تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

شب یلدا در کرمان...

 

حدیث میلاد عشق

 

شب يلدا از سنتي‌ترين شب‌هاي ايرانيان است. نخستين شب فصل سرد. کمتر خانواده‌اي در ايران اين شب را به دیدار بزگان فامیل و خنده و شادي سپري نمی كند. جمعي دوستانه و ايراني با خوراكي‌هاي مخصوص اين شب.

هندوانه، انار، آجيل، پشمك و ساير شيريني‌هاي محلي، شب يلدا در خانه همه ديده مي‌شود. سفره‌اي شيرين و خوش‌رنگ كه دور آن تمام لب‌ها خندان است و شاد.

مسئول واحد مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان در مورد مراسم شب یلدا در کرمان می گوید : در این شب اعضای خانواده دور هم در خانه بزرگتر ها جمع می شوند و با سرگرمی های متنوع تا پاسی از شب بیدار می مانند و هندوانه وانواع میوه‌های سال را در این شب میخورند .

فاطمه رضاپور می افزاید: خوردن انواع آجیل ها ، حافظ خوانی ، گرفتن فال نخود ، چهار بیتو خوانی نیز از دیگر مراسم این شب می باشد .  در میان میوه ها خوردن هندوانه بیش از همه مورد توجه می باشد زیرا  مردم کرمان بر این باورند اگر در این شب هندوانه بخورند سرما و لرزی که در آن شب در اثر خوردن هندوانه بر آنها مستولی می شود باعث می شود از گرمای تابستان رنج نبرند .

وی همچنین می گوید : مردم همچنین بر این باورند با خوردن هندوانه در این شب  از گزند حشرات موذی در تابستان در امان می مانند و نیز باور دارند که در این شب گنج قارون به وسیله شتری در حرکت است و ممکن است ساربان آن با برخورد با یکی از اعضای خانواده مقداری از آن گنج را به او بدهد و نیز باور دارند در این شب باید هفت نوع میوه بخورند چون ممکن است تا سال دیگر میوه گیرشان نیاید البته این مورد امروزه صدق پیدا نمی کند چون در تمام فصول انواع میوه ها در بازار فراوان است.

يلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌هاي ايراني حديث ميلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» تکرار مي‌شود. در زمان ابوريحان بيروني به دي ماه، «خور ماه» (خورشيد ماه) نيز مي‌گفتند که نخستين روز آن خرم روز نام داشت و ماهي بود که آيين‌هاي بسياري در آن برگزار مي‌شد. از آن جا که خرم روز، نخستين روز دي ماه، بلندترين شب سال را پشت سر دارد، پيوند آن با خورشيد معنايي ژرف مي‌يابد. از پس بلندترين شب سال که يلدا ناميده مي‌شود خورشيد از نو زاده مي‌شود و طبيعت دوباره آهنگ زندگي ساز مي‌کند و خرمي جهان را فرا مي‌گيرد.

بنا به آنچه که در تاریخ به یادگار مانده است كرماني‌ها معتقد بودند كه قارون به شكل هيزم‌شكني شب به در خانه‌ها مي‌آيد و هيزم به آنها مي‌دهد كه اين هيزم‌ها به شمش طلا تبديل مي‌شود بنابراين تا صبح بيدار مي‌ماندند. اين مراسم يادآور بابانوئل در كريسمس است و مي‌رساند كه يلداي ايراني و كريسمس از يك مايه سرچشمه گرفته است.در ادبيات فارسي شعرا زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي به شب يلدا تشبيه مي‌كنند و از اشعار برخي مانند معزي و سنايي نيز رابطه بين مسيح و يلدا درك مي‌شود.

 

به صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي
كه از يك چاكري عيسي چنان معروف شد يلدا
(سنايي)
ايزد دادار مهر و كين تو گويي از شب قدر آفريد و از شب يلدا
زانكه به مهرت بود تقرب مومن زانكه به كينت بود تفاخر ترسا
(معزي)
روز رويش چو بر انداخت نقاب شب زلف
گفتي از روز قيامت شب يلدا برخاست
(سعدي)
صحبت حكام، ظلمت شب يلداست
نور ز خورشيد جوي، بو كه برآيد
(حافظ)

 

 

پيوند يلدا با ميترائيسم

از آنچه که از منابع و متون کهن برمي‌آيد، يلدا زاد‌روز ايزدمهر يا ميترا است. ايزدي که در کيش ميترائيسم پرستش مي‌شد و اين دين، يکي از تاثيرگذارترين مذاهبي بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت رد پاي بسياري از خود به جاي گذاشت.

ريشه کلمه يلدا متعلق به زبان سرياني است و به معناي تولد يا ميلاد است. در برخي منابع آمده است که پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال پس از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عيسي پذيرفت، زيرا زمان دقيق تولد وي معلوم نبود. در واقع يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميترائيسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي‌کرده‌اند. وقتي ميترائيسم از تمدن ايران باستان به ساير جهان منتقل شد در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي روز 21 دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مي‌شد ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباه محاسباتي، اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت و از سوي مسيحيان به عنوان روز کريسمس جشن گرفته شد. از اين روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي‌شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگاري از کيش مهر است.

يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفال به ديوان حافظ است. مردم ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي‌گشايند و فال دل خويش را از او طلب مي‌کنند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامه‌خواني رواج دارد. نقل خاطرات و قصه‌گويي پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر مي‌کند. اما همه اين‌ها ترفندهايي است تا خانواده‌ها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.

در سراسر ايران زمين، جايي را نمي‌يابيد كه خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ايران، انواع تنقلات و خوراکي‌ها به تبع محيط و سبک زندگي مردم منطقه مصرف مي‌شود.

شاهنامه خوانی و نقل ومتل از جمله مراسم شب یلدا است . در این شب ، ایرانیان در محفل های گرم خانوادگی دور هم گرد می نشستند ، و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و یا دوستان به شاهنامه خوانی می پرداختند و قصه امیر ارسلان و حسین کرد شبستری نقل می کردند ، مادر بزرگ ها هم به طرح چیستان و ضرب المثل می پرداختند ؛ هنوز هم این مراسم در میان خانواده ها رواج دارد

از انواع بازی ها و تفریحات این شب هم یک بازی بوده به نام "ماردوره" که عبارت بود از اینکه هر فردی که در مهمانی شب یلدا بوده باید نیت می کرده و یک شی کوچک مانند تکمه ، سوزن قفلی ، سکه و یا هر شی کوچک دیگر در ظرفی سفالین به شکل پارچ می انداخته. سپس یک نفر مسئول برداشتن اشیاء ازتوی ظرف می شد و دیگران یک بیت شعر می خواندند. بعد از آن مسئول ظرف هم به طور شانسی یک شی در می آورد و آن شعری که خوانده می شود به عنوان فال صاحب شی بود. بعد از بازی مادوره نوبت به تعریف یک خاطره شیرین یا یک لطیفه می رسید که همه افراد می بایست آن را تعریف کنند.

اما در کرمان هم زرتشتیان که بزرگترین اقلیت مذهبی این شهر محسوب می شوند این شب را گرامی می دارند.در باور زرتشتي ها، شب چلّه طولاني ترين شب است، به عقيده آنها تاريكي اهريمني است و در اين شب كه تاريكي از همه سال بيشتر است و شب بديمني است، زرتشتيان تا سحر بيدار مي مانند و فديه مي دهند. «جمشيد كيومرثي» مردم شناس زرتشتي در این مورد می افزاید: «ايراني ها دو چله دارند، يكي چله بزرگ كه از اول دي تا 10 بهمن را در بر مي گيرد و به خاطر سرماي زياد هوا «بزرگ» ناميده شده و ديگري چله كوچك كه از 10 بهمن تا 20 اسفند ادامه مي يابد. يلدا اولين شب زمستان است كه آن را شب چله مي نامند و پس از ورود اعراب به ايران «يلدا» ناميده شد. يلدا واژه اي عربي است و اين سنت در اصل متعلق به آيين «مهر» است، 25 دسامبر شب تولد مهر است كه از فرهنگ ايراني به مسيحيت منتقل شده است و تا قرن 4 ميلادي هم اين روز را براي تولد مسيح جشن نمي گرفتند و بعد از آن باب شد.»

وي در ادامه با اشاره به اين موضوع كه دين زرتشت تنها ديني است كه قرباني كردن در آن ممنوع است اظهار می دارد: «با وجود ممنوع بودن قرباني، يكي از سنت هاي زرتشتيان اين است كه در غذاي شب چله آنها گوشت وجود داشته باشد. زرتشتي ها در شب چله، آجيل مخصوصي به نام «لورك» مي خورند كه از هفت ميوه خشك شده آلو، انجير، كشمش، بادام، پسته، قيسي و توت تشكيل شده است. هندوانه و انار هم حتما بايد در شب يلدا موجود باشد و زرتشتيان سرخي شفق صبح روز اول زمستان را با سرخي هندوانه و انار برابر مي دانند.» كيومرثي در ادامه با اشاره به اين كه گاهي مراسم يلدا به صورت عمومي در يكي از تالارهاي زرتشتيان برگزار مي شود، افزود: «در اين موقع علاوه بر خوراك هايي مثل لورك، هندوانه و انار، آش هم پخته و بين همه توزيع مي شود. مضاف بر اين كه «سيروگ» يا «سوروگ» نان سنتي زرتشتيان كه در روغن سرخ مي شود پاي ثابت پذيرايي در اين مراسم است. مواقعي كه رسم يلدا به صورت عمومي برگزار مي شود معمولا با جشن و شادماني و موسيقي همراه است و اَوِستا هم خوانده مي شود.»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:51  توسط وحید قرایی  | 

 

دعا برای تولد نوزاد 140 هزار تومان!

 

سیما کارآموزیان-اختصاصی بام کویر

«به هیچ کس از هم خون‌هایت نگو به پیش من آمده‌ای. لباس‌ شب عروسی یا پاتختی‌ات را بیاور تا من به آب دهم. یک لیتر آب هم در یخچال بگذار و بعد از یک هفته هر شب یک استکان بخور، یک دستمال سفید هم زیرپادری جلوی در خانه‌ات بگذار و بعد از یک هفته آن به همراه 140 هزار تومان پول نزد من بیاور تا دعا بخوانم. و طلسم کسانی را که برای نازایی تو دعا کرده‌اند باطل کنم. خصوصا شوهر و خانواده‌ی شوهرت نباید از این قضیه بویی ببرند. در غیر این‌صورت هرگز بچه‌دار نخواهی شد. اما اگر کارهایی را که گفتم انجام دهی در کمتر از 6 ماه حامله می‌شوی.»

 این‌ها بخشی از حرف‌های دعانویسی است به زنی که به جای مراجعه به مطب پزشکان و درمان‌نازایی به او مراجعه کرده است او در خیابان میرزارضا در خانه‌ی شخصی خود روزانه تعداد زیادی را به حضور می‌پذیرد تا مشکلات لاینحل آن‌ها را حل کند و البته عده‌ی زیادی هم به دعاهای او اعتقاد دارند. نسخه‌ای که گفته شد با کمی تغییر و کم و زیاد، مشکلات زیادی را حل می‌کند. علاوه بر تولد نوزاد، بخت دختران و پسران جوان را می‌گشاید، مهر زن را در دل شوهر چند برابر می‌کند زبان مادر شوهر و خواهر شوهر را می‌بندد و جوانان بیکار را سر کار می‌فرستد و هزار درد بی‌درمان دیگر را دوا می‌کند.

علی‌رغم همه تبلیغاتی که در نفی خرافه‌پرستی مراجعه به فال‌گیران از رسانه‌های مختلف صورت می‌گیرد هنوز روزانه صدها نفر با هزاران امید به خانه‌های دعانویس‌ها و فال‌گیرها و رمال‌ها می‌روند.

دعانویس‌ها و رمال‌هایی که اگر تا چند سال قبل با ترس و لرز مشتریان خود را راه می‌انداختند و پیدا کردن آدرس‌ آن‌ها به سادگی امکان‌پذیر نبود و باید حتما با یک معرف همراه می‌بودی تا تو را بپذیرند این‌ روزها کارت‌های ویزیت چاپ می‌کنند و آدرس و شماره‌ی همراه خود را حتما روی کارت‌های ویزیت حک می‌کنند.

سوء استفاده از اعتقاداتی که همیشه در ذهن ما تکرار شده است و به کار بردن آیه‌های قرآن باعث گرم شدن دکان این شیادان شده است و به نظر می رسد راه‌کاری ندارد جز طرح این افراد توسط خود شهروندان. این‌که اجازه ندهند کسی به راحتی اعتقادات آن‌ها را به بازی بگیرد و بدون هیچ نتیجه‌ای وقت و پول آن‌ها را از آن خود کنند و در دل به سادگی این جماعت بخندد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 19:42  توسط وحید قرایی  | 

با حکم هیات نظارت بر تشکل های دانشجویی

 

فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان به حال تعلیق درآمد

 فعالیت های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان با حکم هیات نظارت بر تشکل های دانشجویی این دانشگاه به حالت تعلیق درآمد.

یک عضو شورای مرکزی این تشکل باتایید این خبر گفت: در حکم هیات نظارت بر دانشگاه که امروز (چهارشنبه) به انجمن ابلاغ شد مدت مشخصی برای تعلیق ذکر نشده است. وی تصریح کرد: تمامی فعالیت های قانونی برای نقض این حکم را صورت خواهیم داد.

گفتنی است تعلیق فعالیت های انجمن اسلامی دانشگاه کرمان در پی برگزاری تریبون آزاد این انجمن و سپس اعتراض بسیج دانشجویی به این تریبون آزاد صورت می گیرد.همچنین 4 عضو انجمن اسلامی نیز به اتهام توهین به مقدسات و آشوب در محیط دانشگاه به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 19:18  توسط وحید قرایی  | 

یک عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان:

 

اتهامات وارد شده به اعضای انجمن را نمی پذیریم

 

 یک عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در مورد وقایع روی داده و اعتراضات صورت گرفته بعد از برگزاری تریبون آزاد این انجمن گفت: سعی کردیم به  هر شکل از ایجاد تنش بیشتر در این مورد خودداری کنیم و در واقع در یک جو عقلانی و به دور از احساسات فضای ایجاد شده را کنترل کنیم.

محمد مهدوی افزود: پس از تریبون آزاد به بیانیه ها  و حتی برخی شانتاژهای خبری نیز پاسخ ندادیم تا موضوع در قالب قانونی خودش حل شود و بعد از این هم رویه ما همین خواهد بود.

