تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

یاد آر زشمع مرده یاد آر...

 

به یاد سرگرد محمود سخایی یگانه شهید کودتای 28 مرداد1332

 

چند روز پیش که بعد از مدتها گذرم به گنبد جبلیه افتاد سری هم به مزار سرگرد شهید محمود سخایی زدم که به عنوان اولین شهید کودتای 28 مرداد شناخته می شود. هنوز بر سنگ قبرش جای تیشه های خشم و کینه نسبت به او وجود دارد تا او را ناشناخته نگهدارند. سنگ قبری که بعداز انقلاب بر مزارش نصب شده است. او توسط دکتر مصدق به عنوان فرماندهی شهربانی کرمان منصوب شده بود و در همان مدت کوتاهی که در این سمت مشغول به فعالیت بود آزادیخواهی و وفاداری خود را به دکتر مصدق نشان داده و همین باعث خشم فرمانده لشگر کرمان شده بود که از طرفداران شاه محسوب می شد.

در روز 28 مرداد 1332 با اینکه از اوضاع کشور کاملا آگاه بود راننده خود را مرخص و پیاده در محل کارش حاضر شد و حتی مدتی در مقابل کسانی که آمده بودند تا با تحریک برخی سیاسیون مخالف مصدق و فرمانده لشگر کرمان در روز کودتا او را بکشند سخنرانی کرد و از آنها خواست تن به پذیرش کودتا ندهند. او را در حالیکه می توانستند بازداشت و زندانی کنند با دسیسه به دفتر فرمانده لشگر کشاندند و در یک برنامه از پیش تعیین شده فرمانده که در خواستش برای توبه از گذشته و ابراز ارادت به شاه از سوی سرگرد سخایی رد شده بود از اتاق خارج شد و چاقوکشان و عده ای از گروهبانهای طرفدار او به سرگرد سخایی حمله کردند و او را از اتاق فرمانده لشگر به پایین پرتاب کردند و در حالیکه هنوز زنده بود فرمانده لشگر با جیپ خود از روی سرش رد شد. "زنده باد شاه گویان" او را تا میدان شهر(مشتاقیه فعلی) بر زمین کشیدند و بر تیری چوبی آویزانش کردند.افسوس که آن روز مردم از ترس ارتشیان و قداره بدستان نتوانستند او را رهایی دهند اما آنها که شاهدی بر آن روز سیاه بودند از جمله پدر مرحوم خودم که در آن زمان 14 سال داشت همیشه با ناراحتی و تاسف از آن روز یاد کرده و می کنند. شب هنگام پیرمردی به خود جرات داد تا جسد او را در قبرستان "سید حسین" کرمان به خاک بسپارد. فکر می کنم در کنار همه کسانی که جان در راه میهن گذاشتند خصوصا کرمانی ها لازم باشد تا بیشتر در مورد او بدانند و از سوی مسئولان شهر تلاش شود تا صورتی نکوتر به مزارش دهند گرچه بزرگی او به مزارش نخواهد بود و هر که او را به یاد می آورد و یا درمورد او شنیده است از او به نیکی یاد می کند.از او کتابی نیز با عنوان "مصدق و رستاخیز ملت" به یادگار مانده است. فکر می کنم در تهران نیز خیابانی به نام او نامگزاری شده باشد.

سرگرد سخایی متولد 1298 بود و صداقت و شجاعت او مورد توجه دکتر مصدق قرار گرفته بود.... 

قبرستان قدیمی "سید حسین" کرمان

سنگ قبر سرگرد سخایی که بر روی آن نوشته شده است:

"مقبره سرگرد سید محمود سخایی سرباز شهید نهضت ملی ایران رییس شهربانی منخب دکتر مصدق در استان کرمان که در کودتای خائنانه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بدست عمال جنایتکار شاه بشهادت رسید..."

البته هنوز آثار خدشه بر این سنگ قبر به جا مانده است.

تنها عکس موجود از پیکر بی جان سرگرد سخایی

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 23:37  توسط وحید قرایی  | 

کاهش هشت درصدی بودجه طرح پزشک خانواده نسبت به سال قبل

                                                                          

در روزی که قرار نبود هیچ یک از افراد ساکن مناطق روستايي زیر 20هزار نفر جمعیت استان کرمان بیمار شوند و یا زایمان کنند حدود 400 نفر از پزشکان و ماماهای فعال در طرح پزشک خانواده در همایش «سفیران سلامت» گرد هم آمدند تا نتایج و کاستی‌های طرح را با حضور مقامات کشوری و استانی مورد بررسی قرار دهند.

اما این همایش آغازی جالب توجه داشت چرا که فیلمی به نمایش درآمد نشان دهنده‌ی عمق سختی‌های کار تیم‌های سلامت در جنوب استان کرمان و محرومیت منطقه بود. پایان این فیلم همه را لحظه‌ای به سکوتی عمیق فرو برد جایی که یکی از اهالی منطقه‌ی رودبار جنوب در مقابل دوربین گفت:«با این محرومیت از افغانی‌ها بدتر شده‌ایم.» مجری همایش نیز بعد از اتمام این فیلم گفت:«این‌جا ایران بود، استان کرمان و مناطق جنوبی این استان...»

در همین فیلم بود که خانم دکتر یکی از مناطق جنوبی استان گفت:«از آغاز فعالیتم تاکنون دوبا مردان مسلح مرا با خود برده‌اند تا گلوله از بدن هم سلکانشان در بیاورم» و خانم دکتر دیگری می‌گفت: «به دلیل قطع مکرر برق دو ماه است که نتوانسته‌ام گوشت در یخچال نگه‌داری کنم و برای خوردن مصرف کنم.» و هم او بود که می‌گفت سوء تغذیه در میان مردم این منطقه بیداد می‌کند و بیماری‌های عفونی...

فیلم تصاویری را نشان می‌داد که در همان آب آلوده‌ای که کودکان گوسفندان را می‌شستند پیرمردی استحمام می‌کرد و آقای دکتر می‌گفت: «مگر می‌شود در آبی که مردم می‌خورند و استحمام می‌کنند برای نابودی پشه‌ی ناقل مالاریا گازوئیل ریخت...» و به این ترتیب همایش آغاز شد...

 

                           عکس: وحید قرایی

ریيس مركز توسعه شبكه و ارتقاي سلامت وزارت بهداشت گفت: در كشورهاي مختلف زمان رسيدن به نتيجه‌ی مطلوب در توسعه‌ی سلامت همگاني 10 سال است و در كشور ما نيز در حال حاضر نواقص زيادي در اجراي طرح پزشك خانواده وجود دارد.

دكتر مطلق در عين حال افزود: گسترش خدمات بهداشتي، بهبود وضعيت شاخص‌هاي سلامت و همگاني شدن پوشش خدمات بيمه‌اي خصوصا در روستاها نشان از اين دارد كه اجراي طرح سلامت همگاني و پزشك خانواده به موفقيت‌هاي بسياري رسيده است. وي با اشاره به اعتبارات محدود كه منجر به توزيع ناعادلانه‌ی خدمات بهداشتي شده را از چالش‌هاي عمده‌ی اجراي طرح پزشك خانواده دانست و گفت: با همكاري نهادهاي ذيربط نواقص اجراي اين طرح به تدريج برطرف خواهد شد.

معاون بيمه‌ی سازمان خدمات درماني كشور نيز در اين همايش گفت: در بخش بهداشت و درمان نگاه سلامت محور با محوريت پزشكان خانواده در سراسر كشور در حال تحقق است. دكتر غفاري با اشاره به موفق بودن گسترش پوشش بيمه‌ی همگاني در روستاها گفت: نيمي از اعتبارات بيمه‌ی خدمات درماني مربوط به بيمه‌ی روستايي، عشايري و جمعيت ساكن در مناطق زير 20 هزار نفر جمعيت است و برخي مشكلات موجود نيز ناشي از اين است كه اين حركت در ابتداي مسير قرار دارد.  وي با ذكر اين مطلب كه نسبت به سال گذشته و با بودجه‌ي تصويبي امسال، هشت درصد بيشتر نسبت به سال قبل كسري بودجه داريم گفت: با دلايل كافي موافقت دولت براي افزايش بودجه‌ی امسال سازمان بيمه‌ی خدمات درماني ارایه شود.

او هم‌چنين اظهار داشت: ورود بخش خصوصي به تيم سلامت از برنامه‌هاي بيمه‌ی خدمات درماني است و يكي ديگر از برنامه‌ها گسترش خدمات طرح پزشك خانواده در شهرهاي بزرگ و ساير گروه‌هاي جامعه است.

غفاري در ادامه از ايجاد تسهيلات بيشتر و پي‌گيري براي تحصيلات تكميلي پزشكان خانواده خبر داد.

 اما مسوولان كرماني حاضر در همايش نيز به بيان نقطه‌ نظرات خود پرداختند. ریيس دانشگاه علوم پزشكي كرمان با اشاره به اين‌كه ميزان محروميت استان‌ها با هم متفاوت است از مسوولان بخش بهداشت و درمان وزرات رفاه خواست در بحث ضريب محروميت استان كرمان و خصوصا مناطق جنوبي استان كرمان تجديد نظر شود.

دكتر زاهدي گفت: به‌دليل مشكلات و ضعف در زيرساخت‌ها در مناطق محروم استان كرمان عدالت بهداشتي آن‌گونه كه بايد به عمق روستاها نفوذ پيدا نكرده است. سرپرست بيمه‌ی خدمات درماني استان كرمان نيز هدف از برگزاري همايش سلامت را تقدير از زحمات پزشكان و ماماهاي خانواده و طرح ديدگاه‌هاي متقابل مسوولان و فعلان سلامت همگاني ذكر كرد  محمدجعفري افزود: يكي از مشكلات بزرگ در استان كرمان جذب پزشك براي مناطق جنوبي اين استان است كه محروميت شديد و عدم تمايل پزشكان براي فعاليت در اين مناطق باعث شده است كه 50 پزشك خانواده در مناطق جنوبي استان كرمان كمبود داشته باشيم.

نماينده‌ی پزشكان خانواده استان كرمان نيز عدم وجود امنيت جاني و مالي در مناطق جنوبي استان كرمان، نامناسب بودن ضريب محروميت در استان كرمان،‌ پراكندگي شهرستان‌ها و مسافت زياد تا مركز استان،‌ محروميت‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در جنوب اين استان و فقدان امنيت شغلي را از جمله مشكلات پزشكان خانواده ذكر كرد.

دكتر مريم يزدانپناه افزود: عدم بكارگيري ضوابط قانون كار براي مرخصي استعلاجي و زايمان،‌ فقدان زمان‌بندي در پرداخت حق‌الزحمه پزشكان و ناهماهنگي در تخصيص‌كارانه،‌ مزاياي تشويقي، ‌عيدي و حق مسووليت از ديگر مشكلات پزشكان فعال در طرح سلامت همگاني است كه منجر به كاهش انگيزه‌ی اين دسته از پزشكان در فعاليت خود شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 12:4  توسط وحید قرایی  | 

استقبال از سمینار دو روزه آموزشی خبر نویسی در کرمان با حضور دکتر امید مسعودی

 

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:59  توسط وحید قرایی  | 

گزارش تصویری اعتراض کارگران کارخانه قند بردسیر به عدم پرداخت 7 ماه حقوق خود

 

 کارگران کارخانه قند بردسیر ۷ ماه است که نه حقوقی گرفته اند و نه عیدی و پاداشی...آنها در اعتراض به وضعیت خود و رسیدگی مسئولان در مقابل استانداری تجمع کردند و پس از اینکه از پاسخ انها قانع نشدند در مقابل دفتر امام جمعه کرمان تجمع کردند...آنها ماههاست که بابت خرید مواد غذایی خود به مغازه داران و نانوایان بردسیری بدهکارند. این در حالیست که احتمال تعطیلی کارخانه برای همیشه وجود دارد... 

حرکت کارگران به سمت دفتر امام جمعه کرمان

امید آنها تلاش امام جمعه کرمان در رفع مشکلشان است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 8:18  توسط وحید قرایی  | 

 

تعرفه جديد پزشكان بخش خصوصي در کرمان هنوز مشخص نشده است

 

سرپرست اداره كل بيمه خدمات درماني استان كرمان با اشاره به اينكه در حال حاضر هنوز هيچ تعرفه ي جديدي براي بخش خصوصي بهداشت و درمان استان كرمان توسط سازمان نظام پزشكي تصويب نشده است ابراز اميدواري كرد اين سازمان با ارايه تعرفه هاي مناسب و منطقي از فشار بيشتر به اقشار آسيب پذير در بخش بهداشت و درمان جلوگيري نمايد.

محمد جعفري در عين حال گفت : در حاليكه مطابق برنامه چهارم توسعه مردم بايستي 30 درصد از هزينه درمان خود را بپردازند در حال حاضر 65 تا 88 درصد هزينه ها توسط مردم پرداخت مي شود كه اين وضعيت بايد اصلاح شود. او با اشاره به اينكه طرح پزشك خانواده قرار است در مناطق شهري بالاي 20 هزار نفر جمعيت نيز براي اقشار آسيب پذير جامعه به اجرا گذاشته شود گفت: در يك حالت استاندارد به ازاي هر 4 هزار نفر يك پزشك و به ازاي هر دو پزشك يك ماما در طرح پزشك خانواده بايد فعاليت كنند كه در مناطق جنوبي استان كرمان به دليل فاصله زياد تا مركز استان،‌محروميت شديد منطقه ، شرايط جوي و برخي عوامل ديگر هنوز به اين استاندارد نرسيده ايم و حداقل به 50 پزشك ديگر براي حضور در اين مناطق نياز است. جعفري اصلاح ضريب محروميت براي بهبود وضعيت دريافت حقوق تيم سلامت در جنوب استان كرمان توسط وزارت بهداشت، ‌ايجاد مزيت هايي نظير امكان تحصيلات تكميلي براي پزشكان خانواده اين مناطق و زمينه سازي براي فعاليت راحت تر پزشكان توسط مسئولان منطقه را از راهكارهاي جذب پزشك بيشتر براي فعاليت در مناطق جنوبي استان كرمان ذكر كرد .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:44  توسط وحید قرایی  | 

بچه های قالیبافخانه در دوره قاجار

 

دو عکس بالا متعلق به دختران و پسرانی است که زمانی معروفترین قالی جهان یعنی قالی کرمان را می بافتند. این عکسها متعلق به سالهای پایانی دوره قاجار است که در آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان کرمان موجود است.

و این هم نتیجه کار آنها...

اولی عکس یک قالی که صحن مسجد جامع کرمان را در همان زمان قاجار فرش کرده بود و اینک این قالی به آمریکا منتقل شده است و دومی یکی از قالی های کرمان در کاخ سعد آباد است که دیدنش برای هر بیننده ای جالب توجه می باشد.

اما امروز روزگار دیگری است و قالی کرمان و ایران آن شهرت دیرین و بازار پرفروغ گذشته خود را ندارد چراکه هندی ها و پاکستانی ها و نپالی ها بهتر از ما راه بازاریابی برای فرش های خود را در بازارهای جهانی یافته اند... 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:22  توسط وحید قرایی  | 

15 نشریه جدید در سالجاری در استان کرمان مجوز خواهند گرفت

 

80 درصد مطبوعات استان کرمان تذکر تخلف انتخاباتی گرفتند

 

عکس: وحید قرایی 

رییس اداره مطبوعات اداره کل فرهنگ و ار شاد اسلامي استان كرمان از اجراي برنامه هاي مشترك با خانه مطبوعات اين استان براي ارتقاي سطح علمي و توانايي هاي خبرنگاران استان كرمان خبرداد .

محمد بصیریان در جمع خبرنگاران با اشاره به برگزاري كلاس هاي ويژه خبر نويسي با حضور خبرنگاران و فعالان روابط عمومي سازمانها گفت: با توجه به اينكه بحث آموزش ضروري ترين فاكتور براي صدور كارت خبرنگاري است ،‌اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان براي صدور كارت خبرنگاري بر اساس سطوح آموزشي كه خبرنگاران ديده اند و ملاكهاي اعلام شده كارت خبرنگاري صادر خواهد كرد.

