می گوید: "كسي حاضر نيست به خاطر سود كاري كند كه جان مردم به خطر بيافتد و مسئولين استان و كشور هم نمي‌خواهند حقي از كسي ضايع شود."

وی کم کاری مسئولان دولتی در این زمینه را قبول ندارد و می گوید:" این معدن متعلق به بخش خصوصی بوده است و نه دولت  اما ما هم روی اسن مسائل بسیار حساس هستیم و از همان روز اول فعالیت های گسترده ای برای بررسی موضوع و حمایت از خانواده قربانیان آغاز کرده ایم. جلسات مکرر برگزار شده و به خانواده همه این کارگران سرکشی شده است و بینی و بین الله تا آنجا که امکان داشته فعالیت های لازم انجام شده است."

او با اشاره به اینکه کارشناسان و بازرسان قول داده اند تا نظرات نهایی کارشناسی خود را تا یک ماه آینده ارایه دهند وعده می دهد که پس از آن مشکلات خانواده های کارگران هم به طور کامل حل شود.

تهويه معدن به طور كامل فعال نبوده است‌

در این حال رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي استان كرمان می گوید:"پس از گذشت چند روزاز انفجار و گازگرفتگي معدن باب نيزو به دليل وجود گاز بالا‌ي 2 درصد امكان بازرسي از معدن بوجود نيامده است اما با اين حال به تلاش برای تکمیل کردن تحقیقات در مورد حادثه معدن باب نیزو ادامه می دهیم." امامی پور در مورد علت حادثه معدن باب نيزو می افزاید:"زمان انفجار كسي در معدن ميزان گاز را اعلا‌م نكرده است اما بر حسب تجربه يقيناً بين 5  تا 9 درصد بوده است. با اين ميزان تراكم گاز، احتمال انفجار قطعي است و اين را هر كارشناسي تأييد مي‌كند."

وی ادامه می دهد:"گاز و خطر انفجار هميشه در معادن زغالسنگ وجود دارد اما با تهويه و نصب تجهيزات مونيتورينگ احتمال آن را كاهش مي‌دهند و در صورتي كه گاز موجود از يك درصد تجاوز كند فعاليت در معدن بايد كاملا‌ تعطيل شود و چيزي كه مسلم است اين كه در كارگاه اين معدن تهويه انجام نشده و الا‌ به احتمال زياد شاهد بروز اين اتفاق نبوديم."

وي در خصوص درصد خطر كار در معدن باب نيزو اظهار می دارد:"معدن زغال سنگ به 4 طبقه تقسيم مي‌شوند، در معادن طبقه چهارم به ازاي هر تن توليد زغال بيش از 15 متر مكعب گاز متان توليد مي‌شود و باب نيزو جزء اين طبقه از معادن است و هميشه امكان انفجار وجود دارد و در نتيجه هميشه بايد ايمني به طور كامل رعايت شود. يعني تهويه بايد هميشه فعال باشد و ميزان گاز نيز مرتباً به طور دقيق اندازه گيري شود تا از بروز خطرات احتمالي جلوگيري كرد."

بايد معدن را تجهيز کرد نه تعطیل‌

رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي استان كرمان در ادامه عنوان می کند:"متأسفانه دستگاه هاي تهويه كه بايد هواي تازه را از سطح زمين به داخل كارگاه هاي استخراج زغال در معدن بدمد، به طور كامل كار نمي‌كرده است. يعني اگر انجام شده بود، گاز تجمع پيدا نمي‌كرد و انفجاري هم رخ نمي‌داد."

امامی پور در پاسخ به اين سؤال كه با اين سابقه خطرآفريني معدن، آيا ادامه بهره‌برداري از آن به صلا‌ح بود، می گوید":هر معدن زغال كه تعطيل شود براي راه اندازي مجدد آن بايد هزينه بسياري صرف شود اما با وجود خطرناك بودن معدن باب نيزو، اگر اين معدن مجهز شود، مي‌توان خطر آن را كم كرد."

وی در خصوص اين كه با وجود حادثه در سال‌هاي 84 چرا اداره كار براي تجهيز معدن اعمال فشار نكرده است، اظهار می دارد:"این معدن گاز خيز است و بحث تجهيز آن به اعتبار زيادي نياز دارد و هزينه‌بر است و شايد بيشتر از آن قيمتي كه معدن به بخش خصوص واگذار شده بايد هزينه كرد تا ايمني كامل باشد، اما با وجود اين اگر تهويه در اين معدن درست انجام مي‌شد حادثه اتفاق نمي‌افتاد.

او با بيان اين كه تنها كاري كه مي‌توان انجام داد اين است كه با هزينه مناسب تهويه معدن را به طور صحيح فعال كرد نه اين كه با تعطيلي معدن كارگران آن را بي‌كار كنيم.

رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي كرمان با بيان اين كه اگر معدن منافعي نداشت، بخش خصوصي معدن را نمي‌خريد، می گوید:"مديرعامل شركت دلتا هزار قبلا‌ً در همين معدن كار مي‌كرده و اطلا‌ع داشته كه اين معدن گازخيز است ولي چرا آن روز با وجود گزارش وجود بيش از حد مجاز گاز اجازه كار داده مهم است، در حالي كه مي دانسته بايد كار و فعاليت در معدن تعطيل شود و فقط تهويه فعال بماند تا گاز به طور كامل خارج شود، اما نه تنها اجازه فعاليت در معدن را صادر كرده بلكه تهويه نيز به طور كامل فعال نبوده است.

امامی پور می افزاید:"با توجه به اين كه وي چند روز قبل از حادثه از زندان آزاد شده بود، به نظر مي‌رسد كه دستور صحيح در مورد وارد شدن كارگران را به معدن صادر نكرده است."

کارگران مقصر نیستند

اما یک کارشناس معدن می گوید: در متن زغال سنگ گاز متان وجود دارد و انتشار گاز متان در معادن زغال از يك سو موجب كاهش مقدار اكسيژن محيط و از سوي ديگر در صورت افزايش آن به پنج درصد، به دليل شباهت زياد آن به گاز شهري با موجب انفجار مي‌شود، بنابراين نظارت‌هاي مستمر و مناسب، وجود دستگاه‌هاي سنجش گاز و فعاليت‌ سيستم تهويه مناسب از ملزومات كار در معادن زغال سنگ است."

او که نمی خواهد نامش در این گزارش آورده شود تصريح می کند: "طبق استانداردها، در صورت افزايش مقدار گاز به بيش از 1.5 درصد، معدن بايد تعطيل شده و كارگران خارج شوند." وي می افزاید: "بايد توجه كرد كه چك كردن مقدار گاز موجود در معدن كار پيچيده و دشواري نيست، بلكه نياز به دقت، توجه و مديريت دارد كه در اين صورت بروز حادثه منتفي است. "

او با بيان اين‌كه در حادثه باب نيزو، به دليل عدم ارزیابی مناسب مقدار گاز و يا به دليل مسدود شدن سيستم تهويه، مقدار گاز به بيش از پنج درصد افزايش يافته كه موجب انفجار شده است، می گوید: "حادثه انفجار در معدن باب نيزو و مرگ 12 كارگر جزو معدود مواردي است كه نمي‌توان در آن كارگر را مقصر دانست، زيرا وظيفه سنجش مقدار گاز موجود و رعايت اين مساله، برعهده مسوول ايمني و مديريت معدن است."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:34  توسط وحید قرایی  | 

قائم مقام مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیاسیون را در مورد اعتراضات اخیر هنرمندان مقصر دانست

 

سعیدی:اتفاق جدید رخ نداده است

قائم مقام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان گفت : به دلیل عدم اقدام به موقع کانون هنر، مدیریت این مرکز به دبیرخانه نظارت بر فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد واگذار شد .

سعیدی در گفت وگو با ایسنا منطقه کویر در خصوص واگذاری مکان انجمن های فرهنگی هنری ارشاد شهرستان به کانون های فرهنگی هنری مساجد و علت نارضایتی هنرمندان به این مهم ، گفت : از نظر ما هیچ گونه جا به جایی در بحث انجمن های فرهنگی هنری صورت نپذیرفته است و این انجمن ها در محل مجتمع فرهنگی هنری مستقراند و همچنان مورد حمایت دستگاه فرهنگی استان می باشند و هیچ اتفاق جدیدی رخ نداده است .

وی ادامه داد : آنچه که  که در بحث برداشت انجمن ها در حال حاضر جاری است بیشتر عدم اطلاع از موضوع است چرا که بر اساس اصل 44 قانون اساسی باید بسترسازی واگذاری مراکزدولتی  به بخش خصوصی فراهم شود که دبیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در این راستا اقدامات لازم را انجام داده است .

سعیدی افزود : هرچند که انجمن های فرهنگی هنری و کانون هنر در اولویت مدیریت این مرکز قرارداشتند اما به دلیل عدم اقدام به موقع کانون هنر، مدیریت این مرکز به دبیرخانه نظارت بر فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد که خود دارای انجمن های مختلف فرهنگی وهنری و گروه های کارشناسی ویژه درحوزه های مختلف فرهنگی و هنری می باشد واگذار گردید.

وی یادآور شد : با توجه به اینکه تاکنون مدیریت این مجتمع با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بود و اکنون این مدیریت در راستای خصوصی سازی به کانون های فرهنگی و هنری مساجد واگذار گردیده لذا باعث ایجاد اختلاف نظراتی گردیده است .

قائم مقام اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی استان کرمان تاکید کرد : البته در پشت این صحنه با توجه به شرایط خاص کشور از حیث انتخابات سیاسیونی هستند که دست به تحرکاتی زدند که در فرصت مناسب و در صورت ضرورت به استحضار هنرمندان و دوستداران فرهنگ و هنر خواهد رسید وگرنه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی همچون ادوار گذشته وظیفه خود می داند در ابعاد مختلف بر فعالیت های انجمن های فرهنگی و هنری نظارت، هدایت و حمایت لازم را بر طبق وظایف و ماموریت های خود داشته باشد و در این جهت تمام تلاش خود را در سطح استان برای تحقق این هدف به کار خواهد بست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:15  توسط وحید قرایی  | 

افتتاح ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در کرمان

ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در استان کرمان رسما افتتاح شد.

در این مراسم مرتضی الویری از مشاوران کروبی در انتخابات آتی ریاست جمهوری اظهار داشت: کشورمان در حال حاضر در وضعیت مناسبی قرار ندارد و واقعیت این است که اختلاف طبقاتی، اعتیاد، عدم جذب سرمایه گذاری خارجی و ...بیداد می کند که متاسفانه این مسائل در رسانه ملی به عکس نشان داده می شوند.

وی تصریح کرد: از نظر نرخ تورم در حال حاضر در بدترین جایگاه ها هستیم و منزلت ایرانی در عرصه های بین المللی آنقدر پایین آمده که حتی برای صدور ویزا و روادید از سایر کشور ها با مشکل فراوان روبرو هستیم.

او با اشاره به موقعیت استراتژیک ایران از لحاظ بین المللی تصریح کرد: در صورت درک و تبیین صحیح این جایگاه می توانیم در تصمیم گیری های کلان جهانی نقش اساسی داشته باشیم.

شهردار اسبق تهران در ادامه با اشاره به ذخایر عظیم نفت و گاز کشور  گفت: از این سرمایه می توان به عنوان یک سرمایه بزرگ استفاده کرد اما پول فروش نفت در راه صحیح آن مصرف نمی شود.

الویری به موضوع گردشگری نیز پرداخت و گفت: با توجه به تنوع اقلیمی و تاریخی کشور ایران ما می توانستیم از این طریق آمار گردشگران خارجی را در کشورمان بالا ببریم و به واسطه آن اشتغالزایی گسترده صورت گیرد که تاکنون نتوانسته ایم در این زمینه موفق باشیم.وی با اشاره به اینکه در 22 بهمن 57 ملت ایران با دست خالی و تنها با ایدئولوژی اسلامی و انقلابی به پیروزی رسید گفت: متاسفانه الان و در وضعیت فعلی ایدئولوژی اصیل انقلاب در حال فراموشی است و اگر ایدئولوژی اما(ره) بر اساس عشق، احترام به دیگران، همزیستی و تحول حاکم شود نیروی عظیمی در کشور آزاد می شود که با آن می توان حتی در دنیا تاثیرگذار بود.

او تاکید کرد: الان وقتن آن رسیده است که مملکت را از این وضعیت نجات دهیم و تنها راه نجات رفتن به پای صندوق های رای می باشد. وی به ذکر خاطره ای در این مورد پرداخت و گفت: یکی دوماه مانده به انتخابات خرداد 76 آقای کروبی به من اظهار داشت که من می دانم آقای خاتمی رای نمی آورد ولی به خاطر اینکه همه بفهمند ما حضور داریم و در این عرصه حاضر هستیم پای صندوق رای می رویم و اتفاقاتی در آستانه انتخابات آن سال رخ داد که جریان را به کلی تغییر داد. پس اگر همت کنیم می توانیم اما در این راه نباید از هیچ امکانی غفلت کنیم چون آینده مملکت بسته به این تغییرات است.

الویری ادامه داد: در چند روز اخیر بحث های جدی با صدا و سیما برسر امکان مناظره در تلویزیون داشتیم که مردم بدانند در این چهارسال چه اتفاقاتی در کشور افتاده است و بایستی بدانند که با پرداخت پول و توزیع سیب زمینی و از بین بردن منابع کشور نمی شود مملکت را اداره کردو این حق کاندیداها است که در تلویزیون حق و سهم ثابتی داشته باشند. ما باید حرکتی نو در کشور آغاز کنیم که این حرکت همان "تغییر" است.

وی خطاب به حاضران گفت: قبل از اینکه به کسی بگوییم به کروبی یا موسوی رای بدهید بایستی عنوان کنیم که به تغییر رای بدهید. در حال حاضر قطار اداره کشور از ریل خارج شده و بایستی با تغییر، آن را به ریل بازگردانیمتا به دره سقوط نکند.

وی در ادامه با اشاره به كانديداتوري ميرحسين موسوي به عنوان كانديداي ديگر اصلاح طلبان گفت:هرگز به دنبال تضعيف كانديداي اصلاح طلب ديگر نيستيم وبايد همه تلاش كنيم راي اصلاح طلبان در سبد انتخاباتي بالا برود .او از اين راهبرد به عنوان يك راهبرد تفاهم شده میان ستادهاي ميرحسين موسوي وكروبي يادكرد.شهرداراسبق تهران  درادامه از كروبي به عنوان كانديدايي نام برد كه به دلايل گوناگون توانايي اداره كشور را به عنوان رييس جمهور دارد .وي از داشتن برنامه مدون وجامع ،همراه داشتن تيم كارشناسي قوي از موفق ترين مديران وكارشناسان واساتيد دانشگاه، شجاعت در سخن وعمل وپيگيري تغيير قانون اساسي به عنوان چهار شاخص ممتاز مهدي كروبي نام برد .

گفتنی است در این مراسم دکتر فرخی نماینده مردم جیرفت در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به عنوان رییس ستاد،دکتر سلطانی به عنوان قائم مقام، علی امیرتیموری به عنوان معاونت تبلیغات و رسانه ها، دکتر سجادی به عنوان معاون اجرایی و هماهنگی و افصحی به عنوان معاونت امور ستادها و شهرستان ها معرفی شدند.

حضور محمد فرشاد رييس ستاد مهندس ميرحسين موسوي در استان كرمان را  در اين جلسه مورد استقبال اعضاي ستاد مركزي مهدي كروبي قرارگرفت و شركت كنندگان این حضور را نشان دهنده تفاهم وهمكاري دو ستاد در تلاش مشترک برای ایجاد "تغییر" ارزيابي كردند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:50  توسط وحید قرایی  | 

در ديدار خانواده كارگران جان باخته در حادثه انفجار معدن باب نيزو با يك نماينده مجلس عنوان شد:

 

همه جوانب اين حادثه بايد پيگيري شود

 نامه خانواده کارگران جان باخته به نمايندگان عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس

جمعي از اعضاي خانواده هاي كارگران جان باخته در حادثه معدن باب نيزو با دكتر اميري نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي ديدار كردند.

 در ابتداي اين ديدار فرزند يكي از كارگران جان باخته با انتقاد از ديدگاه برخي مسئولان نسبت حادثه انفجار در معدن باب نيزو و مرگ 12 كارگر اين معدن گفت: برخي از مسئولان تصور مي كنند كه پيگيري هاي ما تنها براي ديه و مستمري است اما ما عزيزانمان را از دست داده ايم و خواستار پاسخگويي نسبت به سهل انگاري هاي منجر به انفجار هستيم.

ابراهيمي افزود: ما از مسئولان مي خواهيم به اين اتفاق، تنها به عنوان يك حادثه صرف نگاه نكنند بلكه به اصل ماجرا و قرار دادي كه با پيمانكار بخش خصوصي براي اداره اين معدن منعقد شده بپردازند و اين مسائل را ريشه اي حل كنند.

وي با اشاره به اينكه بعضي مسئولان توجهي به ريشه اين قضايا ندارند گفت: ‌ما مي خواهيم بدانيم چه كسي پاسخگوي كشته شدن دهها انسان بي گناه در حوادث معدن باب نيزو است.

او تاكيد كرد: حق ما اين است كه مسئولان امر پاسخ دهند چرا اين همه بچه يتيم شدند و اين همه خانواده داغدار؟

ابراهيمي خطاب به دكتر اميري اظهار داشت: خواهش مي كنم اين پيام ما را به رييس مجلس بدهيد كه اگر روزي به دليل بي توجهي ها در مقابل مجلس حاضر شديم ما را به عنوان شورشي و ياغي نشناسند بلكه ما را خانواده هاي داغداري بدانند كه در پي رسيدن به پاسخ پرسش هاي خود هستند.

وي همچنين گفت: سكوت ما از رضايت نيست بلكه احترام به اقدامات برخي از مسئولان و نمايندگان مجلس است كه وقعا و ريشه اي اين مساله را پيگيري مي كنند.

او همچنين نسبت  به سخنان يك نماينده عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس كه اين حادثه را يك حادثه عادي در معدن ذكر كرده بود عتراض كرد و گفت: كدام كار كارشناسي انفجارها و مرگ و ميرهاي معدن باب نيزو را حوادث عادي مي داند درحاليكه بارها در مورد خطرناك بودن فعاليت در اين معدن هشدار داده شده بود.

در ادامه اين ديدار نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي، به ارايه گزارشي در مورد روند پيگيري اين حادثه پرداخت و گفت: از لحطه اي كه خبر انفجار در معدن باب نيزو را شنيدم مرتبا با نهادها و افراد ذيربط در ارتباط و تعامل بوده ام و ضمن تذكر به وزراي صنايع و معادن و كار به اتفاق آقاي محجوب، نماينده تهران در مجلس نامه نگاري هايي با مسئولان مختلف تا رسيدن به نتيجه قابل قبول انجام داده ايم.

دكتر اميري ادامه داد: درخواست تحقيق و تفحص پيرامون اين حادثه هم داشته ايم كه در دست هيات رييسه مجلس است.

وي همچنين گفت: اين حادثه بايد از دو جنبه مورد پيگيري قرار گيرد كه يكي شناسايي و برخورد با افراد و عوامل موثر در ايجاد اين حادثه است و ديگري حق و حقوق خانواده كارگران و كودكان بي سرپرست شده آنها است.