وی در مورد احضار 4 نفر از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان به کمیته انضباطی نیز گفت:به نظر می رسد در این مورد مسئولان دانشگاه کم لطفی کردند و اتهاماتی که وارد شده است را قبول نداریم. او همچنین گفت:صحبت هایی که در تریبون آزاد مطرح شد و رویه این تریبون آزاد با تریبون آزادهای قبلی تفاوتی نداشت و همانطور که مشخص است تریبون آزاد مکانی برای بیان اندیشه های مختلف است و هر شخصی مسئول بیانات خودش می باشد.

مهدوی اضافه کرد: در مورد برخی صحبت ها از سوی اعضای انجمن که از آن برداشت توهین به مقدسات شده است به نظرم سوءتفاهم پیش آمده و منظور سخنران از نقد طرح پرسش بوده است و نه نفی معصومیت امام(ع) چراکه چنین موردی در مصحبتهای آقای اعلمی نماینده مجلس نیز پیش آمد که رفع سوءتفاهم شدو امیدوارم به این موضوع نیز به دور از جوسازی ها رسیدگی شود.

این عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان در ادامه در مورد اینکه برخی می گویند تریبون آزاد انجمن به محمل و فرصتی برای معاندین تبدیل شده است گفت:هرگز چنین چیزی را نمی پذیریم چون به هیچ فردی فرصتی بیش از سایرین داده نمی شود و در یک فضای برابر هر کس اسم خودش را برای سخنرانی و بیان نظراتش می دهد و تاکنون نیز از تشکل های مختف حتی بسیج دانشجویی فرصت کافی برای ابراز عقیده خود داشته اند.

مهدوی در مورد اعتراضات بسیج دانشجویی به برگزاری تریبون آزاد اخیر انجمن اسلامی نیز گفت:قائل به این هستیم که باید فضا برای نقد آزاد باشد و مشکلی با این نقد و تجمع نداریم اما برخی مسائلی که مطرح شد مثل پلاکاردی که روی آن از دلارهای آمریکایی صحبت شده بود در شان بسیج نبود و این مسائل به انجمن اسلامی نمی چسبد.

وی در مورد برخی صحبتها در مورد تعلیق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان گفت: تاکنون هیچ ابلاغ کتبی از سوی دانشگاه مبنی بر تعلیق انجمن نداشته ایم. البته ظاهرا یکی از مسئولان دانشگاه چنین چیزی را مطرح کرده است که تا زمانی که کتبا چنین موردی اعلام نشود صحبتی در این زمینه نداریم و فعالیت ها به روال سابق و قانونی خود انجام  می شود و حتی اگر کتبا نیز ابلاغ شود به صورت قانونی موضوع را پیگیری می کنیم.

وی همچنین در مورد موضع انجمن در مورد انتخابات آتی مجلس اظهار داشت:موضع نهایی توسط شورای عمومی انجمن اسلامی مشخص خواهد شد اما به هر حال امیدواریم انتخابات مجلس به صورت آزاد و بر اساس مولفه های دموکراتیک برگزار شود.

او در پایان بار دیگر تاکید کرد که اتهام توهین به مقدسات در تریبون آزاد اخیر انجمن اسلامی دانشجویان و آشوب در دانشگاه توسط اعضای انجمن اسلامی برای ما قابل پذیرش نیست. 

 

خبر مرتبط

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 8:21  توسط وحید قرایی  | 

 

فیلم جعلی برای اثبات یک شایعه

این روزها بازار شایعات در مورد وقایع روی داده در محی آباد کرمان حسابی داغ است و هرکس آنچه را که شنیده والبته ثابت هم نشده در مورد تجاوز دسته جمعی با آب و تاب برای بقیه تعریف می کند. در این میان فیلمی هم از طریق بلوتوث موبایل ها رد و بدل می شود و باز هم عنوان می شود که این از خبر و این هم از فیلم!!

اما با دقت در این فیلم به راحتی می توان تشخیص داد که تصاویر با هیچکدام از حتی شنیده های حادثه محی اباد تطابق ندارد (طبق اطلاعات موثق اتفاق روی داده در این فیلم در حاشیه تهران روی داده و متهمان هم تحت تعقیب هستند) و فقط شایعات، ذهنیتی ایجاد کرده اند که برخی بگویند فیلم این رویداد را هم دیده اند.به هر حال در مورد این اتفاق به زودی یکی از مقامات ارشد قضایی استان کرمان اطلاع رسانی خواهد کرد تا به شایعات گسترده در این زمینه پایان دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 9:3  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی از انتقال غیر قانونی نوزادان تازه متولد شده در کرمان

 

عکس تزئینی است

در حالی که شایعاتی در مورد برخی تخلفات در دو بیمارستان دولتی شهر کرمان و فروش نوزادان به خانواده های متمول رد و بدل می شود یک منبع آگاه از وجود پرونده ای خبر داد که طی آن یک خانواده از تعویض فرزند پسرشان با یک نوزاد دختر در یک زایشگاه که یک هفته بعد از تولد درگذشته است شکایت کرده اند.

بر اساس این پرونده مردی مهرماه 81 پس از زایمان همسرش هنگامی که به بیمارستان مراجعه می کند تا مدارک واسناد پزشکی را برای مرخصی زایمان وی تحویل بگیرد متوجه اشتباه و خدشه در این مدارک می شود.

نوزاد دختری که او تحویل گرفته بود پس از یک هفته به علت نارسایی قلبی جان می سپارد و مرد مذکور به دادگاه شکایت می کند که فرزندش پس از تولد تعویض شده است و به همین دلیل پرونده ی شکایت این مرد از سال 81 هم چنان در جریان است اما تا کنون نتیجه ای حاصل نشده است.

بنا بر این گزارش تخلفاتی مبنی بر انتقال نوزادان خانواده های نیازمند به خانواده های متمول بدون طی کردن روال قانونی نیز وجود داشته است که عنوان شده به این تخلفات  در حال رسیدگی است. طبق اخبار در یافتی حتی دو نفر از پرسنل یکی از این بیمارستانها نیز به دلیل فروش یک نوزاد در دادگاه تخلفات اداری محکوم شده اند.

مدارکی که ارائه شده است که نشان می دهد حتی معامله صوری خرید نوزاد از سوی شاکی این پرونده برای اثبات مدعای خویش صورت گرفته است.

در این حال به نظر می رسد با توجه به حساسیت موضوع لازم است تا روند رسیدگی به این امور در دادگستری کرمان سرعت بیشتری یابد تا شبهات موجود رفع شده و نگرانی خانواده های کرمانی در این مورد بر طرف شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 8:13  توسط وحید قرایی  | 

 

عرضه باسبار(تسمه مس) تولیدی در کرمان به زودی در بازار ایران و جهان

 

 

استان کرمان نه تنها پیشگام صنایع مادر مس در مجتمع‌ مس‌سرچشمه، میدوک، خاتون‌آباد، چهارگنبد و... می‌باشد، که این پیشگامی در عرصه‌ی صنایع پایین دستی نیز در حال عینیت یافتن است. صنایع مس شهید باهنر، فرومولیدن خاتون‌آباد، مولیبدن کارمانیا، مفتول چشمه و کابل سازی‌های استان نمونه‌های روشن این پیشگامی در تولید صنایع وابسته به مس می‌باشند.

در این حال باسبار(تسمه مس) یک فرآورده‌ی مهم مس درعرصه‌ی صنایع برق و الکترونیک می‌باشد که به زودی با کیفیت مناسب توسط شرکت مفتول مس‌چشمه در کرمان تولید و به بازار های داخلی و خارجی عرضه تولید می‌شود. مدیرعامل شرکت مفتول مس‌چشمه اعتقاد دارد مس و صنایع وابسته مزیت اقتصادی عمده‌ی استان کرمان می‌باشد و توسعه‌ی صنعتی استان الزاما باید از مس بگذرد.

مهندس بهاءالدینی همچنین می‌گوید: افزایش شدید بهای مس دربازار جهانی در سال‌های اخیر یک فرصت طلایی برای سرمایه‌گذاری در معادن مس را فراهم آورده است. و از این فرصت باید که به خوبی استفاده شود.

البته وی موضوع افزایش قیمت جهانی مس را تهدیدی برای صنایع کوچک وابسته به مس می‌داند، چه اینکه قیمت بالای مس موجب ایجاد دردسرهای زیادی برای تولیدکنندگان کوچک در ارتباط با حجم نقدینگی آن‌ها شده و عملا تعادل برنامه‌های تولیدی این صنایع را به هم زده است و اعتقاد دارد دولت باید از طریق اعمال طرح‌های حمایتی ویژه و تخصیص اعتبارات کوتاه‌مدت به این صنایع، مشکلات نقدینگی آن‌ها را برطرف نماید تا بتوانند موقعیت خود را در بازار تثبیت کنند.

او در مورد طرح توسعه‌ی شرکت برای تولید BUSBAR (تسمه‌های مس) نیز عنوان کرد : این طرح به مرحله‌ی اجرا درآمده که محصولی از مقطع 1200 میلیمتر مربع تا 2400 میلیمتر مربع تولید خواهد شد و سیستم تولید به صورت تولید مداوم        (continuous forming) به روش اکستروژن است که کیفیت بسیار بالایی دارد.

بهاءالدینی در مورد کاربرد تسمه های مس عنوان می کند: بیشترین مورد استفاده‌ی مس در صنعت برق است که این استفاده عمدتا به شکل کابل و سیم است و بخشی نیز در تابلوهای برق برای انتقال جریانات بالای برق مورد مصرف قرار می‌گیرد و بر خلاف کابل قابلیت انعطاف‌پذیری بالایی دارد و جریان برق بالا را نیز می تواند از خود عبور می‌دهد.

وی می افزاید: طبق استاندارد جهانی هدایت جریان برق بایستی بالای IACS  100 باشد و اگر پایین‌تر و زیر 100 بیاید انرژی الکتریکی تبدیل به گرما می‌شود و این یعنی هدررفت بخشی از جریانی که باید منتقل شود و افت جریان به وجود می‌آید. ویژگی تسمه مس تولیدی در کرمان، تولید آن از مفتول‌هایی با اکسیژن کمتر از PPM 1است که هدایت برق بالای 100 خواهد داشت که تولیداین کالا  با این کیفیت کمک  و ارزنده ای برای صنعت برق و صنف تابلوساز است.

مدیر عامل شرکت چشمه ، ظرفیت اسمی تولید را 12 هزار تن در سال عنوان کرده و می گوید: چون محصول استانداردی تولید می‌شود و با توجه به خلاء موجود بازار که 4000 تن در سال است می‌توان محصول تولیدی را به کشورهای دیگر نیز صادر کرد.

گفتنی است میزان سرمایه‌گذاری برای فاز یک کارخانه حدود 30 میلیارد ریال و برای طرح توسعه حدود 50 میلیارد ریال و جمعا حدود 80 میلیارد ریال می‌باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 16:35  توسط وحید قرایی  | 

برجای مانده از ترانه ها و مقام های محلی کرمان

 

خاطره های رنگ باخته...

 

 

 

نوشته اي از سيد فواد توحيدي

 

لالایی ها

 شاید اولین قطعه موسیقیایی که هر کس در زندگی می شنود لالایی باشد . لالایی ها در استان کرمان با توجه به تفاوت های فرهنگی و گویش های منطقه ای با تنوع بسیار زیادی اجرا می شود ، چون به نظر می رسد برای کودک فقط بار موسیقیایی لالایی و آرامش یافتن او از شنیدن فرکانس های منظم حاصل ، قابل استفاده است. اشعار لالایی ها بیشتر دردل ها ، بیان رنج ها و ابراز محبت هایی است که مادران برای فرزندان خود داشته اند  بدون اینکه توقع درک و فهمی واقعی را از طرف مقابل خود داشته باشند. این لالایی ها را می توان بر اساس گویش، اشعار و فرم های اجرایی به قسمت های مختلفی تقسیم کرد . برای مثال اشعار لالایی ها در اطراف شهرستان رودبار به علت روحیه جنگاوری و حماسی منطقه ، بیشتر به موضوع جنگ یا دلاوری می پردازند ولی در بین عشایر منطقه موضوع اشعار بیشتر کوچ و غربت و انتظار است . اکنون دیگر با تهاجم فرهنگی و تغییر نوع زندگی خانواده ها و کم رنگ شدن گویش محلی ، خواندن  لالایی برای  فرزند رنگ می بازد و شاید یکی ، دو نسل دیگر تنها خاطره ای از آن در دل مردم باشد .

 

ترانه ها و مقام های کار

1-    نقش خوانی در قالی باف خانه ها

 

زنان و مردان منطقه با کار و پیشه خود آوازها و ترانه هایی را زمزمه می کنند . بعضی از این  ترانه ها جنبه کاری دارند و نبود آنها باعث اخلال در کار می شود مانند نقش خوانی در قالی باف خانه ها ( کرمان ، راور و سیرجان سه قطب مهم قالی بافی استان هستند ) که یک نفر به نام نقش خوان با توجه به نقش و رنگ  جملاتی را ادا می کند و بافندگان او را همراهی می کنند . نقش خوانی به عهده یکی از استادان و پیشکسوتان کارگاه قالی بافی است . اکثر نقش خوان ها دارای صدایی رسا و خوش اند و گاهی در بین نقش خوانی به خواندن آوازهای «غریبی » می پردازند .

به دلیل کم رونق شدن  قالی باقی در ایران و  در نتیجه عقب افتادن ایــــــــــران در رقابت بین المللی قالی های دست باف ، بسیاری از قالی بافان شغل خود را عوض کرده اند و در نتیجه فرهنگ قالی بافی و نقش خوانی نیز  به تدریج در حال کم رنگ شدن است .

 

2-    مقام های ساربانی

 

متاسفانه این نوع موسیقی درحال انقراض است . در سابق کاروان های شتر حمل و نقل بار و همچنین مسافران را در منطقه و خارج از آن بر عهده داشتند . معمولا ساربان ها برای هدایت و جمع کردن شترها مقام هایی را با نی محلی اجرا می کردند که از مهمترین آنها می توان به اشتر قطار ، اشتر مرو ، خجو و گله هی اشاره کرد . علاوه بر مقام های یاده شده که جنبه سازی دارند ، ساربانان و عشایر کوچ رو در سفرها به خواندن و نواختن مقام هایی خاص می پرداختند که مهم ترین آنها عبارتند از : غریبی خوانی ، ایل ، و کوچ ، ایل بالا و گوگه فارسی ، در ضمن در برخی  مناطق سازی وجود دارد به نام چوغ که از سنگی درست شده است که روی آن پوست کشیده اند و از معدود سازهای کوبه ای سنگی جهان است .