وي همچنين گفت : در 6 ماهه اول امسال نيز گردهمايي مديران مسئول مطبوعات با حضور دكتر پرويزي ،‌معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در كرمان برگزار خواهد شد . او در ادامه اظهار داشت : مطبوعات كرمان امسال در جشنواره مطبوعات استانهاي كويري كه در كرمان برگزار مي شود شركت خواهند كرد و نيز برگزاري جشنواره منطقه اي و يا استاني مطبوعات در كرمان قطعي است .

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان نیز در جمع خبرنگاران با اشاره به برخي تخلفات مطبوعات استان كرمان در جريان انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي گفت : حدود80  درصد مطبوعات استان كرمان حداقل يك مورد تذكر تخلف دريافت كردند و اين در حالي است كه در طول سال گذشته برخي نشريات حدود سه تذكر دريافت كردند كه نشان دهنده ي لزوم آموزش قانون مطبوعات به دست اندركاران اين حوزه است و به همين منظور مسابقه كتابخواني با محوريت قانون مطبوعات ميان اصحاب مطبوعات استان كرمان برگزار خواهد شد .

وي با اشاره به فعاليت 89 نشريه در استان كرمان گفت : 73 نشريه نيز در نوبت كسب مجوز هستند كه احتمالا در سال جاري 10 تا 15 نشريه ي جديد مجوز فعاليت مي گيرند. او اظهار داشت : ارزيابي محتواي مطبوعات محلي استان كرمان در سال گذشته انجام شده است و در اختيار مديران مسئول مطبوعات براي آگاهي از محتواي فعاليتشان قرار مي گيرد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:8  توسط وحید قرایی  | 

معاون سابق استاندار کرمان و کاندیدای مستقل رد صلاحیت مجلس هشتم ضمن اعتراض به نحوه رد صلاحیت خود:

 

این اقدام غیر قانونی باعث تغییر گسترده در سطح مدیران ارشد در کرمان می شود

 

عکس: وحید قرایی

دکتر پورابراهیمی مستندات خود را در اختیار خبرنگاران گذاشت

 

*در روز قبل از انتخابات(در حالیکه هنوز ردصلاحیت بنده اعلام نشده بود) با کمال وقاحت در برخی مراسم مذهبی اعلام کردند که دکتر پورابراهیمی به نفع دو کاندیدای اصولگرا کنار رفته است و جالب اینکه نمایندگان فرمانداری در برخی حوزه های رای گیری اعلام کردند که من به نفع یک جریان سیاسی خاص گنار رفته ام و سوال من این است که این افراد جواب خدا را چه خواهند داد؟ و من باز هم تاکید می کنم که مرا رد صلاحیت کردند و به نفع هیچ شخص و گروه خاصی از صحنه انتخابات کنار نرفتم

*به دنبال گرفتن خسارت مادی نیستم چرا که نسبت به خسارت معنوی مردم قطره ای از دریا بود و مسئولان استان اگر می توانند جواب این مردم را بدهند

*این اتفاقات و اقدامات غیر قانونی باعث تغییرات گسترده در سطح مدیران استان خواهد شد و مسببان پاسخگوی رفتار خود خواهند بود و به زودی مردم خبرهای خوبی در این زمینه خواهند شنید

 ---------

کرمان خبر-دکتر پوربراهیمی کاندیدای مستقلی که 9 ساعت مانده به برگزاری انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شده بود در جمع خبرنگاران حاضر شد و به بیان نقطه نظرات خود دراین مورد پرداخت.

وی که معاون مالی اداری سابق استانداری کرمان، مدیر اسبق بورس منطقه ای کرمان، عضو حقوقی هیات مدیره شرکت ملی مس ایران و استاد اقتصاد دانشگاه است گفت: به دعوت جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و به عنوان کاندیدای مستقل وارد عرصه انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه کرمان و راور شدم که این حضور با استقبال دانشگاهیان و اقشار مختلف مردم واقع شد. او در ادامه گفت: در بررسی صلاحیت ها در هیات های اجرایی تایید صلاحیت شدم اما توسط هیات نظارت شورای نگهبان به استنادبند ب ردیف 7 ماده 22 قانون انتخابات رد صلاحیت شدم و با استناد به اینکه شرکت ملی مس ایران استانی و دولتی نبود و به عنوان شخصیت حقوقی عضو هیات مدیره شرکت ملی مس بودم در نامه ای به ایت ا... جنتی خواستار بازنگری در مساله رد صلاحیت خود شدم که در تاریخ 5/12/1386 صلاحیت بنده تایید و وارد عرصه انتخابات شدم.

دکتر پورابراهیمی افزود:با مردم با صداقت گفته هایم را در میان گذاشتم و نتیجه این صداقت اقبال عمومی به حضور من در عرصه انتخابات بود اما با افزایش شانس انتخابم شعله های حسادت و تنگ نظری زبانه کشید و اطلاعاتی به دروغ به تهران انتقال داده شد و با فشارهای سیاسی اعمال شده سعی در حذف بنده از انتخابات شد و روز پنجشنبه قبل از انتخابات از فرمانداری کرمان توسط معاون فرمانداری کرمان با من تماس گرفته شد و با حالت تهدیدآمیزی گفتند که یا استعفا بده یا رد صلاحیت می شوی و با اعلام اینکه استعفا نخواهم داد به مکالمه پایان دادم. وی اظهار داشت: درساعت 30/21 اعلام شد نامه رد صلاحیت توسط شورای نگهبان ارسال شده که نامه " از طرف" آقای جنتی و توسط آقای کدخدایی امضا شده بود و نامه وزارت کشور نیز بلافاصله با امضای آقای موسی پور مبنی بر رد صلاحیت بنده ارسال شد و در نهایت ناباوری در آن موقع شب انتخابات رد صلاحیت شدم.

این کاندیدای رد صلاحیت شده مجلس هشتم در بخش دیگری از سخنان خود گفت: من از ستاد انتخابات وزارت کشور به دلیل کار غیر قانونی مبنی بر رد صلاحیت اینگونه ی من شکایت و گلایه دارم و در استان کرمان نیز حق نداشتند این اقدام غیر قانونی و نامه را ابلاغ کنند و باید با شجاعت جلوی ابلاغ نامه را می گرفتند اما انگار در کرمان منتظر ارسال چنین بودند و به همین جهت از استاندار و فرماندار کرمان گلایه دارم. او با مطرح کردن این سوال که آقای فرماندار آیا شما تاکنون قانون انتخابات را خوانده اید گفت: تایید شورای نگهبان اظهار نظر قطعی و نهایی این نهاد است و اگر برخی ادعا می کنند که نظارت استصوابی اعمال شده از لحاظ شکلی این بخش از قانون به درستی اجرا نشده است.

دکتر پورابراهیمی همچنین گفت: در روز قبل از انتخابات با کمال وقاحت در برخی مراسم مذهبی اعلام کردند که دکتر پورابراهیمی به نفع دو کاندیدای اصولگرا کنار رفته است و جالب اینکه نمایندگان فرمانداری در برخی حوزه های رای گیری اعلام کردند که من به نفع یک جریان سیاسی خاص کنار رفته ام و سوال من این است که این افراد جواب خدا را چه خواهند داد؟ و من باز هم تاکید می کنم که مرا رد صلاحیت کردند و به نفع هیچ شخص و گروه خاصی از صحنه انتخابات کنار نرفتم.

وی ادامه داد: وقاحت سیاسی این موضوع تا بدان حد رسید که رسانه های ضد انقلاب از ان به ضرر نظام سوء استفاده کردندو آیا این آقایان مسئول می توانستند ضربه ای بالاتر از این به نظام بزنند؟

او تاکید کرد با این اقدام به من، مردم کرمان و راور و انقلاب و نظام خیانت شد و من اگر از حق خودم بگذرم از حق این مردم و نظام نمی گذرم و اگر چنین اقدامات غیر قانونی باب شود دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.

وی در ادامه تصریح کرد: این اتفاقات و اقدامات غیر قانونی باعث تغییرات گسترده در سطح مدیران استان خواهد شد و مسببان پاسخگوی رفتار خود خواهند بود و به زودی مردم خبرهای خوبی در این زمینه خواهند شنید. دکتر پورابراهیمی تاکید کرد بر اساس مستنداتی که ارایه کرده ام منتظر پاسخ شورای نگهبان هستم و از حق مردم دفاع می کنم و در خدمت مردم خواهم بود.

وی همچنین گفت:به دنبال گرفتن خسارت مادی نیستم چرا که نسبت به خسارت معنوی مردم قطره ای از دریا بود و مسئولان استان اگر می توانند جواب این مردم را بدهند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:30  توسط وحید قرایی  | 

ترنم بهاری و یک توصیه اقتصادی...

مردم کرمان این چند روز حسابی به خاطر بارش باران بهاری روحیه بهتری پیدا کرده اند و از پشت پنجره های باران زده به بیرون نگاه می کنند.

البته برای احساس بهتر زیبایی های بهار اکیدا توصیه می شود که چندان به فکر  پرس و جو در مورد قیمت ها و وضعیت اقتصادی مملکت و مردم نباشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 14:59  توسط وحید قرایی  | 

طبیعت بهاری در کوهپایه کرمان

 

عکس: مرتضی صفری

عکس: مرتضی صفری

عکس: مدتضی صفری

عکس: مرتضی صفری

عکس: مرتضی صفری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 14:13  توسط وحید قرایی  | 

دولت نهم قلعه گنج و منوجان را به هرمزگان می بخشد؟

 

خبری که جنوب استان کرمان را لرزاند

اخبار مربوط به الحاق بخشی از جنوب استان کرمان به استان هرمزگان آنقدر داغ بود که نشریه رودبار زمین کرمان به صورت ویژه به آن بپردازد. مطالب زیر پرونده ایست که این نشریه برای موضوع مذکور گشوده است...

*در حالی که  شایعه داغ مصوبه هیات دولت مبنی بر الحاق دو شهرستان وسیع و پر استعداد قلعه گنج و منوجان به استان هرمزگان موجی از نارضایتی در میان مردمان استان کرمان ایجاد کرده است، مسئولان استانی از شفاف سازی و دادن اطلاعات دقیق در این مورد خودداری می کنند.

خبرنگار رودبارزمین در این رابطه با نصرالهی، معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان تماس تلفنی برقرار کرد و از وی پیرامون صحت و سقم این خبر پرسید اما متاسفانه ایشان از دادن هر گونه اطلاعاتی در این زمینه خودداری کرد.

*حجت الاسلام امیری جدا کردن منوجان و قلعه گنج را از بدنه جنوب استان جفا به مردم و خلاف غیرت کرمانی ها دانست و گفت: شنیده می شود پشت این قضیه آقای شیخ الاسلام استاندار سابق هرمزگان و رئیس دفتر فعلی رئیس جمهور قرار دارد، آنها در جریان الحاق معدن فاریاب به هرمزگان موفق نشده اند، حالا این ادعا رامطرح کرده اندکه ما به واگذاری معدن راضی بشویم.

*حجت الاسلام وزیری گفت: وزیر کشور در خصوص جدایی قلعه گنج و منوجان از کرمان توجیهاتی دارد از جمله اینکه فاصله شهرستان های مذکور تا مرکز استان کرمان زیاد است.

* استان هرمزگان زمینه های بهتری برای توسعه این مناطق دارد و از طرفی استان هرمزگان بودجه های مصوبی برای رونق کشاورزی این استان دارد، در حالی که زمین مستعد کشاورزی در این استان وجود ندارد و قلعه گنج و منوجان می توانند دو منطقه مهم کشاورزی برای این استان به حساب بیایند!

 

در حالی که شایعه مصوبه هیات دولت مبنی بر الحاق دو شهرستان وسیع و پر استعداد قلعه گنج و منوجان به استان هرمزگان موجی از نارضایتی در میان مردمان استان کرمان ایجاد کرده است، مسئولان استانی از شفاف سازی و دادن اطلاعات موثق در این مورد خودداری می کنند.

خبرنگار رودبارزمین در این رابطه با نصرالهی، معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان تماس تلفنی برقرارکرد و از وی پیرامون صحت و سقم این خبر پرسید اما متاسفانه ایشان از دادن هر گونه اطلاعاتی در این زمینه خودداری کرد.

نصرالهی در پاسخ به سوال رودبارزمین در مورد صحت این خبر گفت: من نه تایید می کنم و نه تکذیب! خبرنگار رودبارزمین از معاون استاندار پرسید، آیا طرح شکل گیری استان جدیدی در کرمان به غیر از جنوب مطرح است و این الحاق زمینه ساز استانی به نام استان سمنگان است؟

معاون سیاسی امنیتی استانداری گفت: بحث تشکیل استان های جدید در کل کشور منتفی است و قرار نیست هیچ استان جدیدی در کرمان شکل بگیرد.

خبرنگار رودبارزمین سپس از نصرالهی پرسید، آیا شما با جدا شدن شهرستان های قلعه گنج و منوجان از کرمان موافقید؟ نصرالهی گفت: ما به عنوان نماینده دولت نمی توانیم اعلام موضع کنیم.

خبرنگار رودبارزمین پرسید، به عنوان یک کرمانی چه؟ آیا با این طرح موافقید؟ نصرالهی گفت: ما قبلا مخالفت خود را اعلام کرده ایم.

اما حجت الاسلام امیری منتخب مردم کهنوج، منوجان، قلعه گنج و رودبار در این زمینه نظرات جالبی دارد.

امیری اگرچه خبر دقیق ندارد و همه چیز را جسته و گریخته شنیده است، اما با این طرح کاملا مخالف است. او به خبرنگار رودبارزمین در این رابطه گفت: مهمترین مسئله برای ما اتحاد شش شهرستان جنوبی استان کرمان است. اگر این وحدت حفظ شود به استقلال می رسیم.

حجت الاسلام امیری جدا کردن منوجان و قلعهگنج را از بدنه جنوب استان جفا به مردم و خلاف غیرت کرمانی ها دانست و گفت: شنیده می شود پشت این قضیه آقای شیخ الاسلام استاندار سابق هرمزگان و رئیس دفتر فعلی رئیس جمهور است، آنها در جریان الحاق معدن فاریاب به هرمزگان موفق نشده اند، حالا این ادعا رامطرح کرده اندکه ما به واگذاری معدن راضی بشویم.

منتخب مردم شهرستان های چهارگانه جنوب استان سپس خطاب به مسئولان استان کرمان توصیه کرد. اگر موافق نیستید که بخشی از استان کرمان جدا بشود باید محکم و جانانه دفاع کنید اما متاسفانه ما دفاع آنچنانی از شما نمی بینیم.

حجت الاسلام امیری همچنین گفت: ما سه راه پیشنهاد می کنیم، اول اینکه 6 شهرستان جنوبی به یک استان مستقل تبدیل شوند، دوم اینکه فعلا قضیه را مسکوت نگه دارند و در غیر این صورت هر 6 شهرستان جنوبی استان را به هرمزگان ببخشند!

امیری گفت: ممکن است تعداد اندکی حداکثر 15 درصد از مردم این شهرستان ها به خاطر نزدیکی راه به بندرعباس با این الحاق موافق باشند اما اکثریت مردم مصلحت خود را در الحاق به یک استان محروم  نمی دانند.

و اما حجت الاسلام وزیری، نماینده مردم شهرستان های چهارگانه جنوبی در پاسخ به سوالات خبرنگار رودبارزمین گفت: من با وزیر کشور در رابطه با این موضوع صحبت کردم، ظاهرا دولت تصمیم خودش را گرفته است و از طرفی بعضی از مردم هم راضی هستند.

وزیری گفت: با توجه به اینکه ما مقدمه استان شدن جنوب را فراهم کرده بودیم با این الحاق موافق نیستم، اما در واقع همه چیز به نظر خود مردم برمی گردد.

