تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

بررسی اثرات مصرف میوه و سبزیجات تولیدی غیر ارگانیک بر سلامت شهروندان

 

سم و میوه را با هم می خوریم...

عکس: وحید قرایی

وحید قرایی/منتشر شده در نشریه بام کویر

«میوه های تازه که رنگ و روی خیلی خوبی هم دارند بسیار وسوسه برانگیزند اما من از جعبه ای میوه بر می دارم که معلوم باشد خیلی تازه نیست و حتی چند میوه پلاسیده هم در آن باشد...» اینها بخشی از صحبت های یکی از مقامات سازمان جهاد کشاورزی استان کرمان است که با او در مورد اشکالاتی که کشت و تولید غیر ارگانیک و همراه با سم و کود میوه و سبزیجات برای مردم می تواند به وجود بیاورد صحبت می کنم.

می گوید:« در بسیاری مواقع میوه ها را قبل از پایان دوره کارنس(زمانی که پس از سمپاشی باید سپری شود تا‌ ‌باقیمانده سم در محصول به حداقل برسد) به بازار می آورند در نتیجه سم باقیمانده بر روی بافت میوه ها به تدریج در معده و کبد که کار تجزیه و دفع سموم را بر عهده دارد جمع می شود و موجب بیماری های مختلف می شود»

وی به کودهای مصرفی برای پرورش بهتر محصولات کشاورزی نیز اشاره می کند که مواد موجود در آنها که به محصول کشاورزی منتقل می شود در برخی از موارد می تواند باعث برهم خوردن تعادل بعضی عناصر مورد نیاز برای سوخت و سازهای طبیعی در بدن شود.  

این مقام مسوول تصریح می کند که در بسیاری از کشورهای پیشرفته برای جلوگیری از این مشکل به کشت ارگانیک میوه و سبزیجات روی آورده اند که با شیوه های نوین از سم و کود برای بدست آوردن محصول استفاده نمی شود و در کشورمان هم باید سرمایه کذاری بیشتری در این زمینه انجام شود.

اما برای بررسی بیشتر این قضیه در تماس با یکی از کارشناسان تغذیه مرکز بهداشت کرمان موضوع را با او نیز در میان می گذارم. خانم هاوشکی در این زمینه می گوید: «سمومی که برای دفع آفات گیاهی مصرف می شود باید مدت معینی روی میوه و محصولات کشاورزی باقی بماند تا تجزیه شود اما چون در بسیاری از موارد میوه و محصولات زودتر از استاندارد برای ارسال به بازار مصرف برداشت می شود مقادیری سم در بافت میوه به صورت تجزیه نشده باقی می ماند.»

وی در ادامه می گوید:«توصیه این بوده که میوه هایی که امکانش وجود دارد با پوست خورده شوند چون اثر قابل توجهی بر سلامت انسان و جلوگیری از ابتلای افراد به سرطان روده دارد اما در حال حاضر به علت وجود سموم مختلف بر روی پوست میوه ها چنین توصیه ای را نمی کنیم.»

البته هاوشکی تاکید می کند که اثرات این مورد آنی و در کوتاه مدت نیست و در دراز مدت خوردن چنین میوه و محصولات کشاورزی عوارضی را در معدع و خصوصا کبد ایجاد می کند.

اما آنچه از ظاهر قضیه بر می آید هنوز تحقیقات جامعی در زمینه تاثیر سموم کشاورزی بر بدن مصرف کنندگان میوه در کرمان صوت نگرفته است و حتی در مورد اینکه ایا در دراز مدت امکان ابتلا به سرطان هایی نظیر کبد و معده بر اثر مصرف میوه هایی که دوره کارنس آنها طی نشده است چه میزان است اظهار نظر دقیقی نمی شود.

یکی از پزشکان کرمانی البته عنوان می کند که چون کبد کار تجزیه و دفع سموم وارد شده به بدن را برعهده دارد در صورت وجود سم های تجزیه نشده بر روی میوه ها می توان یکی از عوامل سرطان کبد را در دراز مدت این مورد دانست و لازم است که نظارت لازم برای طی شدن دوره کارنس پس از سمپاشی از سوی نهادهای ذیربط انجام شود.

دکتر شهرام عامری مجد تصریح می کند:« این مساله در ارتباط مستقیم با سلامتی مردم است و باید به صورت ویژه در مورد آن تحقیق شود تا از یک رویداد ناخوشایند در زمینه سلامتی شهروندان جلوگیری شود.»

در این مورد رئیس گروه مبارزه بیولوژیک‌ در سازمان حفظ نباتات کشور نیز می‌گوید:«سازمان حفظ نباتات کشور به عنوان متولی کنترل‌ ‌آفات و بیماری‌ها، سموم مورد استفاده در محصولات کشاورزی را تحت کنترل و‌ ‌نظارت وارد می‌کند و با دستورالعمل‌ها و توصیه‌های فنی کارشناسان خود سموم با حجم کم و‌ ‌دوره کارنس پایین  را البته پس از رعایت سایر روش‌های مبارزه‌ ‌غیرشیمیایی توصیه می‌کند

محمد طاهر رجبی می‌افزاید:«سموم شیمیایی به چند دسته‌ ‌تقسیم می شوند که دو دسته مهم آنها عبارتند از سموم سیستمیک و سموم نفوذی که در صورت استفاده از این دو دسته در محصولات جالیزی و میوه‌ها، اگر دوره خاصی‌ ‌طی نشده باشد، به هیچ عنوان با شستن، حرارت دادن و فریز کردن، باقیمانده سموم در محصولات از بین نمی‌رود و در بافت محصولات باقی می‌ماند. از این رو، همواره توصیه می شود استفاده از سموم شیمیایی به عنوان آخرین راهکار‌ ‌مبارزه و در صورت ضرورت، مورد استفاده قرار گیرد.» وی در ادامه می‌گویددر محصولات‌ ‌گلخانه‌ای به دلیل وجود شرایط مساعد برای رشد و توسعه گیاه، چون شرایط مساعدی ‌برای گسترش آفات و عوامل بیماری زا فراهم است، نیاز به اعمال کنترل بیشتر برای جلوگیری از طغیان آفات و بیماری‌هاست؛ ولی متاسفانه کشاورزان به جای استفاده از راهکارهای کنترل غیرشیمیایی بلافاصله برای کنترل آفات از سموم شیمیایی استفاده‌ ‌می‌کنند.»

در این حال زینب اقبالی به عنوان یکی از کارشناسان گیاهپزشکی در نشریه الکترونیکی کشاورز جوان در مطلبی در مورد سموم کشاورزی می نویسد:« كنترل آفات، بیماری های گیاهی و علف های هرز، یك امر كاملاً تخصصی و مشابه پزشكی انسانی است. چنانكه، پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری های انسانی كاملاً تحت نظر پزشكان انجام می شود و داروخانه ها صرفاً بر اساس نسخه پزشكان اقدام به ارائه دارو می كنند.