موسیقی مذهبی

تعزیه خوانی

 

مهم ترین مناطق تعزیه در استان کرمان  ننیز ، رابر ، هوتک ، خانوک ، چترود و جوپار است . سازهای تعزیه در گذشته سرنا و دهل و نی محلی بوده است . هنوز هم در سیرجان تعزیه را با سرنا و دهل اجرا می کنند و در مناطقی مانند شهداد به همراهی نقاره اجرا شود. نحوه استفاده از نقاره در این مناطق به این صورت است که گروهی گهواره نمادین علی اصغر را حمل می کنند و نقاره نوازها به صورتی که  نقاره هایشان به وسیله تسمه و طناب به نفرات جلویی بسته شده است  در پشت و جلوی گهواره به نواختن می پردازند  . ضمن اینکه در مناطقی از جمله سیرچ ، اندوهجرد ، گودیز ، شهداد ، ده زیار ، چترود ، دران  و جوشون از سازهای بادی و صدفی شکل به نام سفید مهره استفاده می شده است .

اکنون تعزیه خوانی در بسیاری از مناطق ایران رنگ باخته است و استان کرمان نیز مستثنی نیست. اگر تعزیه در مناطقی هم اجرا شود  دیگر آن رنگ و بو و شکل قبلی خود را ندارد و اشکال سازی مدرن و آوازی بدون هویت جایگزین موسیقی ردیفی ایران شده است .

 

چاووش خوانی

 

چاووش خوانی عبارت بوده است از مشایعت و یا استقبال از زائران اماکن مقدسه ، با لحن و آوازی ویژه که از جوهره موسیقی ردیفی برخوردار است . چاووش خوانی غالبا حالت تک خوانی دارد . گاهی نیز ممکن است به صورت گفت و گوی منظوم درآید ، به این معنی که چاووش خوان و نوچه های او بیت ها و یا مصرع ها را به نوبت در پاسخ یکدیگر می خوانند. گفتن این نکته نیز مهم است که چاووش خوانی دیگر همانند قبل در استان  اجرا نمی شود و هر روز از تعداد چاووش خوان ها هم کاسته می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 16:27  توسط وحید قرایی  | 

بله قربان گو نبودیم

 

دفاع قاطعانه مجید انصاری از مجلس ششم

 

در حالیکه رسانه‌های وابسته به جناح حاکم از چند روز قبل با انتشار خبر سخنرانی آقای «مجید انصاری» عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز و رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ششم در دانشگاه امام صادق با عناوینی چون «مجید انصاری مجلس ششم را نقد می‌کند»، به استقبال آن رفته بودند و تصور می‌کردند با سخنان آقای انصاری سوژه تازه‌ای برای تخریب دوران اصلاحات و به‌ویژه مجلس ششم خواهند یافت، وی در سخنانش از عملکرد مجلس اصلاحات تجلیل کرد و در برابر سؤالات چالشی دانشجویان همسو با جناح حاکم گفت که افتخار مجلس ششم آن بود که «بله‌قربان‌ گو» نبود....

رییس فراکسیون روحانیون مبارز در مجلس ششم این مجلس را به لحاظ كمی و محتوایی مجلس موفقی دانست و گفت: به لحاظ كمیت مجلس ششم موفق تر از پنج دوره قبل از خود بود و نسبت به دوره هفتم هم با چشم‌اندازی كه پیش رو داریم تا حدودی بهتر و یا مساوی با آن مقایسه می‌شود. به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید انصاری به بیان آمارهایی در مورد تعداد جلسات، طرح ها و لوایح، تقاضاهای تحقیق و تفحص و سوالات از وزرا از سوی مجلس ششم پرداخت و ادامه داد: در دوره ششم مجلس بیش از 700 طرح و لایحه تقدیم مجلس شد كه از این تعداد 396 مورد مصوب شده است. از این تعداد حدود 56 مورد بررسی و رد شده و حدود 16 مورد مسكوت ماند. 41 مورد از این طرح ها و لوایح در شور اول بررسی شده كه بعد از آن دوره كاری چهار ساله مجلس تمام شد و 203 مورد نیز در مرحله شور اول قرار داشت و 26 مورد نیز به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده شد.

وی در مقایسه تعداد مصوبات دوره‌های قبل از مجلس گفت: در دور اول مجلس 370 طرح و لایحه به تصویب رسید و در دور دوم 316، در دور سوم 256 ، در دور چهارم 342 و در دور پنجم 359 طرح و لایحه بودند. در دوره هفتم مجلس نیز تا روز 19 آذر تعداد 286 طرح و لایحه به تصویب رسیده بود كه در مقایسه با تعداد مصوبات مجلس ششم می‌توان نتیجه گرفت كه دوره ششم مجلس دوره پركار و متعارفی بود.

وی در مورد تعداد جلسات بر گزار شده در كل ادوار مجلس شورای اسلامی نیز اظهار كرد: بیشترین تعداد جلسات در كل این دوره ها مربوط به مجلس اول است كه 625 جلسه تشكیل شده بود. تعداد جلسات در دور دوم 504 جلسه ، در دور سوم 489 جلسه و در دور چهارم و پنجم به ترتیب 426 و 387 جلسه بود و در دور هفتم نیز تاكنون 382 جلسه تشكیل شده است.

انصاری تعداد جلسات دور ششم مجلس را 433 جلسه عنوان و تصریح كرد: این تعداد جلسه در مقایسه با میانگین تعداد جلسات در كل ادوار مجلس شورای اسلامی تعدادی قابل قبول است. وی در مورد دیگر آمارهای مجلس ششم چنین عنوان كرد: تقاضاهای تحقیق و تفحص در مجلس ششم 54 عدد بود كه 24 عدد از آن‌ها تصویب شده و 16 عدد نیز نهایی شد و گزارش آن قرائت شده است.

وی همچنین در مورد تعداد استیضاح‌ها اظهار كرد: در دوره اول مجلس شورای اسلامی دو وزیر، در دوره سوم سه وزیر، در دوره چهارم و پنجم دو وزیر استیضاح شدند و در دوره دوم نیز هیچ استیضاحی صورت نگرفت. این در حالی است كه در دوره ششم مجلس شورای اسلامی چهار وزیر استیضاح شدند. این آمار نشان می‌دهد كه مجلس در بعد نظارت، تحت تاثیر یكی بودن دولت اصلاحات و مجلس ششم نبوده است.

انصاری با اشاره به آمار قابل قبول تذكرات و آمار كمیسیون اصل 90 در دوره ششم مجلس شورای اسلامی و گزارشات دیوان محاسبات تصریح كرد: برای اولین بار با پیگیری جدی مجلس ششم گزارشات تفریق بودجه كه تا پیش از آن سال‌های معوقه‌ای داشتیم به سال شد كه اكنون ادامه پیدا كرده است.

وی تصریح كرد: در بعد نظارت هم مجلس ششم یكی از مجلس‌های موفق بوده است. این نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی با اشاره به نطق‌های پیش از دستور در این مجلس یادآور شد: مجلس ششم به لحاظ تركیب سیاسی، تریبون جسورتر و معترض‌تری نسبت به ادوار گذشته داشت.

وی با بیان این‌كه«تریبون مجلس یك نهاد گویا از سوی مردم است كه می‌تواند آموزنده، كارساز و یك پایگاه اخلاقی اجتماعی و یا یك پایگاه مخرب باشد»، ادامه داد: اگر نقدی را به مجلس ششم وارد بدانم، در بخش تریبون مجلس و آن هم در برخی اوقات است.

وی با بیان اینكه «در دوره ششم مجلس بعضا شاهد نطق‌های تندی بودیم»، تاكید كرد: باید جایگاه و حرمت این تریبون باز را نگه داریم و از طرفی نباید ملاحظات نظام تا جایی باشد كه این تریبون به یك تریبون خمود، خاموش، ساكت و بله قربان‌گو تبدیل شود. به هر حال، تریبون مجلس باید نقد منصفانه كند و كلاس اخلاق سیاسی باشد. نباید هرچه و هرجور كه می‌خواهیم از این تریبون سوءاستفاده كنیم و نه آن‌قدر دچار ملاحظه‌كاری و سازش‌كاری شویم كه در بیرون احساس كنند كه اصلا مجلسی وجود ندارد.

وی داوری‌ها نسبت به مجلس ششم را «غیرمنصفانه» دانست و افزود: داوری‌ها نسبت به مجلس ششم آن‌گونه كه تاكنون در رسانه‌ها به خصوص در رسانه‌های رقیب این مجلس صورت گرفته، منصفانه نبوده است و در مورد این مساله افراط و بزرگ نمایی شده و حقیقت یا كوچكتر یا بزرگتر جلوه داده شده است.

انصاری با دفاع از حركت‌های اقتصادی صورت گرفته در مجلس ششم گفت: برای عبور كشور از یك دوران بی ثبات اقتصادی،مجلس ششم گام‌های بزرگی در جهت هموارسازی برداشته و امروز اگر كشور ما توفیقی در حوزه‌های اقتصادی دارد بخش عمده‌ای از آن در مجلس ششم انجام شده به خصوص در دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی كه دولت در این زمینه پخته شده بود و البته زمینه‌های بیرونی هم مثل سیاست‌های كلی كه مجمع تشخیص مصلحت تدبیركرد و مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند و هم چنین سند چشم‌انداز به این مساله كمك و راه حركت مجلس ششم را هموار كرد.

وی با اشاره به كارهای صورت گرفته در مجلس ششم در حوزه برنامه‌ریزی گفت: برنامه توسعه چهارم واقع‌گراتر و مترقی‌تر از برنامه‌های اول، دوم و سوم بود و به عنوان یك نقاد نظام اقتصادی فعلی كشور معتقدم كه اگر امروز مشكلات بزرگی گریبانگیر اقتصادمان شده اعم از ركود ، تورم، حجم نقدینگی ، كاهش سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی، بخش عمده‌ای از آن به دلیل انحراف از سند برنامه چهارم است و اگر مصوبات آن‌گونه كه در مجلس ششم طراحی شده بود ادامه پیدا می‌كرد و مجلس هفتم نیز این مسیر را تسریع بخشیده و دولت نیز درهمین مسیرحركت می‌كرد، امروز شاهد اقتصادی شكوفاتر با مشكلاتی به مراتب كمتر بودیم.

وی خاطرنشان كرد: از مجموع 400 طرح و لایحه 245 مورد اقتصادی ، 160 مورد زیربنایی ، 245 مورد اقتصادی، 360 مورد زیربنایی ، 130 حقوقی و قضایی ، 60 مورد فرهنگی، 32 مورد بودجه ای و ساختاری و 107 مورد سیاسی و اجتماعی بوده است.

وی پس از ذكر این آمارها نسبت سیاسی‌كار بودن مجلس ششم را رد كرد و گفت: همین طور كه از آمارها بر می‌آید سهم طرح‌ها و لوایح سیاسی به مراتب كمتر از اقتصادی و زیربنایی بوده است.

انصاری همچنین به انتقاد از عملكرد صدا و سیما در قبال مجلس ششم پرداخت و گفت: برای مثال مگر برنامه «آن سوی خبرها» فقط برای مجلس ششم خلق شده بود و مگر مجلس هفتم «آن سوی خبرها» لازم ندارد.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه «چرا در مقابل كسانی كه در نطق‌های پیش از دستور تندروی‌هایی كرده بودند واكنش جدی صورت ندادید؟»، گفت: آیا در مجلسی كه طبق قانون اساسی شكل گرفته، می‌شود 290 نفرنماینده را شاگردان یك مدرسه دانست كه باید یك مبصر با چوب بالای سر آن‌ها بایستد و یا برای آن‌ها انشاء بنویسد. یكی از انتقادهای من به صدا و سیما این است كه چرا برخی از آن صحبت‌ها و اظهارنظرها را بزرگ می‌كردند ولی پاسخ‌های آنها را كه در نطق‌های بعدی گفته می‌شد، منعكس نمی‌كردند. وی پس از اعتراض یكی از دانشجویان به زیر سوال بردن ولایت فقیه و وزارت اطلاعات گفت: وزارت اطلاعات با ولایت فقیه فرق می‌كند. در نقد عملكرد دستگاه‌های نظام نباید به بهانه این‌كه این نظام زیرمجموعه ولایت فقیه است، دست به خودسانسوری بزنیم؛ چراكه این بدترین اهانت به ولایت فقیه است.

این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی تاكید كرد: اگر نماینده مردم حرفی زد نمی‌شود او را خفه كنیم؛ مجلس اگر راه افراط برود مناسب نخواهد بود و اگر راه تفریط را هم پیش بگیرد، تبدیل به محل روزه‌خوانی یا مدرسه خواهد شد و كسی برای مجلس به عنوان مركز قدرت اعتباری قائل نخواهد بود. وی معتقد است: متاسفانه امروز مجلس شورای اسلامی از جایگاه قوه اول به جایگاه قوه دوم و سوم تنزل پیدا كرده است. مثلا در یك سفر یا نشست فردی وعده‌هایی به عنوان مصوبه می‌دهد كه او در جایگاه تصویب آنها نیست. امروز قوه مجریه در موارد به جای مجلس نشسته است.

انصاری با اشاره به سفرهای استانی گفت: سفرهای استانی دولت خوب است ولی وقتی در یك سفر گفته می شود 200 مصوبه درنظر گرفته شده است و یا مثلا در سفر هیات دولت در برج 10 به كردستان اعلام می‌كنند كه 100 مصوبه برای آن‌جا در نظر گرفته شده است، سوال بنده این است كه این مصوبات اگر در لایحه بودجه بوده است، تصویب شما چه وجهی دارد؟ شما باید گزارش كنید چرا در این ده ماه آن‌ها را اجرایی نكرده اید و اگر این تصویبات در لایحه بودجه نبوده و از محل اختیارات بودجه‌های جاری است، چرا در برج 10 تصویب می‌كنید، در حالی كه باید حداكثر تا آخر فروردین ماه این كار را انجام می‌دادید. بروز چنین رفتارهایی مردم و نمایندگان مجلس را در مقابل هم قرار می‌دهد.

وی با تاكید بر اینكه «مجلس باید شجاع و قدرتمند باشد»، ادامه داد: اگر قرار باشد مجلس دچار این ملاحظه‌كاری‌ها شود، دیری نخواهد پایید كه در رهگذر همین ملاحظه‌كاری‌ها دستاوردهای بزرگی مثل آزادی سخن و مردم‌سالاری نظام زیر سوال خواهد رفت. در ادامه این جلسه یكی از دانشجویان به ذكر آمارهایی از مجلس ششم پرداخت و گفت: از 2645 پیشنهاد 50 درصد را تنها 13 نفر ارایه كرده بودند. بر طبق این آمارها 15 نفر از نمایندگان اصلا صحبت نكرده‌اند و 149 نفر نیز هیچ پیشنهادی به این مجلس ارایه نداده بودند.

این نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این آمارها گفت: مطمئنم چنین آمارهایی در سایر ادوار هم به همین ترتیب بوده است. برخی افراد در كمیسیون‌ها فعال هستند؛ مثلا در بحث بودجه لازم نیست اعضای كمیسیون برنامه و بودجه همگی صحبت كنند. بلكه اگر كسی پیشنهادی داشته باشد در همان كمیسیون مطرح خواهد كرد.

وی با اشاره به آمارهایی كه در ابتدای جلسه خواند، تاكید كرد: خروجی مجلس كه برآیند كار جمعی است همان آمارهایی است كه پیشتر خواندم.

وی با بیان اینكه «در كل این ادوار مجلس با آن مجلس مطلوبی كه می‌تواند، باشد فاصله داریم»، گفت: از دید من بهترین مجلس، مجلس اول بود و شاید مهمترین دلیل آن روح انقلابی و از خودگذشتگی مجموعه حاضر در آن مجلس بود.

انصاری در عین حال افزود: یكی از اتفاقات بدی كه در مجلس دوره ششم افتاد این بود كه چند نفری از ابتدا حركت‌هایی صورت دادند كه هاله‌ای از بدبینی میان شورای نگهبان و مجلس حاكم شد و درنتیجه با نگاه سختگیرانه با مصوبات برخورد می‌شد و نتیجه‌اش این شد كه مواردی كه به مجمع تشخیص مصلحت رفت و یا مسكوت ماند، زیاد بود، در حالی كه مشابه همان‌ها در مجلس هفتم به تصویب رسیده است. البته برخی از آن‌ها به خاطر رفع موانع موجود بود؛ مثلا برخی مصوبات كه برخلاف سیاست‌های اصل 44 بود را شورای نگهبان به حق رد می‌كرد. ولی در این دوره چون سیاست‌های آن اصل تصویب شده آن مانع نیزبرطرف شده است ولی به هر حال رفتار سیاسی به گونه‌ای بود كه طرفین نتوانستند تعامل خوبی را برقرار كنند و در جامعه هم فضای غیرمنصفانه‌ای به وجود آمد و خوب و بد را با یك چوب زدند.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است: برخی مصوبات مجلس هفتم در روند اقتصادی سالم تا حدی توقف ایجاد كرده است. این مجلس گاهی اوقات زیاده از حد مصلحت‌اندیشی می‌كند و این مساله موجب شده تا در برخی از امور مجریان نسبت به نقض قانون تجری پیدا كنند.

وی با انتقاد از فضای نقد موجود در بین برخی مطبوعات كشور گفت: امروز بخشی از مطبوعات ما چشم را بر روی خطاهای جریانات خود می‌بندد و فقط زیبایی‌ها را بزرگ‌نمایی می‌كنند و در مقابل عده‌ای هم در نقد مگس‌گونه عمل می‌كنند و فقط روی زخم‌ها می‌نشینند. این یك بیماری حاكم بر رسانه‌های ماست. فكر می‌كنم باید به نقطه تعادل برسیم و محور تعادل، وجدان و عدالت است. مثلا در مورد سفرهای استانی رییس جمهور، اصل سفرها و پركاری در آن‌ها خوب بوده اما از دید من برخی از مصوبات خلاف قانون انجام شده و برخی‌ها هم چنین نبوده است.

در ادامه این جلسه یكی از دانشجویان پرسید: آیا شما قول می‌دهید در لیستی كه مجمع روحانیون مبارز برای انتخابات مجلس هشتم ارایه خواهد داد از افرادی كه آن حرف‌ها را در تریبون مجلس زده بودند، استفاده نشود؟

این عضو مجمع روحانیون مبارز پاسخ داد: مجمع روحانیون مبارز قرار است كه در ائتلاف شركت كند، اجازه بدهید و آینده را پیش‌گویی و پیش‌بینی نكنید. گاهی شخص یا جریانی در جایگاهی قرار می‌گیرد كه مطلقا قابل تایید نیست، ولی گاهی اوقات هم یك جریان مقبول و پذیرفته شده در نظام وجود دارد كه شاید مواضع آنها را قبول نداشته باشیم و این بدان معنا نیست كه برای همیشه با آنها قهر كنیم.

انصاری با طرح این سؤال كه «مگر در جریان حاکم همه طیف‌ها یك جور فكر می‌كنند؟»، ادامه داد: همانطور كه در جریان اصلاح‌طلبی یك طیف مثل مجمع روحانیون مبارز با آن سوابق قرار دارد و ممكن است در مقابل افرادی هم باشند كه مواضع خاصی داشته باشند؛ به همین ترتیب در طیف مقابل از یك طرف جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز قرارداشته و از طرف دیگر برخی اندیشه‌های ارتجاعی و انجمن حجتیه وجود دارند. حال این درست است كه بگوییم آقای مهدوی كنی باید هر روز در مورد اظهارنظر فلانی حرف بزند.

وی راه حل مناسب برای رفع چنین مشكلی را نهادینه كردن احزاب دانست و گفت: بدین ترتیب احزاب خواهند توانست پاسخگوی عملكرد خود باشند.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه «چرا شما می‌گویید كه تریبون ندارید؟»، گفت: طبق بررسی كه در كشور انجام شده 85 درصد از مردم اطلاعات خود را از صداو سیما دریافت كرده و متاثر از رسانه ملی هستند. اما در مقابل مجموعه تیراژ روزنامه‌های سراسری در كشور به یك میلیون هم نمی‌رسد.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تریبون نماز جمعه را رسانه‌ مذهبی مهمی توصیف كرد و افزود: تحقیق كنید كه در 20 سال گذشته آیا مجمع روحانیون مبارز كه سوابق معلومی داشته و به تشویق امام(ره) تاسیس شده و مقام معظم رهبری هم از آن استقبال كرده است سهمی از این تریبون داشته است یاخیر.

در پایان این جلسه سوالاتی در باره وضعیت سیاست خارجی و انرژی هسته‌‌ای در دوران اصلاحات مطرح شد كه انصاری در پاسخ گفت: كلیت سیاست خارجی دوران اصلاحات افتخار آمیز بود و آقای خاتمی توانست با ادبیاتی مورد پسند در دنیا تحول به وجود بیاورد.

وی با بیان اینكه «مسیر انرژی هسته‌ای در ایران هیچ گاه توقف نكرد»، گفت: اینکه بگویید مجلس ششم یا دولت اصلاحات غنی‌سازی را منحل كرده كمال بی‌انصافی است. اوج سرمایه‌گذاری انرژی هسته‌‌ای در زمان آقای خاتمی انجام شده است.

انصاری سكان كشتی هسته‌‌ای را مستقیما در دست مقام رهبری عنوان كرد و گفت: پرونده هسته‌ای از نقاط افتخارآمیز نظام است و سعی نكنید این قضیه را سیاسی كنید؛ چراكه این مساله ناشی از اراده ملت بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 7:15  توسط وحید قرایی  | 

وزير رفاه: بي‌اطلاعي از «حقوق خود» از مشكلات بيمه‌شدگان و بازنشستگان است

 

مدیر روابط عمومی بهزیستی کرمان، نمونه کشوری شد

 

وزير رفاه و تامين اجتماعي يكي از مشكلات مخاطبان اين وزارتخانه بالاخص بيمه‌شدگان و بازنشستگان را بي‌اطلاعي از حقوق خود عنوان كرد. عبدالرضا مصري در نخستين گردهمايي سراسري مديران و مسوولان روابط عمومي سازمان‌ها و شركت‌هاي تابعه وزارت رفاه و تامين اجتماعي كه صبح امروز در بيمارستان ميلاد تهران برگزار شد، افزود: در اين صحنه بايد بجاي استفاده از ابزار تبليغات، به فكر اطلاع‌رساني مردم باشيم. چرا كه يكي از عمده دردهاي مردم در مكاتباتشان نيز مشهود است بي‌اطلاعي آن‌ها از حقوقشان است. وي مخاطب‌ و مقتضيات‌شناسي و انتقال درست پيام، بدون بزرگ نمايي و سياه‌نمايي را از وظايف اصلي روابط عمومي‌ها ذكر كرد. وزير رفاه و تامين اجتماعي در رابطه با آسيب‌هاي پيش روي روابط عمومي‌ها، اظهار كرد: گاهي روابط عمومي‌ها تبديل به روابط عمومي كليشه‌اي مي‌شوند. مصري تشريح كرد: برخي روابط عمومي‌هاي كه پيشرفت كرده‌اند، مناسبات تاريخي را از تقويم خارج و در پلاكاردها ذكر و نصب مي‌كنند. همچنين برخي روابط عمومي‌ها نيز تنها به چاق كردن مديران خود مي‌پردازند. از طرف ديگر دسته‌اي ديگر از روابط عمومي‌ها، روابط عمومي نيستند، بلكه روابط خصوصي‌اند. يعني در سازمان و يا وزارتخانه‌اي بدنبال مناسبات فردي و شخصي هستند.

گفتنی است در این گردهمایی، ایوب سلیمانی مدیر روابط عمومی بهزیستی استان کرمان به عنوان مدیر نمونه روابط عمومی های سازمان های تابعه وزارت رفاه(سازمان بهزیستی کشور) انتخاب و لوح سپاس دریافت کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 13:28  توسط وحید قرایی  | 

ترور ناموفق یک مدیر بهداشت و درمان

 

۱۴ گلوله نثار مدیر شبکه بهداشت و درمان بم

 

اختصاصی کرمان خبر-پنجشنبه شب گذشته مدیر شبکه بهداشت و درمان بم توسط افراد ناشناس مورد سوءقصد قرار گرفت اما جان سالم به در برد.

به دکتر صابری هنگامی که در کانکس محل اقامت خود در حال استراحت بود ۱۴ گلوله کلاشینکف شلیک شد که ۱۲ گلوله به خطا رفت و دو گلوله به اطراف قلب و دست وی اصابت کرد که به بنا گفته پزشکان یکی از گلوله هاقابل جراحی و خارج شدن نمی باشد.

در تماسی که با وی داشتیم نتیجه درمان و حال عمومی خود را رضایتبخش اعلام کرد و گفت که دوشنبه ازبیمارستان مرخص شده است.

مسئولان انتظامی شهرستان بم درحال تلاش برای شناسایی و دستگیری ضارب یا ضاربین هستند.

او یکی از مدیران پرتلاش در حوزه کاری خود محسوب می شود که در طول دوران خدمت او بیمارستان پاستور بم موفق به استقرار سیستم مدیریت کیفیت(ایزو) شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 20:20  توسط وحید قرایی  | 

 

واکنش انجمن دوستداران میراث فرهنگی به سخنان اخیر زادسر در مورد دكتر يوسف مجيد زاده

 

 

در پی سخنان اخیر علی زادسرنماینده جیرفت و عنبرآباد در مجلس علیه دکتر یوسف مجیدزاده باستانشناس فعال در حوزه هلیل رود انجمن دوستداران میراث فزهنگی به این سخنان پاسخ داد: 

"داستان جیرفت از زمانی آغاز گردید که بر اثر جریان شدید آب رود هلیل پس از یک بارش شدید باران و بریده شدن یک گور هزارة سومی از ساحل این رودخانه در حوزة زمینهای کشاورزی روستای محطوط­آباد و آشکار شدن یک ظرف سنگی مزین به نقوش تزیینی، اهالی روستاهای دور و نزدیک به امید یافتن گنج به محل که در واقع یکی از غنیترین گورستانهای هزارة سوم پیش از میلاد در تمامی منطقه، دست­کم از بافت تا بمپور بود، سرازیر شده دست به تخریب گورها زدند. سپس کشف آثار در این گورستان دیگران را تشویق به ویران کردن و غارت بخشی از میراث فرهنگی کشورمان زدند. تردیدی نیست که در آغاز روستاییان از ارزش واقعی یافته­های خود آگاهی نداشتند و آنها را به بهای ناچیز و به ثمن بخس در اختیار دلالان می­گذاشتند و به طوری که گفته شده است یک روستایی در روزهای آغازین ماجرا چهار ظرف سنگی ارزشمند را با یک کیسة آرد معاوضه کرده است. اما با باز شدن پای دلالان سودجو و رقابت در خرید اشیاء از دست روستاییان باعث بالا رفتن قیمتها و هجوم دیوانه­وار از روستایی و شهری به محوطه­های باستانی و تخریب هر چه بیشتر آنها گردید. در این میان، متأسفانه به دلیل ناآگاهی برخی مسئولان محلی و مقاصد سودجویانة برخی دیگر، شمار دلسوزان به سختی به تعداد انگشتان یک دست می­رسید. بنا بر این، برای ماهها و ماهها خبر این ویرانگریها از محدودة منطقه فراتر نرفت و در ناآگاهی کامل سازمان میراث فرهنگی، دلالان با وسایط نقلیة خویش روستا به روستا به خرید آثار پرداختند. این غارت در مقابل چشم مقامات آگاه یا ناآگاه جیرفت به مدت هجده ماه به درازا کشید و در طول این مدت وانت وانت و کامیون کامیون آثار ارزشمند فرهنگی دور از چشم سازمان میراث فرهنگی از منطقه خارج شد. یادآور می­شود که سازمان میراث فرهنگی و به طور اخص پژوهشکدة باستان­شناسی تنها در نقاطی که در آنها آثاری کشف یا در محوطه­هایی که در آنها کاوشهای علمی انجام داده باشد، نگهبان می­گمارد و دفاتری را ایجاد می­کند. لذا به دلیل آنکه تا آن زمان هیچ حفریاتی در منطقه انجام نگرفته بود، نگهبانی در آنجا گمارده نشده و دفتری گشوده نشده بود و در نتیجه کسی نبود که سارمان را از روند اوضاع آگاه سازد. سرانجام با آگاهی سازمان میراث فرهنگی، هیأتهای فعال کاوش به منطقه اعزام و به دنبال آن پایگاههای یگان حفاظت مجهز به سیستمهای نظارتی در سرتاسر منطقه ایجاد گردید و به این ترتیب جلوی حفریات غیرمجاز تا حدود صفر درصد گرفته شد.