حجت الاسلام وزیری گفت: وزیر کشور در خصوص جدایی قلعه گنج و منوجان از کرمان توجیهاتی دارد از جمله اینکه فاصله شهرستان های مذکور تا مرکز استان کرمان زیاد است. استان هرمزگان زمینه های بهتری برای توسعه این مناطق دارد و از طرفی استان هرمزگان بودجه های مصوبی برای رونق کشاورزی این استان دارد، در حالی که زمین مستعد کشاورزی در این استان وجود ندارد و قلعه گنج و منوجان می توانند در منطقه مهم کشاورزی برای این استان به حساب بیایند!

آقای مسلمی، فرماندار کهنوج هم ضمن دعوت مردم به آرامش گفت: شنیده ام که این طرح در دستور کار دولت است، در شهر کهنوج هم اعتراضاتی در این مورد شده است. مسلمی گفت: با توجه به نوشتن طومار اعتراضی در نماز جمعه کهنوج و حرکت هایی که توسط نخبگان و حوزه علمیه و دانشگاهها و ائمه جمعه در مخالفت با این طرح در حال انجام است، احساس می کنم مردم نسبت به این الحاق معترض هستند، اما من همگان را به صبر و آرامش دعوت می کنم و معتقدم هر حق و حقوقی در چارچوب قانون قابل وصول است.

از منوجان و قلعه گنج هم خبر می رسد که بعضی از مردم از الحاق به هرمزگان ناخشنود نیستند و البته عده ای هم نسبت به این طرح معترض و هر دو گروه برای تحقق اهداف خود در حال جمع آوری طومار هستند. در میان موافقان طرح مذکور اخوان رضوانی ائمه جمعه قلعه گنج و منوجان به چشم میخورند.

*********

منوجان و قلعه گنج هدیه نوروزی دولت نهم به استان هرمزگان

دولت نهم را دولت تصمیم گیری های غیر کارشناسانه نامیده اند. این روند از اولین روزهای شروع به کار این دولت آغاز شد و امروز که در اولین روزهای بهار هستیم شتر شوم این تصمیم گیری ها جلو خانه منوجانی ها و قلعه گنجی ها و به طور اعم استان کرمان خوابیده است.

 

حالا این روزها به جز کارمندان تقسیمات کشوری استانداری کرمان ! همه مردم جنوب فهمیده اند که دولت تصمیم گرفته است در یک اقدام عجیب و غریب و غیر کارشناسانه و البته کاملا ظالمانه، شهرستان های منوجان و قلعه گنج را از استان کهن کرمان منفک و به استان هرمزگان ببخشد!

 

ضمن دعوت مردم صبور و همیشه مظلوم جنوب استان به آرامش و خونسردی سوالاتی مطرح می گردد که امیدوارم دولتمردان به آن پاسخ دهند.

 

1ـ این اقدام عجیب برای تامین رضایت خاطر چه کسانی انجام می شود، مردم این دو شهرستان جنوبی یا مردم استان هرمزگان؟

 

اگر این تصمیم در آخرین سفر رئیس جمهور محترم به بندرعباس در جهت خشنودی مردم و مسئولان استان هرمزگان گرفته شده است، منوجانیها و قلعه گنجی ها چه گناهی کرده اند که باید از استانی غنی و برخوردار همچون کرمان کنده و به استانی فقیر که مناطق همجوارش با منوجان و قلعه گنج همچون بشاگرد در محرومیت شهره خاص و عام است، ملحق شوند؟!

 

آیا این تصمیم تحقق همان وعده هایی که رئیس جمهور محترم در سفر به منوجان و قلعه گنج دارند؟ آیا دولتمردانی که پای این مصوبه را امضاء کرده اند، می دانند که امروز علیرغم فاصله بسیار جنوبی ترین مناطق استان کرمان مثل فاریاب، منوجان و نودژ، این شهرها از همسایگان هرمزگانی خود به مراتب آبادترند؟ آیا بخش فاریاب آبادتر و پیش افتاده تر است یا بخش «رودخانه» که همتای مرزی آن است؟ نودژ کرمان آبادتر است یا «زیارت علی» هرمزگان؟ منوجان غنی تر است یا « جاسک و بستک»

 

2ـ اگر به فرض محال تصمیم دولت برای الحاق این دو شهرستان به هرمزگان به دلیل دوری مسافت آنها به کرمان است، چرا دولت با ایجاد استان جنوبی در کرمان به فکر حل این مشکل نیفتاده است؟ در تمام سال های گذشته مردم جنوب استان مصرانه از رهبر عظیم الشأن انقلاب در سفرشان به جنوب استان و رئیس جمهور محترم در سفر به این شهرستان های دور از مرکز، ایجاد استانی مستقل را درخواست کرده اند، آیا این اقدام دولت مایوس کردن مردم جنوب استان از داشتن استانی مستقل نمی باشد؟

 

3ـ قلعه گنج و منوجان شهرستان هایی مستعد با قابلیت های فراوان فکری، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند که در سال های قبل از دولت نهم و ایضا در همین دولت، مورد توجه جدی قرار گرفته اند، آیا الحاق آنها به هرمزگان ایجاد سد در مقابل این پیشرفت ها نیست؟

 

استان هرمزگان که مثل پدری تنگدست فرزندان خودش را هم به سختی اداره می کند چگونه می تواند به دو فرزند خوانده تازه وارد امکانات بدهد؟ غیر از این است که تازه واردها برای دریافت کمک در اولویت آخر قرار می گیرند؟ آیا برای مردم نجیب و با فرهنگ قلعه گنج و منوجان این تحول! در آغاز سال جدید نوعی از چاله درآمدن و به چاه افتادن نیست؟

 

4ـ آیا دولت محترم واقعا از تفکیک استان پهناور کرمان که یک دهم خاک کشور ایران را شامل می شود، منصرف شده است؟ و بحث استان شدن جنوب کرمان تاریخ مصرفش تمام شده است یا اینکه این اتفاق قرار است در جایی دیگر بیفتد و جدا کردن قلعه گنج و منوجان از جنوب استان زمینه ساز همان اتفاق است؟

 

5ـ آیا آقایان رئوفی نژاد، زادسر، وزیری، امیری و اسلامپناه استاندار و نمایندگان فعلی و آینده مردم جنوب با این تصمیم دولت موافقند؟ اگر موافقند، مردم نگران را توجیه کنند که این امر به صلاح آنان است و اگر مخالفند شجاعانه نظر خودشان را از طریق رسانه ها اعلام کنند و گرنه آسیب دیدگان از این تصمیم غیر کارشناسانه که در مرحله اول مردم قلعه گنج و منوجان و در مرحله دوم استان کرمان است آنها را نخواهند بخشید.

  

اگر این اتفاق نامیمون رخ دهد ...

 م.عماد

اوایل سده اخیر هنگامی که دولتمردان با در نظر گرفتن تاریخ علائق و فرهنگ ها و عواملی از این دست کشور را به استان های مختلف تقسیم بندی کردند و کرمان این دیار همسال تاریخ به عنوان مرکز استان هشتم انتخاب شد و دهات و قصبات از آن سوی یزد تا بندر گامبرون به عنوان اقمار آن تعیین شدند هیچ کس نمی توانست حدس بزند روزی به یمن تصمیم خلق الساعه ای که به دور از چشم فرهیختگان و اهل فن و در پشت درهای بسته اتخاذ شده به یکباره گستره ای به وسعت استان قم از پیکره استان کرمان جدا گشته و به استان هرمزگان تقدیم گردد. پویایی در عرصه تقسیمات کشوری چنانچه به درستی و با برخورداری از حداقلی از عقلانیت صورت گیرد امر پسندیده ای است کما اینکه در طول دهه های پیشین همواره تغییرات متعددی را در این زمینه شاهد بوده ایم. مهم آن است که تصمیمات خطیری که در سرنوشت تعداد کثیری از مردم موثر است بر مبنای درک صحیحی از واقعیات جامعه و با در نظر گرفتن عوامل مختلف اجتماعی فرهنگی اتخاذ شود و از آن مهمتر این که مردم حق دارند بدانند مبنای چنین تصمیم گیری های مهمی در مورد سرنوشت شان چیست؟

در حالی زمزمه انتزاع شهرستان های منوجان و قلعه گنج به گوش می رسد که فرمانداران ائمه جمعه و نماینده و مردم منطقه مذکور در مجلس شورای اسلامی و دیگر مقامات محلی از این امر بی اطلاع بوده اند و علی الظاهر هیچ گاه نظر موافق مسئولان استانی هم در این زمینه جلب نشده مبنای چنین تصمیمی هم برای مردم تبیین نشده است.

اگر مبنای این اقدام بررسی کارشناسانه و مبتنی بر عقل و منطق و به دور از غرض است چرا مردمی که بیشترین تاثیر را مستقیما متحمل می شوند از چرایی آن بی اطلاع باشند؟

طبیعی است در چنین فضای مبهم و شک برانگیزی پخش این خبر که بیشتر به شایعه می ماند و این نحوه مخفی کاری شائبه غرض ورزی و دخالت داشتن اراده افرادی که همیشه جنوب استان کرمان را عقب مانده می خواسته اند را تقویت می کند.

بعد از یک دوره غفلت از جنوب استان کرمان و پس از آن که به مدد دولت هشتم موجبات تشکیل فرمانداریهای جدید در این منطقه فراهم شد و با همت دولت نهم و استاندار محترم و اقداماتی از قبیل تشکیل ستاد توسعه جنوب استان، تلاش ها برای زدودن چهره فقر از این مناطق ساماندهی گردید. بارقه امیدی در دل ها ایجاد شد که به زودی رایحه خوش توسعه را در این مناطق استشمام کنیم، اما آیا الحاق شهرستان های قلعه گنج و منوجان به استان عقب افتاده ی هرمزگان با عقل و منطق سازگاری دارد و اگر این اتفاق نامیمون رخ دهد شاید چند دهه بر این مناطق محروم بگذرد تا مسئولان استان هرمزگان به درک کنونی مقامات محلی کرمان از محرومیت ها و قابلیت های مناطق مذکور برسند و تازه آن موقع لابد گُلی بر سر این مردم خواهند زد که طی نیم قرن بر سر اهالی جاسک و گاوبندی و دیگر مناطق فقیر هرمزگان زده اند. اکنون دلسوزی مسئولان استان کرمان در بوته آزمایش مهمی قرار گرفته تا مردم ببینند آیا ایشان همچون اسلاف خود که حداقل در این مورد با سرافرازی و کارنامه درخشان قدرت را ترک کردند با درایت از حقوق حقه استان کرمان دفاع خواهند کرد و یا اینکه با سکوت ناشی از مصلحت اندیشی به سلامت هر چه بیشتر این مرحله را طی خواهند نمود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 11:27  توسط وحید قرایی  | 

به مناسبت دومين سالگرد درگذشت استاد علي اكبر صنعتي کرمانی

 

یاد استاد

 

 

داود غضنفري

 

 

ايام سريعتر از آن چيزي كه فكرش را بكنيد مي گذرد انگار همين ديروز بود كه حضرت استاد را مي ديدم و در محضر ايشان كسب فيض مي نمودم .او كه روزگاري گل و سنگ را به هر شكلي كه دوست داشت در مي آورد در پايان گل و سنگ او را در بر گرفت.

به قول خودش از كودكي  به دنبال گل بازي بود و با آن دستان كوچك اشكال زيبايي مي ساخت ، گاهي تشويق و گاهي هم تنبيه مي شدند و گذشت و گذشت تا اينكه براي خودش كسي شد و نامش در ميان نام آوران نقش بست .

روزگاري نيز مورد بي مهري قرار گرفت چون مجسمه سازي را شرك و مجسمه ساز را مشرك مي دانستند و از همين رو قلب استاد را شكستند و گل و سنگ را از دستش به دور گذاشتند تا ديگر نسازد و كاري انجام ندهد .من نميدانم مرد فرزند از دست داده چه حسي مي تواند داشته باشد ، استاد مي گفت آثارش را همچون فرزندانش دوست مي دارد و با ساخت هر مجسمه يكبار متولد مي شدم و با از بين بردن آثارم يكبار از اين دنيا مي رفتم .

خودشان مي گفتند بعد از اينكه موزه راه آهن مورد هجوم واقع گرديد به آنجا رفتم و اگر سري سالم بود و دستي را كامل نشكسته بودند با ديدگاني اشكبار جمع كردم و بر ظلمي كه در حقم شده بود به خدا پناه بردم و از او خواستم صبري دهد تا بتوانم بپذيريم آنچه را كه برايم رقم زده بودند .

و افسوس و صد افسوس كه برخی افراد دوبار در سالهاي 1332 و 1357 به موزه ايشان حمله برده و كارهاي بي نظيري همچون مجسمه عيسي و حواريون او معروف به "شام آخر مسيح" كه به نظر اين حقير از بي نظير ترين آثار ايشان بود و اين اثر برگرفته از اثر بي بديل "لئوناردو داوينچي " بود و مجسمه هاي ديگري همچون صحنه رگ زدن امير كبير  و .... را  از بين بردند و به همين خاطر بود كه تصميم گرفت كه ديگر هيچ وقت در پي ساختن مجسمه اي نباشد و استعداد بي نظيرش را در زندان جهل مردم گرفتار كرد و حاضر نشد دوباره شاهد از بين رفتن كارهايش باشد .

بيش 110 اثر كم نظير استاد در اين هجوم ها از بين رفت و جالب اينكه در سال 32 آن عده كه بر موزه راه آهن هجوم بردند آنجا را به ميدان تره و بار تبديل نمودند .

آري به واقع آنان بيشتر از تغذيه فكر به تغذيه شكم خود مي پرداختند و اين بود داستان مردي كه ديگر مجسمه نساخت .او آن چنان حسي نسبت به كارهايش مي داشت كه گاهي برايم اعجاب آور مي شد و از اين همه شوق او براي ديدن آثارش شوكه مي شدم و از اشك چشمانش مي شد فهميد كه چقدر بر اين آثار عشق دارد .

آري استاد صنعتي عاشقي بود بي نظير ، او عشق به هنر را در تار و پود وجودش يافته بود و به همين دليل هيچ وقت از هنرش فاصله نگرفت .دوباره بهار آمد و خاطره تلخ جدايي را با خود به ارمغان آورد .دومين سالگرد استاد صنعتي روز 13 فروردين ماه بود كه با حضور بر مزارش يادش را گرامي داشتيم.

در اينجا با ذكر خاطره اي از استاد مطلبم را به پايان مي رسانم .

در بهار 1384 و درست يكسال قبل از مرگ استاد به همراه همسرم استاد را براي آخرين بار به موزه آثارش در ميدان امام خميني بردم و صحنه صحنه و فريم فريم آن روز در خاطرم باقيمانده است .

در خانه استاد ، وي را غمگين ديدم ، غمگين تر از هميشه ، به خاطر عدم تكلم و نا تواني در صحبت كردن بيشتر وقت خود را در سكوت مي گذراند و گاهي هم كه چيزي مي خواستند با اشاره درخواست مي نمودند . و اين عدم تكلم ،  ايشان  را سخت آزار مي داد گاهي متوجه منظورشان مي شديم و گاهي هم هر چه مي كرديم متوجه نمي شديم و به همين خاطر سخنشان را ديگر تكرار نمي كردند .

به استاد گفتم ، آقا جان ، دوست داريد بيرون برويم تا كمي حال شما دگرگون شود ، پاسخي ندادند و دوباره سوالم را تكرار كردم و از ايشان پرسيدم استاد دوست مي داريد كه به موزه برويم و آثارتان را ببينيد ؟ چهره اش نا گهان تغيير كرد و با اشاره از من خواست كه او را ببريم .

من هم كه ديدم استاد از آن حال خارج شدند سريع ايشان را آماده كرده و به سمت موزه حركت كرديم .در بين راه شوق به يار رسيدن را در چهره اش مي شد ديد و با چنان شوقي به ديدار آثارش رفت كه هيچ وقت نديده بودم .در فاصله منزل تا موزه استاد پلك روي هم نگذاشتند و به واقع لحظه شماري مي كردند تا برسيم .