وي ابراز اميدواري كرد كه دولت، مجلس و قوه قضاييه با تمام توان اين مساله را پيگيري كنند تا حق كسي ضايع نشود.

نامه به نمايندگان عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس

در همين حال خانواده هاي جان باختگان حادثه انفجار در معدن باب نيزو در نامه اي خطاب به نمايندگان عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس خواستار رسيدگي ريشه اي به مطالبات خود شدند.

در اين نامه آمده است: "قرين يك ماه است كه از  انفجار معدن باب نيزو در شهرستان زرند مي گذرد. گرچه مدتهاست گرد و غبار انفجار معدن بر زمين نشسته است اما هنوز غبار غم و اندوه بر چهره هاي معصوم بر چهره هاي معصوم فرزندان يتيم اين حادثه نمايان است. در ميان اين همه غم و اندوه تحمل سكوت مرگبار بعضي از مسئولين و نوع نگاه به اين موضوع از تحمل مصيبت وارده سخت تر شده است. همان مسئوليني كه وقوع اين گونه حوادث را عادي مي دانند. گويي اتفاقي پيش نيامده. به نظر مي رسد موضوع فراموش شده اين انفجار، جان انسان ها و ارزش آن مي باشد."

در ادامه اين نامه آمده است:" ما خانواده هاي داغديده انتظار داريم همانطور كه شما عزيزان نسبت به فجايع انساني در ساير نقاط دنيا  نگاهي فرا ملي داريد در خصوص اين حادثه نيز به عنوان يك هم وطن نگاهي ملي داشته باشيد. مهم نيست اين انفجار در حوزه استحفاظي كدام نماينده اتفاق افتاده است. ما همه ايراني هستيم و به كشور عزيزمان ايران و كشته شدگان انفجار معدن باب نيزو افتخار مي كنيم. ما خانواده هاي داغدار، شناسايي و تعقيب كيفري افراد خاطي را خواستاريم."

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:44  توسط وحید قرایی  | 

اعتراض هنرمندان کرمانی به اقدام اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در مورد واگذاری کانون هنر

روز گذشته جمعی از هنرمندان کرمانی در اعتراض به واگذاری ساختمان کانون هنر کرمان به کانون فرهنگی مساجد در تالار عماد مجتمع فرهنگی هنری ارشاد گرد هم آمدند...

البته قائم مقام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان هم در کنار آنها نشست تا هم حرف هنرمندان را بشنود و هم حرف های خود را به آنها بزند...

تعدای به نمایندگی از هنرمندان حرف خود را به گوش حضار رساندند...

تا اینکه نوبت به آقای قائم مقام رسید...

این مقام مسئول از رویکرد نوکری مسئولان دولتی نسبت به هنرمندان سخن گفت و اینکه کانون هنر طبق یک روال قانونی و در راستای اجرای اصلل ۴۴ به کانون فرهنگی مساجد واگذار شده است. او این را هم گفت که بر اساس یک تفاهم نامه قرار است طبقه دوم این مجتمع در اختیار کانون های هنری باقی بماند.

اما بعد از چند دقیقه بسیاری از شرکت کنندگان در این نشست اعتراضی با بیان اینکه حرف های آقای سعیدی تکراری و بی فایده است معترضانه تالار را ترک کردند...

 

تا صحبتهای نماینده اداره ارشاد شنونده زیادی نداشته باشد...

البته معترضان بیرون از تالار بیکار ننشستند و یک بیانیه در مورد قضایای اخیر کانون هنر و خواسته ایشان را امضا کردند...

در این بیانیه سه مطلب مهم عنوان شده است:

۱-از اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواست می شودحداکثر تا روز دوشنبه مورخ ۲/۳ /۸۷ نسبت به واگذاری مدیریت فرهنگی و هنری به کانون هنر و تخلیه کلیه فضاهای اشغال شده اقدام نماید

۲-در صورت تحقق نیافتن بند اول، جامعه هنرمندان روز شنبه ۹/۳/۸۸ دفاتر انجمن ها را تخلیه و با استفاده از فضای باز و مجاور کانون هنر جهت تعیین تکلیف مستقر می گردند

۳-چنانچه به اقدامات فوق پاسخ مساعد داده نشود روز شنبه مورخ ۱۱/۳/۸۸ در محل استانداری گرد هم آمده از مسئولین محترم استان به منظور احقاق حقوق از دست رفته استمداد می طلبیم.

در پایان این بیایه هم آمده است: مسلم است تحت هیچ شرایطی وضعیت موجود را به رسمیت نمی شناسیم و حق خود می دانیم از همه ظرفیت های قانونی جهت رفع این بی عدالتی استفاده نماییم.

هنرمندان می خواهند که وضعیت مجتمع فرهنگی هنری ارشاد به روال سابق خود بازگردد...

 

روایت علی کبر کرمانی نژاد از این ماجرا...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:29  توسط وحید قرایی  | 

ماجرای حمله یک نماینده مجلس به معاون کرمانی وزیر نیرو

یک نماینده مجلس در یک اقدام عجیب به صورت معاون کرمانی وزیر نیرو سیلی زد.
 
بنا به این گزارش ظهر روز سه شنبه هفته گذشته وزیر نیرو به همراه تعدادی از مدیرانش از جمله مهندس مجید نامجو مدیرعامل  کرمانی شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور به مجلس آمده بودند تا پس از اقامه نمازجماعت به کمیسیون های مجلس رفته و پاسخگوی سوالات نمایندگان باشند. اما پس از اقامه نمازجماعت در نمازخانه مجلس، ناگهان س- ب نماینده بروجن به سمت مهندس نامجو رفت و در مقابل چشم حاضران به بهانه اینکه نامجو وقت ملاقات به وی نداده محکم به صورت وی سیلی زد
روزنامه کیهان در همین مورد نوشت که این برخورد ناپسند تعجب حضار را برانگیخت و همه متحیرمنتظر واکنش نامجو بودند اما مدیر آبفای کشور عکس العمل دیگری از خود نشان داد. او ابتدا دو رکعت نماز خواند و سپس از درگاه خداوند برای این نماینده طلب عفو و بخشش کرد. ابوترابی نائب رئیس اول مجلس که همچون تعدادی از نمایندگان ناظر این صحنه ها بود بعد از این واکنش به سوی نامجو رفت و بابت برخورد نماینده از او عذرخواهی کرد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:28  توسط وحید قرایی  | 

تبعات آماده نبودن در برابر حوادث طبيعي

 

شايعه و زمين لرزه هر دو ما را مي لرزاند...

 

وحيد قرايي-مدتی است که شهروندان کرمانی با کوهی از شایعات در زمینه‌ی بروز زمین‌لرزه دست و پنجه نرم می‌کنند و البته از آن جهت که مانند همیشه از آمادگی لازم برای مقابله و حتی همزیستی با چنین پدیده‌‌ای که دایما دست نوازش! بر سر ما می‌کشد نداریم نگرانی‌هایمان دوچندان است.

در این میان نکته‌ی اساسی این است که با وجود این‌که می‌دانیم زمین‌لرزه در فواصل زماني نه چندان طولاني بخشی از این استان را به شدت تکان می‌دهد و البته خسارات جانی و مالی نتیجه‌ی این پدیده است چندان به کار زیربنایی برای بیش‌تر آماده شدن بیش‌تر و کم‌تر خسارت دادن روی خوش نشان نمی‌دهیم. در این حال در کنار نحوه‌ی ساخت و سازهایی که در موارد بسیاری بدون توجه کافی به نکات ایمنی مربوط به مناطق در معرض زمین‌لرزه صورت می‌گیرد در شهرهایی نظیر کرمان زمین زیرپای‌مان با بالا آمدن آب‌های زیرسطحی حسابی سست شده است تا خودمان با دست خودمان امکان خسارت بار بودن زمین‌لرزه‌ها را بیش‌تر کنیم. در عین حال شبکه‌ی فاضلاب شهری کرمان هم به دلیل اعتبارات قطره‌چکانی آن تاکنون به بهره‌برداری نرسیده است تا این اثرات خودساخته را کاهش دهیم.

اما در مورد وضعیت ‌لرزه‌‌خیزی استان کرمان و امکان پیش‌بینی زلزله و شرایط موجود در کشور و استان کرمان سرپرست سازمان زمین‌شناسی جنوب خاوری کشور می‌گوید:«در زمین‌لرزه‌ها سه عامل مکان، زمان و بزرگی مورد توجه قرار دارد که در هر نوع پیش‌بینی علمی زمین‌لرزه بایستی این سه فاکتور مدنظر قرار گیرد.»

مهندس مسعود ناظم‌‌زاده شعاعی می‌افزاید:«تاکنون تلاش‌های بشری برای پیش‌بینی زمین‌لرزه با توجه به سه‌عامل ذکر شده به جایی نرسیده است ضمن این‌که اقدامات زیادی برای پیش‌بینی زلزله انجام گرفته که البته گاهی این پیش‌بینی ها هم درست از آب درآمده است اما همه‌ی این‌ها رهاکردن تیر در تاریکی بوده است و نمی‌توان چندان روی این پیش‌بینی‌ها حساب باز کرد.»

وی با اشاره به این‌که آن‌چه اهمیت دارد در قدم اول مکان‌یابی رخداد زمین‌لرزه‌های احتمالی است اضافه می‌کند:«این مکان‌یابی توسط سازمان زمین‌شناسی به صورت نقشه‌های زمین‌شناسی ارایه و گسل‌های لرزه‌زا شناسایی شده‌اند. البته این ادعا که همه‌ی گسل‌ها شناخته شده‌اند گزاف‌گویی است و احتمال وجود گسل‌های پنهان و کشف نشده نیز وجود دارد.»

او در مورد وضعیت استان کرمان در زمینه‌ی وجود این گسل‌ها ابراز می‌دارد:«استان کرمان در این زمینه وضعیت منحصر به فردی دارد و بدون اغراق به تعداد شهرها و مراکز جمعیتی بزرگ این استان گسل وجود دارد چرا که هسته‌ی اولیه‌ی تشکیل این اجتماعات به واسطه‌ی این گسل‌ها به دلیل وجود آب شکل گرفته است (گسل‌ها محل مناسبی برای خروج آب در سطح زمین هستند).»

ناظم‌زاده ادامه می‌دهد:«برای احاطه‌ی بیش‌تر بر عملکرد گسل‌ها نیاز به امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری فراوانی است که تغییراتی را که قبل از هر زمین‌لرزه در پوسته‌ی زمین روی می‌دهد از دیدگاه‌های مختلف مثل تغییرات الکترو مغناطیس پوسته‌ی زمین، حرارت، سطح آب‌های زیرزمینی، تغییرات گازهای متصاعد شده از گسل‌ها و... مورد بررسی و کنترل قرار دهد و با این اقدامات دست‌کم می‌توان متوجه شد که می‌توان منتظر یک رخداد لرزه‌خیزی باشیم یا خیر؟»

وی تاکید می‌کند:«سال‌هاست که استان کرمان در انتظار احداث یک شبکه‌ی لرزه‌نگاری مجهز است اما متاسفانه به وقوع نمی‌پیوندد و کسی نمی‌داند چه نهاد و دستگاه و سازمانی متولی این کار است و اساسا این سوال مطرح است که چه نهادی در کشور در زمینه‌ی زلزله باید حرف آخر را بزند و متولی آن کیست و چرا کمیته‌ای تشکیل نمی‌شود تا با بودجه‌ای ثابت ضمن آموزش و تربیت نخبگانی در این حیطه، راهکارهای لازم را در این زمینه در مواقع بحرانی و اضطراری ارایه دهد؟»

او تصریح می‌کند:«اگر زمین‌لرزه بتواند توسعه‌ی یک جامعه را به تاخیر بیاندازد بی‌گمان شایعه‌ی زمین‌لرزه نیز همان کار را خواهد کرد.»

سرپرست سازمان زمین‌شناسی جنوب خاوری کشور در ادامه با اشاره به این‌که کشور ایران از لحاظ مطالعات«لرزه‌ زمین ساخت» و "لرزه‌شناسی" بسیار جوان است و این علم در ابتدای راه خود قرار دارد می‌گوید:«کشور ما که از لحاظ ریسک زمین‌لرزه در مقام‌های بالای دنیاست، متخصصان زیادی در این زمینه ندارد و دانشگاه‌های ما متخصصان این رشته را به تعداد مورد نیاز تربیت نمی‌کنند و رشته‌های مرتبط را توسعه نمی‌دهند. در کنار آن امکانات مرتبط و مورد نیاز و شبکه‌های لرزه‌نگاری مجهز نیز به تعداد کافی وجود ندارد.»

ناظم‌زاده در عين حال تصریح می‌کند:«باید هم‌زیستی با زمین‌لرزه را مردم ما بیاموزند و حداقل تا زمانی که پیش‌بینی دقیق زلزله امکان‌پذیر می‌شود این آموزش برای هم‌زیستی مانند کشورهای نظیر ژاپن باید تداوم داشته باشد تا زندگی مردم هر از چندگاهی دچار اختلال نشود. ما اول باید زمین‌ زیر پایمان را بشناسیم و بدانیم که زمین‌لرزه و گسل‌ها یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی تکامل و تحول پوسته‌ی زمین هستند و وجودشان اجتناب‌ناپذیر است.»

وی تاکید مي‌کند:«چه دانشمند چینی و چه هر کس دیگری در شرایط فعلی پیش‌بینی زلزله بکند یا نکند برای ما در صورت‌مساله تغییری به وجود نمی‌آید و با توجه به وضعیت زمین‌شناسی استان کرمان ما باید با اتخاذ تدابیر لازم از قبیل ساختمان‌سازی مناسب، رعایت نکات ایمنی، از بین بردن اثرات منفی بالاآمدن آب‌های زیرسطحی با تکمیل هر چه سریع‌تر شبکه‌ی فاضلاب و آموزش‌های مداوم به مردم، برای مقابله با شرایط پیش‌ آمده در هنگام و بعد از زمین‌لرزه آمادگی همیشگی داشته باشیم تا تنها در هنگامه‌ی شایعات فقط به هراس و دلهره دچار نشویم.»

اما مسئول پایگاه لرزه نگاری کرمان نیز با غیر علمی دانستن پیش بینی های زمین لرزه می گوید: «تاکنون با توجه به پیشرفت های علمی صورت گرفته هیچ کس نتوانسته است در زمینه پیش بینی دقیق محل و زمان زمین لرزه ابراز نظر کند و تمام صحبتهای مطرح شده در حد فرضیه می باشد. »

جلیل الدین فاطمی در گفتگو با مهر تصریح مي كند: «حتی کشورهای صاحب علم دنیا نیز در این زمینه به موفقیت دست نیافته اند و تنها می توان از بروز و مشاهده برخی شواهد امکان بروز زمین لرزه را در یک منطقه تشخیص داد.

وی عنوان مي كند: استان کرمان از مناطق زلزله خیز کشور محسوب می شود و ایران نیز روی کمربند زلزله قرار گرفته است و درصورت بروز زمین لرزه نباید به پیش بینی های صورت گرفته اکتفاء کرد زیرا که هر لحظه امکان بروز این حادثه در استان وجود دارد و مختص این زمان نیست. » وی با اشاره به وجود چندین گسل خطرناک در کرمان مي گويد: «در استان کرمان گسل های مختلفی وجود دارد که در حال ذخیره انرژی هستند و احتمال تخلیه انرژی این گسل ها وجود دارد اما زمان مشخصی نمی توان اعلام کرد بلکه تنها باید با هوشیاری در راستای مقاوم سازی سازه ها و آگاه سازی مردم در زمان بروز زمین لرزه اقدام کرد. »

وی با تاکید بر مقاوم سازی سازه ها تاكيد مي كند: «انجام مانورهای امدادی و آمادگی دستگاههای مختلف و مدیریت صحیح بحران از نکاتی هستند که باید در مناطق زلزله خیز با جدیت دنبال شوند. »

***

ما كرماني ها حق داريم كه از صورت مساله زلزله، شايعات و تبعات آن هراس داشته باشيم. ما از زماني كه حافظه مان ياري مي كند هر از چندگاهي خسارت و مرگ و جراحات هم استاني هاي خود را بر اثر زلزله ديده ايم اما نكته مهم اين است كه هيچگاه عزمي جدي در ميان مردم و مسئولان براي همزيستي با قهر طبيعت و بي خطر كردن آن براي خود نداشته ايم. اگر همين امروزپرسيده شود كه منازل و مدارس و ادارات و هر آنچه كه انسان زير سقف آن زندگي مي كند در استان كرمان چقدر ما را در برابر زمين لرزه هاي شديد حفظت مي كنند چه پاسخي خواهيم داشت و آيا از تجارب تلخ گذشته درس گرفته ايم؟ آيا در همين شهر سازمان هاي مرتبط توانسته است با جذب اعتبارات لازم حداقل با تكميل شبكه فاضلاب شهري و بيرون كشيدن آب هاي زير سطحي حداقل از سست شدن بيشتر زمين زيرپايمان جلوگيري كنند؟ ديروز كه از دست ما رفته است پس بهنر است بجاي هراس هميشگي از  زلزله صاحب عزمي هميشگي شويم تا با شناخت از وضعيت فعلي خود راهكارهاي زندگي در كنار احتمال هميشگي زلزله را بياموزيم و به كار بنديم و شهر و استان كرمان را در برابر اين خطر كه مطمئنا هميشه در كنارمان و حتي زير پايمان وجود دارد ايمن كنيم.

 

این مطلب در نشریه کرمان جوان منتشر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط وحید قرایی  | 

کرمان نما به جای کرمان ما

پس از اینکه سایت "کرمان ما" که به عنوان سایت رسمی اصلاح طلبان استان کرمان فعالیت می کرد به دلایلی از دسرس کاربران خارج شد، سایت خبری-تحلیلی کرمان نما به عنوان سایت رسمی ائتلاف اصلاح طلبان استان کرمان آغاز به کار کرده است.

بر پایه این گزارش، پایگاه خبری کرمان نما به آدرس www.kermannama.comدر دسترس کاربران است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:10  توسط وحید قرایی  | 

آیا در مقابل زمین لرزه آمادگی لازم را داریم؟

 

 ایسنا منطقه کویر در گزارشی جالب توجه به این موضوع پرداخته است که آیا کرمانی ها که همیشه در معرض زمین لرزه قرار دارند و  به کرات در بحبوحه شایعات مربوط به وقوع زمین لرزه دچار مشکل شده اند  از آمادگی لازم در برابر این حادثه طبیعی برخوردارند؟ این گزارش را در زیر می خوانید...

باتوجه به قوت گرفتن شایعه وقوع زلزله در استان کرمان و نگرانی و دلهره مردم در این زمبته جای این سوال باقی است که آیا این شایعه می تواند تلنگری باشد برای ما تا در خصوص مقاوم سازی منازل مسکونی خود اعم از شهری و روستایی اقدام کنیم آنچه که در زیر می خوانید گفتگویی است با مسئولین در رابطه یا وضعیت استحکام منازل مسکونی استان. 


برای استحکام منازل حتی یک روز را هم نیاید از دست داد 


 معاون عمرانی استاندار کرمان  در این مورد گفت: هم استانی ها باید توجه بسیار زیادی بر ساخت خانه های مستحکم و ضد زلزله داشته باشند و حتی یک روز را نباید از دست دهند.