اما وظیفة سازمان میراث به همینجا پایان نپدیرفت، زیرا از دیدگاه سازمان میراث فرهنگی وضعیت آرمانی هنگامی است که اهالی منطقه چه در این نقطه و چه در سرتاسر خاک ایران از طریق فرهنگ­سازی به درجه­ای از کمال برسند که برای حفظ مواریث فرهنگی دیگر نیازی به مأمور و نیروهای حفاظتی نباشد. لذا هیأت اعزامی از سوی سازمان به جیرفت همزمان با کاوشهای علمی، در روزهای تعطیل هفته به روستاها رفته و به کمک دستگاههای تصویری دربارة اهمیت میراث فرهنگی از جنبه­های گوناگون و قابل درک برای روستاییان سخنرانی ­کرد، و در پایان هر فصل کاوش با برگزاری سمینارهای فراگیر و شرکت در سمینارهای دیگر مانند سمینار سالانة دبیران تاریخ در شهر جیرفت به فرهنگ­سازی در سطحی گسترده­تر پرداخت. این هیأت همچنین از ائمة محترم جمعة در شهرهای جیرفت و عنبرآباد تقاضا کرد در بین خطبه­های نماز جمعه نمازگزاران و اهالی را به بازدید از محوطه­های تحت کاوش تشویق نمایند و از شهردار محترم شهر جیرفت درخواست کرد که روزهای جمعه و تعطیل در صورت امکان یک اتوبوس را به طور رایگان در دو نوبت برای حمل و نقل آن دسته از اهالی محترمی اختصاص دهند که به هر دلیل ممکن شخصاً قادر به آمدن به محوطه­های در دست حفاری و بازدید از آنها نیستند. افزون بر آن، از رؤسای محترم آموزش و پرورش درخواست شد که دانش­آموزان دبستانی و دبیرستانی را طی برنامه­ای از پیش تنظیم شده برای بازدید به محل کاوش بیاورند تا علاوه بر آشنایی از بخشی از تاریخ گذشته و درخشان سرزمینشان، به اهمیت آثار فرهنگی پی ببرند.  

در نتیجة این هماهنگیها طی هر فصل حفاری دهها هزار نفر از محوطه­های باستانی تحت کاوش در جیرفت بازدید به عمل می­آورند و این صحیحترین، موفقیت­آمیزترین و صمیمانه­ترین روش فرهنگ­سازی است که در جیرفت به مرحلة عمل درآمد و به جرأت می­توان گفت که در نوع خود بی­نظیر است. این زحمات به تدریج به بار نشست و بر اثر این فرهنگ­سازی به تدریج اعتماد چشمگیری در جامعة جیرفت نسبت به سازمان میراث به وجود آمد. اعتمادی که روز به روز قویتر و قویتر شد. کسانی که شش سال پیش از روی ناآگاهی برای به دست آوردن اشیا محوطه­های باستانی را ویران می­کردند، در طول هر فصل کاوش دهها و دهها اثر نفیس سفالی و سنگی، از جلمه نخستین لوح را داوطلبانه و در کمال رغبت و صمیمیت به هیأت کاوش که نمایندگان سازمان هستند تحویل داده و می­دهند.

اگرچه امروز غرور و افتخاری را که فعالیتهای سازمان میراث در ساکنان سرتاسر منطقه به ویژه در شهرستانهای جیرفت و عنبرآباد به وجود آورده کاملاً مشهود و وصف ناشدنی است، اما معلوم نیست به چه دلیل یا دلایلی حجت­الاسلام والمسلمین جناب آقای علی زادسر نمایندة محترم مردم جيرفت و عنبرآباد در خانة ملت به عناوین گوناگون با حضور سازمان میراث فرهنگی و کاوشهای باستان­شناسی در جیرفت عناد می­ورزند؟ این عناد آنچنان کینه­توزانه است که در صداقت آن تردیدهایی را به وجود می­آورد.

برای مثال، یکی از نامه­های فراوان ایشان در انتقاد از فعالیتهای باستان­شناسی سازمان میراث در جیرفت خطاب به جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران مرقوم شده است. اما معلوم نیست چرا و به چه دلیل نامه­ای که قاعدتاً می­بایست به صورت اداری و شاید هم محرمانه برای ایشان ارسال می­شد، آن را به صورت نامه­ای سرگشاده در سایت اینترنتی خویش منتشر ساخته­اند. آیا مگر این گونه نامه­ها نباید هنگامی برای اطلاع همگان منتشر شود که ریاست محترم جمهوری دستور رسیدگی آن را نداده و یا بی توجه از آن ­گذشته باشند؟ بنا بر این، انتشار این نامه در سایت اینترنتی پیش از رؤیت ریاست محترم جمهوری تنها می­تواند دو دلیل داشته باشد. یا جنبة تبلیغاتی برای انتخابات دورة بعدی در مجلس شورای اسلامی و یا انگیزة آن خصومت علنی با سازمان میراث فرهنگی، و در رأس آن ریاست آن سازمان بوده است. اما سابقة خصومت جناب آقای زادسر با ریاست سازمان میراث فرهنگی نشان می­دهد که این عناد نه شخصی که مخالفت با حضور فعال آن سازمان در جیرفت بوده و هست. چرا که ایشان رفتار خصومت­آمیز مشابهی نیز با آقای مرعشی ریاست وقت سازمان میراث داشتند. زیرا هنگامی­که ایشان برای بازدید به محل کاوشها آمدند نمایندة محترم مردم جیرفت و عنبرآباد در نامه­ای خطاب به ریاست محترم جمهوری وقت که عیناً در روزنامه­ها منعکس است، نوشتند که مردم شریف جيرفت و عنبرآباد به آقای مرعشی به عنوان حافظ میراث فرهنگی اعتماد ندارند و، خواستار تعویض ایشان با شخص دیگری شدند. این در حالی بود که همگان در جیرفت و عنبرآباد واقف­ بوده و هستند که شکل کنونی یگانهای حفاظت میراث فرهنگی، پوشش رادیویی، ایجاد پایگاههای مجهز به بی­سیم و وسایط نقلیه­، و به عبارت بهتر اساس امنیت منطقه از دستبرد حفاران غیرمجاز در زمان ایشان به واقعیت پیوست. لذا ممکن است برای برخیها مخالفت آقای زادسر با آقای مرعشی به مسایل جناحی تعبیر شود، اما امروز با وجود ارادتی که ایشان (به شهادت نامه­هایشان در سایت اینترنتی) به ریاست محترم جمهوری دارند به چه دلیل این­گونه در نامه­های سرگشاده در سایت اینترنتی خویش به رئیس سازمان میراث فرهنگی،­ صنایع دستی و گردشگری و معاون ریاست محترم جمهوری تهمتهای بی­پایه وارد می­سازند؟

 جناب آقای زادسر نمايندة محترم مردم جيرفت و عنبرآباد در خانة ملت در یکی از نامه­های سرگشادة خویش تحت عنوان «600 هزار تا یک میلیون قطعه عتیقه قاچاق شده است » که چیزی جز جنبة تبلیغاتی برای انتخاب مجدد برای نمایندگی در مجلس شورای اسلامی نیست اظهار داشته­اند که «متاسفانه نه تنها در دولت وقت اقدامی در خصوص این اشیاء تاریخی و قیمتی صورت نگرفت بلکه در دولت کنونی نیز علی رغم تلاش ما اقدام جدی انجام نشد.» در پاسخ به پرسش ایشان یادآور می­شود، همان­گونه که در مقدمة پاسخ به پرسشهای این نمايندة محترم آمد، سازمان میراث به محض آگاهی از حفاریهای غیرمجاز با تشکیل یگانهای حفاظت از یکسو و حضور پیوسته در محل از طریق ایجاد پایگاه مطالعاتی، پرهزینه­ترین هیأت را به جیرفت اعزام داشت و  سرپرستی آن را به موجه­ترین و یکی از سرشناسترین باستان­شناسان ایرانی سپرد. محققی که به شهادت انتشارات علمی بسیار فراوانشان به زبانهای فارسی و غیرفارسی پیش از آمدن به جیرفت از شهرت جهانی برخوردار بوده و شهرت امروز بین­المللی فرهنگ و تمدن به دست آمده در جیرفت تنها و تنها مدیون تلاشهای شبانه روزی او و بر اثر عشق و علاقة سالیان درازش به فرهنگ و تمدن باستان استان کرمان حاصل گردیده است. معلوم نیست چرا سازمان میراث تا کنون پاسخی به پرسشهای غیرواقع و پر از تهمت و افترای این نمایندة محترم مجلس شورای اسلامی نداده است. اما ظاهراً سکوت سازمان توهماتی را برای ایشان به وجود آورده و بر اتهامات و نتیجه­گیریهای خویش افزوده است، تا جایی که برای خاطر یک دستمال، یعنی تبلیغ برای انتخاب احتمالی مجدد در مجلس شورای اسلامی حاضر شده­اند قیصریه را به آتش بکشند.

در بالا گفته شد که تلاشهای شبانه روزی هیأت کاوشهای جیرفت و در رأس آن سرپرست هیأت طی پنج سال گذشته در ایجاد اعتماد نسبی اهالی در بازگرداندن درصدی از اشیای به دست آمده از حفاریهای غیرمجاز به سازمان میراث فرهنگی با موفقیتهای نسبی همراه بوده است. اما این نمایندة محترم مجلس شورای اسلامی به جای تقدیر از کوششهای سازمان و تلاشهای صادقانة هیأت در زمینة فرهنگ­سازی که به حق مبتکر آن سرپرست هیأت بوده است و تشویق اهالی در بازگرداندن هر چه بیشتر و سریعتر این آثار به سازمان، متأسفانه با وارد آوردن اتهام سراپا کذب به سازمان میراث با تیتر کردن اینکه «600هزار تا یک میلیون قطعه عتیقه قاچاق شده است » موجبات سلب اعتماد مردم منطقه را فراهم آورده است، زیرا از آغاز فصل ششم حفاری تا کنون هیچ شی­ای از جانب اهالی بازگردانده نشده است. زیرا دارندگان این گونه اشیا تحت تأثیر گفته­های سراپا دروغ این نمایندة محترم، ترجیح می­دهند به جای اهدای آنها به سازمان میراث و خروج آنها توسط این سازمان از کشور و فروش­شان در بازارهای عتیقة کشورهای بیگانه، اشیای در مالکیت خویش را خود مستقیماً به دلالان و غارتگران مواریث فرهنگی بفروشند و چیزی نصیبشان شود. چنین رفتار ضد مواریث فرهنگی از سوی این نمایندة محترم مجلس شورای اسلامی را چگونه باید تعبیر کرد؟

آیا جناب آقای زادسر هیچ می­دانند هر بار که دفتر حقوقی سازمان با هدف بازپس­گیری شیء به غارت رفته­ای از جیرفت در دادگاهی در یکی از کشورهای اروپایی حضور می­یابد بدون توجه به موفقیت یا عدم موفقیت در بازپس­گیری آن برای سازمان میراث فرهنگی صدها و صدها میلیون تومان هزینه بر می­دارد؟ حدود سه سال پیش سرشناسترین قاچاقچی اشیای به غارت رفته از جیرفت از سوی ریاست محترم دادگاه انقلاب وقت جیرفت و کهنوج به اعدام محکوم شد. اما بلافاصله نمایندة محترم مردم جیرفت و عنبرآباد این حکم را «غير مستند» خوانده و شدیداً به حکم صادره از سوی ایشان حمله کرده و در رسانه­ها به انتقاد و بدگویی از ایشان پرداختند تا جایی­که سرانجام موجبات انتقال ایشان را از جیرفت به شهر کرمان فراهم آوردند. تنها پاسخ رسانه­ای ریاست دادگاه در یکی از روزنامه­های محلی پیش از ترک شهر و دیار زادگاه و مهاجرت به شهر کرمان این بود : «مگذارید بگویم که این قاچاقچی شب را در منزل چه کسی پنهان شده بود».

برای یادآوری این نمایندة محترم مردم جیرفت و عنبرآباد متذکر می­شود که از خانة این قاچاقچی محکوم به اعدام (که جان بازیافته­اش را مدیون ایشان بوده است) دو سی دی حاوی تصاویری از تعدادی از نفیسترین اشیای بازیافتی تا کنون مصادره شده از دارندگان و فروشندگان به دست آمد که به منظور نشان دادن به خریداران در کشورهای بیگانه تهیه شده بود. نسخ این دو سی دی اکنون به عنوان اسناد در دفتر حقوقی سازمان میراث­ در تهران، در دفتر حقوقی سازمان در پاریس، در بخش فرهنگی سفارت ایران در پاریس و در نزد ریاست وقت دادگاه انقلاب جیرفت موجود است. برای اطلاع جناب آقای زادسر یادآور می­شود پیش از دستیابی به این اسناد، نمایندگان سازمان برای جلوگیری از فروش ظرفی بسیار نفیس از اشیای به غارت رفته از جیرفت در دادگاهی در شهر پاریس حاضر و با وجود ارائة همة دلایل، بازنده از دادگاه خارج شدند. این ظرف پس از مدتی در آن شهر به مبلغ 750 هزار یورو یعنی برابر با حدود یک میلیارد تومان به فروش رفت. پس از دستیابی به سی دی ها در منزل قاچاقچی محکوم به اعدام معلوم شد که ظرف یاد شده یکی از دهها شیء نفیسی بود که توسط او از مرزهای کشور خارج شده بود. فردی که نمایندة محترم جیرفت و عنبرآباد به حمایت از او، شخصیت با ارزشی مانند ریاست محترم وقت دادگاه انقلاب جیرفت را از این شهر دور ساخت، که به شهادت همگان پیشقدمترین و راسخترین فرد در دستگیری خائنین به میراث فرهنگی جیرفت و باز پس­گیری اشیا از آنها بودند. خوشبختانه مقامات قوة قضائیه که بر خدمات وی وقوف کامل داشتند و بر آن ارج می­نهادند، مقام ایشان را به ریاست دادگاه انقلاب اسلامی استان کرمان ارتقاء دادند. بی­تردید سازمان میراث فرهنگی از این شخصیت همیشه به عنوان یکی از خادمین میراث فرهنگی یاد خواهد کرد.