 مصرف سموم كشاورزی نیز باید كاملاً تحت نظر گیاه پزشكان اداره های حفظ نباتات و یا كلینیك های تخصصی گیاه پزشكی صورت گیرد. هیچ فروشگاه و یا فروشنده سموم كشاورزی مجاز به ارائه مستقیم سموم به كشاورزان بدون دریافت نسخه نیست. اما اكنون كه به دلیل آزاد شدن كنه كش ها و حشره كش ها این سموم مستقیماً از سوی فرمولاتورها و تولیدكنندگان، در اختیار فروشندگان سموم قرار می گیرند، وضعیتی پدید آمده كه كشاورزان برای تأمین سموم مورد نیاز خود مستقیماً به فروشگاه های سموم مراجعه و فروشندگان بر اساس سلیقه خریدار و یا صلاح دید خود برای آنان دارو تجویز می كنند. متأسفانه بسیاری از فروشندگان نه براساس دانش گیاه پزشكی و تشخیص صحیح بلكه بر اساس موجودی فروشگاه و یا میزان سودی كه عایدشان می شود، سم در اختیارمراجعه كنندگان می گذارند. در برخی مناطق سموم حتی توسط وانت بارهایی كه در سطح خیابان ها و روستاها به عنوان فروشگاه های سیار تردد می كنند فروخته می شود. در حالی كه در گذشته سموم صرفاً از طریق فروشگاه های مجاز و با دریافت نسخه به كشاورزان ارائه می گردید. در واقع با آزاد شدن كنه كش ها و حشره كش ها كنترل و نظارت بر توزیع این گروه از سموم كاهش یافته و گیاه پزشكی كشور به میزان زیادی از حالت تخصصی خارج شده است.مسائل بهداشتی و زیست محیطی تولید، توزیع و مصرف سموم به دلیل عوارض بهداشتی و زیست محیطی كه می تواند ایجاد كند باید كاملاً تحت نظارت و كنترل مراجع ذی صلاح انجام شود. گزارش های معتبر بسیاری از عوارض مصرف بی رویه و غیرضروری سموم در جهان و ایران موجود است. بر اساس گزارش های داخلی شیوع بیش از اندازه بیماری هایی همچون سرطان دستگاه گوارش، در برخی استان های كشور به مصرف بی رویه سموم كشاورزی نسبت داده شده است...»

این موضوع فقط مربوط به میوه نیست

بر اساس گفته مسوولان وجود ترکیبات زیان بار در گوشت، لبنیات و تخم مرغ مصرفی شهروندان نیز امکان پذیر است و ماده غذایی مانند گوشت در غذاهای مختلف ما مورد استفاده قرار می گیرد.

قائم مقام معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت درباره مصرف‌ ‌این ماده غذایی و ترکیباتی که به آن اضافه می‌شود می‌گوید:«متاسفانه میزان آنتی‌بیوتیک‌هایی که به گوشت و فرآورده‌های آن افزوده‌ ‌می شود، بیش از حد مجاز است و مصرف مداوم آنها می‌تواند بدن را در برابر آنتی‌بیوتیک‌هایی که فرد هنگام بیماری مصرف می‌کند، مقاوم کند و همین مانع بهبود فرد به هنگام بیماری می‌شود.»

دکتر آخوندی می‌افزاید:«در دامداری‌های صنعتی به منظور جلوگیری‌ ‌از بروز مشکلات دام‌ها در برابر عفونت و انگل باید به آنها آنتی‌بیوتیک بدهند‌ ‌ولی این مقدار بیش از حد مجاز است و گاهی به دو برابر حد استاندارد می رسد و مصرف‌ ‌تدریجی این ترکیبات، سلول‌های بدن را در برابر آنتی‌بیوتیک‌های دارویی مقاوم می‌کند‌ ‌و هنگام بیماری با مصرف آنتی‌بیوتیک‌های تجویز شده، نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شودکه متاسفانه این مشکل در لبنیات و تخم  مرغ  نیز وجود دارد و تولیدکننده برای افزایش کیفیت محصول خود از ترکیباتی استفاده می‌کند که ترکیبی به نام دی‌اکسین را بالا می برد در حالی که این ترکیب در مواد غذایی نباید‌ ‌از 20 درصد بیشتر باشد؛ زیرا سمی است و مسمومیت‌ حاد و مزمن برای مصرف کننده‌ ‌در پی دارد.»

یک کارشناس دیگر تغذیه نیز معتقد است:« آلودگی‌ها در یک‌ ‌زنجیره پیوسته در حرکت هستند و از طریق آب آلوده و خاک نامناسب‌، کودها، سموم، آفت‌‌کش‌ها، به زنجیره غذایی انسان و حیوان وارد می‌شوند و اگر از حد معینی که استانداردهای جهانی و ملی تعیین کرده، بیشتر شوند، سلامت را تهدید خواهند کرد.

دکتر ربابه شیخ الاسلام تصریح می کند:« غذاهای صنعتی و مکمل های مورد استفاده در تغذیه دام و طیور نیز اگر از این ویژگی‌ها‌ ‌عدول کنند، مشکل‌ساز می‌شوند. برای مثال، تغذیه مرغ با روغن جامد برای سرعت بخشیدن‌ ‌به وزن‌گیری و تغذیه دام با نان کپک زده هر کدام به نحوی سلامت مصرف‌کننده را به خطر‌ ‌می‌اندازد.»

تولیدات ارگانیک؛ تنها راه باقیمانده

تولید انواع مواد غذایی مانند میوه، سبزی و‌ ‌گوشت به روش کاملا طبیعی و بدون استفاده از هرگونه ماده شیمیایی‌ ‌نظیر کود شیمیایی، سموم،‌ حشره کش، قارچ کش، هورمون یا آنتی بیوتیک،‌ ‌روشی است با سابقه‌ای صد ساله که طرفداران زیادی در دنیا پیدا کرده و‌ ‌غذاهایی که به این روش تولید می‌شوند به نام غذاهای ارگانیک مشهور هستند. ‌

شیخ الاسلام در این باره می‌گوید:«مواد غذایی که این گونه تولید می شوند، گاهی از نظر شکل ظاهری مطلوب نیستند، با این حال گران تر به فروش می روند. این نوع مواد غذایی‌ ‌به دلایل زیاد‌ ‌مشتری مخصوص خود را دارند و روز به روز بر تعداد متقاضیان این گونه غذاها‌ ‌افزوده می شود. این غذاها حتی روش نگهداری مخصوص خود را دارند. به‌ ‌علاوه، هیچ یک از ترکیباتی که در انبار و سردخانه برای نگهداری‌‌ ‌غذاهای‌ ‌معمولی استفاده می شوند به این دسته از مواد غذایی اضافه نمی شوند.»

وی‌در‌ادامه می‌افزاید:«بیش از هفت هزار‌ ‌نوع افزودنی مصنوعی مجاز در غذاهای معمولی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا این‌ ‌غذاها ماندگاری بیشتری داشته باشند و بیشتر از زمان طبیعی قابل نگهداری باشند. طرفداران و حامیان غذاهای طبیعی یا ارگانیک، بیماری‌های بسیاری از جمله انواع آلرژی‌ها،‌ ‌مشکلات گوارشی و انواع سرطان‌ها را به این ترکیبات مرتبط می دانند.»