موزه خيلي خلوت بود و تعطيل بودن ادارت و مدارس باعث خلوت بودن خيابان شده بود و خيلي سريع به موزه رسيديم در بين راه شوق ايشان را براي ديدن آثارشان به شكل واضح مي توانستم ببينم ، جلوي موزه رسيديم و توقف ممنوع بود كه با اشاره به مامور راهنمايي از او اجازه گرفتم تا چند دقيقه اي تامل كند تا استاد را پياده كنم ، بعد از اينكه استاد را پياده كردم سريع در خيابان باب همايون به دنبال جاي پاركي گشتم و ماشين را خاموش كردم و به نزد استاد برگشتم .

استاد در مقابل موزه ايستاده بود و كارمندان موزه به استقبال ايشان آمده بودند و يك به يك كاركنان او را در آغوش مي گرفتند و مي بوسيدند و خوشحال از ورود ايشان ، صندلي را در جلوي درب ورودي براي ايشان آوردند در آن زمان استاد به سختي حركت مي كردند و بايد زير بغل ايشان را مي گرفتيم .

به هر شكلي بود شروع به ديدن آثارش نمود ، بر هر مجسمه كه مي رسيد چنان نگاهي به آنها مي كرد كه گويي همين چند لحظه پيش اين مجسمه را ساخته اند و الان براي اولين بار مي خواهند اين مجسمه يا تابلو را ببينند .

رسيديم به مجسمه اي كه دستش را شكسته بودند آن چنان متاثر گرديد و با نگاه از مسئولين موزه 13 آبان توضيح خواست كه ايشان با ذكر اينكه به زودي دست را خواهند چسباند كمي استاد را راحت كردند .در طبقه اول كه مختص به آثار تنديس ايشان بود و تمام مجسمه ها در فاصله اي كم از يكديگر چنان روي يكديگر سوار بودند كه دلم مي گرفت و براستي آرزو مي كردم كه اي كاش اين آثار در موزه اي بزرگ براي نمايش گذاشته مي شد و  بصورت استاندارد براي ديدن آماده مي گرديد .

به استاد گفتم ،‌ آقا دوست داريد به طبقه بالا برويم كه با كمال تعجب پاسخ دادند بلي و من در حيرت كه چگونه استاد كه گامي را به سختي بر مي داشت بعد از سه بار گردش در طبقه اول و ديدن آثارش براي چندين بار هنوز توان ايستادن دارند .براي ايشان صندلي آورديم كه كمي استراحت كنند و دوباره حركت كنيم ولي ايشان نپذيرفت و در طبقه دوم نقاشي هايش را به نظاره نشست ، ( آبرنگهاي بي نظير استاد كه به قول پسرش آقا بيش از يكبار قلم مو را روي بوم بكار نمي برد و در همان يكبار چنان نقشي به جا مي گذاشت كه از دست كمتر كسي ساخته بود ) چندين مرتبه هم در طبقه دوم استاد چرخيدن و هر كاري را چندين مرتبه نظاره كردند با خود انديشيدم كه چرا استاد اينگونه بر آثار نگاه مي كند كه پاسخش را يافتم و اشك در چشمانم حلقه بست .

ما نميدانستيم ولي استاد مي دانست كه اين آخرين باري است كه مي تواند با كارهايش ديدار كند و به واقع  وداع استاد با آثارش بود ، نگاه استاد نگاه خدا حافظي بود نگاه رفتن ، نگاه رفتن بدون بازگشت و اين را مي شد از چهره استاد فهميد .

گويي دل نمي كند و با خواهش ايشان را روي صندلي نشانديم بر خلاف هميشه استاد خودش حركت مي كرد و ما مراقبت مي كرديم. همسرم به همراه استاد اشك مي ريخت گويا او نيز نگاه استاد را فهميده بود و مي دانست استاد به جهت اينكه آخرين ديدارش بود نمي توانست بنشيند .در همين حين خبرنگاري وارد شد كه عكس هايي از استاد در حال تماشاي كارهايشان گرفتند و با ما هم از وضعيت استاد سوال و جواب كردند و به كناري ايستادند .

كم كم زمان خدا حافظي نزديك مي شد براي مرتبه آخر مجدد خواستند كه قبل از پايين رفتند يكبار ديگر كارهايشان را ببينند و همين كار را انجام داديم و به طبقه پايين رسيديم و همچون طبقه بالا استاد براي آخرين بار آثار مجسمه خود در طبقه اول را رويت فرمودند و به سمت درب خروجي حركت كرديم و مسئولين موزه به بدرقه ايشان آمدند و با نگاهي اندهناك از موزه جدا شدند .

امروز بعد از دو سال هنوز برايم باور پذير نيست كه ايشان در بين ما نمي باشد ، حضورش را حس مي كنم ولي ايشان را نمي يابم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 14:22  توسط وحید قرایی  | 

با حضور اساتيد برجسته داخلي و خارجي

 

دومين همايش بين المللي جراحي دامپزشكي در كرمان برگزار مي شود

 

دومين همايش بين المللي جراحي دامپزشكي و هفتمين همايش جراحي ، بيهوشي و راديولوژي دامپزشكي ايران ،‌دوم تا پنجم ارديبهشت ماه سال جاري در هتل پارس كرمان برگزار خواهد شد.

به گفته دبير كميته برگزاري اين همايش، ‌10 نفر از متخصصان برجسته جراحي دامپزشكي جهان از كشورهاي امريكا ،‌ كانادا ،‌انگليس و نيوزيلند براي شركت در همايش به كشورمان سفر خواهند كرد .

دكتر محمد مهدي علومي افزود: در مجموع 30 شركت كننده خارجي  و 300 نفر از اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي مختلف ايران در اين همايش حضور خواهند داشت كه در نوع خود كم نظير است. وي در همين مورد اظهار داشت : علاوه بر سخنرانيهاي برنامه ريزي شده ، پنج كارگاه آموزشي با حضوراساتيد مطرح دنيا در زمينه جراحي دامپزشكي برگزار خواهد شد كه فرصت مناسبي براي ارتقاي سطح دانش و مهارت اعضاي هيات علمي و دانشجويان دوره هاي دكتراي تخصصي جراحي و راديولوژي دامپزشكي است .

دكتر علومي ابراز اميدواري كرد : با همكاري و حمايت مسئولان استاني همايشي پربار در زمينه دامپزشكي در كرمان برگزار شود . گفتني است اولين همايش بين المللي جراحي دامپزشكي در سال 1384 در شهركرد بزگزار شده بود. انجمن جراحي دامپزشكي ايران و دانشگاه شهيد باهنر كرمان برگزار كننده اين همايش خواهند بود .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 14:2  توسط وحید قرایی  | 

این دیگه آخر نفرین برای اوناییه که پشت دیوار مردم آشغال میریزن!

 

عکس: وحید قرایی

...و چقدر مردم به این نفرین توجه کردن!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:19  توسط وحید قرایی  | 

گزارش تصویری نشست اصلاح طلبان کرمان

 

عکس: وحید قرایی 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:12  توسط وحید قرایی  | 

پرسپولیس1-استقلال1

 

حیف تخمه، حیف وقت!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 17:55  توسط وحید قرایی  | 

خاک بی برنامگی در چشم مردم ...

 

در حالیکه استانداری کرمان و شهرداری کرمان اعلام کرده بودند پل غدیر که برای عبور کامیونها از فراز بلوار جمهوری اسلامی کرمان در حال ساخت است ۱۲ فروردین ۸۷ به بهره برداری می رسد این اتفاق نیفتاد و با وجود صفر شدن تابلو روز شمار افتتاح این پل همچنان معلق ماند تا مردم کرمان بار دیگر شاهد معطل ماندن یک پروژه عمرانی دیگر در این شهر باشند.(البته تابلو در حال حاضر خاموش است و یا فقط ساعت را نشان می دهد!)

فعلا که با هر باد خاک برنامه ریزی استانداری و بی پولی شهرداری به چشم مردم کرمان می رود! 

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

فعلا فقط خاک پل برای مردم کرمان...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 9:9  توسط وحید قرایی  | 

گفتگو با یکی از زنان فعال کرمانی در زمینه حفاظت از محیط زیست

 

خودمان را باور داریم

 

سیما کارآموزیان/بام کویر-نام جمعیت دوستداران زمین سبز شاید برای بسیاری از دوستداران و علاقه‌مندان به محیط زیست و طبیعت نامی آشنا باشد و البته مثل بسیاری از تشکل‌های غیردولتی دیگر نام و فعالیت آن برای اکثر کرمانی‌ها ناآشناست.

سال 1378 تعدادی از خانم‌های کرمانی علاقه‌مند به محیط زیست و مسایل مربوط به منابع طبیعی گرد هم آمدند و بدین‌گونه تشکلی با نام جمعیت "دوستداران زمین سبز"  به منظور حساس کردن زنان و دانش‌آموزان نسبت به اهمیت حفظ محیط زیست زندگی شروع به فعالیت کرد.

فتحیه نعمت‌الله‌‌زاده که از موسسان این جمعیت است در مورد چگونگی فعالیت آن می‌گوید: تشکل ما سال 78 از دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست و سپس در سال 83 از وزارت کشور مجوز فعالیت دریافت کرد اما تقریبا از همان سال 78 به طور پیوسته فعالیت می‌کند.

او در خصوص جامعه هدف این تشکل غیردولتی می‌گوید: جامعه هدف ما را زنان و دانش‌آموزان تشکیل می‌دهند، زنان به این دلیل که مربی اول هستند و از تاثیرگذاری بالایی در جامعه برخوردار هستند و دانش‌آموزان به این دلیل که تربیت‌پذیر هستند و در آینده تاثیرگذارخواهند بود.

نعمت‌الله‌‌زاده بیان می‌کند: اولین آموزش‌های ما بر اساس آموزش زنان و دانش‌آموزان بود که بنا به مناسبت‌های مختلف مثل روز هوای پاک، روز درختکاری و... راهپیمایی، همایش و یا نمایشگاه‌های کاریکاتور و عکس برپا می‌کردیم که این برنامه‌های مناسب هم‌چنان ادامه دارد اما برنامه دامنه‌داری که سه سال است پیگیری می‌کنیم شناخت و حفظ محیط زیست است که در قالب طرحی با حمایت مالی و تخصصی اداره‌ی کل منابع طبیعی استان کرمان  برای کودکان و دوستداران طبیعت اجرا می‌شود. این طرح سال اول سه هزار وپانصد دانش‌آموز را تحت آموزش قرارداد که این تعداد در سال دوم به هفت هزار دانش‌آموز افزایش یافت و امسال نیز هفت هزاروپانصد دانش‌آموز مقطع دبستان در قالب این طرح آموزش می‌بینند.این طرح سال گذشته طرح برگزیده‌ی ملی آموزش منابع طبیعی شناخته شد.  

او می‌افزاید: در این طرح سعی کردیم مدارس روستایی، غیرانتفاعی و دولتی را تحت آموزش قرار دهیم و نکته‌ی جالب این‌جاست که سال اول و دوم این طرح فقط در شهرستان کرمان اجرا می‌شد اما از امسال بنا به درخواست مدیرکل منابع طبیعی، دانش‌آموزان شهرستان‌ها نیز تحت آموزش قرار می‌گیرند و نکته‌ی مهم‌تر این‌که در ابتدای طرح که مربیان ما برای هماهنگی ساعات آموزش به مدیران مدارس مراجعه می‌کردند ساعت‌های ورزش یا نقاشی به مربیان ما اختصاص می‌یافت اما امسال بخشی از ساعت‌های درس علوم به این آموزش‌ها اختصاص یافته است چرا که بسیاری از معلمان علوم معتقدند که دانش‌آموزان با این آموزش‌ها که همراه با وسایل کمک آموزشی است بیشتر مجذوب درس علوم می‌شوند و مفاهیم را بهتر درک می‌کنند.

نعمت‌الله‌‌زاده روی این جمله تاکید می‌کند که ما چیزی را حفظ می‌کنیم که آن را دوست داریم، چیزی را دوست داریم که می‌شناسیم و چیزی را می‌شناسیم که به ما آموزش می‌دهند.

او می‌گوید: لزوم حفاظت از چیزی آموزش است و اگر آموزش غلط داده شود، پاک کردن و آموزش مجدد آن بسیار دشوارتر است بنابراین ما سعی کردیم موارد آموزشی این دوره‌ها بر اساس مطالب کتاب‌های علوم همراه با مطالب دیگر باشد.

مدیر تشکل غیردولتی جمعیت دوست‌داران زمین سبز می‌افزاید: در همین رابطه مربیانی نیز که برای آموزش در این دوره‌ها انتخاب می‌شوند قبل از شروع کار، کارگاه شناخت و حفظ منابع طبیعی را می‌گذرانند و در طول ترم تحصیلی نیز هر هفته در کارگاه‌هایی که با موضوع مطالب آموزشی تشکیل می‌‌شود شرکت می‌کنند.

در عین حال ادامه‌ی حیات یک تشکل غیردولتی در کشور ما کار چندان ساده‌ای نیست. نعمت‌الله‌‌زاده در این زمینه می‌گوید: تشکل‌های غیردولتی جزو معدود تشکل‌هایی هستند که شبکه دارند، قبلا به این مساله توجه بیشتری می‌شد و حتی تشکل‌های غیردولتی بودجه حمایتی داشتند اما بعدها این حمایت‌ها ضعیف‌تر و ضعیف‌تر شد تا جایی که حالا متاسفانه فقط از یک‌سری طرح‌های خاص حمایت می‌شود.

او بیان می‌کند: توجه داشته باشید که از نظر بین‌المللی در شرایطی مثل زلزله‌ی بم اکثر دولت‌ها ترجیح می‌دادند برای کمک به مناطق زلزله‌ زده‌ با تشکل‌های غیردولتی هماهنگ شوند. ما هم قبول داریم که همه خوب کار نمي کنند، اما می‌توان بهترین‌ها را پیدا کرد و شناخت. در واقع اگر ما باور داریم که تشکل‌ها رابط بین دولت و مردم وبازوی قوت دولت هستند باید از آن‌ها حمایت صورت گیرد تا فعالیت‌های چشم‌گیرتری داشته باشند.

نعمت‌الله‌‌زاده در رابطه با مشکلات یک تشکل غیردولتی عنوان می‌کند: اولین مشکل ما این است که ظاهرا بر طبق قانون همه‌ی ادارات دولتی می‌بایست یک درصد از منابع خود را به آموزش و تشکل‌های غیردولتی اختصاص دهند اما این کار خیلی کم صورت می‌گیرد این در حالی است که بنیه‌ی مالی تشکل‌ها بسیار ضعیف است. اما مشکل دیگری که وجود دارد این است که اکثر مردم کار خیر را در ساختن مسجد یا مدرسه می‌دانند و هنوز به این باور نرسیده‌ایم که حفظ یک درخت نیز کار ارزشمندی است و یا مالیات‌های که تشکل‌های غیردولتی مثل ما باید بابت طرح‌های اجرایی خود بپردازند با بنیه‌ی مالی تشکل‌ها هماهنگی‌ ندارد. در عین حال مردم بسیاری از شهرهای بزرگ‌تر به آلودگی‌ها و تخریب محیط زیست زندگی‌شان حساس هستند. اما متاسفانه کرمانی‌ها نسبت به این‌گونه مسایل بسیار بی‌تفاوت هستند. قطع درختان شهری یا تخریب باغات برای کرمانی‌ها مسایل پیش پا افتاده‌ای است و از همه بدتر این‌که برای برخی مسوولان شهر نیز این‌گونه مسایل بی‌اهمیت است و حتی گاهی اوقات به ما می‌گویند شما از سر بیکاری دنبال این کارها هستید!مشکل دیگر خود تشکل‌ها هستند که نتوانستند خود را بشناسانند. از طرف دیگر هنوز هم وقتی کلمه‌ی NGOشنیده می‌شود چون چند سال پیش یکی دو نهاد بین‌المللی از برخی NGOهای مشکوک حمایت می‌کردند فوری مسایل امنیتی و حساسیت‌های سیاسی به ذهن‌ها می‌رسد که این امر اصلا نباید تعمیم داده شود او می‌افزاید: با همه‌ی این مسایل و مشکلات ما هنوز ناامید نشده‌ایم چرا که هنوز خودمان را باور داریم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 8:40  توسط وحید قرایی  | 

شیوه ی نوین نصب علائم رانندگی در ایران!