کامیاب افزود: ممکن است زلزله تا ده سال دیگر هم رخ ندهد اما تاریخ استان می گوید به طور متوسط هر 10 سال یکبار زلزله اتفاق می افتد پس ما باید حتما یک خانه مقاوم داشته باشیم .

وی در ادامه مطلب فوق افزود: مردم از مستحکم و غیر مستحکم بودن منازل مسکونی خود اطلاع کامل دارند و چنانچه در خانه ای غیر مقاوم سکونت دارند ختما نسبت به مقاوم سازی آن هر چه سریع تر اقدام و از قرار گرفتن در زبر سقف های غیر مطمئن خود داری کنند.
کامیاب اضافه کرد: دانستن یک سری موارد در زمینه وقوع زلزله، کاهش خطرات احتمالی و رفتارهای مناسب حین زلزله الزامی است که این آموزشها از طریق هلال احمر انجام می شود.
معاون عمرانی استاندار کرمان با اشاره به شایعات اخیر مبنی بر وقوع زلزله در استان در اردیبهشت ماه سال جاری اظهار داشت: اگر حتی یک درصد این پیش بینی درست باشد باز هم زیاد است چون بحث جان انسانها در میان می باشد بنا براین اقدامات لازم به عمل آمده و آمادگی های لازم را در این زمینه داریم الیته با توجه به زلزله خیز بودن استان این آمادگی در سراسر روزهای سال وجود دارد.
وی اظهار داشت: هیچ کس تا امروز به صورت قطعی نتوانسته پیش بینی وقوع زلزله را بیان کند در این مجموعه کارگروه های زیربنایی فراهم شده است و هرچند وقت یکبار مانورهایی انجام می شود و نیروها آمادگی کامل را دارند.

رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرمان:

 زلزله ای نظیر بم بیش از نیمی ازساختمانهای کرمان را ویران می کند 

 دکتر حمید بدیعی رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرمان هم با بیان این مطلب که امنیت خاطر شهروندان در گرو رعایت مقررات ملی ساختمان است، گفت: ساخت و سازهایی که اکنون در استان کرمان به مرحله بهره برداری می رسند اغلب از شرایط خوبی برخوردارند و به تدریج که ساختمان های چند دهه قبل را تخریب نموده و ساختمان ها با آئین نامه هایی جدید به جای آن احداث می شود افق امیدوارکننده ای را پیش رو ترسیم می کند. 
 وی گفت: درصد عظیمی از ساختمان های فعلی شهرهای استان و از جمله شهر کرمان در سال هایی احداث شده اند که عملاً کنترلی بر ساخت و ساز آنها وجود نداشته است واگر خدایی ناکرده زلزله ای همچون زلزله شمال کشور و یا زلزله بم به مرکزیت شهر کرمان اتفاق افتد بیش از نیمی از ساختمان های موجود این شهر ویران خواهند شد. 
 بدیعی یادآور شد: بازسازی، نوسازی و بهسازی باید با سرعت بیشتر و با استفاده از فن آوری های نوین و با رعایت سبک سازی و خودداری از بکار بردن مصالح سنگین( همچون آجر وملات در دیوارها) انجام شود تا خوش بینانه طی 10 سال آینده به شهرهای ایمن و زیبا دست یابیم.
رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرما ن اظهار داشت: در این عرصه به حمایت های دولت در اعطاء تسهیلات بانکی به مالکان ساختمان های فاقد اصول فنی و پشتیبانی شهرداری ها از اقدامات سازمان نظام مهندسی ساختمان در کنترل مقررات ملی ساختمان در همه بخش ها اعم از معماری، عمران وتاسیسات بیش از گذشته نیاز است. 
 وی ادامه داد: اغلب مهندسان این استان از اقدامات این سازمان پشتیبانی نموده و همت جدی در جهت تصحیح روش های ساخت، کنترل کیفیت ها، دقت در طراحی ها و رعایت اصول فنی در کارگاه ها مبذول نموده اند. 
 بدیعی افزود: با گروه های کنترل نقشه ها وتیم های بازرسی فنی همکاری نموده و اگر برخورد نامناسبی از گروه های کنترل مقررات ملی مشاهده کردند به مسئولین سازمان تذکر داده اند تا به تدریج اصلاح گردد تا شان و منزلت مهندسین مورد خدشه قرار نگیرد.
وی یاد آور شد: هیئت مدیره سازمان در جهت حمایت از مهندسین تلاشگر خود و دفاع از حیثیت عمومی مهندسان و بر حسب وظیفه قانونی خود با تعداد انگشت شمار کسانی که اعتقادی به رعایت مقررات نداشته اند برخورد نموده که متاسفانه بعضی از معرفی شدگان به شورای انتظامی در جهت تخریب هیئت مدیره ومانع تراشی بر سر کنترل مقررات ملی و یا بازرسی های فنی و تضعیف جایگاه سازمان از هیچ کوششی فروگذاری نکرده اندو
رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرما ن  در ادامه مطلب فوق افزود: خوشبختانه اغلب مهندسان بر همکاری های خود با سازمان  افزوده اند و می دانند که هر گونه سهل انگاری دراین موضوع جان ومال مردم را به مخاطره می اندازند و راضی نیستند که در جهت اهداف عده ای از کارفرمایان سودجو، منافع عمومی و سرمایه های ملی را قربانی کنند.
بدیعی اظهار داشت: بر کسی پوشیده نیست که بسیاری از ساختمان های موجود کشور در شرایطی احداث شده اند که بحث زلزله به حساسیت چند دهه اخیر مطرح نبوده است.
وی افزود: شاید زلزله ی سال 1369 شمال کشور نقطه عطفی در نگاه مهندسان و مسئولین کشور ایجاد کرد. تغییرات اساسی در آئین نامه ها و تدوین ضوابط فنی متناسب با شرایط زلزله خیزی مناطق وسیعی از کشور جدی تر و به تدریج نقش مهندسین در ساخت و ساز کشور پر رنگ ترشد. 
 بدیعی ادامه داد: مانند هر حادثه ای دیگر مردم و مسئولین تدریجاً با گذشت بیش از یک دهه آن فاجعه را فراموش کردند تا اینکه زلزله دیماه 1382 شهر بم، موجب ویرانی این شهر تاریخی شد و دهها هزار نفر از مردم بی پناه را به کام مرگ کشانید، عده ای را بی سرپست و عده ای را داغدار نمود .این بارهمه هم قسم شده اند که رعایت ضوابط فنی و مقررات ساخت و ساز را سرلوحه کارها و برنامه های خود قرار داده و اجازه ندهند که هیچ ساختمانی بدون رعایت ضوابط شهرسازی و مقررات ملی ساختمان در کشور احداث شود.
وی یاد آور شد: سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرمان که از حدود چهار ماه قبل از زلزله ویرانگر بم اقدام به تاسیس واحد بازرسی فنی نموده بود با افزایش تیم های بازرسی فنی و حضور موثر در نظارت بر بازسازی شهرستان بم و توسعه نمایندگی ها در سراسر استان جدی تر از گذشته پا به عرصه انجام وظایف قانوینی خود گذاشت.
رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کرما ن ادامه داد: اقدامات سازمان، مورد حمایت همه شهرداری ها و مسئولین استانی و کشوری قرار گرفت وهمچنین پشتیبانی های مهندس سعیدی کیا چه در مسئولیت ریاست کل بنیاد مسکن و چه بعداً به عنوان مقام عالی وزارت مسکن و شهرسازی از اقدامات سازمان نظام مهندسی استان کرمان انصافاً ستودنی ست و البته به گفته ایشان این سازمان در جایگاه ممتاز کشوری قرار گرفت.

مدیر کل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان کرمان:

50 هزار واحد مسکونی روستایی غیر مقاوم در استان وجود دارد
 

مهندس عبد الحسین حجتی مدیر کل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان کرمان گفت: در حال حاضر حدود 50 هزار واحد مسکونی روستایی در سطح استان کرمان مقاوم نمی باشد.
وی ادامه داد:120 هزار واحد غیر مستحکم غیر روستایی در سطح استان موجود بود که خوشبختانه 70 هزار واحد آن بازسازی و بهسازی و مابقی نیز در دست اجرا می باشد.
حجتی افزود: بهسازی 11 هزار واحد مسکونی در سطح روستاها و شهرهای زیر 12 هزار نفر استان کرمان از محل تسهیلات بانکی سال 84 به اتمام رسیده است. 
 وی با بیان این مطلب که بهسازی 12 هزار واحد مسکونی در سطح روستاها و شهرهای زیر 12 هزار نفر به اتمام رسیده است،گفت: اعتبارات این واحد های مسکونی از محل تسهیلات بانکی سال 85 تامین شده است .
حجتی ادامه داد: بهسازی 32 هزار واحد مسکونی در سطح روستاها و شهرهای زیر 12 هزار نفر استان از محل تسهیلات بانکی سال 86 که حدود 25 هزار واحد آن مربوط به ساماندهی مسکن کپرنشینان جنوب استان می باشد در دست انجام است.
مدیر کل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان کرمان خاطر نشان کرد: مقرر شده است در سال جاری 30 هزار واحد مسکن برای کپرنشینان جنوب استان( با احتساب 25 هزار واحد در دست اجرا) در حد مبلغ تسهیلات ساخته شود و همچنین از محل تسهیلات بانکی سال 88 که احتمالاً در نیمه دوم سال ابلاغ می شود تعدادی واحد مسکونی در سطح روستاهای استان و شهرهای زیر 12 هزار نفر ساخته خواهد شد که تعداد دقیق آن متعاقباً اعلام می شود.
وی تصریح کرد: بازسازی 16 هزار واحد مسکونی شهری و روستایی در شهرستان های زلزله زده زرند- راور و کرمان طی سال های 84 تا 86 به اتمام رسیده و بازسازی 10 هزار واحد دیگر در دست انجام است.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:59  توسط وحید قرایی  | 

زلزله بعد از دو هفته شايعه...

 

صبح امروز کرمانی ها بعد از حدود دو هفته شایعات مربوط به زمین لرزه با زلزله ای که مرکز آن شهداد گزارش شده است از خواب بیدار شدند.

اين زمين لرزه 9/4 ريشتري  صبح امروز دوشنبه شهر شهداد در 70 کيلومتري شرق کرمان را لرزاند كه البته در كرمان نيز به راحتي قابل احساس بود.  به گزارش مرکز لرزه نگاري کشوري موسسه ژئو فيزيک دانشگاه تهران اين زمين لرزه در ساعت 6 و 44 دقيقه امروز به وقوع پيوست.
اين مرکز، عرض شمالي اين زمين لرزه را 33/30 و طول شرقي آن را 64/57 اعلام کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:17  توسط وحید قرایی  | 

نامه خانواده هاي كارگران جان باخته در حادثه انفجار معدن باب نيزو به رييس جمهور

 

کرمان خبر-خانواده كارگران جان باخته در حادثه انفجار معدن باب نيزو با ارسال نامه به رييس جمهور خواستار رسيدگي به وضعيت خود شده و مطالبات خود را نيز مطرح كردند.

در اين نامه آمده است:"بار ديگر سايه غم و اندوه بر سر خانواده هاي كارگران مستضعف و زحمتكش اين مرز و بوم سنگيني مي نمايد. چه سخت است نگاه به چشمان منتظر و معصوم كودكان بي سرپرست انفجار معدن باب نيزو. چه مادراني كه در برابر سوال هاي بي جواب اين دختران معصوم و پسران بغض در گلو شكسته چون مولايشان علي و مادرشان زهرا نيمه هاي شب مطلومانه مي گريند. آنان صبر را از مولايشان علي(ع) ياد گرفته اند و درد و رنج، جزيي جدا نشدني از زندگي آنها بوده است، اما با اين همه صبوري و استواري، تاب و تحمل نامردي ها و نامردمي ها را ندارند."

در ادامه اين نامه متذكر شده اند:"انفجار معدن باب نيزو نه به عنوان يك حادثه بلكه نمادي بود از زياده خواهي پيمانكار بخش خصوصي و بي مسئوليتي و بي كفايتي بعضي از مسئولين كه وظيفه نظارت و حسن عملكرد بخش خصوصي را در اين زمينه بر عهده داشتند."

خانواده هاي داغدار حاثه انفجار معدن باب نيزو در ادامه آورده اند:"ما خانواده هاي داغدار در امتداد پرشكوه انسانيت، همدلي خالصانه و تلاش مجدانه حضرتعالي را ارج نهاده و صميمانه از زحمات مستمر و خالصانه هيات رييسه محترم مجلس شوراي اسلامي، وزارت صنايع و معادن، استاندار مردمي استان كرمان، نمايندگان محترم شهرستان هاي كرمان و زرند، دبيركل خانه كارگر، رياست محترم خانه كارگر استان كرمان و ساير عزيزان تشكر و قدرداني مي نماييم و با عنايت به منش عدالت محور دولت خدمتگذار رسيدگي به موارد مطروحه ذيل را خواستاريم.

1-   رد صلاحيت ادامه فعاليت پيمانكار مربوطه.

2-  شناسايي و تعقيب افراد خاطي كه با عدم نظارت بر حسن عملكرد بخش خصوصي موجبات وقوع اين حادثه را فراهم كرده اند.

3-  توقف كامل عمليات بهره برداري از معدن باب نيزو(به استناد تبصره 1 ماده 105 قانون كار) به علت خطرآفرين بودن محل و حوادث مكرر بعد از واگذاري به بخش خصوصي

4-   تسريع در روند رسيدگي به پرونده

5-  تامين كمك معيشت خانواده هاي داغدار تا زمان برقراري مستمري و پرداخت كليه مطالبات قبلي كارگران منوط به اوامر عاليست... "

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 20:42  توسط وحید قرایی  | 

بررسي نوسانات قيمت نفت، بحران جهاني اقتصاد و اثرات آن بر صادركنندگان کرمانی در گفت‌وگو با دكتر علي‌رضا شكيبايي

دولت با تسهيلات بانكي همه چيز را جبران مي كند!

اثر "انحصار" و "تباني" اوپك كم رنگ شده است

 

 

 وحید قرایی

گفت‌وگو با دكتر علي‌رضا شكيبايي، استاد اقتصاد و عضو هيات علمي دانشگاه كرمان بر سر نوسانات قيمت نفت و بحران جهاني اقتصاد بود كه به وضعيت صادركنندگان ايراني و تاثير اين بحران بر آن‌ها رسيديم. دكتر عليرضا شكيبايي كه دكتراي اقتصاد انرژي خود را از دانشگاه تهران دريافت كرده است نظرات جالب توجهي در اين زمينه دارد.

 به اعتقاد او اقتصاد دولتي ايران دغدغه‌ي اين فعالان اقتصادي در كرمان را تعديل مي‌كند و جاي نگراني زيادي از بابت تبعات بحران جهاني اقتصاد ندارند و آن چه هم که از سوی فعالان اقتصادی مطرح می‌شود، بحران‌های جدی منجر به ورشکستگی نیست. او مي گويد:«امروز یک کارگر آمریکایی نگران ورشکستگی کارفرما و بیکاری خود است اما این‌جا ورشکستگی کارفرما هم با کمک‌‌های دولت قابل جبران است و دولت وارد عمل می‌شود و ضررهای اقتصادی شرکت‌ها و تولیدکنندگان و صادركنندگان را جبران می‌کند.»

او در مورد كاهش قيمت نفت و نقش اوپك نيز معتقد است عامل «انحصار» و «تباني» اوپک نقش کم‌رنگی پیدا کرده است و عوامل اقتصادی و سیاسی نقش خود را در نوسانات قیمت نفت پررنگ‌تر کرده است. شرایط اقتصادی و سیاسی فعلی عرصه را برای تبانی و انحصار تولیدکنندگان تنگ کرده است و جلسات اوپک به نتیجه‌ی دلخواه نمی‌رسد چرا که چند وزیر نفت نمی‌توانند در مقابل شرایط اقتصادی و سیاسی بایستند و مسیر را عوض کنند».

آقاي دكتر! تحليل شما از نوسانات اخير قيمت نفت چيست؟

*قیمت نفت دوران‌های مختلفی پشت سرگذاشته است. از 1973 میلادی که به شوک نفتی اول در ادبیات اقتصادی جهان مشهور است بعد از جنگ اسرائیل و اعراب قیمت نفت افزایش پیدا کرد اما این شوک سیر صعودی‌اش تداوم بخشیده شد و به صورت طولانی مدت قیمت‌ها افزایش پیدا کرد. قیمت نفت در شوک نفتی اول ده برابر شد یعنی از8/1 دلار در هر بشکه نفت به 18 دلار رسید. شوک نفتی دوم در سال‌های انقلاب اسلامی1979 میلادی اتفاق افتاد که عرضه‌ی نفت ایران به دلیل اعتصاب کارگران شرکت نفت قطع شد و در بازار جهانی دوباره شوک ایجاد کرد و این‌بار قیمت نفت را از 18 دلار در هر بشکه به 35 دلار رساند و این سیر صعودي ادامه داشت تا سال 1983كه قیمت نفت سیر نزولی خود را شروع کرد تا به 20 دلار در هر بشكه رسيد.

جنگ کویت که اتفاق افتاد چون عرضه‌ی نفت کویت به دلیل بمباران چاه‌های نفت کویت قطع شد انتظار می‌رفت شوک دیگری به قیمت‌ها وارد شود که البته شوک وارد شد اما بر خلاف دو شوک قبلی، افزایش قیمت نفت این بار تداوم نداشت. حتی‌ بعد از مدتی یک سیر نزولی پیدا کرد و به بشکه‌ای12 دلار هم رسید. اما حمله‌ی دوم آمریکا به عراق و تصرف این کشور باعث افزایش ناگهانی قیمت نفت شد به طوری‌که در مقاطعی نفت 140 دلاری هم داشتیم تا این زمان که سیر نزولی آن و قیمت‌های بین 40 تا 50 دلار را شاهد هستیم.

این دوره‌ها را اگر پشت سر هم بگذاریم و تجزیه و تحلیل کنیم، سه عامل را در این صعود و نزول قیمت نفت مشادهده می‌کنیم. یک دسته از این عوامل صرفا اقتصادی و ساختاری هستند. یعنی عواملی که به هزینه‌های تولید، رشد اقتصادی کشورهای مصرف‌کننده‌ی نفت و میزان ذخایر کشف‌شده و نگهداری شده‌ی نفت ارتباط دارند. یکسری عوامل هم به مساله‌ی«انحصار» یا«تبانی» مرتبط هستند که کشورهای صادرکننده با ساز و کارهایی عرضه را کنترل می‌کنند و قیمت‌ها را افزایش می‌دهند مانند تصمیم‌گیری در سازمان اوپک و تاثیراتی که بر قیمت جهانی نفت می‌گذارد.

دسته‌ی دیگر هم عوامل سیاسی هستند. دیدگاه‌ها و نحوه‌ی تعامل سیاسی که در دنیا در بین کشورهای تولید‌کننده و مصرف‌کننده‌ی نفت به وجود می‌آید منشا این تاثیرات است كه در بایستی هر سه عامل را در بررسی‌های خود در مورد نوسانات قيمت نفت لحاظ کنیم.