شیخ الاسلام اعتقاد دارد که در اغلب کشورهایی که به طبیعت بکر و سبز علاقه‌مند هستند و‌ ‌برنامه‌های پیشگیری از ابتلا به بیماری‌ها‌ ‌به خصوص انواع سرطان‌های پیشرو را دارند در کنار بازارهای اصلی، بازارچه دیگری نیز وجود دارد که غذای ارگانیک یا طبیعی می‌‌فروشد. این مواد غذایی بعضا از نظر شکل ظاهر بدتر از مواد غذایی مشابه هستند که به‌ ‌طور معمول تهیه می‌شوند، ولی افرادی که از موضوع آگاهند و به سلامت خود علاقه دارند، تمایل بیشتری برای خرید مواد غذایی سالم و طبیعی دارند، هرچند آنها را گران‌ ‌تر بخرند‌.‌ استفاده مجاز و معین از هر نوع‌ ‌ماده شیمیایی‌ ‌در تمامی مراکز تولید باید چنان تحت کنترل باشد که خریدارانی که مواد غذایی معمولی و غیرارگانیک مصرف می‌کنند، ‌در معرض خطر قرار نگیرند. در کشور ما این موضوع مهم تر از تولید غذای ارگانیک است چون راه درازی برای تولید‌ ‌این گونه غذاها در پیش‌است.

***

به هر حال باید بپذیریم که این موضوع در ارتباط مستقیم با سلامت شهروندان است اگر در این زمینه اقدامات کنترلی لازم صورت نگیرد شهروندان با مشکلات جدی در مورد سلامتی خود مواجه می شوند.

ایجاد آرمایشگاه های لازم، آگاه سازی شهروندان در این مورد، انجام تحقیقات کافی برای انجام فعالیت های کاربردی در زمینه پیشگیری از به مخاطره افتادن سلامت مردم و بسیاری از مسائل مرتبط دیگر به سرعت بایستی در دستور کار مسوولان استان کرمان قرار گیرد تا از اتفاقات ناخوشایند جلوگیری شود.

این روزها همه به خوردن میوه و سبزیجات تازه برای سلامتی بیشتر توصیه می شوند اما در شرایط فعلی و در حالیکه در استان کرمان تنها دو محصول گل محمدی و گردو از طریق کشت ارگانیک حاصل می آیند آیا تضمینی برای سلامت مردم در درازمدت با خوردن میوه و سبزیجات موجود در بازار وجود دارد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 15:45  توسط وحید قرایی  | 

جسد گاوی که در کویر شهداد بعد 21 سال هنوز سالم است...

 

عکس: عباس تقی زاده

در سال 1365 بود که کامیونی حامل تعدادی گاو از مسیر خود در 90 کیلومتری شمال شهداد در منطقه ای که کلوت های شگفت انگیز کویر این منطقه در آن قرار دارند منحرف و دچار سانحه شد.

بر اثر این حادثه راننده و تعدادی از گاوها جان خود را از دست می دهند اما گویا گرمای بیش از حد این منطقه در سالیانی که گذشته است مانع از این شده است که هیچ موجود ریز و درشتی این گاو را که 21 سال پیش در این منطقه جسدش رها مانده است تجزیه کند.

کویر شهداد از گرمترین نقاط جهان است که هیچ موجود زنده ای توان زندگی در آن را ندارد و سالم ماندن جسد این گاو دلیل این مدعاست.این عکس را                    عباس تقی زاده یکی از خبرنگاران کرمانی گرفته است. کویر شهداد و کلوت های آن از جاذبه های گردشگری استان کرمان محسوب می شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:5  توسط وحید قرایی  | 

بازار سیاه بنزین/ کارتونی از ادیک بغوسیان

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 6:9  توسط وحید قرایی  | 

 

مردم در تنگنا

 

وحید قرائی ـ منتشر شده در نشریه امید کرمان

 وضعیت مسکن و بازار ساخت و ساز آن در ابهام است ،سرمایه گذاران بورس نمی دانند با کدام حرف یا تصمیم شاخصها در اسرع وقت بالا و پایین خواهد رفت ، امشب که می خوابی قرار نیست مطمئن باشی تا فردا روال اقتصادی کشور همان چیزی است که از لحاظ کارشناسان منطقی تر می نماید . از این که به ناگهان برنامه های مسافرت تابستانی شما و خانواده تان به دلیل سهمیه بندی بنزین کنسل شده است دچار تشویش شده ای و حتی نمی دانی تا چند ماه دیگر روال توزیع بنزین بر چه مبنایی خواهد بود ؟! والبته نمی دانی که چگونه دخل و خرج زندگی خود را متعادل کنی. اگر اهل فرهنگ و کتاب و روزنامه باشی نمی دانی که کدام سیاست فرهنگی برای شما درروزهای آینده تبیین خواهد شد بی آنکه ذائقه شما و هم فکرانتان را هم برای تبیین این سیاست در نظر گرفته باشند .

مشکل گرانی هم که شتر دم خانه بسیاری از ایرانی ها شده است و امیدی هم به بلند شدن آن وجود ندارد .

به راستی چرا ما به این وضعیت دچار شده ایم که بی ثباتی این چنین ما را در خود فرو برده است و جامعه شده است محمل آزمون و خطاهای متعدد فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی ؟

عده ای از همان سیاستگذاران هم مردم را به تحمل دعوت می کنند مانند همیشه که البته تاریخی هم برای زمان پایان این صبر و تحمل طولانی تعیین نمی شود چون به نظر می رسد توانی برای تعیین پایان مدت تحملی که جامعه را به آن فرا می خوانند وجود ندارد .

هر روز می شنویم که قیمت نفت روند صعودی پیدا کرده و مرتب رکورد می زند ، اتفاقاً شنیده بودیم که این نفت قرار است بر سرسفره ها هم بیاید البته چون بوی بد داشت نیامد ! وظریفی می گفت :" لااقل سفره هایمان را پس بدهید "

شاخص ها و آمارهای اقتصادی اعلام شده هم چندان خوشایند نیست و اگر خوشایند هم باشد چندان با دخل و خرجی که داری نمی خواند .

پس همان تحمل کنی بهتر است شاید از پس این روزهایی که می آیند و می روند یک روز بی دغدغه هم فرا برسد که ذهنت آزاد از همه ناپایداری های اقتصادی برای روز بعد هم برنامه بریزد .

نمی دانم در تنگنا قرار گرفتن به چه معناست ولی بی ثباتی ها و بسیاری تصمیم ها بعضی ها را وادار می کند بگویند: " به تنگ آمده ام "

قصد سیاه نمایی نیست اتفاقاً اینها شاید باعث شود که مسئولی که دستی برای سیاست گذاری دارد گوش هایش را برای شنیدن حرف های مردم در تاکسی ها و اتوبوس های شهری وخیابانها تیزتر کند . شاید ما اشتباه شنیده ایم و شاید آنها بهتر بشنوند .