نمایندة محترم جیرفت و عنبرآباد در ادامة همین مطلب اظهار داشته­اند: « براساس ادعای رئيس وقت دادگاه انقلاب جيرفت در حكم غير مستند اعدام یک قاچاقچی بین المللی عتیقه‌جات، بین 600 هزار تا یک میلیون قطعه عتیقه قاچاق شده است در حالی که براساس ادعای رئیس تیم کاوشگر فقط 30 هزار قطعه قاچاق شده و البته هنوز مشخص نشده این اشیاء چگونه و به چه طریق به کشورهای اروپایی انتقال داده شده است.» مطرح ساختن چنین پرسشی از سازمان میراث فرهنگی تعجب­آور است. نخست به دلایلی که در آغاز یاد شد، به دلیل عدم جلوگیری مقامات محلی از حفریات غیرمجاز و در نتیجه درز نکردن این رویداد به خارج از مرز شهرستان، سازمان میراث برای ماهها از وجود این واقعة دردناک آگاهی نداشت. ماههایی که در طول آنها اشیا به صورت علنی خرید و فروش و به کمک وسایط گوناگون باری و سواری به سمت نزدیکترین مرزهای دریایی در خلیج فارس و انتقال آنها به آن سوی مرز سرازیر ­شد. در اینجا پرسش از جناب آقای زادسر این است که ایشان در طول آن دوران بحرانی کجا بودند، دلیل سکوت مطلق ایشان چه بوده و چه اقداماتی را در جلوگیری از این فاجعة فرهنگی که در طول تاریخ دست کم 150 سال گذشتة ایران بی سابقه بوده است، به عمل آورده­اند؟ درست است که ایشان در طول آن دوران نمایندگی مردم جیرفت و عنبرآباد را نداشته­اند، اما یک شهروند جیرفتی که بوده­اند و چرا هنگامی که یکی از مقامات محلی تلفنی از ایشان خواستند که در جلوگیری از حفریات ویرانگر به کمک آنان بیاید، ایشان در پاسخ شنیدند که به من ربطی ندارد. و آیا اصولاً بهتر نیست که ایشان به جای پرسش از مقامات سازمان میراث فرهنگی دربارة اینکه «این اشیاء چگونه و به چه طریق به کشورهای اروپایی انتقال داده شده است» این سئوال را از «قاچاقچی بین المللی عتیقه‌جات» محكوم به اعدامی به عمل آورد که جانش را مدیون ایشان بوده و نسبت به ایشان دینی دارد. زیرا او بهتر از هر کس می­داند که چه تعداد شیء از کشور خارج شده است، و نیک می­داند که این اشیا چگونه، از کدام مرز یا مرزها، به کمک چه کس یا کسان، با چه وسیله از کشور خارج، در کدام کشور یا کشورهای بیگانه و به کدام شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی فروخته ­شده است.

مطرح ساختن چنین پرسشهایی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی را به چه می­توان تعبیر کرد، به دوستی با فرهنگ و تمدن جیرفت یا به دشمنی با آن. آیا تبلیغ برای راهیابی مجدد به مجلس شورای اسلامی تا این حد برای ایشان مهم است؟ آیا دور کردن ریاست وقت دادگاه انقلاب جیرفت و کهنوج از جیرفت ممکن نبود فعال شدن دوبارة دلالان و غارتگران و افرادی مانند قاچاقچی محکوم به اعدام را در پی داشته باشد؟ و آیا اکنون کوشش مصرانه در دور کردن سرپرست هیأت کاوشهای علمی جیرفت که اعتبار و حیثیت علمی او نقش بزرگی در شناساندن فرهنگ و تمدن جیرفت در سطح جهان و فرهنگ­سازی و اعتماد مردم به میراث فرهنگی در داخل داشته است ممکن نیست باعث متوقف شدن ادامة کاوش در جیرفت شود؟ توقفی که حتی یک سال آن بی­تردید از سرگیری حفاریهای غیرمجاز در سرتاسر منطقه را در پی خواهد داشت و تردیدی نیست که آقای زادسر نیز خود بر آن وقوف کامل دارند. آیا اصرار سرسختانة ایشان در دور کردن این سرپرست فرهیخته از جیرفت ممکن نیست شخص را به نتیجه­گیریهایی از نوع دیگر وادارد؟

آیا عنوان کردن ادعای سراسر کذب «خروج ششصدهزار تا یک میلیون شیء به دست آمده از حفاریهای جیرفت از کشور» و در جایی دیگر در نامه به ریاست محترم جمهوری اسلامی «ميليون‌ها قطعه‌ی نفيس و بی‌بديل و گرانقيمت به قاچاق رفته است و سر از موزه‌های معروف غرب و اروپا در آورده‌ است» در رسانه­های کشور و اینترنت از سوی یک نمایندة مجلس، آنهم نماینده­ای در کسوت روحانیت آب ریختن به آسیاب دشمنان جمهوری اسلامی و دادن سوژه برای تبلیغ علیه دولت آقای دکتر احمدی نژاد نیست؟ آیا چنین گفته­های بی­پایه و اساس، اتهام زدن و زیر سئوال بردن دیگر نهادهای دولتی نیست؟ نهادهایی مانند سپاه پاسداران، نیروهای انتظامی، ادارة گمرک و دیگر مرزداران دولت جمهوری اسلامی به حساب نمی­آید؟ آیا ایشان نمی­دانند که خارج ساختن «میلیونها» شیء باستانی از مرزهای کشور در طول 5 سال گذشته چه معنایی دارد؟ آیا معنی آن این نیست که مرزهای ایران در و پیکر ندارد؟ آیا به معنی آن نیست که نهادهای یاد شده در بالا در این قاچاق بزرگ و خائنانه شریک و سهیم­اند، آیا به عبارتی به معنی این نیست که جمهوری اسلامی میراث فرهنگی نیاکان خویش را در کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل که یکی از آنها را جنایتکار و دیگری را نامشروع می­خواند به معرض فروش گذاشته است؟ و سرانجام اینکه آیا اصولاً در تمامی موزه­های ما در سرتاسر کشور «ميليون‌ها قطعه‌ی نفيس و بی‌بديل و گرانقيمت» وجود دارد؟ و همانگونه که در بالا اشاره شد این ادعاهای پوچ و بی محتوا که بدون تردید زمینه­سازی برای انتخاب مجدد برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی است، سوزاندن قیصریه به خاطر یک دستمال نیست؟

نمایندة محترم جیرفت و عنبرآباد در نامه­ای دیگر از ریاست سازمان میراث فرهنگی گله کرده­اند که چرا در طول ریاست خود حتی یکبار هم از جیرفت دیدن به عمل نیاورده­اند. در اینجا پرسش متقابل از نمایندة محترم جیرفت و عنبرآباد این است که ایشان چرا در طول شش سال گذشته به منظور تشویق اعضای هیأت و به ویژه روحیه بخشیدن به باستان­شناسان و دانشجویان جیرفتی و کرمانی جوانی که برای داشتن سهمی در کشف و شناخت تمدن درخشان نیاکان بزرگوارشان عاشقانه فعالیت می­کنند و بخش بزرگی از اعضای هیأت را تشکیل داده­اند حتی برای یکبار به هنگام عملیات حفاری از محوطه­های کنارصندل و محطوط آباد و قلعه کوچک بازدید به عمل نیاورده­اند؟ جالب اینکه ایشان در بازدیدی که اخیراً و پیش از آغاز کار هیأت در فصل جاری از روستای کنارصندل به عمل آوردند، برای بازداشتن اهالی از شرکت در حفریات فصل جدید اقدام به ترساندن آنها کرده و فرموده­اند که اگر در این حفاری تحت مدیریت سرپرست قدیمی شرکت کنید از پرداخت حقوق شما جلوگیری خواهم کرد­.

و سرانجام اتهام نادرست دیگری که نمایندة محترم جیرفت و عنبرآباد بر روند مطالعات سازمان میراث در حفریات جیرفت وارد می­آورند استفادة از اصطلاح تمدن حوزة هلیل برای منطقة گسترده­ای است که با استناد به مدارک به دست آمده از حفریات و بررسیهای باستان­شناسی انجام گرفته از بافت تا بمپور این منطقه در طول هزارة سوم پیش از میلاد از فرهنگ و تمدنی یکپارچه برخوردار بوده است. ایشان بدون توجه به توضیحاتی که در فرصتهای گوناگون از مقامات سازمان میراث شنیده­اند به خوبی به دلایل استفادة از این اصطلاح واقف­اند، اما همچنان به دلایل شخصی که در بالا چندین بار به آن اشاره شده است حرفهای پیشین خویش را تکرار می­کنند. در مورد اصطلاح تمدن حوزة هلیل لازم به یادآوری است که اولاً این عنوان آن­گونه که ایشان اظهار می­دارند «كلام من درآوردي و مجعول» نیست و دوماً توسط سرپرست هیأت ابداع نشده است. این اصطلاح در پایان گردهمایی بزرگی که برای شناساندن فرهنگ و تمدن جیرفت در سطح بین­الملل در شهر جیرفت برگزار شده و در آن صاحب نام­ترین باستان­شناسان جهان و متخصص در زمینة باستان­شناسی شرق و جنوب شرق ایران شرکت داشتند، در قطعنامة پایانی برای این تمدن در جیرفت اصطلاح «تمدن جیرفت» را در نظر گرفتند و اما برای آن که شعاع این تمدن علاوه بر جیرفت، شهرستانهای بافت، عنبرآباد، رودبار، قلعه گنج و کهنوج را در بر گرفته و آثار تا کنون شناسایی شده آن تا فراسوی باطلاق جازموریان، یعنی تا بمپور نیز کشیده شده است، اصطلاح «تمدن حوزة هلیل» را که یک اصطلاح در علم جغرافیاست پیشنهاد و به اتفاق آراء از جمله مدیران و نمایندگان سازمان میراث فرهنگی حاضر در جلسه پذیرفته و برگزیده شد. زیرا تمامی تمدنهای بزرگ مانند بین­النهرین در میان دو رود دجله و فرات، تمدن مصر در درة رود نیل و تمدنهای بزرگ هند و پاکستان در درة رود سند به وجود آمده­اند. لذا این اصطلاح «كلام من درآوردي و مجعول» نبوده و دیگر آنکه آن را نه تنها سرپرست هیأت که سازمان میراث فرهنگی نیز به کار می­برد، زیرا هیچیک از این دو عنوان نفی دیگری نیست."

 

 

 

انجمن ارت – دوستداران میراث فرهنگی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 18:53  توسط وحید قرایی  | 

 

خاتمی به کرمان می آید

 

یک مقام آگاه از سفر قریب الوقوع  سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان  به کرمان خبر داد. این سفر در ادامه سفرهای استانی وی و به منظور دیدار با مردم کرمان و مردم بم در چهارمین سالگرد زلزله شهرستان بم انجام می شود. 
این دیدار به دعوت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان کرمان صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 16:23  توسط وحید قرایی  | 

دو راهی انتخاب/ کارتونی از توکا نیستانی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 8:48  توسط وحید قرایی  | 

تشکر و قدردانی

 

لوگوی جدید وبلاگ کرمان خبر کاری است از دوست عزیزم مهندس امیر غفاربیگی که از همکاران مطبوعاتی نیز می باشد.

صمیمانه از او سپاسگزارم...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 20:7  توسط وحید قرایی  | 

 

نجات صادرات پسته ایران، عزم ملی می‌خواهد

 

 

وحید قرایی- اختصاصی بام کویر

چند سال پیش که اتحادیه‌ی اروپا با تعیین حد مجاز افلاتوکسین پسته واردات پسته از ایران را محدود کرد، روند صادرات پسته ایران جهت خود را به سمت کشورهایی تغییر داد که حد مجاز افلاتوکسین آن‌ها بالاتر بود و یا چنین استاندارد و حدی را برای خود تعریف نکرده بودند.

در حال حاضر حدود 106 کشور دنیا دارای استاندارد آلودگی افلاتوکسین هستند که بالاترین حد مجاز موجود ppb ۳۵است. این در حالی است که 80درصد این کشورها دارای حد مجاز زیر ppb ۱۵می‌باشند و 60درصد نیز حد مجازی زیر ppb ۸دارند.

پس در همین وضعیت فعلی نیز مشخص است که شرایط برای صادرات پسته‌ی ایران در کنار رقیبانی نظیر آمریکا و ترکیه چندان آسان نیست.

طبق اطلاعاتی که اخیرا ارایه شده است میانگین آلودگی پسته‌ی صادراتی ایران به کشورهای غیر اروپایی ppb ۴۹بوده است یعنی ppb ۴۵بیش از استاندارد اتحادیه‌ی اروپا و ppb ۳۴بیش از استاندارد ایران!

دراین حال اقدام «کدکس بین‌الملل» که قصد دارد تا استانداردی جهانی برای افلاتوکسین پسته تعیین کند صادرکنندگان پسته‌ی ایران را در وضعیتی دشوارتر از قبل قرار خواهد داد چرا که از حدود چهارماه دیگر که قرار است این اتفاق بیفتد، واردکنندگان پسته در مورد حد مجاز این آفت حساسیت بیشتری نشان خواهند داد و در یک شرایط طبیعی که همه‌ی کشورهای وارد کننده‌ی پسته اقدام به سنجش افلاتوکسین نمایند دیگر نمی‌توان مثل سال‌های قبل اقدام به صادرات پسته کرد و این واقعیتی است که پیش روی همه‌ی دست‌اندرکاران صنعت پسته‌ی کشور و خصوصا کرمان قرار دارد.

در این میان نکته‌ی قابل توجه این است که 4 ماه، فرصت کافی برای برنامه‌ریزی در جهت کاهش بخش زیادی از افلاتوکسین‌ پسته‌ی ایران در حد تعیین شده‌ی بین‌المللی که ppb ۸یا ppb ۱۰است نخواهد بود  و نمی‌توان با چنین سرعتی به این حد رسید اما درواقع رویداد آتی می‌تواند دست‌اندرکاران پسته را مجاب کند تا با اقدامات کاربردی، کارشناسی شده و علمی به حد مجاز بین‌المللی افلاتوکسین پسته برسند و صادرات این تولید ارزشمند باغی را در سال‌های آینده بیمه نمایند.

در این حال استفاده از تجربه‌ی کشورهای دیگر که در این زمینه به موفقیت دست پیدا کرده‌اند نیز از راه‌کارهایی است که باید مدنظر قرار گیرد.

به هر حال از چند ماه آینده دیگر نمی‌توان به هیچ عنوان از آلودگی افلاتوکسین پسته گذشت چرا که تمامی کشورهای دنیا اقدام به خرید پسته‌ای خواهند کرد که میزان آلودگی آن با آن‌چه که کدکس بین‌الملل تعیین می‌کند هم‌خوانی داشته باشد و در این بین کشورهایی موفق خواهند بود که اقدامات لازم را برای رسیدن به وضعیتی متناسب در این زمینه انجام داده باشند.