در این میان دو نکته را هم باید مد نظر قرار داد. کشورهای صادرکننده نفت تنها از ابزار«عرضه‌ی نفت» یا همان«شیر نفت» برای کنترل قیمت‌ه در بزار نفت استفاده می‌کنند یعنی تنها یک ابزار دارند. اما در کشورهای مصرف‌کننده، فعالیت‌های مرتبط با نفت عمدتا توسط شرکت‌های بزرگ نفتی کنترل می‌شود. در این شرکت‌ها اهداف چندگانه دنبال می‌شود و روی خرید و فروش نفت و تجهیزات و تکنولوژی استحصال نفت سرمایه‌گذاری می‌کنند.  این سرمایه‌گذاری در حمل و نقل و حتی تولید اطلاعات در بازار نفت نیز صورت می‌گیرد. تلاش آن‌ها این است که سبد سرمایه‌گذاری آن‌ها پر تر باشد.

اما در یک دهه‌ی اخیر چند اتفاق افتاد که‌ می‌تواند عامل افزایش و کاهش قیمت نفت قلمداد شود. یکی این‌که ژاپن به عنوان یک کشور بزرگ از لحاظ اقتصادی به این فکر افتاد که باید جریان عرضه‌ی نفت به این کشور را تحت مدیریت و کنترل خود درآورد. در دهه‌های قبلی این شرکت‌های نفتی بودند که چنین کنترلی داشتند. از دیگر سو اقتصاد چین به سرعت رشد کرده است و این رشد بالا میزان تقاضای نفت از طرف این کشور را افزایش داده است به طوری که 40 درصد انرژی مصرفی در چین باید از طریق واردات تامین شود. هم‌چنین در آسیا، هندوستان کشوری است که رشد بالای اقتصادی را آغاز کرده است و شدیدا به نفت نیاز دارد. پس تقاضای جهانی برای نفت رو به افزایش بود و هست. از طرف دیگر کشورهای صنعتی(جهان اول) به طور جدی وارد بحث نگرانی‌های محیط زیستی مانند زیستی مانند گرم شدن کره‌ی زمین شده‌اند و به دنبال جایگزینی سایر انرژی‌ها از جمله انرژی هسته‌ای و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت هستند. با قیمت نفت زیر 50 دلار سرمايه گذارها براي توسعه استفاده از انرژي هاي نوين توجيه اقتصادي ندارند و در اين شرايط اين سياست را دنبال نمی‌کنند. باید قیمت نفت افزایش پیدا می‌کرد تا چنین سرمایه‌گذاری توجیه‌پذیر شود پس بحث مالیات بر واردات نفت مطرح شد که تا 100 درصد قیمت نفت هم در برخی نقاط مالیات گرفته شد و قیمت نفت در این کشور‌ها دو برابر شد. این شرایط و مالیات‌گیری‌ها علامت‌هایی به صادرکننده‌ها داد که بازار کشش قیمت‌های بسیار بالا را دارد و به این نتیجه رسیدند که هماهنگ باشند و با همان ابزار شر نفت قیمت‌ها را بالا ببرند.مجموعه‌ی این فعل و انفعالات و بحث‌ها نتیجه‌اش سیرصعودی قیمت نفت بود که به 140دلار هم رسید.

وقتی شرایط اینگونه شد به دلیل سودآورشدن معاملات بورسی نفت بورس‌بازها هم از سایر بازارها خارج و به بازار نفت وارد شدند و به این افزایش قیمت نفت دامن زدند.

و در اين شرايط مطلوب براي قيمت نفت، چگونه ورق برگشت؟

*سقوط بازارهای بورس که مقدمه‌ای شد برای بحران اقتصادی در آمریکا اولین حركت توقفی در این داستان بود. با این بحران اقتصادی هم بورس‌بازها از این بازار داغ خارج شدند و هم با کاهش رشد افتصادی تقاضا براي نفت کاهش یافت. یعنی هم‌زمان هم متقاضیان واقعی و هم متقاضیان بورسی و بورس‌بازها از بازار نفت خارج شدند. به نتیجه‌ رسیدن سرمایه‌گذاری‌ها در انرژی‌های غیرفسیلی در اروپا  چین و هند و ژاپن مزید بر علت شد تا قیمت‌ها به وضعیت گذشته برگردد و سیرنزولی آغاز شود و تا زمانی که رشد اقتصادی جهانی سیرنزولی داشته باشد و بحران‌ مالی در آمریکا و اروپا ادامه یابد ما انتظار نداریم که قیمت نفت افزایش قابل توجهی داشته باشد.

آيا همه چيز به عوامل اقتصادي باز مي گشت؟

*ببينيد! در کنار همه‌ی این بحث‌ها که بحث‌های اقتصادی و انحصاری بود یک بعد سیاسی هم در این داستان در افزایش و کاهش قیمت نفت نقش اساسی داشت. از زمانی دولت ایران اعلام کرد قصد دارد بحث هسته‌ای را دنبال کند (که البته همراه با گام‌های جهانی برای استفاده از انرژی‌های پاک بود) با حساسیت‌هایی که آمریکا و اروپا ایجاد کردند و سپس پا فشاری دولت ایران و حمایت‌های مردمی،  بحران سیاسی در خاورمیانه تشدید شد و تا امکان برخورد نظامی هم پیش رفت. این فعال و انفعالات پیش‌بینی کاهش عرضه را به وجود آورد و به بحث افزایش قیمت نفت کمک کرد.

اما با کم‌رنگ شدن گزینه‌ی نظامی خصوصا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و انتخاب باراک اوباما، ثبات به بازار نفت بازگشت.

پس نقش اوپك چه مي‌شود؟

*در اين بين عامل «انحصار» و «تباني» اوپک نقش کم‌رنگی پیدا کرده است و عوامل اقتصادی و سیاسی نقش خود را در نوسانات قیمت نفت پررنگ‌تر کرده است. شرایط اقتصادی و سیاسی فعلی عرصه را برای تبانی و انحصار تولیدکنندگان تنگ کرده است و جلسات اوپک به نتیجه‌ی دلخواه نمی‌رسد چرا که چند وزیر نفت نمی‌توانند در مقابل شرایط اقتصادی و سیاسی بایستند و مسیر را عوض کنند.

...برسيم به بحران اقتصاد جهاني. به نظر مي‌رسد اين بحران با بحران سال 1929 شباهت‌هاي زيادي داشته باشد. شما هم اين نظر را قبول داريد؟

*درست است. این بحران شباهت زیادی با بحران سال1929 دارد. چون به همان صورت بازارهای بورس و بانک‌ها سقوط می‌کنند، بعد شرکت‌های بزرگ ورشکسته می‌شوند و بیکاری شدید و رکود اقتصادی پیش می‌آید. بحران اقتصادی1929 حدود 5 سال طول کشید و تمام دنیا را تحت تاثیر خود قرار داد. بحران فعلی هم به همین صورت است اگرچه تجربه‌ی سال 1929 وجود دارد و سیاست‌هایی برای مهار این بحران به کار گرفته می‌شود و ممکن است در زمانی کوتاه‌تر از 5 سال این مهار بحران صورت گیرد.

يعني با دخالت بيش‌تر دولت‌ها در اقتصاد؟

*از دهه‌ی 70 میلادی سیاست‌ها به سمت کاهش دخالت دولت در اقتصاد بود و این سیاست تا قبل از بحران هم به شدت دنبال می‌شد. بحران اخير اقتصادي جهان باعث وقفه در اجرای این سیاست و بازگشت به برنامه‌های دخالت دولت در قبل از دهه‌ی 70 شد. با تجربه‌ی سال 1929 دخالت بیش‌تر دولت‌ها در اقتصاد مورد قبول قرار گرفته است و البته دولت‌ها هم بدشان نمی‌آید به همان دوره‌ی دخالت دولتی برگردند. اوباما با سیاست‌های اقتصادی خود این دخالت را رسما پذیرفته و اعمال می‌کند تا شرایط به وضعیت عادی باز گردد. واقعیت‌های اقتصادی این وضعیت را ایجاب کرده است. اين را هم بگويم یکی از دلایلی که باعث شد بحران جهانی اقتصاد تاکنون اثرات شدیدی در ایران نداشته باشد همین حضور همه جانبه‌ی دولت در اقتصاد است. در این دو سه دهه‌ای که جهان به سمت آزادسازی اقتصادی پیش رفت دولت ایران به شدت بر اقتصاد این کنترل خود را اعمال کرده و حداقل 80 درصد اقتصاد را در دست داشته است. برای این موضوع البته نمی‌خواهم ارزش‌گذاری مثبت و منفی بکنم. این یک وضع موجود است و حضور گسترده‌ی دولت این اطمینان را به فعالان اقتصادی می‌دهد که نگران نباشند. در آمریکا بحران عدم اطمینان به شرایط را داریم اما در ایران فعالان اقتصادی پشتشان به دولت گرم است. دولتی بودن شدید اقتصاد ایران باعث شد که خیلی بحران اعتماد و اطمینان به شرایط در ایران مشکل‌ساز نشود چون به هر حال دولت کمبودهای موجود را جبران می‌کند.

يعني ما از بحران مصون هستيم؟

*ببينيد! بحران اقتصادي فعلي یک بعد روانی دارد و یک بعد واقعی. بعد روانی آن در ایران اتفاق نمی‌افتد اما بعد واقعی ناشی از کاهش قیمت نفت اثر خود را خواهد گذاشت که البته هر زمان قیمت جهانی نفت پایین بوده است وضعیت اقتصادی کشور، دچار مشکل بوده است. چرا که همین اقتصاد دولتی به شدت وابسته به قیمت نفت بوده و بحران جهانی اقتصاد و کاهش قیمت نفت در نهایت اثر خود را خواهد گذاشت.

چندي پيش در جلسه فعالان اقتصادي و صادركنندگان استان كرمان با وزيربازرگاني، نگراني آن‌ها از اثرات بحران جهاني اقتصاد خصوصا بر صادركنندگان قابل كتمان نبود و آن‌ها خواستار كمك‌هاي دولت در اين زمينه بودند. نظر شما در اين مورد چيست؟

*صادرکنندگان سنتي ما که مصرف‌کنندگانی در بازار جهانی دارند و بیرون از اقتصاد نفتی ایران هستند این احساس را دارند که بحران جهانی اقتصاد شامل آن‌ها می‌شود و حداقل یک نگرانی در این مورد را احساس می‌کنند. اما باید دید وزن این نگرانی در اقتصاد ایران چقدر است؟ ما دو سه میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داریم که در مقایسه با حجم مبادلات مالی و اقتصادی بيش از صد میلیارد دلاری ايران که به نفت مرتبط است بسیار ناچیز است. ممکن است بگوییم عده‌ای صادرکننده‌ی غیرنفتی در کشورمان متضرر می‌شوند. اما نکته‌ اینجاست که بزرگترین کارفرما و خریدار در كشور ما، دولت است و همان طور که تا کنون به صادرکنندگان کمک کرده است و حتي در مقاطعي كالاي آنها را هم خريده است امروز هم این کمک را انجام خواهد داد و تسهیلات دولتی پرداخت خواهد شد تا ضرر جبران شود. این که می‌گویم به دولت اعتماد وجود دارد همین است. دولت می‌تواند طلب خود را هم در مقاطعي از فعالان اقتصادي و یا دریافت خود را به تعویق بیندازد.

مساله اين است كه دو شرکت خصوصی نمی‌توانند دیون خود را ببخشند اما دولت كه درآمدهاي نفتي را دارد می‌تواند. اگر پسته‌ی صادر کننده فروش نرود دولت خودش وارد می‌شود و خريدار مي شود و اگر صادرکننده بازگشت سرمایه نداشته باشد، دولت وارد می‌شود و با تسهیلات آن را جبران می‌کند. چون اين گردش مالي حجم بزرگی هم ندارد.

اگر در استان کرمان چنین بحث‌هایی مطرح می‌شود برای گرفتن یک چنین کمک و تسهیلاتی است چون که این اطمینان وجود دارد که در شرایط مشابه این‌چنین دولتی وارد عمل می‌شود تا ضررها را جبران کند. این‌ها که از سوی فعالان اقتصادی مطرح می‌شود بحران‌های جدی منجر به ورشکستگی نیست. امروز یک کارگر آمریکایی نگران ورشکستگی کارفرما و بیکاری خود است اما اینجا ورشکستگی کارفرما هم با کمک‌‌های دولت قابل جبران است و دولت وارد عمل می‌شود و ضررهای اقتصادی شرکت‌ها و تولیدکنندگان و صادركنندگان را جبران می‌کند. اقتصاد دولتی یعنی همین. خصوصا این‌که دولت، پول نفت دارد و وابسته به مالیات شهروندان نیست و یکی از ماموریت‌ها و وظایفش همین است.

به نظر شما در شرايط كاهش قيمت نفت مي توان به گونه‌اي عمل كرد كه تهديدات به فرصت نبديل شود؟

*یک فاکتوری که ایران دارد که سایر کشورهای نفتی ندارند، نیروی انسانی آن است.

نیروی انسانی توانمند در حوزه‌ی دانش نفت و گاز در ایران فراوان و بسیار سطح بالا هستند. اگر ایران به این نیروی انسانی اعتماد کند و نخبگان بيش از اين وارد عرصه ‌شوند فرصت هاي زيادي پيش روي ما قرار خواهد گرفت. سوال اين است كه خروجی‌های دانشكده هاي مهندسی‌ نفت ايران در کجا و در کدام پروژه‌ها مشارکت داده می‌شوند؟

این نیروها ارزان تربيت نمي شوند و فکر می‌‌کنم ایران علاوه بر نفت این کارت و برگ برنده را هم دارد که عربستان و ساير كشورهاي نفت خيز عربي ندارند. در کشور عربستان نیروهای کارشناس خارجی و حتی ایرانی کار می‌کنند.بسياري این نیروهای تحصيل كرده نفتی ايراني در دبی يا در شرکت‌های نفتی بین‌المللی کار می‌کنند چرا که تفاوت دستمزدی و حقوقی خیلی زیاد است. ایران اگر این بحث را در کنار ساير منابع بیاورد یعنی منابع در کنار دانش نفت و گاز می‌تواند خودش مثل کشورهای صنعتی از این دو منبع باارزش استفاده کند و فرصت خوبی را فراهم کند و بتواند بازیگر خوبی در تحولات نفتي جهان باشد و منافع خود را افزایش دهد. بسياري از تغییر و تحولات ناشی از حضور همین آدم‌هاي با دانش است.

در اين ميان نبایستی حوزه‌ی مدیریت انرژی و سیاست‌گذاری انرژی دارای یک سیستم بسته باشد که هیچ کس حتی گاهی عالی‌ترین مقام‌ها از آن بی‌خبر باشند. تعداد  معدود و انگشت‌شماری که هیچ‌وقت مشخص نیست چه کسانی هستند سیاست‌گذاری می‌کنند و سيستم را اداره می‌کند. باید به صورت باز و شفاف دارای یک سیستم تخصصی شویم نه سیاسی و بیاییم در حوزه‌ی اقتصادی فنی با داشتن نیروهای که وجود دارد کار کنیم و هیچ وقت هم نگران این نباشیم که قیمت نفت کاهش پیدا کند. بعضی وقت‌ها ممکن است کاهش قیمت به نفع ایران باشد البته اگر ما خوب عمل کرده باشیم اگر با کاهش قیمت مشتری بیش‌تری پیدا کرده باشیم. قراردادهای بلند مدت‌تری داشته باشیم. مثل کشورهای دیگر روی معامله‌های کاغذی نفت کار بکنیم. گاهی درآمد این معاملات کاغذی نفتی از درآمد تولید و استخراج نفت بیش‌تر است. قرار نیست ما تنها نفت را تولید و آماده در اختیار مشتری قرار دهیم. ما باید با اتکا به نیروی انسانی ساير بعدها را نيز تقویت کنیم. شرکت‌های بزرگ حمل و نقل، پالایش و... درست کنیم تا نگران این بازی بالا و پایین رفتن قیمت نفت نباشیم. بیش از سی سال این گونه رفتار کردیم که با اعلام خبر افزایش قیمت نفت خوشحال و با خبر کاهش آن نگران می‌شویم. این نشان می‌دهد که ما غیرعلمی و غیرفنی عمل می‌کنیم.

نگاه ما نباید نگاه کشورهای عربی باشد. نگاه آن‌ها تنها به نفت است و نیروهای خارجی... ما باید بدانیم صنعت نفت را ما، ملی کردیم و بعد کشورهای عربی فهمیدند که باید نفت را پس بگیرند و يادمان باشد ايران بود كه پايه گذار اوپک شد. ایران مي تواند نگاهی رو به جلو داشته باشد و ابتكارات جالب توجهي در حوزه نفت پي ريزي كند.

منتشر شده در نشریه بام کویر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 17:23  توسط وحید قرایی  | 

فردا/16 اردیبهشت ماه

 

کرمان میزبان میرحسین موسوی

 

مردم کرمان فردا میزبان مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ و کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هستند.

مسوول کمیته استقبال از مهندس موسوی در این مورد گفت: مراسم استقبال از ایشان فردا ساعت ۹ صبح در فرودگاه کرمان انجام می شود.

محمد فرشاد افزود: مهندس موسوی سپس با حجت الاسلام والمسلمین جعفری،نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمان ملاقات خواهد داشت و بعد از آن زیارت قبور شهدا در برنامه سفر ایشان است.

وی همچنین گفت: آقای موسوی در دانشگاه شهید باهنر کرمان هم حضور خواهد یافت و در تالار وحدت این دانشگاه به سوالات دانشجویان دانشگاه های کرمان پاسخ خواهد گفت و در جمع آنها سخنرانی خواهد نمود. وی ساعت ۴ بعد از ظهر نیز در تالار تلاش کرمان واقع در چهارراه کار در جمع اقشار مختلف مردم به ایراد سخن خواهد پرداخت و  بعداز آن در جمع خبرنگاران به سوالات آنها پاسخ خواهد داد.

 فرشاد از مردم استان کرمان دعوت کرد تا فردا ساعت 4 بعد از ظهر در سالن تلاش میزبان مهندس موسوی باشند.

 

     

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:28  توسط وحید قرایی  | 

دبير خانه كارگر استان كرمان:


با خصوصي سازي به صورت فعلي مخالفيم



اتفاق تاسف‌آور انفجار در معدن باب‌نیزو و مرگ 12 کارگر این معدن باعث شد تا بار دیگر اخبار مربوط به این حوزه مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد.

اما این اولین نیست که چنین اخباری توسط رسانه‌ها منتشر می‌شود و فعالان این حوزه بارها وجود مشکلات اساسی در زمینه‌ی امنیت شغلی، معیشت و حتی امنیت جانی و روانی آن‌ها را گوشزد کرده‌اند.

عباس کاربخش، دبیر خانه‌ی کارگر استان کرمان، یکی از همین فعالان جامعه‌ی کارگری است که به شدت پیگیر مسایل و مشکلات کارگری است و از بیان واقعیت‌های موجود در این زمینه ابایی ندارد.

وی در مورد وضعیت کلی کارگران در استان کرمان و مشکلات آن‌ها گفت: اکثر جمعیت استان کرمان را خانوارهای کارگری تشکیل می‌دهند و به جرات اعلام می‌کنم که حدود 400 هزار خانواده‌‌ی کارگری در استان کرمان زندگی می‌کنند که سرپرست یا اعضای خانواده در بخش‌های مختلف تولیدی و خدماتی مشغول به کار هستند.