مگر قرار نیست یکبار برای همیشه با سیاست های اصولی و اقتصادی باب بی ثباتی در این زمینه توسط مسئولان بسته شود . راستی ! کسی می داند فردا قیمت هر متر زمین در فلان نقطه شهر چند است و ساخت یک ساختمان معمولی با مصالح معمولی متری چند تمام می شود . اصلاً قیمت یک کیلو گوشت یا یک کیلومرغ فردا چند است ؟ آیا سال دیگر می توان با اتومبیل شخصی بدون دغدغه بنزین عازم سفر شد ؟

آیا می توان امیدوار بود روزنامه ای که الان می خوانی دو ماه دیگر هم بتواند منتشر شود ؟ برای ذائقه سینمایی یا موسیقیایی مردم چه تصمیمی گرفته خواهد شد و آیا ما که جایی استخدام نیستیم و قراردادیمان می خوانند سرکار خود خواهیم بود ؟ واقعاًًًًًًًَََُُُ پیدا کردن پرتغال فروش کار سختی شده است !

البته ما نا امید نیستیم چرا که زندگیمان را با همین امید به آینده بسته اند . نباید نشست ،باید تلاش کرد، باید تولید کرد، باید خواست، باید نوشت، باید خواند، حتی اعتراض کرد...

نیاز امروز ما ثبات در تصمیم گیریها و در نظر گرفتن توصیه کارشناسان و خواست و نیازهای اقشار مختلف جامعه ایرانی است که سالهاست سختی ها را تحمل کرده اند، برای کشورشان جنگیده اند ، شهید داده اند ، اما خواسته اند تا در چارچوب همین نظام اموراتشان اصلاح شود و بهبود یابد .

پس مسئولان محترم ! خواهشمندیم به گونه ای تصمیم نگیرید که این مردم صبور و فداکار بیش از این در تنگنای برخی تصمیمات کارشناسی نشده و خلق الساعه شما قرار گیرند .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:24  توسط وحید قرایی  | 

به یاد هنرمند نام آور این مرز و بوم ،مرحوم استاد سید علی اکبر صنعتی

 

این بار بی بی، استاد را پیدا کرد...

 

 

نویسنده: داود غضنفری

هوا گرم بود و مثل همیشه روزهای پنج شنبه را در منزل بودم ، همیشه در چنین فرصتهایی با سر به سوی منزل استاد می رفتم تا دقایقی را نزد او سپری کنم و برای اینکه با او باشم در خواست می نمودم هر جا مایل باشند ، ایشان را ببرم  چرا که همراه بودن با او برایم کلاس درسی بود که عشق و انسانیت را از او می آموختم . آری استاد علی اکبر صنعتی از آنجا که خودش عاشق حق تعالی و عارفی به تمام معنا بود ، این مباحث را به شیرین ترین روش آموزش می داد.با او بودن برایم افتخاری بود و پشت سر استادی که به معنی واقعی به اوج وارستگی و کمال رسیده بود حرکت می کردم و احساس شعف و شادی می کردم.

استاد صنعتی تا بدانجا رسیده بود که نه تنها در ظاهر ، بلکه در باطنش خود را نوری از انوار حضرت حق می دانست  و او را همه چیز و خود را هیچ می پنداشت . مناعت طبعش تا بدانجا بود که همگان هنرش را تحسین می کردند و او بر ناچیز بودن آن اعتراف می کرد . آری من که یک رهرو ساده بودم در کنار او احساس بزرگی می کردم و خود را به خدا نزدیک احساس می نمودم.

کجایی استاد که هر لحظه تشنه دیدار تو هستم و دلم برای کلاسهایت تنگ شده و می خواهم برای یک بار دیگر چهره نورانی تو را از نزدیک ببینم .

استاد صنعتی بدلیل علاقه بسیاری که به مادرش داشت و ارتباط عجیب و عاطفی که بین این دو نفر درگذشته به وجود آمده بود ، حتی سالیان سال پس از مرگ بی بی ، چنان اشکهایش برای او جاری می شد که گویی همین امروز مادرش را از دست داده است .

آری اینبار نیز همانگونه شد ، با این تفاوت که بعد از دیدار از مقبره جهان پهلوان تختی و بی بی ، استاد قبر چندین تن از مقامات دولتی زمان شاه را به من نشان داد و مطلبی را فرمود که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد. استاد گفت این سنگ که بر روی آن ایستاده ای و خاکی که این سنگ بر روی آن قرار دارد و این مقبره متعلق به کسی است که در زمان حیاتش قدرت نگاه کردن در چشمانش را کسی نداشت و آنقدر قدرتمند و بی رحم بود که کسی جرات ایستادن در مقابلش را نداشت ولی این فرد نمی دانست که این دنیا فانی است و روزی خواهد رسید که امثال ما بر روی مقبره وی بایستیم .پس بدان که هرگز به وسوسه های دنیا دل نسپاری و آگاه باش که عاقبت همه در انتها همین جاست ، پس ظلم و تعددی به مظلومین جایز نیست .

به محض ورود به ابن بابویه پیرزنی فرتوت خود را جلوی ما قرار داد و تقاضای چیزی نمود و استاد نیز به منوال همیشه که جیب بغل کتش را پر از اسکنانس می کرد ، دست در جیبش کرد و به پیرزن داد ، پیر زن که انتظار این مبلغ را نداشت گویی چند سال جوان شده و با شتاب از پیش ما رفت ، بر سر قبر بی بی نشسته بودیم و قاری هم آیه ای از سوره جمعه را تلاوت می کرد که دیدم همان پیر زن در حالیکه چادرش را تا روی صورتش کشیده بود و می دانست که باید نزد چه کسی برود ، به پیش استاد رفت و تا خواستم چیزی بگویم ، استاد مرا با اشاره ای ساکت کرد و مشت پیر زن را برای بار دوم پر کرد و دوباره نشست . هنوز ساعتی از آن لحظه نگذشته بود که سه باره همان پیرزن که این بار چادرش را عوض کرده بود به نزد استاد رفت و باز تا خواستم چیزی بگویم، استاد در حالیکه با لبخندش مرا وادار به سکوت می کرد ، به پیر زنی مبلغی را داد .

بعد از زیارت اهل قبور موقع برگشت به خانه قبل از اینکه سوار ماشین شویم تعدادی از آشنایان همان پیر زن به نزد استاد آمدند و هر کدام صله ای دریافت کردن و ما برگشتیم در راه از استاد پرسیدم که این پیر زن سه بار نزد شما آمد و هر سه بار او را نا امید نکردید ، دلیلش چه بود؟ استاد با لبخندی پاسخ داد که پیر زن اگر نیاز مالی نداشت حتی برای یکبار هم نزد ما نمی آمد ، حتم دارم که او با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند ، خودش که چیزی از عمرش باقی نمانده است پس لابد نان آور خانه اش است و بدلیل نیازش حاضر شد سه بار متوالی نزد ما بیاید ضمن اینکه شاد کردن دل این پیر زن به تمام دارائیهای دنیا می ارزید.