 

عکس: وحید قرایی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 20:52  توسط وحید قرایی  | 

 

سیزده بدر نماد زندگي در پرديس

 

آيين سيزده‌بدر از مجموعه جشن‌هايي است كه سرآغاز آن چهارشنبه‌سوري بوده، با نوروز به اوج خود مي‌رسد، و از آنجا كه نوروز بايد در جايي به اتمام برسد، در سيزدهم فرودين اين جشن‌ها به پايان مي‌رسند. در ادبيات كهن ايران زمين، اعداد ارقام داراي مفاهيم خاصي بوده‌اند كه اين مفاهيم هنوز در ميان سنت‌هاي به جامانده از آن زمان به چشم مي‌خورند. اعداد سه، هفت، سيزده، و بسياري اعداد ديگر در ايران باستان مفاهيمي پيچيده از تاثيرات نجومي و پديده‌هاي جاري در قرن‌ها و دوره‌ها به دنبال داشته‌اند.

تاثير اين اعداد بر روي سنت‌هاي كهن ايران به حدي بوده است كه جلوه بروني آن در هفت‌سين، هفت‌خان رستم، هفت‌شهرعشق، هفت‌اورنگ، و سيزده بدر به طور روشن نمايان است.

سيزده‌بدر يكي از سنت‌هاي رايج ايراني است كه از قدمتي بسيار برخوردار است. اين سنت با فراگيري خود در كل پيكره اجتماعي ايران يك اسطوره معنايي در سطح وسيع اجتماعي به وجود آورده است. در زمينه پيدايش نام سيزده‌بدر در ميان آثار به جامانده از گذشتگان اتفاق نظر محسوسي به چشم نمي‌خورد. ولي بايد اذعان داشت كه روز سيزده‌بدر داراي جايگاه خاص تاريخي در اهالي زمين بوده است.

تا آنجا كه در زمينه تبارشناسي سيزده‌بدر بايد به اساطير قديمي بر جاي مانده در ايران رجوع كرد. در اساطير ايران عمر جهان‌‌هستي دوازده هزار سال آمده است و پس از اين دوره جهان بسته مي‌شود و انسان‌هايي كه وظيفه آنها در جهان هستي، جنگ عليه اهريمن است با سپري شدن اين دوازده هزار سال و ظهور سوشيانس- ناجي موعود سرانجام به پيروزي وظفر مي‌رسند و در هزار سيزدهم تحت راهنمايي سوشيانس در بهشت به زندگي خود ادامه مي‌دهند. به نظر مي‌رسد عدد دوازده از بروج دوازده‌گانه گرفته شده باشد، كه آگاهي نسبت به آنها مي‌تواند نشان از وسعت دانش ايرانيان در آن زمان به علم ستاره‌شناسي داشته باشد. و به اين ترتيب در تقويم ايراني، نخستين دوازده روز سال جشن، زايش انسان‌ها، تمثيل از دوازده هزار سال زندگي و نبرد با اهريمن است و روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيزدهم و آغاز رهايش از جهان مادي است.

به همين دليل نيز روز سيزدهم كه در واقع نمادي از زندگي انسان در پرديس است متعلق به ستاره‌باران انگاشته مي‌شد. زيرا باران بهاري باعث سرسبزي و طراوت زمين شده و نمايه‌اي از بهشت را به وجود مي‌آورد. اين اعتقاد در ايران باستان موجب مي‌شد، سيزدهم نوروز طلب باران بهاري براي كشتزارهاي نوميد، انگاشته شود. رسوم اين روز در ايران باستان متنوع است.

در اين روز از ديرباز مردم ايران به دشت و صحرا مي‌روند تا با شكست ديو خشكسالي، گوسفندي براي فرشته باران قرباني و بريان كنند تا اين فرشته كشت‌هاي نوميد را از باران سيراب كند. يا رسم بوده است كه سبزه سفره هفت‌سين را به نخستين رودي كه از روستا‌ها يا شهر مي‌گذشت بسپارند تا با پيوستن به مزارع و كشتزارها به آنها رونق و بركت بخشد. در تهران قديم در روز سيزده‌بدر، مردم نسبت به طبخ و مصرف دمي يا دمپختك باقلا كه غذاي اصلي محسوب مي‌شد و سپس بلغور يا آش رشته اقدام مي‌كردند.

حبوبات و سبزيجات آش‌بلغور در خانه پخته مي‌شد و تنها در دشت و باغ، آب و رشته آن افزوده مي‌شد. مرسوم بود كه قابلمه بزرگ آش‌رشته، حتي شده به اندازه يك پيش دستي يا نعلبكي به اطرافيان بخشيده مي‌شد. زيرا معتقد بودند كه ممكن است درآن ميان، پسري نابالغ، زني حامله و يا طفلي باشد كه هوس كرده باشد. خوردن كاهو سكنجبين و چاقاله بادام از رسومات عصر سيزده بدر است. در ايران كنوني، در اين روز همه خانواده‌ها به گردش‌گاه‌هاي خارج از شهر مي‌روند و به گردش در گلزارهاي زيبا و باغ‌ها مي‌پردازند.

كودكان و نوجوانان نيز با هم به بازي‌های دسته‌جمعي مي‌پردازند. در اين روز پسرها و دخترهاي جوان به اميد برآورده شدن آرزوها براي يافتن همسري مناسب سبزه‌ها را گره مي‌زنند. اعتقاد براين است كه گره سبزه‌ها باز شود تمامي مشكلات حل شوند و آنها به آرزوي خود مي‌رسند.مرسوم است كه هنگام گره زدن سبزه دخترها چنين زمزمه كنند) سيزده‌بدر، سال‌دگر، بچه‌بغل، خونه شوهر). در پايان روز، سبزه را به دور مي‌اندازند، زيرا معتقدند كه اين سبزه تمامي دردها و بيماريها را در خود جمع كرده است.بنابراين دست زدن به سبزه ديگران موجب انتقال اين مشكلات به فرد مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 9:13  توسط وحید قرایی  | 

دو روز بعد از آتش سوزی انبار وسایل خانگی خلیلیان نوبت به انبار ملایری رسید

 

ميليون ها تومان خسارت بر اثر دو آتش سوزي بزرگ در كرمان

 

گزارش و عكس: وحيد قرايي

 

عكس: وحيد قرايي

عكس: وحيد قرايي

عكس: وحيد قرايي

 

حدود 48 ساعت بعد از آتش سوزي گسترده در يك انبار وسايل خانگي در شهر كرمان يك انبار مبل و وسايل اداري نيز طعمه حريق شد و خسارات فراواني به آن وارد آمد .

بنا به اين گزارش ساعت هفت و پنج دقيقه ي صبح يكشنبه (11 فروردين ) به مركز آتش نشاني كرمان اطلاع داده شد كه يك انبار مبلمان و وسايل اداري در خيابان جامي اين شهر دچار حريق شده است . به گفته ي مدير عامل سازمان آتش نشاني كرمان به 5 ايستگاه آتش نشاني اين شهر براي مهار آتش سوزي كه در يك منطقه مسكوني به وقوع پيوسته بود آماده باش داده شد و 10 ماشين آتش نشاني به محل حادثه اعزام شد كه عمليات اوليه اطفاي حريق حدود چهار دقيقه بعد از اولين تماس اعلام آتش سوزي آغاز شد .

علي كردي افزود: با توجه به اينكه قرار بود در اين روز مانور مقابله با زلزله در كرمان برگزار شود تمام امكانات براي اطفاي حريق آماده بود و در مدت 55 دقيقه اطفاي اوليه ي اين آتش سوزي گسترده انجام شد . وي همچنين گفت : در اين حادثه به كسي آسيب جاني نرسيد اما 90 درصد وسايل اين انبار بزرگ در آتش سوخت و بررسي براي تعيين ميزان خسارت و آتش سوزي آغاز شده است .

او در ادامه تصريح كرد : متاسفانه اصول انبار داري و نكات ايمني در اين انبار رعايت نشده بود و چيدمان وسايل و تجهيزات موجود در انبار به صورتي بود كه اطفاي حريق را بسيار دشوار مي نمود. كردي همچنين اظهار داشت : مطابق استانداردها بايد 10 ايستگاه آتش نشاني در شهر كرمان وجود داشته باشد كه در حال حاضر 5 ايستگاه وجود دارد و با توجه به گراني تجهيزات آتش نشاني اميدواريم براي بهبود وضعيت خدمات رساني كمكهاي بيشتري از سوي دولت و استانداري كرمان به شهرداري صورت گيرد . وي تاكيد كرد : با اين وجود با تمام توان در جهت حفظ جان و مال مردم از طرف آتش نشاني كرمان تلاش مي شود و پاسخگوي نيازها در اين زمينه بوده ايم .

اين مقام مسئول در آتش نشانس كرمان در ادامه وجود ارتباط ميان آتش سوزي گسترده يك انبار وسايل خانگي و آتش سوزي امروز را محتمل ندانست اما تصريح كرد: تمام موارد براي روشن شدن دلايل آتش سوزي هاي اخير بررسي مي شود.

گفتني است يك انبار لوازم خانگي مجتمع تجاري در مركز شهر كرمان نيز روز جمعه طعمه حريق شد. اين انبار در مركز شهر كرمان واقع شده بود و ۱۰۰درصد انبار لوازم خانگي اين مجتمع از بين رفت.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 13:22  توسط وحید قرایی  | 

بازديد نوروزي از جاذبه هاي تاريخي و طبيعي و گردشگري كرمان

 

گنجينه اي شگرف در دل كوير

 

 

سيما كارآموزيان

پيشنهاد نوروزي ما سفر شما به كرمان و ديدن مجموعه اي از آثار تاريخي و فرهنگي اين ديار است. آثار به جا مانده از يك تمدن چندهزارساله در كنار مجموعه اي كامل از جاذبه هاي طبيعي كه اگر تا به حال به استان كرمان سفر نكرده باشيد برايتان بي نظير و به يادماندني خواهد بود.آثار تاريخي در كنار اقليم هاي متفاوت و از كوير و كلوت و دشت هاي پهناور تا جنگل هاي كوهستاني و مناظر زيباي طبيعي. اما شهر كرمان نيز در اين استان جاذبه هاي منحصر به فرد خود را دارد. كافيست يك بار به اين شهر سفر كنيد و تنوع جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي را در فواصلي كوتاه از هم ببينيد. شهري كه آثار ادوار مختلف تاريخي را يكجا در خود گرد آورده است. در اين مطلب به طور مختصر جاذبه هاي اين ديار تاريخي به شما معرفي خواهد شد...

مجموعه گنجعلي خان

 

شامل ميدان ،‌بازار ،‌حمام ،‌ضرابخانه ، مدرسه ،‌مسجد ،‌چهار سوق و آب انبار مي باشد. معمار زبردست اين مجموعه سلطان محمد معمار يزدي بوده است . مجموعه گنجعليخان از شگفت انگيز ترين آثار تاريخي عصر صفوي در ‌استان كرمان محسوب مي شود.

ميدان گنجعلي خان

اين ميدان همانند ميادين اصيل ايراني مستطيل شكل مي باشد كه‌ در سه ضلع آن بازار واقع شده و در ضلع ديگر آن مدرسه گنجعلي خان قرار دارد . اين ميدان در مركز داد وستد شهر قديم واقع است  و ‌طول آن 100 متر و عرض آن 54 متر مي باشد .

بازار گنجعلي خان

اين بازار حدفاصل بين چهار سوق و بازار اختياري است كه سبك معماري بسيار جالبي از عصر صفوي به يادگار گذاشته و در بخش جنوبي ميدان گنجعلي خان قرار گرفته است. ‌در سمت چپ آن 16 طاق نما اين بازار را به ميدان مرتبط مي كند.

حمام گنجعلي خان

حمام گنجعلي خان در سمت راست بازار گنجعلي خان واقع است . اين حمام مجموعه اي از تلفيق هنر معماري و كاربرد مصالح گوناگون با فضايي متناسب است.حمام اثري بديع با كاشي كاريهاي زيبا ، نقاشي ها ،‌گچ بري ها ،‌مقرنس كاري ها و كاربندي هايي است كه هر بيننده را تحسين وا مي دارد . حمام تا حدود 60 سال پيش داير بوده است اما در حال حاضر نقش و كاركرد توريستي پيدا كرده و به موزه مردم شناسي تبديل شده است .

ضرابخانه گنجعلي خان

در ضلع شمالي ميدان گنجعلي خان ، داخل بازار مسگري شمالي و روبروي حمام ، ضرابخانه گنجعلي خان واقع است كه با گچ بري زيبايي ن آن ـآتزئين شده است . در گذشته در آن مسكوكات طلا و نقره دولتي را ضرب مي كردند كه هم اكنون به موزه سكه تبديل شده و سكه هاي رايج زمان هاي مختلف را به نمايش مي گذارد.

مدرسه گنجعلي خان

اين مدرسه در ضلع شرقي ميدان واقع شده كه روزگاري مدرسه بوده و بعدها به كاروانسرا مبدل شده است. نماي داخلي و خارجي اين مدرسه كاشي كاري معرق جالبي از عصر صفوي به يادگار گذاشته است. در كتيبه اي كه در سر در اين بنا ديده مي شود ‌سال ساخت آن 1007 ه.ق عنوان شده است.

مسجد گنجعلي خان

اين بنا در چهار گوشه شمال شرقي ميدان و همجوار با  مدرسه واقع شده است . اين مسجد كوچك ( خصوصي ) اما بي نهايت زيبا در واقع موزه كوچكي از هنرهاي ترئيني اسلامي نظير كاشي كاري ، گچ بري و خطاطي است كه به سبك زيبايي آراسته شده.

چهار سوق گنجعلي خان

محل تقاطع دو راسته بازار را چهار سوق مي گويند. به دليل برخورد تقاطع دو راسته بازار شمالي – جنوبي و شرقي – غربي در محل چهار سوق گنجعلي خان در گذشته اين مكان مهم ترين نقطه شهر محسوب مي شده است.‌ نماي داخل اين چهار سوق با گچ بري هاي جالب و نقاشي هاي زيباي عصر صفوي كه چهره شهروندان آن دوره را به تصويركشيده تزئين شده است. گنبد چهار سوق مرتفع ترين گنبد شهر به شمار مي آمده است .

آب انبار عليمردان خان

آب انبار عليمردان (پسر گنجعلي خان ) كه در ضلع غربي ميدان داخل بازار مس گري غربي و روبروي مدرسه واقع شده است معماري جالبي دارد كه توجه هر بيننده را به خود معطوف مي كند كه هم اكنون به چاي خانه سنتي تغيير كاربري داده است .

مجموعه ابراهيم خان

ابراهيم خان ظيرالدوله كه از سال 1218 تا 1240 ه.ق در دوره فتحعلي شاه قاجار حاكم كرمان بوده است مبادرت به ايجاد بناهاي بسيار ارزنده در مركز شهر و جنب مجموعه گنجعلي خان نموده است. اين مجموعه شامل بازار (قيصريه) ،‌حمام ،‌آب انبار و مدرسه مي باشد.

بازار ابراهيم خان (بازار زرگرها )

اين بازار به صورت يك راسته متقاطع عمود بر بازار كلاه مالي و به موازات بازار كفاشها واقع شده است . در طرفين سردر ورودي ،‌مدرسه، ‌حمام و آب انبار واقع شده است كه كاشي كاري سردر آن در نوع خود بي نظير است. اين بازار در ابتدا  و انتها به دو در بزرگ چوبي كه در ساعات و ايام تعطيل بسته مي شود مجهز است.

مدرسه ابراهيم خان

در مركز شهر كرمان مدرسه زيبا و وسيعي به نام مدرسه ابراهيم خان ديده مي شود. اين مدرسه در داخل قيصريه، ‌شمال بازار قديم و ميدان گنجعلي خان قرار گرفته است .ساختمان اين مدرسه را شاه نشين ،‌محراب ،‌ايوانچه و غرفه هاي اطراف تشكيل مي دهند . تزئينات نماي داخلي مدرسه كاشي هفت رنگ با نقش گل و بوته ،‌گلدان و مقرنس كاري و گچ بري است. در اين مدرسه همچنين رفيع ترين وزيباترين بادگير شهر كرمان خودنمايي مي كند.‌ ايوان شرقي و برج ساعت اين مدرسه كاشي كاري و چشم اندازي  زيبا دارد.

