شب یلدا در کرمان...
حدیث میلاد عشق

شب يلدا از سنتيترين شبهاي ايرانيان است. نخستين شب فصل سرد. کمتر خانوادهاي در ايران اين شب را به دیدار بزگان فامیل و خنده و شادي سپري نمی كند. جمعي دوستانه و ايراني با خوراكيهاي مخصوص اين شب.
هندوانه، انار، آجيل، پشمك و ساير شيرينيهاي محلي، شب يلدا در خانه همه ديده ميشود. سفرهاي شيرين و خوشرنگ كه دور آن تمام لبها خندان است و شاد.
مسئول واحد مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان در مورد مراسم شب یلدا در کرمان می گوید : در این شب اعضای خانواده دور هم در خانه بزرگتر ها جمع می شوند و با سرگرمی های متنوع تا پاسی از شب بیدار می مانند و هندوانه وانواع میوههای سال را در این شب میخورند .
فاطمه رضاپور می افزاید: خوردن انواع آجیل ها ، حافظ خوانی ، گرفتن فال نخود ، چهار بیتو خوانی نیز از دیگر مراسم این شب می باشد . در میان میوه ها خوردن هندوانه بیش از همه مورد توجه می باشد زیرا مردم کرمان بر این باورند اگر در این شب هندوانه بخورند سرما و لرزی که در آن شب در اثر خوردن هندوانه بر آنها مستولی می شود باعث می شود از گرمای تابستان رنج نبرند .
وی همچنین می گوید : مردم همچنین بر این باورند با خوردن هندوانه در این شب از گزند حشرات موذی در تابستان در امان می مانند و نیز باور دارند که در این شب گنج قارون به وسیله شتری در حرکت است و ممکن است ساربان آن با برخورد با یکی از اعضای خانواده مقداری از آن گنج را به او بدهد و نیز باور دارند در این شب باید هفت نوع میوه بخورند چون ممکن است تا سال دیگر میوه گیرشان نیاید البته این مورد امروزه صدق پیدا نمی کند چون در تمام فصول انواع میوه ها در بازار فراوان است.
يلدا در افسانهها و اسطورههاي ايراني حديث ميلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» تکرار ميشود. در زمان ابوريحان بيروني به دي ماه، «خور ماه» (خورشيد ماه) نيز ميگفتند که نخستين روز آن خرم روز نام داشت و ماهي بود که آيينهاي بسياري در آن برگزار ميشد. از آن جا که خرم روز، نخستين روز دي ماه، بلندترين شب سال را پشت سر دارد، پيوند آن با خورشيد معنايي ژرف مييابد. از پس بلندترين شب سال که يلدا ناميده ميشود خورشيد از نو زاده ميشود و طبيعت دوباره آهنگ زندگي ساز ميکند و خرمي جهان را فرا ميگيرد.
بنا به آنچه که در تاریخ به یادگار مانده است كرمانيها معتقد بودند كه قارون به شكل هيزمشكني شب به در خانهها ميآيد و هيزم به آنها ميدهد كه اين هيزمها به شمش طلا تبديل ميشود بنابراين تا صبح بيدار ميماندند. اين مراسم يادآور بابانوئل در كريسمس است و ميرساند كه يلداي ايراني و كريسمس از يك مايه سرچشمه گرفته است.در ادبيات فارسي شعرا زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي به شب يلدا تشبيه ميكنند و از اشعار برخي مانند معزي و سنايي نيز رابطه بين مسيح و يلدا درك ميشود.
به صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي
كه از يك چاكري عيسي چنان معروف شد يلدا
(سنايي)
ايزد دادار مهر و كين تو گويي از شب قدر آفريد و از شب يلدا
زانكه به مهرت بود تقرب مومن زانكه به كينت بود تفاخر ترسا
(معزي)
روز رويش چو بر انداخت نقاب شب زلف
گفتي از روز قيامت شب يلدا برخاست
(سعدي)
صحبت حكام، ظلمت شب يلداست
نور ز خورشيد جوي، بو كه برآيد
(حافظ)
پيوند يلدا با ميترائيسم
از آنچه که از منابع و متون کهن برميآيد، يلدا زادروز ايزدمهر يا ميترا است. ايزدي که در کيش ميترائيسم پرستش ميشد و اين دين، يکي از تاثيرگذارترين مذاهبي بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت رد پاي بسياري از خود به جاي گذاشت.
ريشه کلمه يلدا متعلق به زبان سرياني است و به معناي تولد يا ميلاد است. در برخي منابع آمده است که پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال پس از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عيسي پذيرفت، زيرا زمان دقيق تولد وي معلوم نبود. در واقع يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميترائيسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار ميکردهاند. وقتي ميترائيسم از تمدن ايران باستان به ساير جهان منتقل شد در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي روز 21 دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباه محاسباتي، اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت و از سوي مسيحيان به عنوان روز کريسمس جشن گرفته شد. از اين روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر ميشود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگاري از کيش مهر است.
يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفال به ديوان حافظ است. مردم ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي ميگشايند و فال دل خويش را از او طلب ميکنند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامهخواني رواج دارد. نقل خاطرات و قصهگويي پدربزرگها و مادربزرگها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر ميکند. اما همه اينها ترفندهايي است تا خانوادهها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.
در سراسر ايران زمين، جايي را نمييابيد كه خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ايران، انواع تنقلات و خوراکيها به تبع محيط و سبک زندگي مردم منطقه مصرف ميشود.
شاهنامه خوانی و نقل ومتل از جمله مراسم شب یلدا است . در این شب ، ایرانیان در محفل های گرم خانوادگی دور هم گرد می نشستند ، و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و یا دوستان به شاهنامه خوانی می پرداختند و قصه امیر ارسلان و حسین کرد شبستری نقل می کردند ، مادر بزرگ ها هم به طرح چیستان و ضرب المثل می پرداختند ؛ هنوز هم این مراسم در میان خانواده ها رواج دارد
از انواع بازی ها و تفریحات این شب هم یک بازی بوده به نام "ماردوره" که عبارت بود از اینکه هر فردی که در مهمانی شب یلدا بوده باید نیت می کرده و یک شی کوچک مانند تکمه ، سوزن قفلی ، سکه و یا هر شی کوچک دیگر در ظرفی سفالین به شکل پارچ می انداخته. سپس یک نفر مسئول برداشتن اشیاء ازتوی ظرف می شد و دیگران یک بیت شعر می خواندند. بعد از آن مسئول ظرف هم به طور شانسی یک شی در می آورد و آن شعری که خوانده می شود به عنوان فال صاحب شی بود. بعد از بازی مادوره نوبت به تعریف یک خاطره شیرین یا یک لطیفه می رسید که همه افراد می بایست آن را تعریف کنند.
اما در کرمان هم زرتشتیان که بزرگترین اقلیت مذهبی این شهر محسوب می شوند این شب را گرامی می دارند.در باور زرتشتي ها، شب چلّه طولاني ترين شب است، به عقيده آنها تاريكي اهريمني است و در اين شب كه تاريكي از همه سال بيشتر است و شب بديمني است، زرتشتيان تا سحر بيدار مي مانند و فديه مي دهند. «جمشيد كيومرثي» مردم شناس زرتشتي در این مورد می افزاید: «ايراني ها دو چله دارند، يكي چله بزرگ كه از اول دي تا 10 بهمن را در بر مي گيرد و به خاطر سرماي زياد هوا «بزرگ» ناميده شده و ديگري چله كوچك كه از 10 بهمن تا 20 اسفند ادامه مي يابد. يلدا اولين شب زمستان است كه آن را شب چله مي نامند و پس از ورود اعراب به ايران «يلدا» ناميده شد. يلدا واژه اي عربي است و اين سنت در اصل متعلق به آيين «مهر» است، 25 دسامبر شب تولد مهر است كه از فرهنگ ايراني به مسيحيت منتقل شده است و تا قرن 4 ميلادي هم اين روز را براي تولد مسيح جشن نمي گرفتند و بعد از آن باب شد.»
وي در ادامه با اشاره به اين موضوع كه دين زرتشت تنها ديني است كه قرباني كردن در آن ممنوع است اظهار می دارد: «با وجود ممنوع بودن قرباني، يكي از سنت هاي زرتشتيان اين است كه در غذاي شب چله آنها گوشت وجود داشته باشد. زرتشتي ها در شب چله، آجيل مخصوصي به نام «لورك» مي خورند كه از هفت ميوه خشك شده آلو، انجير، كشمش، بادام، پسته، قيسي و توت تشكيل شده است. هندوانه و انار هم حتما بايد در شب يلدا موجود باشد و زرتشتيان سرخي شفق صبح روز اول زمستان را با سرخي هندوانه و انار برابر مي دانند.» كيومرثي در ادامه با اشاره به اين كه گاهي مراسم يلدا به صورت عمومي در يكي از تالارهاي زرتشتيان برگزار مي شود، افزود: «در اين موقع علاوه بر خوراك هايي مثل لورك، هندوانه و انار، آش هم پخته و بين همه توزيع مي شود. مضاف بر اين كه «سيروگ» يا «سوروگ» نان سنتي زرتشتيان كه در روغن سرخ مي شود پاي ثابت پذيرايي در اين مراسم است. مواقعي كه رسم يلدا به صورت عمومي برگزار مي شود معمولا با جشن و شادماني و موسيقي همراه است و اَوِستا هم خوانده مي شود.»
