استاد چون خودش با سختی های بسیاری مواجه بوده است و طعم تلخ یتیمی و فقر را چشیده بود دلش می خواست به هر شکلی به این جماعت کمک کند و تحمل دیدن اشک یتیم و ناله پیر زن و مرد بیکار با عائله بسیار را نداشت و به همین دلیل در ساخت مجسمه هایش این سه را ساخت که می توانید در موزه 13 آبان میدان امام خمینی ، مجسمه مرد عائله مند و اشک یتیم و ناله پیرزن را ببینید و فقر از چهره آنها هویداست. صنعتی اولین مجسمه ساز ایران بود که به غیر از ساخت چهره افراد مشهور به ساخت مجسمه از فقر مردم و گرفتاری های روزمره و افراد عادی و زحتمکش که در بین مجسمه زندانیان در بندش کاملا مشهود است ، اقدام کرد و شاید به همین دلیل بود که مردم را با مجسمه سازی آشتی داد . خودش می گفت که در بین افراد مراجعه کننده به موزه می بینم که بسیارند کسانی که در بین مجسمه ها به دنبال چهره خودشان می گردند .

پس از گذشت چندین سال  استاد به دلیل سکته مغزی قادر به حرکت نبود ، به همراه همسرم و پرستارش استاد را به نزد بی بی بردم و وارد ابن بابویه شدیم و من به دلیل اینکه بسیار به اینجا آمده بودم وظیفه پیدا کردن قبر بی بی را داشتم و خواستیم استاد را سوار بر ویلچر ببریم ، که نا هماهنگی سطوح باعث شد تا استاد را از روی ویلچر بلند کنیم و با کمک پرستارش و همسرم که زیر بغل استاد را گرفته بودن به حرکت در بیاییم. به دلیل خسته شدن استاد از آنها خواستم بایستند تا من که آشنا تر بودم قبر بی بی را پیدا کنم و با ویلچر به دنبال قبر بی بی به جستجو پرداختم و هر چقدر می گشتم کمتر می یافتم. در همین حین همسرم که متوجه خستگی استاد شده بود به من گفت سریع خودت را برسان تا ویلچر را برای نشستن استاد آماده کنیم و شاید مصلحت نیست که امروز بر سر قبر بی بی حاضر شویم و بهتر است بیایی تا بر گردیم و من هم که نا امید شده بودم به سمت آنها حرکت کردم در بین دو سنگ ویلچر ایستاد و هر چه کردم ویلچر تکان نمی خورد نه به عقب می رفت و نه به جلو ، من هم متعجب به ویلچر و سنگی که چرخ را نگه داشته بود ، نگاه کردم و صدای همسرم را می شنیدم که می گفت یک ویلچر را نمی توانی به اینجا بیاوری ، بگذار ما به نزد تو بیاییم و با کمال تعجب متوجه شدم که ویلچر بر روی قبر بی بی متوقف شده و این باعث شده است که من نتوانم یک ویلچر 20 کیلویی را حرکت دهم ، هنوز هم با بیاد آوردن این خاطره اشک در چشمانم جمع می شود و باورم نمی شود که چگونه در عین نا امیدی و زمانی که قصد برگشت به خانه را داشتیم این مادر و فرزند چگونه همدیگر را پیدا کردند و این آخرین دیدار استاد با مادرش بود که لحظه لحظه آن در ذهنم نقش بسته است .

آری به همسرم گفتم سریع آقا را بیاور که بی بی این بار استاد را پیدا کرد و همسرم که اشک می ریخت متوجه این اتفاق شد و استاد هم همچون همیشه خوشحال از اینکه توانسته بودیم وی را به نزد مادرش بیاوریم در افکار خودش غوطه ور شد و با مادرش به صحبت نشست و ازهمراهانم خواستم که از آقا فاصله بگیرند و بگذارند این مادر و فرزند چند لحظه ای را با هم به گفتگو بنشینند.

افسوس و صد افسوس که او را از دست دادیم ، به راستی او مرد خدا بود و مورد عنایت حضرت حق قرار داشت و در رفتارش ، چهره اش و بیانش جز نیکی نمی توانستیم ببینیم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 19:32  توسط وحید قرایی  | 

تاکسی با خدمات ویژه!

عکس: وحید قرایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:29  توسط وحید قرایی  | 

 

فاخره صبا درگذشت

همسر مرحوم افضلی پور از بنیانگزاران دانشگاه کرمان روز گذشته در سن ۸۵ سالگی به دیدار حق شتافت.

بنا به این گزارش "فاخره صبا" در تمامی روزهای تلاش مقدس همسرش(مرحوم افضلی پور) برای ساخت دانشگاه کرمان همراه و یاوری فداکار برای او بود.

مرحوم افضلی پور در خاطراتش از همسر خود که برای ساخت دانشگاه کرمان با او مشورت نمود می نویسد:"این اندیشه را در سال 1349 با همسر مهربان و فدارکام بانو فاخره صبا در میان گذاردم او همچنانکه انتظار می رفت با نهایت خرسندی و حسن تفاهم از آن استقبال کرد و پیشنهاد نمود که برای این منظور شایسته است یک بیمارستان بسازم من نظر او را بسیار پسندیدم اما روشن است که یک بیمارستان پس از ساختن شدن و آماده گشتن در مرحله اول نیازمند پزشک و جراح و پرستار و کادر فنی است که باید آموزشهای لازم را دیده باشند بدین سبب با خود اندیشیدم بهتر است به جای یک بیمارستان یک دانشگاه تاسیس کنم که مانند همه دانشگاههای معتبر جهان یک یا حتی چندین بیمارستان ضمیمه آن خواهد بود. این دانشگاه ضمنا خواهد توانست نیازهای علمی دیگر کشور را به ویژه از لحاظ ترتیب کادر آموزش شایسته نیز به خوبی برآورد.

به هر حال فکر تاسیس یک دانشگاه در اردیبهشت ماه سال 1350 قطعی شد و همسرم نیز با خرسندی بسیار آن را پذیرفت زیرا تاسیس یک دانشگاه که ایجاد یک بیمارستان جزئی از آن است نظر اولیه او را نیز تامین می کرد."

یادش گرامی باد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 17:12  توسط وحید قرایی  | 

تبعيض جنسي ممنوع! /کاری از صالح رزم حسینی در مسابقه بين المللی كارتون سانتومرا 2007

جالب این که این کاریکاتور در بروشور مربوط به این جشنواره در کشور اسپانیا چاپ شده ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 17:6  توسط وحید قرایی  | 

جشنواره آش كرماني از نگاه دوربين

عكس:وحيد قرايي

قاعدتا با اون بوي آش استقبال مردم نمي تونست كم باشه!

عكس: وحيد قرايي

خداييش نمي شد از خوردن اين آش گذشت!

عكس: وحيد قرايي

همينطور اين يكي... 

عكس: وحيد قرايي

و اين آش بلغور با چاشني برگ مو بهترين شد

عكس: وحيد قرايي

اين خانم(گلزاري) هم ۶۰-۵۰ تا ظرف آش رو بايد تنهايي مي چشيد تا بهترين آش رو انتخاب كنه...