حمام ابراهيم خان

اين حمام در كنار مدرسه و وسط بازار واقع شده و با تغييرات جزئي خزينه آن بسته شده و با لوله كشي مناسب از محيط بهداشتي برخوردار گرديده است و هم اكنون نيز مورد استفاده  مي باشد . اين حمام به دو بخش رختكن و گرم خانه تقسيم مي شود. اين حمام از سال 1321 ه.ق تاكنون داير است .

مجموعه وكيل

مجيد اسماعيل خان نوري اسفندياري ملقب به وكيل الملك از سال 1275ه.ق بر كرمان حكومت نمود و در زمان فرمانروايي خويش بناهاي زيادي در كرمان تعمير كرد و بنياد نهاد. ‌از آن جمله مجموعه وكيل مي باشد كه در سال 1282 ه.ق به دستور وي و پسرش مرتض قلي خان و وكيل الملك اين مجموعه ساخته شد كه مشتمل بر  بازار ، حمام ،‌كاروانسرا و مسجد مي باشد.

حمام وكيل

اولين بخش از مجموعه وكيل حمام يا چايخانه سنتي وكيل است كه در سال 1280 ه.ق به شكل بسيار جالب و باشكوه و با شيوه مهندسي – معماري عصر قاجاريه بنا شده است و از كف تا ديوار آن كاشي كاري است. در سالهاي اخير تغير كاربري داده و به چايخانه سنتي تبديل شده است.

بازار وكيل

اين بازار در انتهاي بازار اختياري،‌ بازار و مجموعه وكيل قد علم كرده و از زيباترين بازارهاي ايران است. بازار وكيل مطابق الگوي بازار هاي ايراني دراز و كشيده ساخته شده است و هر صنف در بخش خاصي از آن قرار داشته اند .

كاروانسراي وكيل

اين كاروانسرا در سمت چپ بازار وكيل واقع و بزرگترين كاروانسراي كرمان است و جزو كاروانسراهاي بزرگ ايران محسوب مي شود. سردر ورودي كاروانسرا در بازار با كاشي كاري و گچ بري تزئين شده است . كاروانسرا دو طبقه است ، بادگيرهاي اين بنا ساخت استوانه اي بلندي دارند كه عمل سرمايش اتاقهاي زيرين را بر عهده داشته اند.در حال حاضر كاروانسرا در دست بازسازي و مرمت قرار گرفته و احداث يك هتل 5 ستاره و مركز خريد با مساحت 78 هزار متر مربع در دستور كار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان كرمان قرار دارد.

مجموعه حاج آقا علي

مجموعه حاج آقاعلي نزديك مجموعه ابراهيم خان واقع ودر اواخر قرن 13 هجري (عصر قاجار) ساخته شده است.اين مجموعه شامل مسجد،آب انبار ، بازار و كاروانسرا است.حاج آقاعلي از بازرگانان نامي كرمان بوده است كه علاوه بر اين مجموعه ،منزل باشكوهي در رفسنجان احداث كرده كه هنوز برقرار است.

مسجد حاج آقا علي (چهلستون)

مسجد حاج آقا علي كه در خيابان شريعتي كرمان واقع شده  هم چنان پررونق باقي مانده است.اين مسجد كه به سبك مسجد وكيل شيراز بنا گرديده داراي چهل ستون سنگي است كه به گونه اي ماهرانه و يكدست تراشيده شده است. سال اتمام بناي ساختمان مسجد 1299 ه.ق بوده است .

بازار حاج آقا علي

اين بازار از انتهاي بازار كفاشان آغاز مي شود و به خيابان شريعتي روبروي بازار عزيز خاتمه مي يابد.از مكانهاي ديدني در طول اين بازار مي توان از مدرسه معصوميه و مجموعه حاج آقا علي نام برد.

آب انبار حاج آقا علي

اين آب انبار روبروي مسجد حاج آقا علي قرار گرفته كه به لحاظ معماري اجزا و روش كاركرد شبيه به ديگر آب انبارها بوده است. از ويژگيهاي بارز آن مي توان به سردر با تزئينات گچ بري ،مقرنس كاري و كاشي كاري اشاره كرد كه جلوه زيبايي به آن داده است.

مجموعه بازار

پيكره به هم تنيده بازار در مركز بافت قديم كرمان با مظاهر زيبايي از ادوار گذشته به يادگار مانده است و ويژگيهاي معماريش بينندگان را متحير مي كند. بازار كرمان يكي از مهمترين بازارهاي ايراني به شمار مي رود كه مجموعه هاي با ارزشي را در خود دارد از جمله مجموعه گنجعلي خان ،‌ابراهيم خان ،‌وكيل و ....

بازار ميدان ارگ

اين بخش از بازار غربي ترين قسمت بازار كرمان است و مانند مستطيلي دور محوطه پارك توحيد را محاصره كرده است . نماي اطراف ميدان ، در سالهاي اخير هماهنگ با معماري قديم بازسازي و اجرا شده است . در ضلع شرقي بازار ميدان ارگ ، سردر ورودي بازار به صورت سرتاسري واقع شده است .

بازار سرتاسري كرمان

اين راسته بازار از ميدان ارگ شروع و به خيابان ميرزا رضاي كرماني ختم مي شود. هر بخش از بازار كرمان در زمان يكي از حكام و فرمانروايان ديار ساخته شده است.‌بازار سرتاسري كرمان يكي از طولاني ترين راسته بازارهاي  ايران محسوب مي شود. طول اين راسته بازار حدودا 1200 متر است و جهت آن شرقي – غربي است.

بازار مسگري شمالي

اين بازار در شمال ميدان گنجعلي خان قرار دارد و در غرب آن ،‌چهار سوق مسگري واقع شده است و شرق آن به بازار كلاه مالي متصل مي شود. طول اين بازار 88 متر و عرض آن 6 متر است .

بازار ارگ

اولين بخش از بازار هاي شرقي- غربي ،‌بازار ارگ است  كه از ميدان ارگ شروع و به      چار سوق گنجعلي خان ختم مي شود. اين بازار به دو بخش فرعي تر به نام بازار نقارخانه و بازار سراجي تقسيم مي شود. در گذشته در طبقه بالاي نقار خانه، ‌نقاره مي نواخته اند كه به همين دليل به اين نام شهرت يافته است .

بازار مسگري غربي

در جنوب اين بازار ، چهارسوق گنجعلي خان قرار دارد و شمال آن چهارسوق مسگري واقع شده است . ابعاد بازار مسگري غربي 43 متر در 5/5 متر است .

بازار اختياري

چهارمين قسمت بازار كرمان كه از انتهاي بازار جنوبي گنجعلي خان شروع و تا اول بازار وكيل امتداد مي يابد بازار اختياري است . از عناصر موجود در اين بخش بازار مي توان مسجد چهلستون،‌كاروانسراي گلشن،‌ بازار چه سرداري و در انتهاي آن حمام ( چايخانه سنتي ) وكيل را نام برد .

بازار مظفري

بازار مظفري از انتهاي بازار وكيل شروع و به خيابان ميرزا رضاي كرماني ،‌ محل قديم دروازه مسجد ختم مي شود و جزو مجموعه مظفري است . از پديده هاي اين بخش از بازار مس توان از تكيه (صفه) عزاخانه ‌،‌بازار قدمگاه و مسجد جامع كرمان نام برد .

كاروانسرا هنود (هندوها )

از آنجايي كه تجار هندي اجناسي چون ادويــه، فلفل،‌هل و .... در اين كارونسرا به فروش  مي رساندند ‌اين كاروانسرا به كاروانسراي هنود شهرت يافت. در اين كاروانسرا معبد هندوها به سبك معماري ويژه اي باقي مانده است.

سراي گلشن

اين سرا در  قسمت چپ بازار اختياري و در غرب مدرسه گنجعلي خان واقع شده است و دو طبقه است. اين بنا در سال 1370 توسط سازمان ميراث فرهنگي كرمان و با مشاركت حجره داران مرمت اساسي شد .

مسجد جامع مظفري

مسجد جامع مظفري در ضلع غربي ميدان شهدا (مشتاقيه ) واقع شده است. درهاي ورودي آن از جنوب به بازار قدمگاه و از شمال به خيابان دكتر شريعتي و از شرق به ميدان شهدا باز مي شود . اين بنا در ظلع شرقي ، سردري رفيع و عظيم دارد كه با كاشي كاري زيبايي تزئين شده  و برج ساعت آن زينت بخش اين سردر رفيع است .

مسجد امام(ملك)

از قديمي ترين مساجد كرمان و شايد ايران،‌ مسجد بزرگ و معروف ملك است .اين مسجد در عهد سلاطين سلجوقي كرمان بنا شده است و بناي آن را به ملك توران شاه منسوب  دانسته اند . اين مسجد در خيابان امام واقع است. قسمتهاي مختلف مسجد در زمان وكيل الملك و ايوان شرقي در قرن اخير به همت مرحوم ديلمقاني بازسازي شده است.

مشتاقيه

از بناهاي دوره قاجاريه در كرمان بناي مشتاقيه است . اين بنا از سه گنبد تشكيل شده است كه مقابر «مشتاق عليشاه»‌،«شيخ اسماعيل » و « كوثر عليشاه » از بزرگان صوفيه را در خود جاي داده است . پس از قتل مشتاق عليشاه در 21 رمضان 1206 ه.ق در مدخل مسجد جامع كرمان او و يار همراهش «درويش جعفر» در اين مكان مدفون و از آن به بعد به نام مشتاقيه معروف گرديد . اين بنا در ميداني به همين نام كه مسجد جامع كرمان نيز در ضلع غربي آن واقع شده است قرار دارد.

قبه سبز(پايگاه علم و دانش 750 ساله )

قبه سبز يكي از قديمي ترين و زيباترين آثار تاريخي كرمان و از بناهاي قرن هفتم ه.ق است كه ساختمان آن توسط براق حاجب ،‌ موسس سلسله قراختائيان كرمان  در حدود سال 630 ه.ق آغاز شد و در سال 681 پذيراي تركان خاتون همسر قطب الدين و حاكم دانشمند و محبوب كرمان شد . تركان خاتون كار ساخت مدرسه قطبيه (تركانيه ) كه به دستور قطب الدين محمد آغاز شده بود ، به پايان رساند. دارالشافي مجموعه نيز به دستور وي تاسيس شد .

گنبد جبليه

در منتهي اليه شرقي كرمان گنبد بزرگ و عجيبي قرار داد اين گنبد هشت ضلعي تماما از سنگ است در هشت طرف آن هشت درب به عرض 2 متر قرار گرفته است كه اخيرا براي استحكام بنا و جلوگيري از خرابي آن ، درگاهها را با سنگ مسدود كرده اند و فقط يكي را باز گذاشته اند . قدمت اين گنبد را مي توان به پيش از اسلام مربوط دانست . اين گنبد در سال 1383 به موزه سنگ جبليه تبديل شد .

آستانه شاه نعمت اله ولي

از آثار باشكوه ،‌زيبا و بسيار ديدني ايران مي توان مزار شاه نعمت اله ولي را نام برد.آستانه شاه نعمت اله ولي ، زيارتگاه اهل دل و ميعادگاه شوريدگان وادي عشق ،‌ قريب هفت قرن قدمت دارد . سنگ بناي هسته مركزي اين مجموعه را احمدشاه كني با ارسال وجوهي به ايران پي ريخت . سال احداث بنا در كتيبه ورودي 840 ه.ق ذكر گرديده است .

نام صحن هاي اين بنا به ترتيب از خيابان اصلي : صحن اتابكي ،‌ صحن وكيل الملكي ،‌ رواق مدير الملكي ، حرم ،‌رواق شاه عباسي ،‌صحن ميرداماد و صحن حسينيه است . شاه ولي، معاصر حافظ لسان الغيب بود  و حافظ توجه خاصي به اشعار وي داشت و بسياري از غزليات شاه را جواب گفت،‌از جمله حافظ غزل زير را :

آنان  كه خاك را به نظر كيميا كنند         آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند

در جواب اين غزل شاه ولي سروده است :

ما خاك را به نظر كيميا كنيم       صد درد را به گوشه چشمي دوا كنيم

از جمله بخشهاي ديگر آستانه ،‌كتابخانه و موزه شاه ولي است . شاه نعمت اله عارف ،‌ اديب و شاعر بزرگ قرن هشتم ه.ق به سال 731 در كوهبنان به دنيا آمد و به سال 834 در كرمان درگذشت و بنا به خواست خود در ماهان به خاك سپرده شد.

مقبره خواجه اتابك

در محله جنوب شرقي شهر كرمان نزديك بازار قرار دارد و از بناهاي ارزنده دوره سلجوقي در قرن ششم هجري است . نماي داخلي و خارجي بنا بوسيله گچ بري و آجر كاري منظم تزئين شده است. از آثار با ارزش بناي مقبره ، خطوط كوفي و ثلث آن است كه گچ و آجر در نماي داخلي آن به كار رفته است .

مقبره امامزاده شاهزاده حسين

شاهزاده حسين جوپار يكي از بقاع متبركه بخش جوپار از توابع كرمان است . بناي اين زيارتگاه به دوره صفويه مربوط است كه در دوره قاجاريه تعمير و تكميل شد . بناي شاهزاده حسين متشكل از حياط ،‌حرم ،‌گنبد و رواق است . ارزش زيارتي اين زيارتگاه با شاهچراغ شيراز برابر است .

قلعه دختر

قديمي ترين اثر تاريخي كرمان بناي قلعه معروف به قلعه دختر است . اين قلعه در مشرق كرمان برفراز صخره هايي از سنگ قرار گرفته و بقاياي آن مايه شگفتي بينندگان است. در مورد باني قلعه نمي توان اطلاع صحيحي ارائه داد. افسانه ها قلعه را به اردشير بابكان نسبت   مي دهند و فردوسي در شاهنامه بناي قلعه را به كسي قبل از اردشير به نام هفتواد نسبت        مي دهد.

آتشكده كرمان

اين معبد در خيابان زريسف ( شهدا)، خيابان ميرزا برزو آميغي قرار دارد و آخرين آتشكده كرمان به شمار مي رود. آتشكده در باغ مصفايي واقع است كه قبلا منزل مسكوني جهانگير اشيدري بوده و با تغيراتي به صورت آتشكده درآمده است آتش موجود در اين آتشكده بر اساس نظر موبدان زرتشتي ،‌ همان آتش چند هزار ساله اي است كه از هند به آتشكده محله شهر و از آنجا به اين آتشكده به روز سروش از ماه شهريور 3652 يزدگردي انتقال يافته است. در حال حاضر موزه زرتشتيان در اين محل قرار دارد.

يخدان مويدي

در گذشته يخدان مويدي خارج از شهر كرمان قرار داشت و براثر توسعه شهري اكنون داخل شهر( خيابان شهيد كامياب) جاي گرفته و اطراف آن فضاي سبز جالبي احداث شده است . عنـــاصر تشكيل دهنده يخدان عبارتند از مخزن ، حصار ، استخر و چاله يخ.‌ پلان يخدان دايره اي و پوشش آن از خشت و ملات رس است و به صورت گنبدي بزرگ نمايان است . در حال حاضر يخدان مويدي دفتر مركزي ستاد تسهيلات سفر استان كرمان مي باشد.

كتابخانه ملي كرمان

اين اثر ارزشمند در خيابان شهيد رجايي (خورشيد) واقع است. داراي سردري مرتفع و زيبا،‌فضايي مشجر و با صفا و نيز مكان مطالعه ،‌ مخزن كتاب و بخشهاي تحقيق و پژوهش و رايانه است. بناي كتابخانه به سال 1308 خورشيدي بازمي گردد كه معمار آن محمد علي راوري اين بنا را به سفارش جمعي از سرمايه داران كرمان ، رفسنجان و يزد احداث كرد تا كارخانه ريسندگي و بافندگي خورشيد در آن فعاليت خود را شروع نمايد. سالن 4هزار متري موجود با سقفهاي گنبدي زيبا داراي 66 ستون هشت ضلعي است .