او افزود: این در حالی است که حدود 60 درصد این افراد که خانواده را اداره می‌کنند و یا کمک خرج خانواده هستند تحت پوشش نهادهای حمایتی نظیر سازمان تامین نیستند و بنا به آمار موجود از کل جمعیت کارگری استان کرمان فقط 220 هزار نفر بیمه شده‌ی اصلی می‌باشند و بقیه اصولا بیمه نیستند و یا شناسنامه‌ی کار ندارند و به صورت پراکنده در بخش‌های مختلف مشغول به کار هستند که این اصلا وضعیت خوبی را برای کارگران نمایش نمی‌دهد.

کاربخش با اشاره به انقلاب اسلامی ایران در سال 57 اظهار داشت: در کنار انگیزه‌های دینی و ملی و رهبری پیامبرگونه‌ی حضرت امام خمینی(ره) باید به مسایل مادی و فاصله‌ی طبقاتی موجود در آن زمان نیز اشاره کرد که باعث افزایش نارضایتی‌ها از رژیم شاه و سرعت بخشیدن به پیروزی انقلاب اسلامی شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم مردم و خصوصا کارگران انتظار داشتند عدالت اسلامی محقق شود و قطعا دغدغه‌ی همه‌ی مسوولان نظام اسلامی نیز در سال‌های گذشته و پس از پیروزی انقلاب برقراری عدالت و رفع تبعیض بوده است اما متاسفانه نتوانستیم کاری کنیم که این امر به طور کامل محقق شود.

وی اظهار داشت: هر زمان که مسایل انتخاباتی مطرح می‌شود همه‌ی جناح‌های سیاسی وعده‌هایی برای بهبود شرایط کارگران و رفع تبعیض دفتر می‌دهند اما وقتی در صدر کار قرار می‌گیرند با مشکلات عدیده مواجه می‌شوند و نمی‌توانند شعارهای خود را عملی کنند. نمی‌خواهم کسی را متهم کنم اما باید دولت‌ها شعار عدالت را به عمل تبدیل کنند و فقط شعار آن را ندهند.

این فعال کارگری تاکید کرد: بالاخره بزرگان قوم باید بنشینند و یک فکر اساسی بکنند تا عدالت و رفع تبعیض محقق شود.

کاربخش با اشاره به این‌که در سال‌های 58 و59 مهم‌ترین مساله انطباق حداقل دستمزد‌ها با خط فقر بود و این کار هم محقق شد اظهار داشت: با این اتفاق فاصله‌ی فقیر و غنی کاهش یافت و حتی در زمان جنگ هم با سیاست‌های دولت در آن دوره این وضعیت ادامه داشت اما بعد از جنگ کشور به سمت و سویی رفت که ارزش پول ملی به شدت کاهش پیدا کرد، نرخ بهره‌ی بانکی افزایش یافت و مجددا فاصله طبقاتی زیاد شد و مجددا امروز دغدغه‌ی کارگران این است که فکری برای آن‌ها بشود و می‌بینیم که خط فقر 800 هزار تومانی و حداقل دستمزد دویست و پنجاه هزار تومانی مشکلات معیشتی کارگران را مجددا زیاد کرده است.

وی هم‌چنین گفت: امروز خصوصی‌سازی به این صورتی که در کشور، انجام می‌شود بلای جان کارگران شده است و اگر واقعا می‌خواهیم، اصل44 اجرایی شود باید به سمت تعاونی‌ها برویم. باید ببینیم«تعاونو علی البر و التقوی» چه‌قدر اجرایی کردیم. مخالف خصوصی‌سازی با این شیوه هستیم و این سوال را می‌پرسیم که چرا به جای خصوصی‌سازی این‌چنینی بخش تعاونی در کشور تقویت نمی‌شود و چرا قوانین بخش تعاون اجرایی و تقویت نمی‌شود. نتیجه‌ی این‌گونه خصوصی سازی معدن باب‌نیزو و فجایع آن است.

او در ادامه در مورد مطالبات کارگران از دولت خصوصا در آستانه‌ی انتخابات آتی ریاست‌جمهوری نیز عنوان کرد: رهبر معظم انقلاب بارها بر امنیت شغلی کارگران تاکید کرده‌اند اما به نظرم دولت پیگیری لازم را در این زمینه انجام نداد و تا زمانی که همه‌ی مسایل سیاسی و بر اساس متر جناحی دیده شوند وضعیت تغییری نمی‌کند. مطالبه‌ی مهم از دولت آینده هم انطباق حداقل دستمزد کارگران بر خط فقر امنیت تا بتوانند شکم خود و خانواده‌شان را سیر کنند. هم‌چنین امنیت شغلی تضمین شود و معیشت کارگران تامین شود. البته مهم این است که نرخ تورم نیز تک رقمی شود.


اين مطلب در نشريه بام كوير منتشر شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 20:16  توسط وحید قرایی  | 

معاون عمرانی استاندار کرمان به مردم اطمینان داد

 

 تمهیدات لازم برای حوادث غیرمترقبه اندیشیده شده

 

به دنبال بروز شایعات در شهر کرمان در زمینه وقوع زلزله در اردیبهشت ماه خبرنگار ایسنا منطقه کویر با معاون عمرانی استاندار کرمان در همین مورد به گفتگو نشست. 
 
معاون عمرانی استاندار کرمان با بیان این مطلب که زلزله قابل پیش بینی نیست، گفت: استان کرمان بر اساس سوابق تاریخی یکی از استانهایی است که بیشترین خط زلزله را در کشور دارد و اگر بخواهیم از گذشته درس بگیریم همیشه باید آمادگی کامل در این زمینه را داشته باشیم بنابراین صرف نظر از شایعات اخیر، وقوع زلزله در استان کرمان امری بدیهی است لیکن پیش بینی هایی توسط مراکز مختلف لرزه نگاری شده است و بعضی اوقات این پیش بینی ها به وقوع می پیوندد و خیلی اوقات غلط از آب در می آید و امیدواریم که این پیش بینی یا شایعه به وقوع نپیوندد .

مهندس کامیاب اظهار داشت : کلیه هماهنگی های لازم در ارتباط با هماهنگ نمودن کارگروهها حتی  پیش بینی مانور زلزله در چند روز آینده و همچنین آمادگی لازم از نظر مهیا نمودن امکانات اجتماعی در استان انجام شده است و این آمادگی مربوط به شایعه نیست و در زیر مجموعه اقدامات لازم همیشه انجام می شود . 

وی اضافه کرد : در حال آماده باش بودن بیمارستانها به صورت رسمی اعلام نشده است اما به واسطه وجود پیشینه تاریخی در استان سعی می کنیم این آمادگی را در سراسر استان داشته باشیم .

وی منبع نگرانی ها ی اخیر مردم در زمینه وقوع زلزله در کرمان گفت: بعضی سایت ها به نقل از دانشمندان مختلف پیش بینی هایی را اعلام کرده اند که منجر به ایجاد شایعه و  نگرانی در بین مردم شده است .

کامیاب با بیان این مطلب که تمهیدات لازم در زمینه هر نوع حادثه ی غیر مترقبه ای نظیر زلزله اندیشیده شده است، تصریح کرد : ناگفته نماند که همه روزه زلزله هایی باشدت ها ی کم رخ می دهد که برای  مردم محسوس نیست اما توسط زلزله نگارانی که در گوشه و کنار داریم ثبت می شود .

کامیاب در ادامه تاکید کرد : بعد از زلزله بم و زرند همه توان دولت بکار گرفته شد که خانه های غیر مقاوم مخصوصا در روستا ها در حد امکان مقاوم سازی یا باز سازی شود.

وی در پایان یادآور شد: دفتر چه های کوچک تحت عنوان سالنامه هشدار و آموزش همگانی توسط هلال احمر چاپ شده است که بین همشهریان توزیع می شود.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:2  توسط وحید قرایی  | 

سخنراني اسحاق جهانگيري، سيد حسين مرعشي، محمد فرشاد و محمد علي كريمي در همايش حاميان مهندس موسوي

 

ميرحسين موسوي در سخت ترين شرايط، كشور را اداره كرد

 

رییس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در استان کرمان در همایش حامیان مهندس موسوی در کرمان اظهار داشت: ما آمده‌ایم تا میثاق ببندیم که انتخابات سرنوشت‌ساز پیش‌رو را هر چه پر شورتر برگزار کنیم و زمینه‌ی حضور حداکثری مردم را فراهم آوریم.

محمد فرشاد، با اشاره به این که ستادهای مهندس موسوی در همه‌ی شهرستان‌های کرمان شکل گرفته‌اند به ذکر چند تصمیم راهبردی این ستادها پرداخت و گفت: فراهم آوردن زمینه‌ی حضور هر چه بیش‌تر مردم در پای صندوق‌های رای، شناساندن اندیشه‌های مهندس موسوی، هماهنگی با تمام ستادهای مردمی و دانشجویی، رعایت اخلاق اسلامی و انتخاباتی، نقد منصفانه‌ی رقیب، تمرکز بر این که در انتخابات آتی هدف تغییر وضع موجود است و برنامه‌ریزی برای پیروزی از جمله این تصمیمات است که در حال اجرایی شدن مي‌باشد.

او هم‌چنین در میان کف‌زدن‌های ممتد حاضران اعلام کرد که مهندس میرحسین موسوی چهارشنبه‌ی آینده به کرمان سفر خواهد کرد و در ساعت چهار بعدازظهر در سالن تلاش با مردم کرمان سخن خواهد گفت.

 پس از آن بود که اسحاق جهانگیری، وزیر صنایع و معادن دولت اصلاحات پشت تریبون آمد تا سخنرانی خود را انجام دهد.

وی در ابتدای اظهارات خود گفت: مهم‌ترین وظیفه‌ای که بر دوش دولت قرار دارد فراهم کردن بستری برای رشد و توسعه‌ و ظهور و بروز استعدادهای مادی و معنوی است تا توانمندی‌های کشور شکوفا شوند.

او ادامه‌ داد: برای ما تاسف‌بار است که ببینیم پایه‌های توسعه‌ی کشور آسیب دیده است و در عین حال برخی، با استفاده از آموزه‌های دینی، ذهن جوانان کشور را نسبت به آرمان‌های حضرت امام(ره) مخدوش می‌نمایند.جهانگیری تاکید کرد: امروز تکلیف سنگینی بر دوش دولت است که در مسیری حرکت کند که کشوری با 70 درصد جمعیت جوان زیر 35 سال نسبت به آینده‌ی انقلاب و نظام و کشور خوشبين باشد و اگر نتوانیم امید و نشاط را احیا کنیم کشور با مسایل بغرنجی روبه‌رو خواهد شد.

وی با  اشاره به این‌که در قرن 21 کشورها به سرعت در حال پیشرفت در زمینه‌های گوناگون هستند اظهار داشت: مردم ایران، امروز خود را با کشورهای دیگر مقایسه می‌کنند و با این منابع و تاریخ و فرهنگ غنی بایستی فراتر از بسیاری کشورها باشیم که البته با علم و تدبیر و آگاهی می‌توان ایران را به نقطه‌ی مطلوب در عرصه جهاني رساند.

او هم‌چنین با اشاره به چالش‌های پیش رو در زمینه‌های مختلف وارد بحث چالش‌های اقتصادی کشور شد و اظهار داشت: اگر با جدیت بیش‌تر به مسایل اقتصادی نپردازیم و با وضعیت‌ فعلی در مورد آن عمل شود در آینده با بحران‌های جدی سیاسی و اجتماعی روبه‌رو خواهیم شد. وزیر صنایع و معادن دولت اصلاحات با اشاره به این که افزایش تورم مهم‌ترین چالش اقتصادی پیش روی کشور است عنوان کرد: در سال 1384 نرخ تورم به 11 درصد رسید و بر اساس برنامه‌ی چهارم توسعه قرار بود این نرخ تک رقمی شود اما اقدامات غیرعلمی و شتاب‌زده‌ی دولت نهم که بدون توجه به نظرات کارشناسان اقتصادی خارج از دولت صورت گرفت باعث شد نقدینگی به 180 هزار میلیارد تومان برسد و نرخ تورم که سير نزولي داشت بر اساس آمار بانک مرکزی همین دولت به بالای 25 درصد رسيده و مشکل‌ساز بشود.

جهانگیری به بحث کسری بودجه نیز پرداخت و گفت: در دوران جنگ تحمیلی کسری بودجه داشتیم اما بعد از جنگ این موضوع حداقلی شد خصوصا زمانی که نفت فقط 18 دلار بود اما در نحوه‌ی هزینه کرد منابع نفتی اتفاقاتی افتاده است که در سال88 با این که هر بشکه نفت 40 دلار محاسبه شده است بر اساس نظرات برخی کارشناسان 25 هزار میلیارد تومان و بر اساس نظر مرکز پژوهش‌های مجلس 44 هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم که یا باید دولت با حذف بودجه‌های عمرانی به رکود بزرگ اقتصادی تن دهد و یا از بانک مرکزی استقراض کند که در هر دو صورت به بحران گسترده‌ی اقتصادی منجر می‌شود.

وی به گسترش فساده مالی و اداری در کشور اشاره کرد و با ذکر این مطلب که این موضوع این روزها در دنیا مورد توجه قرار می گیرد و کشورهای مختلف در این زمینه ارزیابی می‌شوند، گفت: رتبه‌ی ایران از لحاظ فساد مالی و اداری در سال 2005، نود و سه‌ی جهان بود که در سال 2008 به رتبه‌ی 141 رسیده است و معنایش گسترش شدید دامنه‌ی فساد در سیستم اداری کشور است که در چنین سیستمی امور تولیدی و سرمایه‌گذاری دچار آسیب می‌شود و مشخص می‌شود که یا شعار مبارزه با فساد دولت نهم يا صادقانه نیست و یا روش‌های آن‌ها ناکارآمد است.

او به مساله‌ی بیکاری نسل جوان، تحصیل کرده‌‌ها و زنان ایرانی نیز پرداخت و گفت: جهت ایجاد اشتغال باید برای رشد سرمایه‌گذاری زمینه‌سازی شود اما رشد سرمایه‌گذاری کشور از رقم 3/10 درصد در سال 82 به رقم 3/3 درصد درصد در سال 86 رسیده است که نشان می‌دهد میل به سرمایه‌گذاری در کشور کاهش یافته و منابع نفتی نیز در جای خود سرمایه‌گذاری نشده است.

وی هم‌چنین گفت: حجم بالای واردات نیز اشتغال موجود را تهدید می‌کند و کارخانه‌ها و صنایع تولیدی به همین علت با بحران‌های شدید و بیکارشدن کارگران‌شان مواجه شده‌اند.

او در مورد سیاست خارجی کشور و تعامل با سایر کشورهای دنیا گفت: ایران کشور بزرگی است دنیا و علاقه‌مند به همکاری با ایران و ایران نیز دارای منافع قابل توجه در تعامل با خارج برای دستیابی به تکنولوژی و سرمایه‌های خارجی است اما به جای تعامل با جهان به ماجراجویی پرداخته‌ایم و در این حوزه مسایلی در حال روی دادن است که دردآور می‌باشد.

جهانگیری اظهار داشت: در مورد تبعات این رفتار در سیاست خارجی فقط به ذکر مثال منطقه‌ی عسلوئیه اشاره می‌کنم که قبل از این دولت هزاران نفر در این منطقه با مشارکت شرکت‌های بین‌المللی مشغول به کار بودند و از میدان مشترک گازی با قطر در حد مطلوبی برداشت می‌‌کردیم اما امروز گویی گرد مرگ بر این منطقه پاشیده‌اند و هر چه این عدم مشارکت شرکت‌های بین‌المللی و کم کاری ما ادامه پیدا کند منافع ما به جیب قطری‌‌ها می‌رود.

وی هم‌چنین گفت: دولت نهم به جای دیپلماسی سازنده به دنبال حماسه‌سازی است و کافی است نتیجه‌ی این رفتار را در کنفرانس‌های دوربان یک و دو ببینیم. در دوربان یک و در زمان دولت اصلاحات هیاتی که وزیر خارجه در راس آن بود با استدلال قوی فضا را چنان علیه اسرائیل تغییر داد که هیات‌های آمریکا و اسرائیل به حالت قهر جلسه را ترک کردند و در بیانیه‌ی پایانی صهیونیسم معادل نژادپرستی شمرده شد اما در دوربان2 هیاتی به سرپرستی رییس‌جمهور و چند وزیر تنها مورد اهانت واقع شد و ده‌ها هیات حاضر در کنفرانس، جلسه سخنرانی رییس‌جمهور  ایران را ترک کردند. البته ما این حرکت آن‌ها را محکوم می‌کنیم اما چرا چنین اتفاقاتی باید بیفتد که به نفع صهیونیست‌ها تمام شود و مگر می‌توان همه‌ی این موارد را حماسه نامید؟!

او با اشاره به این که مهم‌ترین مساله سیاست داخلی، خردگرایی همه‌ی نیروهای دلسوز در کشور است ادامه داد: زمانی در کشور جناح‌های چپ و راست با هم رقابت انتخاباتی داشتند و اطمینان داشتند که اگر رای نیاورند کشور با حضور جناح دیگر اداره می‌شود اما گروه حاکم حتی به بسیاری از اصول‌گرایان هم رحم نکرد و با این وضعیت نیازمند همگرایی بین همه‌ی نیروهای منطقی و دلسوز در کشور هستیم.

نماینده‌ی اسبق مجلس شورای اسلامی در ادامه افزود: فرصت‌ها به سرعت از دست می‌رود و ما یا فکر می‌کنیم که همین شرایط خوب است که هیچ و یا فکر می‌کنیم که این شرایط زیبنده‌ نیست که باید برای«تغییر» اقدام کرد و فرصت«تغییر» فقط در انتخابات فراهم است و در آینده باید به وجدان خود پاسخ بدهیم که چه اقدامی در این زمینه انجام داده‌ایم.

جهانگیری در ادامه‌ی سخنرانی خود با اشاره به این که مهندس موسوی رسانه‌ای در اختیار ندارد و اعلام کرده است تک‌تک شهروندان ستاد و رسانه‌ هستند این سوال را پرسید که آیا ما این آمادگی را داریم که شرایط حساس کشور را با دیگران در میان بگذاریم؟

وی هم‌چنین با یادآوری این مطلب که اصلاح‌طلبان بعد از جنگ همیشه انتخاب اولشان برای کاندیداتوری مهندس موسوی بوده که از وی می‌خواستند به صحنه بیاید گفت: این بار با تحلیلی که از سوی ایشان مطرح شده و احساس وظیفه کرده‌اند که به صحنه بیایند ما هم وظیفه داریم او را تنها نگذاریم و با او به صحنه بیاییم.

او گفت: مهندس موسوی انسان ساده‌زیستی است که بر اساس اعتقاداتش این گونه رفتار می‌کند و مانند برخی آن را به رخ دیگران نمی‌کشد. او ارزش‌گرایی است که از این ارزش‌گرايي به عنوان دکان استفاده نکرده، به مردم دروغ نگفته و چیزی را که نمی‌تواند به آن عمل کند به زبان نمی‌آورد و عمیقا نگران و منتقد وضع موجود کشور است.