اين خانم(مظفري) بهترين آشپز جشنواره شد 

و با سرعتي باورنكردني آش ها خورده شد!

گزارش مكتوب جشنواره آش:

 

جشنواره آش کرمانی با چاشنی بی‌نظمی

 

سیما کارآمزیان- اختصاصی بام کویر

بعد از دو تجربه سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردش‌گری کرمان در برپایی جشنواره‌های غذاهای سنتی کرمان این‌بار سازمان فرهنگی هنری شهرداری پیش‌قدم شده بود تا سومین جشنواره را که به آش‌های کرمانی اختصاص داشت در پارک ریاضیات برگزار کند. بر خلاف دو جشنواره‌ی قبلی که با شرکت خانواده‌ها همراه بود و حتی برخی شرکت‌کنندگان آقایانی بودند که غذاهای خود را با نام همسرشان روی میز داوری گذاشته بودند، در جشنواره‌ی آش کرمانی همه آش‌پزها و قریب 90درصد تماشاگران را خانم‌ها تشکیل می‌دادند.

قطع و وصل شدن پی‌درپی برق و در نتیجه میکروفون مجری برنامه، صدای موسیقی که بی‌موقع زیاد و کم می‌شد و بی‌نظمی جشنواره از جمله نکاتی بود که نشان می‌داد برگزار کنندگان جشنواره چندان از تجربه‌ی دو جشنواره‌ی قبلی استفاده نکرده بودند!

در این میان بوی خوش آش که باعث تجمع بیش از حد حاضرین کنار میز داوری شده بود کار قضاوت را برای تنها داور این مسابقه دشوار کرده بود.

خانم گلزار تنها داور این جشنواره بود و همین موجب اعتراض برخی شرکت‌کنندگان شده بود. این دسته از شرکت‌کنندگان اعتقاد داشتند چطور یک نفر به تنهایی که باید در مدت زمان کوتاهی مزه بیش از 50 آش مختلف را بچشد می‌تواند قضاوت عادلانه‌ای داشته باشد و البته این نکته‌ای بود که خود گلزار نیز کم و بیش آن را قبول داشت. او برای تعیین بهترین آش ده فاکتور از جمله مواد اولیه، طرز پخت حبوبات و سبزیجات آش، چاشنی آش، تزیین و جا افتادگی آش را در نظر گرفته بود. صدیقه مهدی‌زاده یکی از شرکت‌کنندگان جشنواره‌ی آش بود که اوماچ (شولی) یونجه پخته بود. او در مورد عدم استقبال جوان‌ها از غذاهای سنتی و استقبال از فاست فودها می‌گوید: « دخترهای امروزی غیرتشان نمی‌گذارد پای گاز بایستند و می‌خواهند همه چیز آماده باشد. در حالی‌که حتی اگر یک سیب‌زمینی آب‌پز هم بخورند خاصیتش از این پیتزاها و ساندویچ‌ها بیشتر است.»

اما یک خانم جوان حاضر در جشنواره به نوعی صحبت‌های خانم مهدی‌زاده راقبول ندارد و می‌گوید:« غذاهای سنتی برای این‌که خوش‌ طعم باشند باید با حوصله و زمان پخته شوند و جا بیفتد اما بسیاری از خانم‌ها، شاغلند و مثل مادران خانه‌دارشان نمی‌توانند برای غذا پختن وقت بگذارند. شهر هم که تا دلتان بخواهد فست‌فوت دارد اما برای پیدا کردن یک ظرف آش خوب باید کل شهر را بگردی. خوب طبیعی است که ذائقه جوان‌ها به این فست‌فوت‌ها عادت می‌کند.»

خانم ایرانمنش یکی دیگر از شرکت‌کنندگان جشنواره‌ی آش بود او که با چهار آش جو، رشته، شولی و بلغور در مسابقه شرکت کرده بود می‌گوید:« جوان‌ها اگر بدانند این غذاها چقدر خاصیت و ویتامین دارد طرف این غذاهای آماده نمی‌روند»

اما او نیز معترف است که از ساعت 6تا 5 بعد از ظهر برای پختن آش‌های مسابقه وقت صرف کرده است.

خانم سیاح که مربی آشپزی جامعه‌ بازنشستگان ناحیه‌ی 2 آموزش و پرورش است یکی دیگر از شرکت‌کنندگان جشنواره بود که سه نوع آش جو، ترشک و آش‌ ماش پخته است. او نیز معتقد است عطر و مزه غذاهای قدیمی را غذاهای امروزی ندارند چون با حوصله و علاقه پخته می‌شوند.

اما وی از منتقدین جدی این جشنواره بود و می‌گوید: «مراسم اصلا انضباط نداشت. برگزارکنندگان می‌بایست حداقل با چای از مردم پذیرایی می‌کردند.»

سیاح نحوه‌ی برگزاری و داوری جشنواره را نیز چندان مناسب نمی‌داند و می‌گوید:« تعداد داوران باید بیشتر می‌بود، روی میز داوری حداقل ده جور آش جو بود و یک نفر در مدت حداکثر 45 دقیقه چطور می‌توانست بین تمام آن‌ها قضاوت می‌کند و نکته‌ی دیگر این‌که به نظر من همه‌ی شرکت‌کنندگان باید از ظرف‌های یک شکل استفاده می‌کردند چون مسلم است که هر چه ظرف شیک‌تر باشد جلوه‌ی بیشتری به غذا می‌دهد.»

اما در نهایت از بین 31 شرکت‌کننده، 6 نفر به عنوان نفرات برتر جشنواره انتخاب شدند. زهرا مظفری با آش جو و شولی جایزه اول را دریافت کرد و بیات، فاطمه شریفی، شمسی فتحی‌زاده، نرگس موسی‌نژاد، شهناز کاظم‌پور به عنوان نفرات دوم تا ششم معرفی شدند.

جشنواره‌هایی مثل جشنواره‌ی آش کرمانی علی‌رغم تمام انتقاداتی که به آن وارد بود برای شهر آرام و کم تحرک ما غنیمت است و باید از برگزاری آن‌ها استقبال کرد. البته نظم دادن به چنین جشنواره‌هایی و اجرای بهتر آن ذهنیتی مطلوب‌تر در شهروندان برای شرکت فعال‌تر در آن به جای می‌گذارد ضمن این‌که بایستی استاندارد مشخصی نیز برای داوری در نظر گرفته شود تا یک نفر مسوول تمام ناکامی‌های شرکت‌کنندگانی که برنده نمی‌شوند، نباشد.

در این میان کسانی نیز که به‌عنوان تماشاگر شرکت می‌کنند خودشان بایستی عامل نظم این جشنواره باشند تا روال عادی کار بدون مشکل پیش رود و در پایان برگزاری هم کارگران شهرداری مجبور نباشند ظرف و آش‌های بر زمین ریخته را جمع نمایند.