تخت درگاه قلي بيگ

اين بنا در جنوب شرقي كرمان واقع است و منسوب به قلي بيگ است. ‌سنگ قبر آن در عهد صفوي نوشته شده و او جد خاندان درگاهي است.

باغ فتح آباد

اين باغ كه در روستايي در 25 كيلومتري شهر كرمان قرار دارد و الگوي احداث باغ شاهزاده ماهان بوده است از آثار عصر قاجاريه و از يادگارهاي فضل عليخان بيگلر بيگي است و به همين دليل آن را  باغ بيگلر بيگي مي گويند. عبور آب فتح اباد از ميان اين باغ به آن صفا و طراوت خاصي مي بخشيده است. اين باغ توسط سازمان ميراث فرهنگي در دست مرمت قرار دارد .

شتر گلو

اين بنا در محور آستانه شاه نعمت ا.... ولي و در ضلع شرقي آن واقع شده است و از آثار دوران قاجاريه به شمار مي رود. بنا داراي چند حياط است كه حياط شمالي انارستان و حياط حنوبي نارجستان بوده است .

باغ شاهزاده

باغ زيبا و مصفايي كه با بيش از يك قرن قدمت و پيشينه تاريخي در دامان كوههاي سر به فلك كشيده هزار (تيگران ) آرميده اند و چشم و چراغ باغهاي كنوني ايران به شمار مي رود. در سال 1297 ه.ق بوسيله عبدالحميد ميرزا فرمانفرما ناصرالدوله شاهزاده قاجار بنا شد. اين باغ داراي دو امارت‌، دو اشكوبه در قسمت غرب و شرق است و حوض ها و فواره هاي متعدد اين دو عمارت را به هم ربط مي دهد . حمام كوچكي نيز در ظلع جنوبي باغ وجود دارد كه با برداشتي از حمام گنجعليخان احداث شده است.

درختان سربه فلك كشيده داستانهاي بسياري از روزگاران گذشته به ياد دارند . اين باغ در سال 1370 بازسازي شد  و امروز با عرضه خدمات و پذيرايي از ميهمانان و ايرانگردان و جهانگردان، يكي از جاذبه هاي ارزشمند و گرانبهاي كرمان به شمار مي آيد.

باغ هرندي

باغ هرندي و ساختمان آن از بناهاي جالب توجه دوران اخير است. باني اين باغ عدل السطان است اين باغ كه به مناسبت توقف رضا خان در مسير آخرين سفر تبعيدش اهميت تاريخي يافته است امروزه به موزه باستان شناسي و موزه سازهاي سنتي ايران تبديل شده است. اين باغ حدود يكصد سال قدمت دارد و اتومبيلي كه رضا خان با آن در كرمان تردد كرد در اين باغ به نمايش گذاشته شده است.

ارگ راين

ارگ راين از جمله بناهاي ارزنده استان كرمان محسوب مي شود كه در سالهاي اخير مخصوصا بعد از ويران شدن ارگ بم مورد توجه خاص واقع شده است. تاريخ احداث اين بنا به عصر ساسانيان باز مي گردد. اين بنا بزرگترين بناي خشتي بعد از ارگ بم در استان كرمان است.مساحت آن 20 هزار مترمربع است و دور آن حصاري به ارتفاع 10 متر قرار گرفته ،‌تنها در ورودي قلعه در ضلع شرقي قرار دارد . وجود كارگاههاي صنايع دستي مانند چاقو سازي كه از جمله صنايع معروف راين به شمار مي رود به ارگ جذابيت بيشتري بخشيده است.

موزه ها

موزه مردم شناسي گنجعلي خان ( حمام گنجعليخان)

حمام گنجعليخان تا سال 1316 ه.ش مورد استفاده عموم قرار مي گرفته و درسال 1350 پس از مرمت و بازسازي به موزه مردم شناسي تبديل شده است .مجسمه هايي توسط اساتيد دانشكده هنر و دانشگاه تهران (استاد مير بابايي  و نشان تانيك ) طراحي و در قسمتهاي مختلف حمام قرار داده شده تا بدينوسيله صحنه هايي از استحمام به شيوه سنتي به معرض نمايش گذاشته شود.

موزه سكه (ضرابخانه گنجعلي خان )

در سال 1370 همزمان با بزرگداشت خواجوي كرماني ،‌اين مكان به عنوان موزه سكه مورد بهره برداري قرار گرفت در اين موزه مسكوكات متعلق به ادوار مختلف تاريخي از قبيل اشكاني ، ساساني ،‌اموي ، عباسي و ..... قاجاري و پهلوي به همراه اطلاعات مربوط در معرض ديد بازديد كنندگان قرار دارد.

باغ موزه هرندي

ساختمان مركزي در دو طبقه و در ميان باغ بنا شده و امروزه به عنوان موزه منطقه اي استان كرمان مورد بهره برداري قرار گرفته است .در حال حاضر در طبقه همكف اين ساختمان موزه سازهاي سنتي و در طبقه فوقاني آن موزه باستان شناسي قرار دارد.

استاد حسين مسعود يكي از هنرمندان عرصه موسيقي با اهداي 21 عدد ساز انگيزه ايجاد موزه سازهاي سنتي را در محل باغ موزه هرندي تقويت كرد و به كوشش مسئولين وقت در سال 1380 اين موزه افتتاح شد. هدف اصلي اين موزه آشنا كردن بازديد كنندگان با سازهاي بومي و سنتي اين مرز و بوم و همسايگان كشور ايران است . از اهداف مهم موزه باستان شناسي معرفي تمدنهاي كهن منطقه جنوب شرق ايران و ارتباط آنان با تمدنهاي همجوار مي باشد.

موزه صنعتي

اين بنا در خيابان شهيد بهشتي قرار دارد نمونه اي از همت و حميت حاج علي اكبر صنعتي از خيرين كرماني است كه بناي پرورشگاهي براي نگهداري از ايتام را پي ريخت و در جوار آن موزه اي بنا نهاد كه امروزه آثار ارزشمندي از استاد علي اكبر صنعتي يكي از فرزندان همين پرورشگاه و بسياري از هنرمندان صاحب نام ايران و جهان در آن به نمايش درآمده است.

موزه زرتشتيان

اين موزه در محل آتشكده واقع شده كه در جشن تيرگان سال 3743 يزدگردي (10/4/1384) به طور رسمي توسط رئيس سازمان ميراث فرهنگي وقت افتتاح شد.

موزه شهيد باهنر

موزه شهيد باهنر كرمان از آثار ماندگار و ارزشمند كنگره بزرگداشت شهيد دكتر محمد جواد باهنر است كه در بيستمين سالگرد شهادت آن شهيد بنا شد و در تاريخ هفتم شهريور ماه 1380 افتتاح گرديد.

موزه دفاع مقدس

اين موزه يكي از نتايج ماندگار و پديده هاي منحصر به فرد كنگره بزرگداشت سرداران و هشت هزار شهيد استانهاي كرمان و سيستان و بلوچستان است. اين موزه را يكي از استادان دانشگاه علم و صنعت تهران طراحي كرد كه در زميني به مساحت 23 هزار مترمربع و زيربناي 2550 مترمربع ساخته شده است و در تاريخ 3 خرداد 1377 در سالروز فتح خرمشهر افتتاح شد.

قمستهاي مختلف موزه ساختمان اصلي موزه ( در سه طبقه و هشت تالار)،مرقد مطهر هشت شهيد گمنام دفاع مقدس،ماكت بزرگ عمليات كربلاي 5،ماكت پوياي عمليات والفجر 8،تالار عبرت،تالار بصيرت،ورودي موزه،مزار شهدا و بوستان شهدا است.

موزه جبليه

اين گنبد هشت ضلعي است و مصالح به كار رفته در ديوارها سنگ لاشه با ملات گچ از بيرون و آهك از داخل است كه در سال 1376 ه.ش ثبت اثار ملي شد . چندي پس از آن مرمت شده و در سال 1383 به موزه جبليه ( كتيبه هاي تاريخي ) تبديل گرديد. اين موزه در خيابان شهدا واقع است .

موزه آستانه شاه نعمت ا..ولي

در آستانه ، موزه اي است كه در آن اشياي نسبتا نفيس وجود دارد . در اين موزه بيش از هر چيز چندين قرآن خطي جلب نظر مي كند كه هم از نظر قدمت تاريخي و هم از حيث خط و زيبايي ، تجليد و تصحيف ممتاز هستند.

پارك جنگلي قائم

يكي از مناظر زيبا در شهر كرمان پارك جنگلي قائم مي باشد اين پارك به صورت مصنوعي در منطقه شمالي شهر كرمان ساخته شده است . اين پارك شامل كوهستانهاي طبيعي زيبا،‌درختان سرو و كاج و آبشار مي باشد . پارك بازي كودكان يكي از امكانات اين پارك بزرگ مي باشد.

ييلاقها

ييلاق شهر ماهان

يكي از مهمترين نقاط بازديد و گردشگري ، شهر ماهان در 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان و در دامنه ارتفاعات تيگران واقع است و چشمه هاي متعددي دارد . باغ شاهزاده در 5 كيلومتري جنوب ماهان قرار دارد .

دره تيگران

دره تيگران در دامنه كوه جوپار و در ضلع جنوبي باغ شاهزاده ماهان واقع شده است . اين دره مسير راهپيمايي بسيار زيبايي براي خانواده ها مي باشد . آب جاري باغ شاهزاده از چشمه هاي اين دره تامين مي شود . در انتهاي دره آبشارهاي مخملي و جلوه هاي زيبايي از طبيعت را مي توان ديد. در امتداد دره 3 چنار تنومند قرار دارد كه تنه خالي هر يك گنجايش 10 نفر را دارد.

ييلاق جوپار

شهر ييلاقي جوپار با مناظر بديع و زيبا در فاصله 30 كيلومتري  جنوب كرمان واقع شده است و باغ هاي زيباي بسيار ديدني دارد .زيارت امامزاده حسين هر ساله باعث مسافرت تعداد زيادي زائر به اين شهر مي گردد.

منطقه كوهنوردي جوپار

يك منطقه بين المللي است كه هر ساله كوهنوردان بسياري از سراسر كشور و بعضا از كشورهاي ديگر به آن وارد مي شوند و اين منطقه به لحاظ زيبايي به آلپ ايران شهرت يافته است و داراي ستيغ ها و ديوارهاي زيبايي است .

ييلاق راين

راين يكي از ييلاقات ديدني استان و در فاصله 110 كيلومتري كرمان واقع شده است . اين ييلاق از نقاط خوش آب و هواي استان به شمار مي رود كه در دامنه كوه هزار ( بلند ترين قله استان و سومين قله ايران ) قرار دارد . كوه هزار در اكثر ماههاي سال پوشيده از برف است و در دامنه هاي شرقي اين كوه در حدود 100 كيلومتري كرمان و 20 كيلومتري غرب راين آبشاري بسيار زيبا و ديدني وجود دارد.

دره ارديكان

يكي از دره هاي سرسبز كوهستان هزار مي باشد. اين دره از طريق جاده ماشين رو به بخش راين متصل مي گردد. ارديكان روستايي است كه بلندترين نقطه مسكوني ايران مي باشد و ارتفاع آن 3000 متر مي باشد در نزديكي آن آبشاري وجود دارد كه از مظاهر زيباي طبيعت است .

ييلاق كوهپايه

كوهپايه در 30 كيلومتري انتهاي شرق كرمان قرار دارد ،‌در دامنه هاي كوهستاني منطقه مذكور تعداد زيادي چشمه آب شيرين و زلال وجود دارد . كوهپايه منطقه اي خوش آب و هوا است كه در روزهاي تعطيل و فصل تابستان ميهمانان زيادي دارد از اين رو  جزو روستاهاي هدف گردشگري به شمار مي رود. بر فراز ده بالاي كوهپايه ،‌آبشاري بسيار زيبا با چشم اندازي دلفريب وجود دارد در اين منطقه تعدادي مجتمع تفريحي ، اقامتي براي ارائه خدمات بهتر به ميهمانان احداث شده است .

 سيرچ

دهستان سيرچ در 80 كيلومتري شرق كرمان و 24 كيلومتري جنوب شرقي شهداد قرار گرفته است . درختان سربه فلك كشيده ، هواي خنك تابستان ، ارتفاعات پر برف زمستان ،‌پيست اسكي ‌،رودخانه و به خصوص سرو دو هزار ساله و تماشايي اين روستا  از جاذبه هاي گردشگري آن است.

وجود چشمه آب گرم جوشان با خواص درماني قابل توجه ،‌از ديگر جاذبه هاي منطقه مي باشد .كوههاي بلند با چشم اندازهاي زيبا پوشيده از توده هاي انبوه درختان ، جاذبه هاي گردشگري منطقه را دو چندان مي كند . با قرار گرفتن سيرچ در مجاورت شهداد و منطقه كلوتها كه ازجاذبه هاي بكر گردشگري استان ما مي باشد امكان تعريف يك محور گردشگري شامل كرمان – سيرچ – شهداد را فراهم نموده و وجود دو نوع ساختار طبيعي متفاوت ( ييلاقي سرد و گرم و سوزان) در مجاورت يكديگر كم نظير و بسيار جذاب مي باشد. ويژگي هاي فوق منطقه سيرچ را به منطقه نمونه گردشگري تبديل كرده است .

سكنج

يكي از روستاهاي هدف گردشگري است كه در 20 كيلومتري جنوب شرقي ماهان و شمال جاده بم – كرمان قرار دارد و سكنج تا شهر كرمان 50 كيلومتر و تا ماهان 15 كيلومتر فاصله دارد . منطقه اي است كوهستاني و خوش آب و هوا كه دو آبشار زيبا (با حدود 6 متر ارتفاع دارد ) كوههاي مجاور آن مناسب كوهنوردي است . در اين آبادي در امتداد نهري بزرگ به طول چند كيلومتر چنارهايي سربه فلك كشيده وجود دارد كه پاره اي از آنها آنچنان تنومند هستند كه بينندگان را مبهوت عظمت و قدمت خود مي سازند . از جمله امكانات منطقه  رستوران و مجتمع تفريحي ( در حال احداث) را مي توان نام برد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 16:11  توسط وحید قرایی  | 

زیباییهای بهار در سیرچ(50 کیلومتری کرمان)

 

یکی از مناطقی که در مسیر رسیدن به کویر و کلوت های شهداد به عنوان یکی از گرمترین کویرهای جهان قرار دارد منطقه "سیرچ" است که با وجود فاصله کم تا این کویر، آب و هوای آن هیچ سنخیتی با کویر ندارد و به عنوان یک منطقه گردشگری خصوصا برای کرمانی ها شناخته می شود. در کوههای همین منطقه است که کرمانیها امکان برف بازی می یابند...این روستا محل تولد هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده شهیر کشورمان است. عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 22:18  توسط وحید قرایی  | 

آلودگیِ «آزبست» شهروندان کرمانی‌ را تهدید می‌کند

 

مولد سرطان بیخ گوش کرمان

 

 

 

وحید قرایی-از مدت‌ها پیش بحث آلوده‌کنندگی کارخانه‌ی تولید‌کننده‌ی فرآورده‌های آزبستی چسبیده به شهر کرمان کرمان مطرح بوده است اما هیچ‌گاه افکار عمومی پاسخی قانع‌کننده در مورد میزان خطرات آلودگی ایجاد شده توسط این کارخانه که دیگر عملا به شهر کرمان چسبیده است نگرفتند.

حتی عنوان می‌شود که آلودگی زیان‌بار و سرطان‌زای این کارخانه تا میدان آزادی کرمان نیز ثبت شده است و تعدای از پزشکان کرمانی هم با اذعان بر خطرات آلودگی این کارخانه جسته و گریخته از شهروندان درخواست می‌کنند به خاطر تاثیر این آلودگی بر نسوج بدن از پهن کردن لباس‌ها و خصوصا لباس زیر در محیط باز برای خشک کردن خودداری شود.