وی تاکید کرد که میرحسین موسوی مدیری است که در سخت‌ترین شرایط کشور را اداره کرده و با تکیه براصول علمی و تجارب گران‌بهای گذشته می‌تواند وضع موجود را تغییر دهد. او فرایند تصمیم‌گیری فردی را به تصمیم‌گیری کارشناسی، جمعي و بر پایه‌ی منطق و خرد تبدیل خواهد کرد.

 در ادامه‌ی مراسم محمدعلی کریمی، نماینده‌ی مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی در سخنانی گفت: امیدوارم این جمع پر نشاط تا آخرین لحظه در عرصه‌ی انتخابات آتی ریاست جمهوری حضور پیدا کند و با تلاش خود پیروزی را به نام مردم، اصلاح‌طلبان و آقای موسوی رقم بزند.

وی تصریح کرد: همه برای یک پروژه‌ی مشترک جمع شده‌ایم و حالا که آقای موسوی بعد از 20 سال با احساس تکلیف معنادار وارد عرصه‌ی انتخابات شده‌است باید این احساس تکلیف را تقویت کنیم و نقش خود را برای تغییر، به خوبی ایفا کنیم و واقف باشیم کار ما مبارزه با رییس‌جمهور مستقر است که تمام امکانات و رسانه‌ها را در اختیار دارند.

او اظهار داشت: موج معرفی مهندس موسوی را کسی جز مردم و همین جمع حاضر نمی‌تواند ایجاد کند و این که بنشینیم و انتظار موجی از بیرون را داشته باشیم اشتباه است.

کریمی تاکید کرد: میدان، میدان رقابت است میان خط امام و ارزش‌های برآمده از امام و از سوی دیگر کسانی است که فقط داعیه دارند و حرفشان تا عمل فاصله‌ی زیادی دارد.

  اما سیدحسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی آخرین سخنران همایش بود که در ابتدای سخنانش اظهار داشت: ما مفتخریم که قبل از اسلام هم ملت موحدی بودیم و می دانیم که در نهایت این خداوند است که اعمال ما را رد یا تایید می‌کند و هر چه هنر برای بیان واقعیت‌ها و افزایش آگاهی مردم داریم باید با توکل و توجه به خداوند متعال باشد تا ما را از این رنج‌ جانکاه نجات دهد. وی تاکید کرد انتخابات جاری تقریبا از همه‌ی انتخابات بعد از انقلاب متفاوت است که نه مبارزه اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی که مبارزه‌ی همه‌‌ی ملت با بی‌هویتی ومبارزه صداقت و صمیمیت در مقابل فریب‌کاری و بازی با عقاید و سرنوشت یک ملت است.

او اظهار داشت: من به عنوان منتقد دولت آرزویم این بود که بگویم مردم رای بدهند ولی چون دولت خوب عمل کرده است شانسی نداریم اما متاسفم که باید بگویم که باورم نمي‌شد این گروه با مردم، کشور و نظام این گونه رفتار کرده است که تنها راه چاره، تغییر و حرکت و جنبش است.

مرعشی گفت: مهندس موسوی را امام خمینی(ره) مهندس موسوی کرد تا روزی کشور را نجات دهد و امروز هم باید به ذخایر امام(ره) مراجعه کنیم تا جمهوری اسلامیِ امام خمینی را نجات دهیم. پیروزی موسوی پیروزی ملی و پیروزی تفکر امام و اصول‌گرایان با فضیلت خواهد بود.

وی در ادامه اذعان داشت: متاسفیم اصول‌گرایانی که در جلسات خصوصی با ما می‌نشینند و از وضعیت موجود انتقاد می‌کنند و می‌دانند چه بر سر منابع و ثروت این مملکت آمده پشت تریبون از جریان حمایت می‌کنند.

او با اشاره به این که امام(ره) تبلور شخصت، منش، بزرگی، ایستادگی، شهامت و همه‌ی مردان بزرگ ایران بود که جمهوری اسلامی را به ثمر رساند گفت: مگر جمهوری اسلامی ساده به دست آمده است که با مماشات اجازه دهیم چند نفر که هویتشان مشخص نیست نظام را به چالش بکشند. مگر برای مملکت کم زحمت کشیده شده و کم خون ریخته شده است؟

استاندار اسبق کرمان افزود: بعد از صد سال مبارزه برای حاکمیت قانون در کشور، قانون مصوب مجلس را رییس‌جمهور چیز دیگری برای اجرا ابلاغ می کند و مجلس هم سکوت می‌کند و فقط نامه می‌نویسد. معلوم است مجلسی که انتخابش را شورای نگهبان به آن صورت مدیریت بکند مجلسی نیست که در برابر تخلف رییس‌جمهور مقاومت بکند و انگار به سال 1280 قبل از مشروطیت برگشته‌ایم.

مرعشي عنوان كرد: یک خانمی را می‌اندازند جلو تا به هر کس هر چه دلش می خواهد بگوید نه مراجع‌ تقلید احترام داشته باشد، نه روحانیت احترام داشته باشد نه نهادهای موثر کشور حیثیتی داشته باشند، نه جریانات و شخصیت‌ها و کارشناس‌ها.

وی خطاب به دولت نهم اظهار داشت: ببینید کشور را با چه شرایط و امکاناتی تحویل گرفتید و با آن چه کردید. درآمدهای بی‌سابقه‌ی نفت یعنی 270 میلیارد دلار پول و سیاست‌های اصل 44 برای واگذاری بیش از 2000 میلیارد دلار شرکت‌های دولتی اختیار و امكانات کمی بود؟ همین آقای جهانگیری وزیر صنایع و معادن بودند  چند بار از مقامات عالی کشور تقاضا کردند اجازه بدهید 40 درصد از فولاد مبارکه را به بخش خصوصی بفروشیم تا 10 میلیون تن ظرفیت فولاد جدید ایجاد کنیم مگر کسی اجازه داد؟ حالا شما فولاد و بانک‌ها و بیمه‌ها و شرکت مس را می‌توانستید بفروشید و فروختید ولی چیزی به جای آن ایجاد کردید؟

مرعشی ادامه داد: از این منابع کدام صنعت در کشور مستقر شد؟ آقای موسوی در زمان جنگ نخست‌ وزیر کشور بودند و صنایع مس باهنر و صنایع لاستیک یادگار ایشان در کرمان است آن هم در زمان جنگ. آن روز برای 200 هزار دلار ارز باید یک‌سال و نيم مکاتبه می‌کردیم و من می‌پرسم شما در این چند سال با این همه امکانات و منابع آن صنعتی را که ایجاد کرده‌اید و کلنگ زده‌اید کجاست؟

وی افزود: نباید اجازه داد با سستی و کنار نشستن یک چنین اتفاقاتی در کشور بیفتد و کسانی که می‌گویند رای آن‌ها اثر ندارد باید باور کنند که هر رای‌شان اثر زیادی دارد. در این انتخابات، هم کاندیدا داریم و هم فرصت که باید از این موقعیت استفاده شود و همه به صحنه بیایند و ما در سال 88 نیاز به حضوری گسترده‌تر از خرداد 76 داریم.

او در ادامه‌ي ‌سخنان خود كه با تشویق‌های مداوم حضار حمایت می شد اظهار داشت: به وعده‌هایی که دولت نهم داد نگاه کنید... بهره‌ی بانکی را قرار بود کم کنند اما بانک‌های دولتی وام‌های با بهره‌ی 26 درصد می دهند. تورم، اشتغال، توسعه‌ی صنایع، اخلاق و فضيلت ها به چه وضعي درآمد؟ آن وقت نامه از مردم بگیری و بابت آن پول بدهی و از نیاز مردم سو استفاده شود و از اين نیاز به عنوان ابزار بردگی سیاسی استفاده کنند؟

او در پایان عنوان کرد:مردم بنشیند و بزرگان سکوت بکنند تا کسی با پول رای بخرد؟ آیا می‌توانیم با این وضعیت کشور را اداره کنیم؟ ما نیاز داریم که به دور از خودخواهی و تعصب و کج‌اندیشی مردم را بسیج کنیم تا به صحنه بیایند تا کاری که مجلس و دیگران نکردند مردم ان‌شاءالله انجام دهند تا زندگی و حیات و صداقت و کار و تلاش و سازندگی و اصلاحات ریشه بدواند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:32  توسط وحید قرایی  | 

آیا پیروزی در مستطیل سبز نشانه تغییر در روحیه ی کرمانی هاست؟

 

زنده باد فوتبال

 

 

 

وحید قرایی-یکشنبه روزکرمانی ها بود... کرمانی هایی که سال های سال انتظار کشیدند تا تیمی از شهرشان به سطح اول فوتبال ایران برسد اما رسیدنشان به فوتبال آسیا تنها سه سال طول کشید. یکشنبه، روز فراموش کردن همه ی آن روزهایی بود که حضور تماشاچیان در استادیم سلیمی کیا وکیانی برای دسته اولی و لیگ برتری شدن دوباشگاه شهرداری و صنعت مس به نتیجه نمی رسید و همیشه روز از نو و روزی از نو...

اما حالا دیگر نماینده فوتبال این شهر به فراتر از فوتبال ایران رسیده است و باید آماده رقابت با دیگر تیم های آسیایی باشد.

 اما برنده اصلی در این میان جوانان کرمانی و علاقمندان به فوتبال در این شهر بودند که حالا دلخوشی های بیشتری نسبت به گذشته دارند. آنها امروز در شهرشان یک تیم فوتبال درست و حسابی دارند که می توانند در ورزشگاه شهر برایش فریاد بکشند و با پیروزی هایش شاد و  مغرور شوند. اخبارش را در روزنامه های کشوری بخوانند و حتی آن را یک تیم بین المللی و امیدوار برای درخشش در آسیا ببینند. حالا این جوانان می‌توانند پرچم های نارنجی رنگ خود را در هوا بچرخانند و طعم واقعی هواداری  یک تیم فوتبال قدرتمند را بچشند. حالا آنها که کم سن و سال ترهستند می توانند در سودای بازی در تیم محبوب شهرشان با شور و حرارت بیشتری در کوچه پس کوچه های شهر زیر توپ های پلاستیکی بزنند.

حقیقت شیرین برای ما کرمانی ها این است که دیگر شهر و استان ما را به غلط با نام مواد مخدر که به جبر تاریخ و جغرافیا مسیر عبورش بوده ایم ویا زلزله های سهمگینش و کویرهای سوزانش و حتی پسته خندانش نمی شناسند. برای کرمانی ها هویت جدیدی تعریف شده که از دل پرطرفدارترین ورزش دنیا بیرون آمده است. فوتبال برای ما امروز نشانه ای از تغییر است. تغییر در آن روزهایی که می خواستیم متفاوت باشیم اما فکر می کردیم که نمی توانیم. نشانه از آن جهت که می توانیم آن را مبدا یک تحول عمومی در همه ارکان این شهر بدانیم و در اساس تفکرمان نسبت به خودمان که همیشه با فکر اینکه ما شهروندانی خموده ایم به نشاط عمومی نرسیده ایم...زنده باد فوتبال که کرمانی ها آن را از منفعل ترین و بی خاصیت ترین وضعیت آن را به روزهایی که در آن هستیم رساندند پس در سایر موارد هم می توانیم تغییر کنیم. در نگاهمان به دنیای اطرافمان و به آینده ای که پیش رو داریم. در اوضاع شهرمان که خودمان به دست خودمان خواسته و ناخواسته سوت و کورش کرده ایم و اگر فرصتی پیدا کنیم گریزگاهی برای نماندن در آن پیدا می کنیم.

آنها که شور و شوق باور نکردنی کرمانی ها را پس از صعود تیمشان به رقابتهای باشگاهی آسیا دیدند به خوبی معنای این تغییر را دریافته اند که این شور و شوق قابل تسری و ماندگاری در میان همین مردم خسته از جبر جغرافیا و تاریخ است...

و اما مدیران صنعت مس در استان کرمان(نه تیم فوتبال) که بسیاری عواید اقتصادیش را عاید غیر کرمانی ها می دانند شاید به خوبی می دانند که توانستند با سرمایه گذاری فوتبالی خود شهری را به نشاط و پویایی درآورند و نام نیکی از خود در این شهر به جا گذارند اما مهم تداوم در این سرمایه گذاری و حفظ این دستاورد است که مردم و جوانان این شهر و استان، دیگر طعم آن را چشیده اند. اتفاق خوب فوتبال در استان کرمان نه تمام که تازه آغاز شده و قاعدتا مدیران این صنعت که تاکنون در این زمینه تلاش وافر نموده اند بایستی برای تداوم این رویداد با طعم دلنشینش تمام تلاش خود را بکنند...

تغییر بزرگترین معنایی است که می توان از این شرایط جدید در شهر کرمان که به واسطه "فوتبال" به دست آمده تداعی کرد. این اتفاق را باید برای کرمانی ها به فال نیک گرفت و آن را انگیزه ای برای گام نهادن در راه های جدید برای رسیدن به آنچه که حقمان از این شهر و استان است قرار داد...پس زنده باد فوتبال.    

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 14:19  توسط وحید قرایی  | 

این اتفاق تازه گی ندارد

 

شایعه زلزله باز هم کرمان را فراگرفت

بعد از هر زلزله مهیبی که یکی از نقاط استان کرمان را در برگرفته است شایعات مربوط به بروز زلزله شدید، کرمانی ها را در هراس فرو برده است. سالها قبل(1361) که زلزه شهداد و سیرچ هزاران نفر را به در این مناطق به کام مرگ فرستاد شایعات پس از این رویداد باعث شد تا شب های زیادی مردم کرمان از ترس زلزله خواب آرام نداشته باشند و یا شب ها به پار ک ها و خیابان های شهر پناه آورند. بعد از آن در سال 1382 نیز زلزله مهیب بم مردم کرمان را مدت ها با ترس از زلزله و شایعات مرتبط با آن همراه کرد و البته بعد از زلزله مخرب زرند نیز شایعه زلزله در کرمان و خیابان و پارک خوابی مردم در چادرهای مسافرتی نقل محافل و رسانه ها شد.

اما گویا این ماجرا تمامی ندارد و این روزها نیز سایه شایعه و هراس از زلزله بر شهروندان کرمانی سایه افکنده است. ماجرا هم از روزی آغاز شد که یک دانشمند چینی بر اساس ظاهر ابرها پیش بینی کرد که در انتهای هفته اول و ابتدای هفته دوم اردیبهشت ماه امسال زمین لرزه شدیدی به قدرت 5 تا 6 ریشتر در مناطق جنوبی ایران رخ خواهد داد. اما وجود 18 گسل در استان کرمان و زلزله های متعدد و مخربی که تاکنون هزاران کشته بر جای گذاشته است می توانست استان کرمان را به عنوان یک کاندیدای بالقوه برای این پیش بینی معرفی کند.در این میان کرمانی ها نیز که با هر زمین لرزه ای در استان کرمان هراس و لرزش زمین را تجربه کرده اند و حتی شب های زیادی را به واسطه این هراس در خارج از منزل و در پارک و خیابان به صبح رسانده اند در نبود سیستم های اطلاع رسانی موثر به این شایعات دامن می زنند.

این روزها در کرمان آماده باش داده شده به مراکز درمانی و سازمان های دولتی دهان به دهان میان شهروندان می پیچد و و با هر تکرار، موضوع جدیدی به آن افزوده می شود. حتی تعطیلی یک روزه مهدکودک ها هم دلیلی بر جدی بودن خطر ذکر می شود و این در حالی است که یک منبع آگاه دولتی تعطیلی مهدکودکها را بر اثر حضور مربیان مهدکود کها در دوره اموزشی ویژه حوادث غیر مترقبه می داند.

اما نکته اساسی اینجاست که سکوت مسئولان و رسانه های بی خبر از وقایع در کنار نبود یک سیستم اطلاع رسانی موثر برای دادن اطلاعات مفید و صحیح به مردم بر دامنه این شایعات می افزاید.

در شبی که تقریبا در خانه ی تمام کرمانی ها حرف زلزله و پیش بینی دانشمند چینی داغ است تنها یک خبرگزاری به انتشار خبری البته نه چندان کامل از این وقایع دست زده است و بقیه خبرگزاری ها در سکوت به سر می بردند. حتی سایت مرکز مطالعات مدیرت بحران و استانداری کرمان نیز در این مورد اطلاع رسانی نکرده اند تا مردم در بیم و هراس به سر ببرند چرا که این روزها بسیاری از مردم اخبار آنی و فوری خود را در سایت های اینترنتی جستجو می کنند.

در همین حال به نظر می رسد تا زمانیکه ساخت و سازها در کشور و استان کرمان بر یک مبنای اصولی و با ایمن ساری کامل نباشد وضعیت همین است که هست...حتی زلزله مهیب بم نیز نتوانسته است که دست اندرکاران ساخت و ساز را مجاب کند تا حداکثر ایمنی را در دستپخت مهندسی خود لحاظ کنند.

به هر ترتیب ظاهرا کرمانی ها باید کماکان در مقاطع مختلف زمانی سایه سنگین شایعه را بر سر خود ببینند و عملا در برابر آن بی دفاع باشند.

**************

مطلب مرتبط: زلزله خاموش

 و اما...

گزارش زیر سه سال پیش نوشته شده...ولی آیا ما در این سه سال در برابر خطری که تهدیدمان می کند آماده تر شده ایم؟ خواندن مجدد گزارش نشان می دهد که این موارد همیشه برای ما تازه است و ما تقریبا به این موارد توجه علمی و عملی نداریم با ذکر این مطلب که در حال حاضر مهندس ناظم زاده شعاعی رییس سازمان زمین شناسی جنوب خاوری کشور می باشد...

 

 

زندگی لرزان بر زمین تَرَک خورده 

 اگر دیرزمانی است که کرمان را به مهمان‌نوازی مردمانش و ارگ بم و پسته‌ و کلمپه‌اش می‌شناسند ، چند سالی است که زمین لرزه‌های ویرانگر رخ داده در آن باعث شده تا زلزله‌ و زلزله‌خیزی استان کرمان نیز به مشخصه‌هایش افزوده شود.

زلزله‌ی ویران‌گر سیرچ و شهداد در دهه‌ی 60، زلزله‌های پیاپی در گلباف دردهه‌ی 70 و زلزله‌های ویران‌گر و خانمان‌برانداز بم و زرند در دهه‌ی 80 باعث شده تا کرمانی‌ها بیش از گذشته متوجه این موضوع باشند که در استانی زندگی می‌کنند که گسل‌های متعدد و آماده‌ی تحرک آن هر لحظه آن‌ها را تهدید می‌کند و البته با نگاهی به نقشه‌ی گسل‌های این استان به راحتی می‌توان دریافت کمتر شهرستانی در استان کرمان از وجود این گسل‌ها در امان است.

معاون سازمان زمین شناسی جنوب خاوری کشور با اشاره به وضعیت حساس استان کرمان ازلحاظ لرزه‌خیزی در گفت‌‌وگو با نشریه‌ی بام کویر به معرفی گسل‌های اصلی در استان کرمان و مشکلات فرا رو در این زمینه پرداخت ...

یکی از گسل‌های مهمی که فعالیت‌تخریبی گسل نایبند زیادی نیز در استان کرمان داشته است گسل "نایبند" است. به گفته‌ی مهندس مسعود ناظم‌زاده شعاعی این گسل به طول 600 کیلومتر از بشروییه در خراسان جنوبی تا بم ادامه دارد که بخش انتهایی آن واقع در استان کرمان شامل گسل‌هایی نظیر گسل بم، سیرچ، گلباف، شهداد، چهارفرسخ و سروستان است.