اما به هر حال یادتان باشد بعد از خوردن آش‌های خوشمزه‌ی کرمانی حتما چند دانه "کِسِرک" یا نبات هم بخورید تا دم نکنید!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 13:10  توسط وحید قرایی  | 

نگاه

 

عكس: وحيد قرايي 

این عکس نه ارتباطی با گقتمان دوم خردادی داره و نه ارتباطی با ضعف های دولت نهم. ولی می تونه یک چشم انداز جالب در مورد هرچی که دوست دارید در مورد این عکس برداشت کنید باشه!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:42  توسط وحید قرایی  | 

سفر/ کارتونی از حسن کریم زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:19  توسط وحید قرایی  | 

بيانيه‌ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران:

همه بايد نسبت به اقداماتي در جهت محدود كردن آزادي‌ها واكنش نشان دهند

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با صدو بيانيه‌اي مسائلي از جمله بازداشت دانشجويان دفتر تحكيم وحدت، پلمپ دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت، توقيف مجدد روزنامه هم ميهن و لغو امتياز روزنامه مشاركت را مورد تحليل قرار داد.

به گزارش ايسنا صادركنندگان اين بيانيه با بيان اين‌كه " اين اقدامات موجي است كه از برخورد با نهادهاي مستقل از قدرت حكايت دارد" افزوده‌اند: ريشه‌ها و ابعاد جديد پيش‌بيني حوادثي كه در آينده رخ خواهد داد، تنها در چارچوب درك واقعي از شرايط سياسي و اجتماعي كشور قابل تحليل است.

هم‌چنين با بيان اين اعتقاد كه " در شرايط فعلي آثار و نتايج شديدا زيانبار رويكردها، سياست‌ها و اقدامات غلط و شعاري به شدت چهره‌نمايي مي‌كند" مواردي از جمله وضعيت بيكاري، تورم، قيمت اجاره و خريد مسكن را از " علائم آشكار يك بحران واقعي در عرصه اقتصادي" برشمرده شده است.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اين بيانيه هم‌چنين نسبت به تصميمات گرفته شده در عرصه ديپلماتيك و عواقب و نتايج آن انتقاد كرده و از جمله به صدور قطعنامه‌ها از سوي شوراي امنيت و نتايج آن در شرايط فعلي اشاره كرده و " قطع روابط اقتصادي، كاهش چشم‌گير سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي، تحريم كالاها و . . ." را از نتايج تصميات غلط در عرصه سياست خارجي دانسته است.

در اين بيانيه هم‌چنين حوزه سياست داخلي قابل انتقاد توصيف شده و در همين زمينه به انتقادات به ويژه از سوي برخي نزديكان جناح حاكم اشاره شده و امده است: تبليغات سنگين و ارائه آمارهاي ساختگي و نامعتبر در اين زمينه راهگشا نيست.

نويسندگان اين بيانيه با اشاره به شرايطي كه توصيف كرده‌اند و نيز اشاره به نزديك شدن به انتخابات مجلس آينده در چنين شرايطي ابراز عقيده كرده‌اند: چنين شرايطي جريان حاكم را به شدت نسبت به سرنوشت خود نگران كرده است. به طور كلي اين جريان دو راه پيش رو دارد؛ يا اين‌كه در سياست‌ها و رويكردهاي خود تجديدنظر كند و اشتباهات گذشته خود را بپذيرد و درجهت اصلاح آن تلاش كند. يا اين‌كه بر روش‌هاي پيشين خود اصرار بورزد كه متاسفانه حوادث اخير بيانگر اين واقعيت است كه راه دوم را انتخاب كرده است.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران معتقد است: هرچه مي‌گذرد آستانه تحمل برخي از نيروهاي جريان حاكم كم‌ مي‌شود و حوادثي كه اين روزها با آن مواجه هستيم از جمله بازداشت اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، پلمپ دفتر ادوار تحكيم وحدت و توقيف مجدد روزنامه هم‌ميهن نشانه‌هاي آن است و دامنه اين حركت جديد تمامي كانون‌ها و شخصيت‌ها را كه در يك فعاليت آزاد و قانوني مي‌توانند حضور داشته باشند را در بر مي‌گيرد. ايجاد محدوديت براي مطبوعات و رسانه‌ها از جمله خبرگزاري ايلنا، همگي نشانگر عدم تحمل اين جريان است.

صادر كنندگان اين بيانيه هم‌چنين با بيان اين‌كه " سازمان ادوار تحكيم وحدت يك تشكل سياسي داراي مجوز رسمي از سوي وزارت كشور است" خاطرنشان كرده‌اند: تشكل‌هاي سياسي رسمي و قانوني زير نظر كميسيون ماده 10 احزاب وزارت كشور فعاليت مي‌كنند و مادام كه فعاليت آن‌ها مجاز شمرده شده باشد، هيچ دستگاهي حق برخورد با آن‌ها را ندارد از اين نظر پلمپ دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت را بايد نقطه عطفي در برخورد با تشكل‌هاي سياسي رسمي مستقل دانست و نقطه آغازي براي برخورد با احزاب سياسي شمرد.

در ادامه اين بيانيه افزوده شده است: با نزديك شدن به انتخابات مجلس بايد شاهد وقوع اشكال جديدتري از اين نوع برخوردها باشيم؛ لذا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن محكوم كردن برخوردهاي اخير با فعالان سياسي و دانشجويي و محدوديت آزادي‌هاي قانوني نسبت به عواقب زيان‌بار اين اعمال هشدار مي‌دهد و از همگان مي‌خواهد نسبت به اقداماتي كه در جهت محدود كردن آزادي‌ها و فعاليت‌هاي كانون‌هاي سياسي مستقل در حال صورت گرفتن است واكنش نشان دهند. به ويژه دانشجويان عزيز را متذكر مي‌شويم كه تشديد فشارها بر جنبش دانشجويي با هدف دوگانه ايجاد انفعال و راديكاليزه كردن فضاي جنبش دانشجويي است و براساس تجارب سال‌هاي اخير تنها يك نتيجه خواهد داشت. بنابراين مواجه آگاهانه و مدبرانه به منظور خنثي‌سازي اهداف اين حركت و حفظ فضاي پرتحركي كه به تدريج در دانشگاه‌ها در حال شكل‌گيري است و نيز حضور فعال و موثر در انتخابات آينده پاسخي از سر درايت و تدبير به طراحان سناريوهاي جديد خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:14  توسط وحید قرایی  | 

 

یک سوال اساسی...

درسته که می شه روزنامه های منتقد رو توقیف کرو و درسته که می شه سایت ها و خبرگزاری های منتقد رو هم فیلتر کرد ولی....