پسته‌ی ایران و کرمان روزهایی را در پیش خواهند داشت که از باغ دار و خریدار و صادرکننده و انبار دار و مسوول دولتی و غیردولتی موظفند که احساس مسوولیتی بیش از گذشته در قبال آن داشته باشند. در حقیقت با توجه به ارزش صادراتی این محصول، عزمی ملی نیاز است تا از گذرگاه سخت پیش‌روی صنعت پسته به سلامت عبور کرد و از نابودی صادرات آن جلوگیری کرد.

اصل خبر اینجا

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 19:44  توسط وحید قرایی  | 

تجربه‌های یک تاجر ایرانی فرش در دانشگاه کرمان

 

نباید بازار را به دیگران واگذار کنیم

 

 

حمیده محمدی/اختصاصی بام کویر- یک تاجر بین‌المللی فرش دستباف ایرانی معتقد است که فرش ایرانی هنوز در بازار جهانی خریدار دارد هر چند به دلایل مختلف از رونق سال‌های قبل برخوردار نیست بهروز صابری که 25 سال در بازار آلمان و 22 سال در بازار آمریکا فرش‌های دستباف ایرانی را عرضه کرده است در جمع دانشجویان رشته‌ی طراحی فرش دانشکده‌ی هنر کرمان گفت: « درسال‌های بین 1987 تا 2000 میلادی متاسفانه به دلیل تحریم‌های اقتصادی و البته برخی سیاست‌های نابه‌جا بازار فروش در آمریکا را به کشورهایی مثل پاکستان، هند و چین واگذار کردیم.»

او خاطر نشان کرد: «فرش این کشورها علی‌رغم آن‌که کیفیت مناسبی ندارد اما به دلیل ارایه طرح‌ها و رنگ‌های جدید توانستند بازار آمریکا را در اختیار خود بگیرند.»

صابری به تفاوت قیمت فرش‌های دستباف هندی و چینی اشاره کردو افزود: «این کشورها اگر چه از طرح‌های ایرانی استفاده می‌کنند اما به دلیل دستمزد پایین بافنده‌ها فرش‌های ارزان‌تری به بازار عرضه می‌کنند. ضمن آن‌که در این 13 سالی که کشور ما در تحریم به سر می‌برد، هندی‌ها و چینی‌ها از وجود افراد تحصیل‌ کرده و نیز تجربه‌ قدیمي‌تر‌ها استفاده کردند و بازار فرش رااز دست ایرانی‌ها خارج کردند.»

این تاجر فرش هم‌چنین معتقد است که یکی دیگر از عوامل از دست دادن بازار تعصب داشتن ایرانی‌ها در رعایت روش‌ها و طرح‌های سنتی است او اظهار داشت: «اگرچه وفاداری به سنت اهمیت دارد اما ما با بازار بزرگ آمریکا مواجه هستیم و برای این‌که این زمان از دست رفته را جبران کنیم نیاز داریم که جهشی مناسب به آینده داشته باشیم.»

اما صابری به اقبال فراوان به فرش در بازار جهانی اشاره کرد و افزود: «در غرب و به خصوص آمریکا به دلیل تنوع طلبی در دکوراسیون و این‌که هر سال مبلمان منازل تعویض می‌شوند دیگر طرح و نوع رنگ اهمیت کمتری پیدا کرده است و گبه نیز به دلیل قیمت ارزان‌تری که نسبت به فرش دستباف دارد خریدار زیادی به خود جلب کرده است.»

او به رقم 85/2 میلیارد دلاری فروش فرش در بازار آمریکا در سال گذشته نیز اشاره و خاطر نشان کرد: ‌«در حال حاضر در آمریکا فرش‌های ماشینی از قیمت بیشتری نسبت به فرش‌های دستباف برخوردارند چرا که اولا هزینه‌ی استفاده از دستگاه‌های پیشرفته و دستمزد کارگر گران‌تر است و از طرف دیگر قیمت رنگ‌های شیمایی گران‌تر از رنگ‌های طبیعی است و درست به همین دلیل به عنوان مثال یک فرش کاشان 30 ساله با درجه‌ی بافت متوسط در بازار آمریکا بین 350 تا 400 دلار به فروش می‌رسد در حالی‌که قیمت فرش ماشینی دو هزار دلار است.» در عین حال صابری معتقد است که نباید برای کسب بازار جهانی ناامید شد چرا که هنوز علی‌رغم تمام موانع فرش ایرانی طرفداران بسیاری دارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 19:33  توسط وحید قرایی  | 

حد مجاز جهانی افلاتوکسین پسته تا 4 ماه دیگر تعیین می‌شود

 

شمارش معکوس برای پسته‌ی ایران

 

 

وحید قرایی-اختصاصی بام کویر

یکی از نمایندگان وزارت جهاد کشاورزی کشورمان در سازمان کدکس بین‌الملل که قرار است به زودی حد مجاز بین‌المللی افلاتوکسین پسته را تعیین کند گفت: تا چهار ماه دیگر این حد به تصویب خواهد رسید که رقم تصویبی احتمالا ppb ۸یا ۱۰ppb خواهد بود.

مهندس فیضی افزود: با تصویب این حد بین‌المللی تمامی کشورهای دنیا در صادرات و واردات پسته باید این استاندارد را رعایت کنند و بدین ترتیب صادرکنندگان پسته‌ی ایران نیز موظف به رعایت این حد مجاز هستند. وی در مورد پیشنهاد تولیدکنندگان عمده‌ی پسته‌ی جهان برای تعیین این حد مجاز گفت: پیشنهاد ایران 15، آمریکا10 و ترکیه 8 است و با توجه به این‌که اتحادیه‌ی اروپا حد ppb ۴را پیشنهاد خواهد کرد، تصویب پیشنهاد ایران غیرممکن است و تولیدکنندگان و صادرکنندگان پسته‌ی ایران باید اقدامات لازم را برای رسیدن به حد مجاز جهانی افلاتوکسین به عمل آورند.

او در همین زمینه به مصوبه‌ی ستاد عالی پسته اشاره کرد که طی آن به صورت پلکانی حد مجاز افلاتوکسین برای صادرکنندگان پسته‌ی ایران کاهش می‌یابد. تا به حد مجاز تعیین شده ایران و سپس بین‌المللی برسد. وی این مصوبه را راهی برای جلوگیری از به خطر افتادن صادرات پسته‌ی ایران دانست و گفت: اگر این مصوبه اجرا نشود تنها صورت مساله پاک شده و در چند ماه آینده با شوکی مواجه می‌شویم که ضرر آن در وهله‌ی اول متوجه‌ی صادرکنندگان و تولیدکنندگان پسته است. فیضی با اشاره به اقدامات وزارت جهاد کشاورزی برای کمک به تولیدکنندگان و صادرکنندگان پسته گفت: دیدگاه این وزارتخانه این است که کنترل افلاتوکسین زمانی موثر است که تمام صنعت پسته از تولید تا صادرات را در بر می‌گیرد و در همین زمینه اقدامات بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت برای کنترل طراحی شده است. وی تصریح کرد: هم‌زمان با مباحث کنترل محموله‌ها، کنترل افلاتوکسین‌ در ترمینال‌های ضبط پسته و باغ‌ها نیز انجام می‌شود. این مقام مسوول یا توجه به نزدیکی زمان تصویب حد مجاز بین‌المللی افلاتوکسین پسته از همه‌ی دست‌اندرکاران صنعت پسته خواست برای جلوگیری از ایجاد بحران در صادرات پسته‌ی ایران تمام تلاش خود را برای کاهش افلاتوکسین از طریق برنامه‌های وزارت جهاد کشاورزی و ستاد عالی پسته انجام دهند.

رییس اتاق بازرگانی کرمان هم در این مورد گفت: صادرکنندگان پسته باید به‌وسیله‌ی ارتباط بیشتر با تولیدکنندگان، آن‌ها را در مورد اقدامات لازم برای کنترل افلاتوکسین مجاب کنند تا صادرات این محصول دچار مشکل نشود.

محسن جلال‌پور تاکید کرد: این فرهنگ و ذهنیت باید ایجاد شود که تولیدکننده‌ی پسته هم در کنترل افلاتوکسین نقش اساسی دارد و در این زمینه تلاش کند. وی هم‌چنین اظهار داشت: برای رسیدن به کیفیت مطلوب و نگه داشتن بازارهای جهانی راهی جز دقت در تولید و فراوری پسته نداریم و در این زمینه منافع ملی باید بر منافع فردی و جزیی ترجیح داده شود.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 19:29  توسط وحید قرایی  | 

سوء استفاده از یک نیت خیر

 

مطلب زیر توسط خانواده یکی از مددجویان مجتمع های خیریه خدمات رسانی به معلولان در شهر کرمان نوشته شده است.البته در این وبلاگ نام این مجتمع فعلا ذکر نمی شود اما با توجه به محدود بودن تعداد چنین مجتمع هایی در شهر کرمان پیگیری این موضوع خصوصا توسط سازمان بهزیستی کار چندان مشکلی نخواهد بود و امید می رود این موضوع مورد بررسی و پیگیری مسئولان قرار گیرد...

 

روز جهانی معلولان را پشت سر می‌گذاریم... مثل همیشه. با همان شعارها و مراسم‌ها و آدم‌هایی که نه درد دارند و نه درد را درک می‌کنند. جشنی می‌گیرند و هزینه‌ای صرف می‌کنند و آخرش قانونی را تصویب می‌کنند. اما اجرای آن توسط نهادهای ذیربط و برون ربط تا سال‌ها محال می‌نماید. شعار توانمندسازی معلولان مبتنی بر جامعه یک جمله‌ی قشنگ با محتوای زیبایی است. برای آن‌که جامعه را آماده کنند و معلولان را برای زندگی آسانتر در این جامعه توانمند سازند. بیشترین خدمات توانمندسازی معلولان باید به بخش خصوصی واگذار شود تا سازمان بهزیستی تنها در حوزه‌ی مدیریت و نظارت فعالیت کنند. مجتمع‌های خصوصی برای نگهداری، آموزش و بهره‌گیری معلولان احداث شده که خیرین زیادی بانی آن‌ها بوده‌اند.

خیلی از این مراکز بار سنگینی از دوش دولت برداشته‌اند و به دور از شعار و تبلیغات به معلولان خدمات می‌دهند.

اما در وادی این خصوصی‌سازی هستند مراکزی که به دور از نگاه نظارتی حقوق معلولان را پایمال کرده‌اند و از امتیازات ویژه‌ی آنان و احساسات پاک هم‌وطنان استفاده اختصاصی می‌کنند. یکی از این مراکز (مجتمع ...) که اسما به‌طور رایگان به آموزش مددجویان می‌پردازد مربیان فاقد صلاحیت کافی را به کار گرفته و کلاس‌های آموزشی غیراستاندارد برگزار می‌کند. هرگاه به مناسبت‌هایی تعدادی از خیرین خوش نیت استان و حتی استان‌های دیگر دعوت می‌شوند مبالغ زیادی به عنوان هدایا جمع‌آوری می‌گردد اما نظارتی بر نحوه‌ی استفاده از این کمک ها  نیست. تنها فعالیت مثبت این مجتمع سفرهای برون استانی مددجویان به شهرهای دیگر یا کیش است که گاهی این هزینه هم توسط خیرین فراهم می‌شود. مدیران این مجتمع در زمینه‌ی اشتغال مددجویان خود هیچ تعامل و رایزنی با نهادها و ادارات دیگر نداشته و تاکنون خدمتی را دراین زمینه به مددجویان ارایه نکرده‌اند. آن‌ها حتی دربه کارگیری مددجویان خود در مرکز تحت مدیریت از آنان بیگاری کشیده و آنان را به ازای 40تا50 هزار تومان به کارهای سخت خدماتی وادار کرده‌اند.

درزمینه‌ی ازدواج مددجویان هم گام‌های لرزان برداشتند به این صورت که بدون حمایت مادی و ایجاد اشتغال و تهیه‌ی مسکن دختر و پسر را به عقد یکدیگر درآورده و سپس به حال خود رها می‌کنند. حتی با وجود معلولیت‌های جسمی دوطرف از خدمات پزشکی و مشاوره پیش از ازدواج طفره می‌روند. می‌طلبد مسوولان بهزیستی و بازرسان استانداری بر نحوه‌ی فعالیت‌ اجتماعی و اقتصادی این مراکز نظارت بیشتری کنند  تا از نیاز معلولان، نیت خیرین و قوانین دولتی سوء استفاده نشود

خیلی از مددجویان این مرکز از شرایط اجتماعی، آموزشی این محیط ناراضی بوده و در خرج و مخارج ابهام داردند. تنها توقع آنان کمک مسوولان به امر آموزش مهارت‌های فنی و حرفه‌ای، تحصیلات عالی و اشتغال‌ است تا بتوانند بدون ترحم دیگران به زندگی خود بپردازند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 19:27  توسط وحید قرایی  | 

 

لزوم "باز تعریف" وظایف دانشجویی

 

 

وحید قرایی-سوال این است که آیا دانشجویان ایرانی رسالتی را که به عنوان »دانشجو« به صورتی رسمی و غیررسمی بر عهده ی آن ها گذاشته شده است به صورتی مطلوب انجام می دهند؟

به نظر می رسد تحصیل علم و دانش آموزی به واسطه ی حضور در دانشگاه وظیفه ی رسمی دانشجویان است که هر یک بایستی به عنوان محور فعالیتی خود در موسسه ای که در آن تحصیل می کنند به  آن توجه داشته باشند.

اما وظیفه ی غیررسمی دانشجویان تمرین و تکاپو برای حضور پربار در جامعه بعد از اتمام تحصیلات است که تنها با فعالیت های علمی و درسی محقق نمی شود. در این باره باید گفت فعالیت های علمی و در چارچوب برنامه های درسی دانشجویان تنها بخشی از آنچه که یک فارغ التحصیل دانشگاه باید از حضور خود در دانشگاه به دست آورده باشد، تشکیل خواهد داد و مابقی در چارچوب فعالیت های فرادرسی و مشارکت جویانه دانشجویان به دست خواهد آمد.

به نظر می رسد در سال های پس از ایجاد رسمی دانشگاه در ایران همین بخش دوم و غیررسمی و نوع رویکرد دانشجویان به آن تاثیرات فراوانی بر ساختار اجتماعی ایران گذاشته است و هرگاه توجه بیشتری برای پرداختن به این برنامه های فوق برنامه وجود داشته نقش آفرینی دانشجویان در هنگام تحصیل و خصوصا پس از فراغت از تحصیل در پیشبرد امور جامعه مشهودتر بوده است.