وی می‌افزاید:« بخش عمده‌ی این گسل در مناطق بیابانی قرار دارد و آبادی مهمی را در برنمی‌گیرد اما ظاهرا زلزله‌ی طبس حاصل فعالیت‌ یکی از شاخه‌های فرعی آن بوده است و یکی از پرتکاپوترین«زون»های گسلی کرمان است که باعث زلزله‌های ویران‌گر در بم، سیرچ و گلباف شده است. راستای این گسل نیز ‌شمالی جنوبی است.»

 

گسل کوهبنان

 او سپس به گسل کوهبنان اشاره می‌کند که نقش مهمی در رخداد زلزله‌های اخیر در استان کرمان داشته است. ناظم‌زاده شعاعی در مورد این گسل می‌گوید:« گسل کوهبنان با 300 کیلومتر طول در راستای شمال باختری ـ جنوب خاوری با مکانیزم حرکتی راست‌ گرد داشت که باعث زمین لرزه‌های قابل توجهی نظیر زلزله گِوَر (صد سال پیش)، چترود و روستاهای اطراف زرند (داهوئیه، گیسک) شده است.»

گویا زلزله‌های مکرر و اخیر زرند حاصل فعالیت‌های یک گسل فرعی عمود بر آن است که بر اثر حرکات زمین ساختی گسل کوهبنان فعال و در حال حاضر به گسل «هوتکن» معروف شده است.»

وی در ادامه تصریح می‌کند که گسل‌های دیگر استان کرمان نظیر گسل انار، گسل جیرفت و کهنوج و گسل لکرکوه (بین نایبند و کوهبنان) نیز به اندازه‌ی دو گسل ذکر شده می‌توانند خطرناک و حرکت آن‌ها ویران‌گر باشد.

گسل جیرفت و کهنوج

او در مورد گسل جیرفت و کهنوج عنوان می‌کند:« این گسل از شمال جیرفت تا حوالی رودان قابل ردیابی است اما آن گسلی که در جلگه‌ی جیرفت قرار دارد شامل دو گسل سبزه‌واران شرقی و غربی است که در یک‌صد سال گذشته فعالیت داشته‌اند اما باعث تخریب آن چنانی نشده‌اند. ویژگی این منطقه‌ی عمیق بودن نسبی کانون زمین لرزه‌هاست. اما به این معنا نیست که همیشه این وضعیت ادامه دارد.»

البته برخی نظریات حکایت از این دارد حرکات این گسل و زلزله‌های ناشی از آن بارها تمدن‌های اطراف هلیل رود را از بین برده است و نوع خانه‌سازی این منطقه در سالیان دور بنا به همین وضعیت ویران‌کنندگی ناشی از حرکت این گسل بوده است.

گسل نائین ـ بافت

اما یکی دیگر از گسل‌هایی که معاون سازمان زمین‌شناسی جنوب خاوری آن را معرفی می‌کند گسل نائین ـ بافت است که بین این دو منطقه، امتداد آن روی زمین قابل پی‌گیری است و از 25 کیلومتری خاور سیرجان نیز عبور می‌کند.

در مورد این گسل فعالیت‌های همراه با تخریب گزارش نشده است اما تحرکات آن قابل ثبت بوده است.

گسل بافق ـ باغین

گسل بافق ـ باغین به موازات گسل کوهبنان قرار دارد که در قسمت‌های جنوبی به گسل جرجافک معروف است. ناظم‌زاده شعاعی در مورد این گسل اظهار می‌دارد: « علی‌رغم این‌که آثار و فعالیت‌های این گسل روی زمین مشخص است اما گزارشی از تخریب به علت تحرکات آن نرسیده است.»

در این میان گسل رفسنجان و گسل راور ـ بهاباد را نیز در استان کرمان قرار دارند که نباید به حرکات و خطرزایی آن‌ها بی‌توجه بود.

وی سپس به گسل ماهان می‌پردازد و عنوان می‌کند که آن‌چه روی زمین مشخص است از حوالی راین تا خود ماهان قابل ردیابی است که امتداد آن به سمت کرمان است اما به علت وجود تپه‌های شنی و فعالیت‌های کشاورزی شاید روی آن پوشانده شده باشد و در این مورد نمی‌توان به صراحت اظهار نظرنمود.

او تاکید می‌کند:« به جرات می‌توان گفت که به اندازه‌ی شهرهای استان کرمان گسل با قابلیت تحرک مخرب داریم که بایدبه این نکته توجه کافی شود.»

آیا شهر کرمان نیز بر روی گسل واقع است؟  به این سوالی است که از این کارشناس زمین‌شناسی می‌پرسم و او تاکید می‌کند که پاسخش یک نظر شخصی است و می‌گوید:« زمین ریخت‌شناسی (ژئومورفولوژی) منطقه‌ای که شهر کرمان بر آن واقع است ناشی از کردار یک سامانه گسلی است ولی به دلیل این‌که شهر کرمان در طول سالیان طولانی مسکونی بوده و اطراف آن کشاورزی می‌شده است، ظاهرا آثار گسل پوشیده شده و اظهار نظر قطعی در مورد وجود یک گسل فعال در زیر شهر کرمان میسر نیست.»

اما وی تصریح می‌کند:« در این‌که گسل‌های متعددی در اطراف کرمان وجود دارد تردیدی نیست اما اظهار نظر در مورد این‌که حرکت آن‌ها برای شهر کرمان به چه میزان خطر ساز است منوط به مطالعات دقیق با وسایل و امکانات پیشرفته است.»

استان بی‌امکانات

استان کرمان با این وضعیت به یک شبکه‌ی لرزه‌نگاری پیشرفته نیازمند است که در چند نقطه استان نصب تا کلیه‌ی رخدادهای زمین لرزه‌ای منطقه پوشش داده شوند اما گویا نصب چنین شبکه‌ای در سال‌های اخیر همواره در گیر و دار مسایل اداری مانده است و لازم است برای سرعت بخشیدن به این اقدام تعامل بیشتری میان موسسه‌ی ژئوفیزیک وابسته به دانشگاه تهران و استانداری کرمان صورت گیرد تا مکان نصب تجهیزات مشخص و بودجه‌های لازم برای این کار در اختیار سازمان‌های ذیربط قرار گیرد.

در حال حاضر اطلاعات زمین لرزه‌ای کرمان از سایر مناطق نظیر بافق، تهران و سایت‌های کشورهای خارجی دریافت می‌شود!

کمبود نیروی متخصص

در کنار کمبود امکانات برای مطالعه‌ی گسل‌ها در استان کرمان بحث کمبود نیروهای متخصص نیز مطرح است. معاون سازمان زمین‌شناسی جنوب خاوری کشور در این مورد می‌گوید:« کمبود متخصص رشته‌ی «لرزه‌زمین ساخت» در ایران با آن وضعیت زلزله‌خیزی، عجیب است و تنها 5-3 نفر متخصص این رشته که در خارج از کشور تحصیل کرده‌اند در سازمان‌های مرتبط مشغول به فعالیت هستند و متاسفانه در مجموع برای تحقیقات دراین زمینه آموزش‌های لازم ارایه نشده است.

ناظم زاده شعاعی تصریح می‌کند:«اصولا مسایل مرتبط با گسل‌ها و زمین‌لرزه در ایران متولی خاصی ندارد و سازمانی نظیر سازمان محیط زیست باید ایجاد شود و با امکانات مونیتورینگ و متخصصین مربوط به صورت خاص به تحقیق و بررسی در مورد چنین مسایلی بپردازد.

مشکلاتی که خودمان ایجاد کرده‌ایم

در این بین، برخی مسایل زیست محیطی نیز مورد غفلت واقع شده‌اند که باعث می‌شود امواج متوسط زمین لرزه در گذر از زیر سازه‌ها خسارات زیادی وارد کنند.

«اضافه برداشت آب‌های زیر زمینی» در استان کرمان موردی است که توسط ناظم‌زاده عنوان می‌شود. او می‌گوید:« خارج کردن بی‌ضابطه آب‌های زیرزمینی باعث افزایش فضاهای خالی در رسوبات سطحی و زیرزمینی می‌شود و مقاومت این لایه‌ها در برابر زلزله کم شده و شکست لایه‌های زیرزمینی در مناطق خالی از آب اتفاق می‌افتد و نشست زمین باعث خسارت بیشتری می‌شود.»

وی در این مورد می‌افزاید:« در بم چنین مطالعه‌ای نشده است اما می‌توان حدس زد که در این شهر بخشی از تخریب‌ها بر اثر فروکش کردن زمین بوده است.»

وی به مورد دیگری نیز درشهر کرمان اشاره‌ مي‌کند.« مساله‌ی زیست محیطی دیگر بالا بودن سطح فاضلاب شهر کرمان است که در زلزله منجر به پدیده‌ای با عنوان «روان‌گرایی» می‌شود که آب و ماسه از زمین فوران می‌کند و باعث تخریب سازه‌های روی آن می‌شود.»

ناظم زاده تاکید می‌کند که برای حل این مشکل لازم است تا شبکه‌ی فاضلاب شهری کرمان با سرعت بیشتری به بهره‌برداری برسد تا از خطرات این پدیده کاسته شود.

وی در ادامه می‌گوید: «واقعیت این است که بایدبرای رویارویی منطقی با این پدیده و سایر پدیده‌های خطرزای طبیعی همه‌ی تخصص‌های مرتبط ازتوان‌شان به صورت عملی استفاده کنند تا از خطرات‌ بلایای طبیعی در کشور و استان بلاخیز کرمان کاسته شود.»

***

در حالی‌که وضعیت استان کرمان از لحاظ گسل‌های موجود نگران کننده است؛ این موضوع که 85 درصد ساختمان‌های شهری و 95درصد ساختمان‌های روستایی در استان کرمان مقاومت آن‌چنانی در برابر زلزله ندارند و اکثر ساختمانها حتی ساختمان‌های اداری استان کرمان فاقد اصول مهندسی ساخت و ساز هستند نگرانی مردم را تشدید می‌کند.

این در حالی است که کاستن از خطرات احتمالی وجود گسل‌های متعدد در استان کرمان تلاشی گسترده می‌خواهد که تاکنون از سوی مسوولان به صورتی عملی و اجرایی انجام نشده است.

اینک وضعیت موجود را همه‌ی مسوولان و مردم می دانند اما این‌که چرا اقدامات لازم برای دور کردن خطر از سرمایه‌های مادی و انسانی در استان کرمان با کندی و تاخیر انجام می‌شود جای سوال دارد که باید جواب مناسبی به آن داده شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 0:30  توسط وحید قرایی  | 

مسایل خانه مطبوعات کرمان با حضور معاون سیاسی استاندار بررسی شد


تصمیم گیری برای اساسنامه و انتخابات، بعد از انتخابات ریاست جمهوری

http://uui.ir/pictures/f83029d38914080b44b351c8054efdd0.jpg


تا پایان انتخابات ریاست جمهوری ، خانه مطبوعات استان کرمان با شورای مرکزی فعلی و در مکان فعلی این خانه به فعالیت خود ادامه خواهد داد.

این تصمیم در نشست سه جانبه ی شورای مرکزی خانه مطبوعات استان ، معاون سیاسی استاندار کرمان و قائم مقام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان اتخاذ شد.

 این گزارش حاکیست در ابتدای این جلسه محمد لطیف کار رییس خانه مطبوعات استان کرمان با اشاره به مشکلات پیش آمده برای این نهاد صنفی در ماه های اخیر و عدم حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد  اداره ارشاد همکاری لازم را برای برگزاری انتخاب شورای مرکزی جدید انجام نداده و تکلیف این خانه روشن نیست.

وی افزود: پس از واگذاری مجتمع فرهنگی هنری ارشاد به کانون فرهنگی مساجد فشار زیادی برای تخلیه مکان خانه مطبوعات در این مجتمع وارد شده و حتی یک روز قبل از سفر رییس جمهور به استان کرمان، از خانه مطبوعات خواسته شد تا همان روز محل را تخلیه و تحویل کانون فرهنگی مساجد نماید.

لطیف کار تصریح کرد: با این سیاست ارشاد، متاسفانه کانون فرهنگی مساجد در مقابل این نهاد صنفی قرار می گیرد ونباید به پیش آمد چنین رویدادی دامن زد. وی اظهار داشت: تاکنون جلساتی برای تعیین تکلیف خانه مطبوعات و برگزاری انتخابات جدید با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شده است ؛اما هر بار با خلف وعده مسئولان این جلسات نتیجه ای در بر نداشته است.

 پس از سخنان رییس خانه مطبوعات ، قائم مقام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان گفت: مجمع عمومی خانه مطبوعات استان کرمان، اساسنامه پیشنهادی وزارت ارشاد را جهت ادامه ی فعالیت هایش نپذیرفته و بدین ترتیب اداره ارشاد نمی تواند از خانه مطبوعات حمایت کند.

سعیدی اظهار داشت: اگر خانه مطبوعات از اساسنامه پیشنهادی تبعیت نکند امکان حمایت های دولتی از این خانه وجود ندارد و دولت حمایت خود را منوط به پذیرش این اساسنامه نموده است و ما نیز نمی توانیم از دستور دولت تخطی کنیم.

وی ادامه داد: کانون هنر بر اساس اصل 44 قانون اساسی و خصوصی سازی به کانون فرهنگی مساجد واگذار شده است و آنها خودشان باید تصمیم بگیرند که چگونه سایر انجمن های فرهنگی هنری را در این مجتمع نگه دارند.

وی اضافه کرد: در حال حاضر طبقه دوم مجتمع در اختیار کانون های هنری است و حمایت ارشاد از آنها ادامه دارد، اما خانه مطبوعات به دلیل نپذیرفتن اساسنامه جدید باید دفتر خود را در این مجتمع تخلیه کند.

در ادامه ی این جلسه مهندس جواد کمالی معاون سیاسی استاندار به ایراد سخن پرداخت ، و پس از آن بر اساس پشنهادات مطرح شده از سوی ایشان مقرر شد اولا موضوع برگزاری انتخابات شورای مرکزی خانه مطبوعات و همچنین تصمیم گیری در مورد اساسنامه ی جدید به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول شود تا در فضای مناسب تری این امور دنبال شود. ثانیا تا تعیین تکلیف اساسنامه و انتخابات جدید خانه مطبوعات، شورای مرکزی فعلی در همین مکان فعلی خود، در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد به فعالیت خود ادامه دهد.


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:22  توسط وحید قرایی  | 

آسیایی شدن...

 

سن و سال کمتری که داشتم وقتی برای دیدن بازی های تیم مس کرمان و یا شهرداری به استادیوم سلیمی کیا می رفتم آرزوم این بود که این تیم ها یک روزی از لیگهای دسته پایین کشور به سطح اول فوتبال ایران بیان... الان مدتهاست که فرصتی برای استادیم رفتن نیست ولی خوشحالم که کرمانی ها میتونن به آسیایی شدن فوتبال شهرشون فکر کنند. امیدوارم این اتفاق امروز بیفته...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:15  توسط وحید قرایی  | 

حمایت "انجمن اسلامی دانشجویان" دانشگاه شهید باهنر کرمان از میر حسین موسوی

 

ستاد دانشجویی "توتم" فعالیت خود را آغاز کرد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان بعد از سالها دوری از فعالیت های انتخاباتی با تشکیل ستاد "توتم" حمایت خود را از کاندیداتوری مهندس میرحسین موسوی در انتخابات آتی ریاست جمهوری اعلام کرد و بدین ترتیب دانشجویان عضو این تشکل، فعالیت رسمی انتخاباتی خود را آغاز نمودند.

دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر و رییس ستاد دانشجویی "توتم" در این مورد اظهار داشت: با توجه به شرایط موجود در کشور و مسائل و مشکلات پیش آمده در عرصه های مختلف داخلی و بین المللی در دوران فعالیت دولت نهم، بعد از 6 سال سکوت در مورد انتخابات تصمیم به حضور فعال در انتخابات برای کمک به ایجاد تغییر در ساختار اجرایی کشور گرفتیم. وی افزود: رویه مجموعه انجمن های اسلامی دانشجویان از سال 82 دوری از قدرت و نقد آن بود. او تصریح کرد: با یکدست شدن حاکمیت و دور شدن اصلاح طلبان از قدرت مرز اصلاح طلبان واقعی با آنها که فقط شعارش را می دادند مشخص شد و با توجه به تجربه حضور آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور و مسایل پیش آمده در این دوره لزوم حضور همه اقشار خصوصا دانشجویان برای رسیدن به وضعیتی بهتر در سکانداری اجرایی کشور به وجود آمد.

حسام سعیدی در ادامه اظهار داشت پس از چندماه بررسی شرایط توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان این نتیجه حاصل شد که باید برای ایجاد تغییرات در انتخابات حاضر شده و از کاندیدایی که حتی بخش از خواسته ها و مطالبات دانشجویان را برآورده کند حمایت کنیم.

وی با اشاره به اینکه هر آن چه که منافع ملی ایرانیان را تامین کند جزو خواسته های انجمن متبوعش می باشد اظهار داشت: گزینه اول انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان سید محمد خاتمی بود و بعد از انصراف ایشان می بایست از میان آقایان کروبی و موسوی یک نفر را به عنوان کاندیدای این انجمن انتخاب کنیم که ضمن اذعان به این نکته که آقای کروبی مطالبات دانشجویی را به صورت رسا بیان می کنند اما در مجموع حمایت خود را از مهندس میرحسین موسوی به دلیل خصوصیات و تجارب اجرایی ایشان، مواضع روشن او در حمایت از جنبش دانشجویی و آزادی های اجتماعی و اجماع حداکثری اصلاح طلبان در حمایت از وی،  اعلام می نماییم.

این فعال دانشجویی در ادامه گفت: این ستاد به صورت مستقل ولی هماهنگ با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان کرمان فعالیت خود را رسما آغاز نموده است و تلاش می نماییم از ظرفیت دانشجویان، نخبگان ، جوانان و همه علاقمندان به سرافرازی ایران در استان کرمان در ستاد توتم استفاده نمایی.

سعیدی در عین حال خاطرنشان کرد: تلاش و خواسته ما در دانشگاه حذف مساله دانشجویان ستاره دار، حذف فشارهای دولتی بر تشکل های منتقد دانشجویی و ایجاد محیطی آزاد در ابراز مطالبات دانشجویی در دانشگاه ها است و این مطالبات توسط دانشجویان مهندس موسوی نیز در میان گذاشته شده است.

وی با اشاره به اینکه در صورت انتخاب مهندس موسوی به عنوان رییس جمهور، اولین منتقدان وی خواهیم بود اظهار داشت: در حال حاضر منافع ملی و لزوم ایجاد تغییرات ایجاب می کند که با تمام توان از ایشان حمایت نماییم.      

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 18:7  توسط وحید قرایی  | 

بدون شرح...

 

عكس:‌وحيد قرايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:24  توسط وحید قرایی  | 

اين نامه ها....

 

این مطلب را حاج احمد یوسف زاده، مدير مسئول نشريه رودبار زمين نوشته است.