در این حال چندی پیش در کارگاه آموزشی اداره‌ی کل محیط زیست استان کرمان برای اعضای شوراهای شهر و روستای این استان بروشوری میان شرکت‌کنندگان توزیع شد که به بخشی از سوالات افکار عمومی پاسخ می‌دهد.

در این بروشور در مورد کارخانه‌ی کرمانیت نوشته شده است: «این صنعت ماهیتا آلوده بوده و خطرات آلودگی آزبست(پنبه نسوز) بر هیچ‌کس پنهان نیست. کارخانه‌ی کرمانیت به‌علت مصرف الیاف آزبستی یکی از معضلات بزرگ زیست محیطی این استان می‌باشد و وجود ضایعات آزبستیاین کارخانه بر مشکلات افزوده است.»

در ادامه‌ی این مطلب در مورد آزبست نوشته شده است: «نام آن از کلمه‌ی یونانی آزبستوز به معنی حل نشدنی سرچشمه گرفته است. آزبست ماده‌ای معدنی است که از سیلیکات‌های استخراج شده به نام کریتوزیل(آزبست سفید) و آمفیبیول(آزبست آبی و قهوه‌ای) تشکیل گردیده است. در ساختمان آزبست یا پنبه‌ی کوهی یا پنبه‌ی نسوز عناصر مهمی مانند سیلیس، منیزیوم و آهن وجود دارد که درصد آن‌ها نسبت به نوع آزبست متغیر است...آزبست یکی از خطرناک‌ترین مواد معدنی است که از الیافی بلند و بدون شکل تشکیل شده و مانند پشم یا ابریشم قابل ریسیدن می‌باشد. این الیاف به صورت کلاف بوده و مهم‌ترین خصوصیات آن‌ها قابلیت انحلال در نسوج بدن می‌باشد.»

در همین حال مهندس دامن‌گیر مدیرکل محیط زیست استان کرمان در گفت‌وگوی کوتاهی گفت:«مساله‌ی آلودگی کارخانه‌ی کرمانیت به صورت کشوری مطرح شده است و به این کارخانه مهلت داده شده که یا خط تولید خود را عوض کند و یا از تکنولوژی مدرن برای ادامه‌ی تولید خود استفاده کند.» البته وی از اعلام مدت زمان این مهلت خودداری کرد.

ظاهرا در مورد آلايندگي صنایع، پرونده‌ها به‌راحتی در اختیار رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد و با احتیاط در مورد آن‌ها صحبت می‌شود.

به هر حال به‌نظر می‌رسد در مورد میزان آلودگی کارخانجاتی نظیر کرمانیت بایستی به‌صورت شفاف اطلاع‌رسانی شود تا مردم نیز آگاهی لازم را در این زمینه به‌دست آوردند و درمعرض آلودگی و خطرات ناشی از آن قرار نگیرند.

 در اين حال رييس وقت كميسيون بهداشت و درمان شوراي شهر كرمان در ارديبهشت ماه 86 در گفت‌وگو با سايت خبري شهري كرمان(كرنا) نكاتي را عنوان كرده كه قابل توجه مي‌باشد. او گفته بود: «تعطیلی کارخانه‌ی کرمانیت از 15 سال قبل مطرح بود، چرا که در تولید آن از ماده‌ی سمی و خطرناکی به‌نام آزبست که باعث سرطان ریه می‌شود استفاده می‌کنند. بنابراین با پی‌گیری زیاد، این مساله را به شورای سلامت استان کشاندیم و در این شورا به مدیر کارخانه‌ی کرمانیت برای تغییر خط تولید آن تا پایان سال مهلت داده شد .»اما ظاهرا اين خط توليد همچنان بدون تغییر مانده است و البته خبری هم از تکنولوژی نوین نیست.

قوانيني كه بر زمين مانده

ماده‌ی خطرناك و سرطان‌زاي آزبست هم‌چنان در عمده صنايع ايران در توليد بسياري از محصولات استفاده مي‌شود اين درحالي است كه به‌دليل اثبات خطرات اين ماده به لحاظ علمي، ٤٠ كشور دنيا آن را به‌طور كامل از محصولات خود حذف كرده‌اند. مهندس مسعود زندي، معاون دفتر بررسي آلودگي هواي سازمان محيط زيست، در این مورد مي‌گويد: انتشار گزارش‌هاي علمي مستند در مورد عوارض جبران‌ناپذير آزبست سبب تدوين مصوبه‌اي لازم‌الاجرا توسط شوراي عالي محيط زيست در سال ١٣٧٩ به منظور حذف آزبست از تركيبات و توليدات صنعتي و ساختماني و جايگزيني تركيبات كم‌خطر به جاي آزبست شد ولي متاسفانه پس از گذشت ٧ سال، عمده صنايع ايران هم‌چنان از آزبست استفاده مي‌كنند.

وی می افزاید: سرطان‌زا بودن تركيبات آزبست بر هيچ كس پوشيده نيست و تمام كشورهاي دنيا اذعان دارند افرادي كه به‌طور مداوم با آزبست و تركيبات حاوي اين كاني در تماس هستند، دچار عوارض و بيماري‌هاي لاعلاجي مانند سرطان مي‌شوند. همان‌طور كه گفته شد متاسفانه صنايع اقدام جدي براي جايگزيني تركيبات و مواد بي‌خطر به جاي آزبست نكرده‌اند كه اين امر باعث ايجاد عوارض جبران‌ناپذيري براي مردم و شهروندان مي‌شود.

مهندس زندي تاكيد مي‌كند: ميزان خطر آزبست با تغيير روش‌هاي كاربرد آن در توليدات كاهش پيدا نمي‌كند بلكه تنها راه حل براي مقابله با آثار سوء آن، حذف كامل از كليه‌ی صنايع است؛ هم‌چنان كه ديگر كشورها با جايگزيني مواد بي‌خطر به جاي آزبست در راستاي حفظ سلامت جامعه وارد عمل شده و در اين زمينه موفق هم بوده‌اند. متاسفانه ما جزو معدود كشورهايي هستيم كه هنوز از آزبست استفاده مي‌كنيم كه شايد علت اصلي آن نبود شناخت از خطرات گسترده‌ی اين كاني باشد.

معاون دفتر بررسي آلودگي هواي سازمان محيط زيست توضيح مي‌دهد: آلودگي آزبستي با چشم ديده نمي‌شود ولي اندازه‌گيري‌ها و نمونه‌برداري‌ها نشان مي‌دهد، ميزان آزبست منتشر شده در محيط بسيار بالا و به‌عنوان مثال در تهران ٥/٢ برابر حد مجاز است كه اين مساله نگران كننده مي‌باشد.

همچنین هماهنگي و همكاري بين وزارت‌خانه‌هاي مربوطه مانند صنايع و بهداشت با سازمان محيط زيست براي حذف آزبست و اعلام هشدارهاي جدي به مردم بسيار ضعيف بوده است.

در بحث آلودگي هوا به مواد سرطان‌زا نيز بايد نهادهاي مختلف براي برطرف كردن اين معضل همكاري كنند اما متاسفانه اين ارتباطات بسيار كم است و برنامه‌ی منسجمي هم در اين زمينه وجود ندارد. دكتر سيداحمد حسيني مشاور مركز تحقيقات سيمان دانشگاه علوم و صنعت و مدير يك شركت زيست محيطي كه روي آزبست تحقيقاتي را انجام داده است، مي‌گويد: آزبست داراي ويژگي‌هاي خوب بسياري است. به‌عنوان ماده نسوز استحكام دهنده و عايق حرارتي، بسيار منحصر به فرد است و در واقع جايگزين‌هاي آن به‌طور كامل اين ويژگي‌ها را ندارد؛ با اين حال آزبست آثار سوء و هولناكي بر انسان دارد. به گفته‌ی دكتر حسيني، آزبست يك كاني غيرفلزي با بلورهاي بسيار نازك سوزني است كه در صورت استشمام وارد شش‌ها و كيسه‌هاي هوايي مي‌شود. كيسه‌هاي هوايي داراي مايعي براي تبادل اكسيژن و دي‌اكسيدكربن است و زماني‌كه آزبست وارد اين كيسه‌ها مي‌شود باعث سوراخ شدن كيسه‌ها و خروج مايع درون آن‌ها مي‌شود. بنابراين به مرور زمان بافت نرم و ارتجاعي شش‌ها، سفت مي‌شود و به تدريج حجم هواي تنفسي كاهش پيدا مي‌كند؛ درنتيجه شخص دچار تنگي نفس شديد مي‌شود

موارد استفاده آزبست در صنايع

وی مي‌گويد: درحال حاضر پشم شيشه يا پشم سنگ جايگزيني براي آزبست محسوب مي‌شود كه تاثيراتي سوء مشابه آزبست ولي در سطح بسيار كمتر دارد. از جمله دلايل استقبال نكردن از جايگزين‌ها، اين است كه مواد جايگزين كمي گران‌تر و داراي ويژگي‌هاي كمتري نسبت به آزبست است. به‌عنوان مثال هنوز هم در لنت ترمزها از آزبست استفاده مي‌شود آزبست در لنت باعث افزايش آثار اصطكاكي و جلوگيري از خوردگي سريع صفحه ديسك مي‌شود و به عبارت ديگر استحكام لنت را بالا مي‌برد. هنگام ترمزهاي شديد كه بوي لنت ترمز استشمام مي‌شود، در واقع ذرات آزبست موجود در لنت در هوا پراكنده و با تنفس وارد ريه‌ها مي‌شود.

در صنايع عايق‌سازي، نسوزكاري و منسوجات آزبستي نيز از اين كاني استفاده مي‌شود. دكتر حسيني با اشاره به اين موضوع ادامه مي‌دهد: لباس‌هايي كه در آهنگري‌ها و كوره‌هاي ذوب‌آهن استفاده مي‌شود، داراي الياف آزبستي است. هم‌چنين براي استحكام لوله‌هاي سيماني و بتوني به ويژه در چاه‌هاي فاضلاب ازاين كاني استفاده مي‌شود. فرآيند استحكام بخشي به ايرانيت‌ها نيز از طريق آزبست انجام مي‌شود تا به‌راحتي نشكند. به‌دليل طيف وسيع خطرات ناشي از آزبست كارگرهايي كه در چنين كارخانه‌هايي كار مي‌كنند بايد پس از ٨ سال بازنشسته شوند. به گفته‌ی استاد دانشگاه آزاد واحد قائم شهر، در اين زمينه وزارت صنايع و بهداشت بايد با حمايت از مراكز تحقيقاتي براي جايگزيني آزبست با تركيبات بي‌خطر وارد ميدان شوند و با برنامه‌ريزي و نظارت جدي مواد و تركيبات جايگزيني را براي صنايع آماده كنند. چون بعضي صنايع ما آن‌قدر قدرت دارند كه بعضي از مصوبات را با بهانه‌جويي زيرپا بگذارند.

بيماري‌هاي خطرناك ناشي از تنفس آزبست

آزبست داراي الياف كوتاه، بلند و متوسط است كه ازالياف كوتاه در انواع مواد پلاستيكي، رنگ‌ها، آسفالت، گريس و روكش الكترودهاي جوشكاري استفاده مي‌شود. از الياف متوسط در انواع ورقه‌ها، لوله‌هاي آزبست سيماني، لوله‌هاي فشارقوي (به همراه الياف بلند)، كف‌پوش‌ها، كاغذها، لنت ترمز، روكش كلاج، عايق‌هاي حرارتي (در تركيب با سيليكات كلسيم و منيزيم) و عايق‌هاي آكوستيكي استفاده مي‌شود.الياف بلند نيز در تهيه‌ی توليدات ضدآتش و محصولات مقاوم در برابر حرارت از قبيل پرده‌هاي تئاتر، لباس مأموران نجات و آتش‌نشاني، مأموران اطفاي حريق چاه‌هاي نفت (در اين مورد، لباس‌ها كاملا از آزبست تهيه مي‌شود)، انواع پيش‌بند، دستكش، لباس‌هاي يك‌سره، كفش، مواد بسته‌بندي، واشر، درزگير، عايق‌هاي حرارتي (مثل پوشش‌هاي ديگ بخار، لوله) عايق‌هاي الكتريكي، لنت‌ترمز (به صورت نوارهاي آزبستي) و غشاء پيل‌هاي الكتريكي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. دكتر حسيني تصريح مي‌كند: در بعضي مراجع علمي، آزبست بعد از سرب و جيوه به‌عنوان خطرناك‌ترين ماده براي محيط زيست و سلامت انسان محسوب شده است.

آزبستوس، سرطان ريه و مزوتليوم از جمله بيماري‌هاي خطرناكي است كه در نتيجه‌ی تأثيرات آزبست در انسان بروز مي‌كند. آزبستوس نوعي بيماري ريوي است كه در نتيجه‌ی تنفس الياف بسيار نازك آزبستي به وجود مي‌آيد. الياف آزبست بسيار پايدار است، بنابراين به آساني حل نمي‌شود و تا ساليان متمادي در بافت ريه باقي مي‌ماند و به مرور زمان منتهي به فيبروز ريه يعني سفت شدن بافت ريه و تنگي نفس مي‌شود. بيماري آزبستوس قابل علاج نيست ولي با جلوگيري ازتنفس بيشتر گرد و غبار آزبستي مي‌توان سرعت پيشرفت اين بيماري را تا حدودي كند كرد.

غير از آزبستوس و سرطان ريه يكي ديگر از بيماري‌هايي كه به‌دليل تنفس گردوغبار آزبست به وجود مي‌آيد، مزوتليوم است. مزوتليوم نوعي سرطان بدخيم است كه فقط از طريق تماس و تنفس آزبست به وجود مي‌آيد. متأسفانه هنوز نحوه‌ی شكل‌گيري اين بيماري مشخص نشده ولي واضح است كه الياف بسيار نازك آزبستي، به لايه‌ی نازك ريه مي‌چسبد و سپس به مرور زمان در ريه‌ پخش و به اين طريق باعث ايجاد سرطان مي‌شود.

كارشناس بخش كنترل كيفيت يك كارخانه‌ی معروف صنعتي كه در زمينه‌ی توليد ايرانيت، لوله آب آشاميدني و لوله‌ی فاضلاب فعاليت مي‌كند، با تاييد كاربرد آزبست در اين نوع كارخانه‌ها براي استحكام بخشي به محصولات مي‌گويد: در ورق‌هاي توليد شده براي ساخت ايرانيت ٥/١١ درصد و در لوله‌هاي آب ٥/١٧ تا ١٩ درصد از آزبست استفاده مي‌شود. اين لوله‌ها براي انتقال آب آشاميدني و فاضلاب مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

وي مي‌گويد: سقف ايستگاه‌هاي اتوبوس شركت واحد نيز كه از ورق‌هاي فشرده ساخته شده است و از آن با عنوان «آردوواز» نام مي‌برند، حاصل تركيب آزبست و سيمان است كه بيشتر براي زيباسازي ساختمان از آن استفاده مي‌شود. به‌عنوان مثال در مناطق شمال كشور سقف خانه‌هاي مسكوني از اين محصول (آزبست و سيمان) ساخته مي‌شود. به گفته‌ی اين مقام كه نمي‌خواست نامش فاش شود، آزبست به طور قانوني از خارج ايران مانند برزيل و روسيه وارد مي‌شود ولي در ايران هم مناطقي مانند نهبندان داراي معدن آزبست است. وي مي‌افزايد: تحقيقاتي براي جايگزيني آزبست در كارخانه  هاو هم‌چنين در بعضي مراكز پژوهشي انجام شده ولي نتيجه‌اي دربرنداشته است.

حال بايد ديد در شهر كرمان كه به شدت تحت تاثير آلودگي‌هاي مرتبط به آزبست قرار دارد چه زماني در اين زمينه به نقطه‌ی اطمينان مي‌رسد؟

 

            

ریه فرد مبتلا به آلودگی آزبست

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 18:23  توسط وحید قرایی  |