برای رسیدن به این واقعیت کافی است نگاهی به مدیران کشور در سطح کلان و حتی میانی در بخش های مختلف بیندازیم و به سوابق این مدیران در دوران دانشجویی نگاهی بیندازیم تا این نکته روشن شود که حضور و تاثیر گذاری آن ها در این مقطع، ناشی از تکاپویی است که آن ها در دوران دانشجویی و خصوصا در دنبال کردن برنامه های فرا درسی داشته اند و تاثیر گذاری آن ها بر محیط دانشگاه و حتی محیط هایی فراتر از دانشگاه در دوران تحصیلشان قابل مشاهده است.

در واقع فرو افتادن در بعد مسائل آموزشی صرف و بی توجهی به سایر ابعاد در دوران دانشجویی و گریز دانشجویان از شرکت در برنامه هایی که زمینه باروری ذهنی برای حضور در مسیر تاثیرگذاری در روند حرکتی جامعه را ایجاد می کند در دراز مدت نمی تواند عاقبت خوبی را برای یک جامعه رقم بزند.

بنابراین، بایستی به تعریفی دوباره از واژه دانشجو رسید و در این تعریف به همه ابعادی که می تواند یک تاثیرگذاری حداکثری از دانشجو و در نهایت یک فارغ التحصیل به آن دست یابد، پرداخت.

باید زمینه سازی کرد

در این میان، اینکه سیاستگذاری کلان مملکت به گونه ای باشد تا به جای ایجاد انفعال، زمینه های مشارکت همه جانبه دانشجویان در برنامه های فرادرسی به وجود آید یک امر لازم به نظر می رسد.

فضا سازی به گونه ای که محیط دانشگاه به یک فضای سرد و بی روح برای دانشجویان بدل شود نه تنها امتیازی محسوب نمی شود بلکه یک نمره ی منفی برای سیاستگزاران تلقی می شود چرا که از رشد همه جانبه فکری دانشجویان جلوگیری کرده اند و قاعدتا در دانشگاه باید فضای مشارکت در برنامه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و فضای نقد و تضارب آرا فراهم شود تا دانشجو در چنین فضایی به پرورش توانایی های فکری خود بپردازد.

به عنوان نمونه ممانعت از برگزاری برنامه های تشکل های قانونی دانشجویی به دلایل سیاسی و جلوگیری از حضور برخی شخصیت های فرهنگی و سیاسی در دانشگاهها و یا عدم اعطای مجوز به شخصیت های حقیقی برای انتشار نشریات دانشجویی در برخی دانشگاهها از موارد منفی و بازدارنده مشارکت دانشجویان در برنامه های فوق برنامه است این در حالی است که برخورد قضایی و امنیتی با برخی از دانشجویان فعال سیاسی در سال های اخیر هر از چند گاهی فضا را به انفعال نزدیک کرده است.

اما نکته دیگر زدودن ذهنیت مدرک گرایی از دانشجویان است. متاسفانه بسیاری از دانشجویان تنها با ذهنیت کسب یک مدرک دانشگاهی برای سهولت ورود به بازار کار وارد دانشگاه می شوند که بخشی از وضعیت فعلی در دانشگاه و بی تحرکی دانشجویان ناشی از همین ذهنیت مخرب است.

به هر روی دانشجویان ایرانی در مقطع فعلی بایستی خود را بخشی از جریان سیال تاریخ این مملکت بدانند که با تکاپوی امروزشان که تنها در مسائل علمی و آموزشی خلاصه نمی شود آینده ی این مملکت ساخته می شود و در این شرایط نباید اجازه دهند هیچ عاملی مانع باروری فکری آن ها در طول دوران تحصیلشان شود.

سیاستگزاران دانشگاهی نیز وظیفه دارند تا زمینه های غنی سازی فکری، پرورش روحیه تحقیق و کارهای جمعی را میان دانشجویان به وجود آورند و در یک تعامل متقابل با دانشجویان زمینه نزدیک کردن فضای دانشگاه را به محیطی که منشاء تحولات اجتماعی و رشد جامعه در همه زمینه ها باشد فراهم آورند تا هیچگاه فضای سکوت و رکود و بی تحرکی بر دانشگاه حاکم نشود.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 19:24  توسط وحید قرایی  | 

خبر نویسی یک روابط عمومی به شیوه خبرنویسان قدیمی

 

Click for Full Size View

دیدن این خبر ارسالی از نیروی انتظامی آدم رو یاد خبرنویسی و محاوره های خیلی قدیمی میندازه...

کلماتی مثل دو نفر به "نامان" یا "احدی " از مامورین یا به کلانتری "دلالت" می نماید و یا در "چهار دیواری" که تردد صورت نمی گرفت...

به هر حال خوندن خبر که مربوط به هفته گذشته است خالی از لطف نیست و اگه این خبر به همین صورت در یک نشریه چاپ بشه جالب تر هم می شه.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 20:46  توسط وحید قرایی  | 

آخرین وضعیت خبرنگار مضروب کرمانی

 

 

عکس: وحید قرایی

رضا عوض پور خبرنگاری که ماه گذشته توسط دو نفر ناشناس به شدت از ناحیه پا مورد اصابت چاقو و ضرب و جرح قرار گرفت بعد از گذراندن روزهای سخت بعد از جراحی کم کم به کمک عصا راه افتاده است.

البته ضاربان او هنوز یافت! نشده اند و البته گفته می شود سرنخ هایی از قضیه به دست آمده است.

این نکته هم قابل توچه است که مقامات قضایی استان کرمان در جلسه ای اعلام کرده اند که اگر ضاربان به زودی دستگیر نشوند برای شناسایی آنها با تمام توان وارد عمل خواهند شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 8:2  توسط وحید قرایی  | 

سهم او...؟

 

عکس: سیما کارآموزیان

عکس: سیما کارآموزیان

عکس ها: سیما کارآموزیان

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 7:45  توسط وحید قرایی  | 

در حاشیه درخواست نماینده جیرفت در مجلس از مجلس و دولت برای جلوگیری از فعالیت یک باستانشناس

 

آقای نماینده! قانون فراموش نشود...

 

 

 

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

نماینده‌ی جیرفت در مجلس در ادامه‌ی مواضعی که مدت‌هاست علیه دکتر یوسف‌ مجیدزاده، باستان‌شناسی فعال در حوزه‌ی باستانی هلیل‌ و سرپرست گروه کاوش‌های باستانی در این منطقه، اتخاذ کرده در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفته است که «مجلس، دولت و سازمان میراث فرهنگی باید جلوی فعالیت‌ سرپرست گروه باستان‌شناسی جیرفت را بگیرند.»

این در حالی‌است که بسیاری از مردم منطقه‌، کارشناسان و مسوولان ذیربط نمی‌توانند تحسین خود را از تخصص و خدمات این باستان‌شناس کشورمان پوشیده نگه دارند و حتی مدتی یکی از میدان‌های شهر جیرفت به نام او نام‌گذاری شده بود.

اما جدای از این مسایل نکته‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد این است که راه مقابله با یک شخصیت حقیقی یا حقوقی برای کنار گذاشتن از یک عرصه‌ی فعالیت‌ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی تنها از مسیر قانون می‌گذرد و این نکته‌ای است که عمل به آن بیش از این از یک نماینده‌ی مجلس که بایستی داعیه‌دار حقوق مردم باشد انتظار می‌رود. نماینده‌ی جیرفت از مقامات می‌خواهد تا یک شخصیت فعال در حوزه‌ی فرهنگی کشور را از گردونه‌ی فعالیتی خود که در آن تخصص ویژه دارد کنار بگذارند و در این بین به اظهارات و اتهامات اشخاص دیگری که در مورد دکتر مجیدزاده مطرح کرده‌اند استناد می‌کند.

به نظر می‌رسد این‌گونه رفتار خلاف رویه‌ی قانونی موجود باشد و تا زمانی‌که فرد متهم، توسط مقامات ذیصلاح قضایی مجرم و خلاف‌کار شناخته نشده باشد و از لحاظ قانونی منعی برای فعالیت او ایجاد نشود نمی‌توان از هیچ مقام اجرایی(دولت) و یا تقنینی(مجلس) خواست که مانع فعالیتش شوند و او را بدون توجه به تخصص و خدماتش کنار بگذارند.

در این حال دکتر مجیدزاده از سوی نماینده‌ی جیرفت در مجلس به مسایلی متهم می‌شود که اثبات آن‌ها به مجموعه‌ای از فعالیت  نهادهای امنیتی و قضایی نیاز است که قطعا اگر آن‌گونه که آقای زادسر هشدار می‌دهد بود این نهادها با توجه به حساسیت ویژه‌ای که دارند پیش از این اقدامات لازم را انجام می‌دادند.

قاعدتا رعایت مسایل قانونی در چنین مواردی زیبنده هر شخصیتی است و افشاگری‌های این‌گونه آن‌هم در رسانه‌های جمعی تنها لطمه‌ زدن به حیثیت افراد و گرفتن تمرکز کاری آن‌هاست.

 کافی است که دراین مجال نگاهی به برخی از اصول قانونی بیندازیم و قضاوت کنیم که آیا گفتار و عمل بسیاری از ما مطابق این قوانین هست و اگر از آن‌ها تخطی کنیم حاضر به عذرخواهی و اعاده حیثیت افراد هستیم؟

قانون اساسی:

اصل بیست‌ودوم: «حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.»

اصل سی‌وسوم: «هیچ‌کس را نمی‌توان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه‌اش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت، مگر در مواردی که قانون مقرر می‌دارد.»

اصل سی‌و ششم: «حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.»

اصل سی‌وهفتم: «اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این‌که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.»

 و حتی این اصل اوج حمایت قانون از شخصیت افراد است که «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»

هم‌چنین در ماده‌ی 2 قانون مجازات اسلامی آمده است:«هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می‌شود.»

به هر حال قانون در این موارد کاملا شفاف و روشن است و عمل به آن بهترین گزینه‌ای است که برای هر شهروند ایرانی در هر مقام و منصبی وجود دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 15:11  توسط وحید قرایی  | 

با جویدن لوله گاز...

 

موش باعث انفجار اتاق شد!

 

موشی که لانه اش از داخل یک اتاق به لوله گاز شهری در کبوترخان رفسنجان ختم می شد باعث انفجار در اتاق و سوختگی شدید دو نفر شد .

این موش لوله گاز شهری را جویده بود که باعث نشت گاز به داخل اتاق شد . دونفر صاحبخانه که از ماجرا بی خبر بودند به داخل اتاق آمده به دلیل تاریکی کبریت روشن کردند که باعث انفجار و سوختگی بالای 60 درصد آنها شد . صاحبخانه های بدشانس در حال حاضر در بیمارستان بستری هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:53  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی حقوقی به اتفاق روی داده در جاده جوپار-کرمان

 

 

بد بهتر از بدتر!

 

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

 رویداد تاسف‌بار ارتباط جنسی یک زن با تعدادی مرد که در مسیر جوپار ماهان رخ داد افکار عمومی را به شدت متاثر کرد. دراین حال ابتدا خبر به صورت تجاوز دسته‌جمعی به زن مزبور در مقابل دیدگان شوهرش منتشر شد که قاعدتا اثرات منفی زیادی بر افکار عمومی داشت و اگر چنین رویدادی پیش می‌آمد شاید فاجعه‌ای بزرگ برای اهالی منطقه رقم می‌خورد. به گفته‌ی فرمانده انتظامی استان کرمان این زن در ابتدا ادعا کرده بود که حدود 20 مرد در حالی که دست و پای او و شوهرش را بسته بودند به او تجاوز کردند. اما در تحقیقات بعدی پلیس مشخص شد که این اتفاق با برنامه‌ریزی قبلی زن و مردی که شوهر او نبوده برای ارتباط با آن مردان که بین 18 تا30 سال سن داشتند صورت گرفته و تجاوز به عنف و اکراه در کار نبوده است.

اما این‌که عنوان شد اگر تجاوز به عنف صورت گرفته بود فاجعه‌ای برای این منطقه رخ می‌داد علاوه بر زشتی خارج از تصور این اقدام باعث می شد تا زمینه‌ی اعدام متجاوزان که از قول زن 20 نفر عنوان شده بودند بر اساس قانون فراهم شود. حتی دستگاه قضایی استان کرمان نیز این آمادگی را داشته تا در صورت صحت وقوع چنین اتفاقی با سرعت و شدت با عاملان جنایت برخورد نماید و حکم قانونی را درمورد آن‌ها به اجرا بگذارد.

در ماده‌ی 82 قانون مجازات اسلامی حد زنای به عنف(زور) و اکراه، موجب قتل‌زانی اکراه کننده می‌شود و فرقی بین جوان و غیرجوان و محصن (دارای همسر) و غیره محصن نیست. بنابراین می‌توان تصور کرد که اگر زنای به عنف(آن‌هم در برابر شوهر زن) صورت گرفته بود علاوه بر تاثر شدید افکار عمومی و افزایش احساس ناامنی عمومی، متجاوزان به اعدام محکوم می‌شدند و آن‌گاه اعدام جمعی از مردان جوان یک منطقه خود سبب ساز یک جو روانی منفی در آن منطقه و حتی بدنامی آن می‌شد. در این حال به نظر می‌رسد بر اساس نتایج تحقیقات پلیس که زنای به عنف رد شده است علاوه بر تعدیل اتفاق فوق از لحاظ روانی و امنیتی برای افکار عمومی از تبعات شدید قضایی آن برای مرتکبین نیز کاسته است و منطقه‌ای از یک داغ و حتی شرمندگی جمعی تا حد زیادی آسوده خاطر شده است.

بر اساس آن چه که فرمانده‌ انتظامی استان کرمان عنوان کرده و مساله‌ در پرونده‌ی مزبور به جای یک تجاوز جمعی به یک ارتباط نامشروع و زنای جمعی تعدیل شده است افرادی که اتهام‌شان ثابت شده است به دلیل برقراری ارتباط  نامشروع به تحمل شلاق تا 99 ضربه شلاق و در صورت اثبات زنا به تحمل صد ضربه شلاق محکوم می‌شوند ضمن این‌که قاعدتا قاضی رسیدگی کننده به پرونده جنبه‌ی عمومی جرم مذکور و دروغ و سوء سابقه‌ی زن متهم پرونده را نیز برای صدور حکم خود درنظر خواهد گرفت.

به هر حال چنین رویدادهایی در جامعه‌ای که اسلامی محسوب می‌شود قابل قبول نیست و کارشناسان و مسوولان و متخصصان بایستی بدون پاک کردن صورت مساله، علل و عقده‌های فروخورده‌ای را که باعث بروز چنین وقایعی می‌شوند را واشکافی کنند و به اطلاع عموم برسانند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 20:16  توسط وحید قرایی  |