در ابتداي اين مطلب هم آمده است:"يادآورى : اين مطلب نافى بعضي  مزاياى سفرهاى استانى رييس جمهور نيست. "

پيرزن كه به گفته دختر جوانش تازه از بستر بيمارى برخاسته، مردد است برود انتهاى آن صف طويل بايستد يا به خانه برگردد. او اصرار دارد بايستد و مشكل بى شغلى پسرش را حل كند! اما دختر، نگران از سلامت مادر، مى گويد:" مامان  ! دست كم بايد سه ساعت توى صف بايستى آن هم با اين حال ناخوشى كه دارى "

ترافيك سنگين جاده تهران رانندگان عبورى را كلافه كرده است. تا چشم كار مى كند در خيابان و زمين هاى خاكى اطراف، ماشين پارك شده است.

از ساعت 7 صبح مردم مقابل سازمان فنى و حرفه اى صف كشيده اند، صفى بسيار طولانى و چند لايه. اينجا "ستاد رسيدگى به شكايات مردمى رئيس جمهور" است كه به مناسبت سفرشان برپا شده . صف زنان چهار برابر صف مردان است، هر كسى در صف ايستاده نامه اى دردست دارد و هر كسى در صف نيست، در حال نوشتن نامه است.

ماموران انتظامى به سختى مى توانند به خيل جمعيتى كه در آستانه كريدور ورودى قرار دارند، نظم و ترتيبى بدهند. از خيابان تا ساختمان پشت اداره فنى و حرفه اى كريدورى كشيده اند و خيل زنان و مردان در اين كوچه در انتظار ايستاده اند. انتهاى كوچه قبل از ورود به ساختمان، اتاقكى پر از كارتن هاى كيك و آبميوه درست شده كه آنجا از مراجعين پذيرايى مى شود.

وارد ساختمان كه مى شوى با سالن هاى متعدد كه به   وسيله "پارتيشن" از هم جدا مى شوند، روبه رو مى شوى.سالن اول، سالن ثبت نام است. آنجا به مراجعه كنندگان شماره اى مى دهند و انتظار شروع مى شود. نمى دانم چه مدت بايد بايستند تا شماره شان از بلندگو اعلام شود. صاحبان شماره ها از گذرگاه تنگى عبور مى كنند و به سالن ديگرى مى رسند. اينجا سالن انتظار است. سالن بعدى اسم ديگرى دارد، از اين سالن هم كه بگذرى به سالنى مى رسى كه عده زيادى در حال خلاصه بردارى از نامه هاى مراجعين هستند و ... اين سالن ها در انتها ختم مى شوند به سالنى كه از هر وزارتخانه نماينده اى براى رسيدگى به مشكلات مردم حضور دارد و قرار است دردىاز دردشان كم كند.

سرم سوت مى كشد، بارها اتفاق افتاده كه براى يك كار كوچك مثل يك امضاء گرفتن چند روز مكرر به اداره اى مراجعه كرده ام و نا اميد بازگشته ام، حالا اين حضرات با ابداع اين نوع مديريت چگونه مى خواهند مشكل اين خيل جمعيت كه از خيابان تا كوچه هاى پلاستيكى و آن همه سالن تا اينجا صف كشيده اند را يك روزه حل كنند؟!

هنوز يك روز از ورود رئيس جمهور محترم به كرمان نگذشته است. صحنه نامه باران شدن رئيس جمهور را در معابر شهر پيش چشم مى آورم. در تصاوير انتخاب شده تلويزيونى مى بينم رئيس جمهور به سختى از ميان نامه هايى كه به سر و رويش مى ريزد و گاه خودش مجبورمى شود از حفره سقف خودرو آنها را به داخل پارو كند، به احساسات استقبال كنندگان پاسخ مى دهد.

در هنگام سخنرانى ايشان، عده اى ماموريت دارند كه نامه هاى مردم را در گونى هايى كه در دست دارند، بريزند. در پايان سخنرانى هم آقاى احمدى نژاد از همكارانش مى خواهد نامه هاى كسانى كه به تقلا مى خواهند به دست او برسانند را جمع آورى كنند. پس از سخنرانى هم ماشين هاى اداره پست و در كنار آنها صندوق هاى بزرگ پستى در خيابان ديده مى شوند كه باقى مانده نامه هاى مردم را جمع آورى كنند. يك روز پس از ورود رئيس جمهور، هر كجا حس حضور او يا نمايندگانش هست، مردم سرگردان هم هستند. مردمى كه در هر گوشه اى نشسته اند و سعى دارند مشكلات خود را بر صفحات كاغذ بنويسند، بلكه دردى از آنها درمان شود.

اين مقدمه را آوردم تا نقدى بنويسم بر اين شيوه مديريت كه در دولت نهم باب شده و مبتكرين آن خيال مى كنند اين روش نهايت مهرورزى و عدالت گسترى است.

در اين زمينه ذكر چند مورد به نظرم رسيد:

۱) مديريت "نامه پرانى" كه مبدع آن دولت نهم است با اصل كرامت انسانى همخوانى ندارد. اگر يك شهروند مثلا كهنوجى سهمى از درآمدهاى كشورش دارد، آن سهم بايد با برنامه ريزى دقيق در محل زندگى به دست او برسد، نه اينكه با صرف هزينه و به جان خريدن خطرات خود را به محل گذر رئيس جمهور برساند و اگر زير دست و پا جان سالم به در برد، عريضه اش را تقديم ايشان كند و به ولايتش برگردد. در واقع اين نوع مديريت كه نمونه اش در هيچ كجاى دنياى پيشرفته امروزى ديده نمى شود، آدم ها را وادار مى كند كه عرق ريزان دنبال رئيس جمهور بدوند و كرامت انسانى خود را پيش پاى ايشان ذبح كنند تا احيانا به حقى برسند كه متعلق به آنهاست.

۲)مديريت "نامه پرانى" امرى مقبول است، درصورتى كه در كشور اين همه دستگاه اجرايى از قبيل استاندارى ها، فرماندارى ها، و ساير ادارات وجود نداشته باشد. در چنين حالتى و در يك مملكت بى حساب و كتاب و بى مسئول مردم چاره اى ندارند جز اينكه خود را شخصا به شخص اول اجرايى مملكت برسانند، اما در كشورى كه سنگ نوشته هاى كشف شده از تخت جمشيدش نشان مى دهد كه مستمرى كارگران و بيمه ى آنها روى حساب و كتاب پرداخته مى شده، اين شيوه مديريت سيرى قهقرايى است كه از آن بوى عوامفريبى مى آيد.

۳) از اين شيوه مديريت دو مسئله به ذهن متبادر مى شود. اول اينكه اصولا اين همه دستگاه عريض و طويل و مديران آنها همه بى خاصيت هستند و توان حل مشكلات مردم را ندارند، فلذا دولت مجبور است رأسا و توسط شخص رئيس جمهور نامه هاى مردم را جمع كند و به آنها پاسخ دهد. فرض دوم اينكه اين نحوه رسيدگى به خواسته هاى مردم، صرفا نمايشى سطحى براى جذب آراى آنان است كه هر دوى اين گمانه ها در شأن ملت بزرگ ايران نيست و جز به ترويج تحقير نفس و گداپرورى دامن نمى زند.

۴)از آنجا كه ثابت شده است اكثر قريب به اتفاق كسانى كه به رئيس جمهور نامه مى دهند مبلغى هر چند اندك در حد 50 يا 100 هزار تومان دريافت كرده اند و درسفر اول اين مسئله به وضوح مشاهده شد، فلذا طبيعى است با انبوه مشكلاتى كه مردم دارند، حجم نامه ها و به تبع آن استقبال به مراتب در هر سفر بيشتر شود، كما اينكه در سفر دوم رئيس جمهور نامه هاى بيشترى جمع آورى شد، سوال اينجاست كجاى اين نمايش پر درد با عدالت مورد ادعاى دولت نهم سازگارى دارد؟ با كدام منطق جور درمى آيد كه هر كس توانست دنبال ماشين رئيس جمهوربدود، سهمش را بگيرد و هر كس كه نتوانست از جنوبى ترين روستاهاى قلعه گنج به كاروان رئيس دولت بپيوندد از حاتم بخشى ايشان محروم بماند!!

۵) چرا هيچ مرجعى تا كنون جرات نكرده است مبلغ دقيق پول هايى كه در سفرهاى رئيس جمهور نقدا به مردم پرداخت مى شود را اعلام كند و بگويد از چه محلى؟! چرا هيچ نماينده شجاعى طرح تحقيق و تفحص از ميلياردها پول كه در سفرهاى استانى هزينه مى شود را در مجلس ارائه نكرده است؟

شايد اگر سرجمع مبالغ اهدايى رئيس جمهور به كسانى كه در ركابش مى دوند و البته از سرِ فقر و ندارى درخواست كمك دارند، محاسبه مى شود، آن وقت به راحتى بشود محاسبه كرد كه با اين پول هاى اندك اما زياد چه طرح هاى بزرگى مى شود در مناطق محروم اجرا كرد، اما متاسفانه گويا افشاى اين راز، خط قرمز دولت عدالتگرا است و كسى حق داخل شدن به اين حيطه را ندارد.

6 پرداخت پول هاى نقد، تنها يكى از نقاط منفى طرح خوب سفرهاى استانى است، مبالغ بى شمار هزينه هايى كه مديران متملق هم از كيسه بيت المال در اين سفرها به هدر مى دهند، ضعف ديگريست كه در سفرهاى استانى خود را نشان مى دهد. نگارنده از سر كنجكاوى از چهارراه طهماسب آباد كرمان تا مصلاى اين شهر كه قسمت كوتاهى از مسير فرودگاه تا مصلاى كرمان است، تعداد 60 بيلبورد بزرگ حاوى عكس هاى رئيس دولت را ديدم كه دست كم بيست ميليون تومان هزينه طراحى، چاپ و نصب آنها بوده است. حالا شما اين مبلغ را ضربدر هر چه از اين تابلوها در شهر و محل زندگى خود و در مصلا و ورزشگاهها ديده ايد، بكنيد و فراموش نكنيد اين مبالغ تنها بخش اندكى از هزينه هاى سفر است و اگر دولت عدالت محور كل مبالغ هزينه شده در 58 سفر استانى را اعلام مى كرد، معلوم مى شد كه شيوه مديريت احمدى نژاد عين عدالت هست يا نيست ؟ وا... اعلم بالصواب

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:23  توسط وحید قرایی  | 

بالا آمدن آب های زیر سطحی، شهر کرمان را به شدت تهدید می کند

 

زلزله‌ی خاموش

 

حوادث طبیعی در کنار سهل انگاری های انسانی خسارات فراوانی به بار می آورد

وحید قرایی

در روزی که وزیر نیرو برای افتتاح مدول اول تصفیه‌خانه‌ی فاضلاب به کرمان آمده بود مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب استان کرمان صحبت‌هایی را مطرح کرد که نشان می‌داد وضعیت بالاآمدن آب‌های زیرسطحی در شهر کرمان بیش از تصور بسیاری از شهروندان نگران‌کننده‌ است.

محمد تربتی خطاب به وزیر نیرو و حاضران در مراسم افتتاحیه اظهار داشت: «شهر کرمان از نظر وضعیت فاضلاب و آب‌های زیرسطحی در موقعیت بغرنجی قرار دارد و سطح آب زیر‌زمینی در برخی نقاط به 6 متر هم رسیده است.»

وی تصریح کرد که ساختمان‌های شهر کرمان با این وضعیت آسیب‌پذیر شده‌اند و «زلزله‌ی خاموش» این شهر را در معرض تهدید قرار داده است.

او البته از وزیر درخواست کرد برای کاهش اثرات این پدیده از طریق تکمیل شبکه‌ی فاضلاب اعتبارات بیش‌تری برای این پروژه در نظر گرفته شود.

اگر چه در آن جلسه پرویز فتاح قول داد تا اعتبارات بیش‌تری برای پروژه‌ی فاضلاب شهری کرمان در نظر گرفته شود اما ظاهرا تا رسیدن به مبلغ117 میلیارد تومانی که برای تکمیل نهایی این پروژه لازم است راه‌درازی در پیش خواهد بود. پروژه‌ی مهمی که تا کنون26 میلیارد تومان برای آن هزینه شده است.

خطر جدی است

در این حال یک کارشناس ارشد سازه در این مورد توضیحات بیش‌تری ارایه می‌دهد. مهندس علی فخرالدینی که مطالعاتی در زمینه‌ی اثرات آب‌های زیرسطحی بر ساختمان‌ها در شهر کرمان داشته است می‌گوید: «بالارفتن سطح آب‌های زیرزمینی و وجود لایه‌های خاک رس اشباع تهدیدی برای ساختمان‌ها به شمار می‌رود که می‌تواند خسارات زیادی به بار آورد.»

وی می‌افزاید: «فاضلاب شهر کرمان به طور سنتی از طریق چاه‌های جاذب به سفره‌ی آب‌ زیرزمینی منتقل می‌شود که این شیوه‌ی دفع فاضلاب که در نوع خود در دنیا کم‌نظیر است باعث بالاآمدن سطح آب‌های زیرزمینی، آلودگی این‌ آب‌ها و بالاخص شیوع برخی بیماری‌ها می‌شود.»

او در ادامه می‌گوید: «هم‌چنین ممکن است ساختمان‌هایی که به دلیل نیروی افقی زمین‌لرزه‌ها آسیب نمی‌بینند بر اثر پدیده‌ای به نام «روانگرایی» که به دلیل افزایش سطح آب‌های زیرزمینی و نفوذ به خاک زیر پی ساختمان‌ها بروز می‌یابد دچار آسیب جدی شوند.»

 فخرالدینی با اشاره به این‌که می‌توان جلوی خرابی سازه بر اثر نیروی زلزله را با تدابیری گرفت می‌گوید: «اما از آن‌جا که وضعیت زمین‌شناسی کرمان چندان شناخته شده و مشخص نیست این مساله پیچیده‌تر می‌شود اگرچه به نظر می‌رسد خاک قسمت‌هایی از کرمان آبرفتی و ماسه‌ای است.»

وی در ادامه عنوان می‌کند: «به علت عدم وجود شبکه‌ی فاضلاب شهری و بالاآمدن سطح تراز آب‌های زیرزمینی، لایه‌های سست ماسه‌ای و اشباع از آب تشکیل شده که بر اثر زلزله این لایه حالت خمیری به خود می‌گیرد که ساختمان‌ها را واژگون یا کج می‌کند.»

او در مورد راه چاره‌ی این وضعیت می‌افزاید: «بهترین راه چاره برای حل این مشکل ایجاد و تکمیل هرچه سریع‌تر شبکه‌ی فاضلاب شهری در کرمان می‌باشد که در درازمدت باعث پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی می‌شود. این را هم اضافه کنم که با پایین آمدن سطح آب احتمال پدیدآمدن نشست‌هایی در برخی ساختمان‌ها وجود دارد که البته این وضعیت تثبیت شده بعد از ایجاد شبکه‌ی فاضلاب از وضعیت ناپایدار فعلی به مراتب بهتر و کم خطرتر است.»

مهندس فخرالدینی اذعان می‌دارد: «سطح آب زیرزمینی در قسمت‌هایی از شهر آن‌قدر بالا است (تا4متر) که ناگزیر از اجرای زهکش در پی ساختمان‌ها خواهیم بود و به خاطر هزینه‌بر بودن این اقدام، بسیاری از فعالان ساخت و ‌ساز زیر بار این قضیه نمی‌روند.»

به نظر می‌رسد خطرات بالقوه‌ی بالاآمدن آب‌های زیرسطحی دیگر محدود به بافت قدیم شهر کرمان نیست و اثر آب‌های زیرسطحی بر ساختمان‌هایی ‌نظیر بانک صادرات برج (بلوار جمهوری) و پارکینگ و زیرزمینهای برخی ساختمان‌ها در خیابان‌های امام‌جمعه، هزار و یکشب و الغدیر که در بارندگی‌ها مملو از فاضلاب و آب زیرسطحی می‌‌شوند گواهی بر این مدعاست.

اما اظهار نظرهاي زيادي در مورد وضعيت اب هاي زيرسطحي در كرمان و خطرات ناشي از آن صورت گرفته است. به گفته قائم مقام شهرداري كرمان، بالاآمدن آب در نيمي از سطح شهر كرمان اين شهر را با خطر جدي روبرو ساخته است.

حسين كردي سال گذشته و در گفت و گو با خبرنگاران به بالا آمدن آب در برخي نقاط شهر تا چهار متري سطح زمين، بيان كرد: تنها راه جمع‌آوري اين آب‌ها استفاده از سيستم فاضلاب شهري است. معاون خدمات شهري شهرداري كرمان افزود:ورود ‪ ۱/۳ليتر آب در هر ثانيه از تاسيسات فرسوده شهر خود باعث افزايش حجم آبهاي زيرسطحي مي‌شود.

مدير مهندسي طرح‌هاي توسعه منابع آبي شركت آب منطقه‌اي استان كرمان نيز گفت: بالا آمدن آب‌هاي زيرسطحي در نقاطي مانند مسجد جامع و برج بانك صادرات مشكلات فراواني را براي ساكنان و ساختمان‌هاي اين مناطق به وجود آورده است. "محمدعلي صلاحي"افزود: با بررسي‌ها و مطالعات انجام شده توسط مشاوران حجم آب زيرسطحي شهر كرمان ‪ ۱۰۰ميليون متر مكعب برآورد شده است كه اين ميزان آب از منهاي ‪ ۸متر تا منهاي ‪ ۴۰متر زيرزمين را فرا گرفته است.

به‌گفته صلاحي، ‪ ۸۰ميليارد ريال اعتبار جهت جمع‌آوري و هدايت آب‌هاي زيرسطحي شهر كرمان برآورد شده است. وي البته  بيان كرد: با حفر كانال‌هايي به عمق ‪ ۸متر و انجام عمليات لوله‌گذاري مي‌توان آب‌هاي زيرسطحي را به خروجي‌هاي شهر هدايت كرد.

در اين ميان كارشناس مسوول محيط طبيعي اداره كل حفاظت محيط زيست استان كرمان در اين رابطه به ايرنا گفت: به علت ساختار زمين شناسي سخت در برخي از نقاط كرمان شاهد بالا آمدن آب‌هاي زيرسطحي هستيم. "مهدي داورپناه" از آثار و تبعات منفي زيست محيطي در بالا آمدن آب شهر كرمان خبر داد و افزود: ايجاد آلودگي‌هاي درون شهري، بوي نامطبوع و شيوع بيماري‌ها به دليل فشارهاي وارد آمده به فاضلاب‌ها تنها گوشه‌اي از مشكلات بالا آمدن آب در لايه‌هاي سطحي زمين است.

****

به هر حال به نظر مي رسد وضعيت موجود مخاطرات زيادي را براي ساكنان شهر كرمان از جهات مختلف به وجود آورده است و به نظر مي رسد، راهكارهاي عملي بايستي با سرعت بيشتر براي گريز از اين مخاطرات به اجرا درآيد. آيا در زماني مناسب و پيش از پديدار شدن خطراتي كه امروز هشدار آن داده مي شود مي توان به تغيير وضعيت موجود و ارايه راهكارهايي كه به آرامش رواني شهروندان كرماني منتهي مي شود اميدوار بود؟

این مطلب در نشریه بام کویر منتشر شده است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:53  توسط وحید قرایی  |