آیا میشه ضعف های دولت نهم رو هم فیلتر کرد و از دید ناظران و افکار عمومی پنهان نمود؟

کاریکاتور: بزرگمهر حسین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 15:57  توسط وحید قرایی  | 

 
فراخوان طراحى آرامگاه ایرج بسطامى
 
300963.jpg
 
طراحى آرامگاه مرحوم ايرج بسطامى كه در زلزله پنجم دى ماه ۱۳۸۲  در بم جان خود را از دست داد ه به مسابقه گذاشته مى شود.
محمد على جوشايى رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى بم با بيان اين مطلب افزود: مسابقه طراحى آرامگاه بسطامى خواننده مطرح كشورمان طى برگزارى هفته فرهنگى بم، در اواخر مردادماه امسال برگزار خواهد شد.وى از طراحى سايت اينترنتى به نام بسطامى به همين منظور خبر داد و گفت: اين سايت در هفته فرهنگى بم راه اندازى و مسابقه به صورت بين المللى اجرا خواهد شد.وى با بيان اين كه وضعيت فعلى آرامگاه ايرج بسطامى شايسته و جالب توجه نيست افزود: با توجه به اين كه پيكر ايرج بسطامى در بهشت زهرا (س)دفن شده است بايد با ظرافت خاص آرامگاه وى ساماندهى شود.
مرحوم ايرج بسطامى متولد سال ۱۳۳۶ از مشاهير موسيقى و آواز ايران در بود. او آموزش آواز را از سن ۷ سالگى نزد عموى خود يدالله بسطامى آغاز كرد. بسطامى از سال ۱۳۵۷ به همراه پرويز مشكاتيان كار رسمى خود را شروع و در سن ۱۴ سالگى فعاليت حرفه اى خود را آغاز كرد و در اين مدت ۹ اثر ارزشمند از خود برجاى گذاشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 7:0  توسط وحید قرایی  | 

نامه های سرگردان برای آقای پرزیدنت/ کارتونی از کیوان زرگری

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 5:52  توسط وحید قرایی  | 

لزوم بازسازی رابطه میان گروه های اصلاح طلب در داخل و خارج دانشگاه

 

وحید قرایی/کرمان ما

18 تیر 1378 را می توان آغاز حرکتی دانست که هدف آن از بین بردن کارایی جنبش دانشجویی اصلاح طلب در ایران بود.

 در آن روزها مجموعه دفتر تحکیم وحدت متشکل از تشکل های سیاسی اصلاح طلب دانشجویی به دلیل انسجام قابل توجه، و ارتباط گسترده با سایر اصلح طلبان توانایی این را داشت که در بسیاری از مسائل سیاسی آن زمان تاثیرگذاری فراوانی داشته باشند. در حقیقت این بخش از جنبش اصلاح طلب ایران در کنار مطبوعاتی که هنوز طعم تلخ توقیف های گسترده را نچشیده بودندبه عنوان سدی مستحکم در برابر تندروی های تمامیت خواهان که خواستشان متوقف کردن حرکت های اصلاح طلبانه بود قلمداد می شدند چه اینکه در میان مردم نیز این دو بخش تاثیرگذاری زیادی از خود نشان داده بودند.

پس دور از ذهن نبود که گروههای فشار به عنوان یک اهرم دارای تکیه گاههای قدرتمند در میان این تمامیت خواهان همواره به دنبال فرصتی برای کم اثر کردن این بعد جنبش اصلاحی باشند.

سرانجام نیز بهانه برای حمله فیزیکی گسترده به این جنبش با توقیف روزنامه سلام و اعتراض های دانشجویی بعد از آن فراهم شد و آن خشونت عریان دامن بسیاری از دانشجویان فعال سیاسی اصلاح طلب را گرفت.

سخنی به گزاف نیست که آن برخوردهای آن روزها اکنون نیز همچنان به صورت هایی دیگر ادامه دارد و موج فزاینده برخورد با دانشجویان برای این که هیچگاه به آن وضعیت مطلوب و تاثیر گذار خود نرسند به خوبی نشان دهنده این موضوع است.

اما با وضعیت فعلی آیا می توان راهی برای برون رفت از وضعیت فعلی که جنبش دانشجویی دچار آن شده است یافت؟

به نظر می رسد یکی از راههای باقی مانده، ائتلاف مجدد اصلاح طلبان خارج از دانشگاه با جنبش دانشجویی و ایجاد امکان حمایت های همه جانبه متقابل میان این دو گروه اصلاح طلب در داخل و خارج از دانشگاه باشد.

در حالیکه نمی توان کتمان کرد که حمایت و پشتیبانی اصلاح طلبان داخل حکومت در سال های اخیر آن چیزی نبوده است که بتواند جنبش دانشجویی را برای تعامل با آنها اقناع کند در عین حال بخشی از جنبش دانشجویی نیز در مجموعه تحکیم وحدت فراتر از امکانات عملی و شدنی در کشور تئوری پردازی نمودند و عملا اثر گذاری این مجموعه نسبت به گذشته افول قابل توجهی داشت و نتیجه تقریبا آن شد که مد نظر تمامیت خواهان بود گرچه با ابزاری خشونت بار و با انواع و اقسام فشارها به تشکل ها و دانشجویان سیاسی به دست آمد.

اینک و در زمان حال از دست دادن فرصت تعامل همه جانبه اصلاح طلبان چه در داخل دانشگاه و چه بیرون آن مطلوب نیست و ثمربخشی حرکت های دانشجویی زمانی ملموس خواهد بود که با بازنگری در برنامه ها امکان نزدیکتر شدن به گروهها و احزاب اصلاح طلب فراهم شود. (البته نشانه های روشنی از این رویداد خصوصا پس از برخورد با دانشجویان پلی تکنیک مشاهده شد.)

افراد شاخص جریانات مختلف اصلاح طلب نیز بایستی از تمام فرصت ها برای گفتگو و تعامل با دانشجویان استفاده کنند و خصوصا در شرایطی که جنبش دانشجویی بیش از پیش در معرض فشار قرار گرفته و با دانشجویان فعال سیاسی به شکل های مختلف برخورد می شود حمایت گسترده تر و موثرتری از آنها به عمل آورند تا شاید زخمهایی که در این سال ها بر پیکره جنبش دانشجویی نشسته است اندکی التیام یابد و امکان تعامل و مفاهمه تمامی نیروهای اصلاح طلب برای حرکت قوی تر و پیش برد جریان اصلاحات در کشورمان فراهم شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 15:40  توسط وحید قرایی  | 

شايسته نيست مطبوعات تحت فشار و آماج نسبت‌هاي نادرست قرار گيرند

دبير كميته‌ي حقوقي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و مدرس حقوق مطبوعات گفت كه برخي تعابير به كار برده شده درباره‌ي مطبوعات اصولا مبناي حقوقي ندارد و در هيچكدام از قوانين حقوقي ايران چنين الفاظي به كار نرفته است.

كامبيز نوروزي در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به تعابيري كه پيش از اين درباره‌ي مطبوعات به كار رفته است اظهار داشت: اين در حالي است كه مطبوعات قانون خاصي دارند و ساير رسانه‌ها نيز كه فاقد قانون خاص هستند مشمول قوانين عمومي كشور مي‌شوند.

وي تاكيد كرد: اگر يك رسانه مرتكب اقدامي غيرقانوني شود بايد با آن رسانه‌ي معين در چارچوب اقدام غيرقانوني آن برخورد قانوني انجام گيرد و شكي نيست كه در اين صورت اين رسانه بايد با رعايت قانون، تحت تعقيب و محاكمه قرارگيرد.

دبير كميته‌ي حقوقي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با اشاره به تعابيري كه برخي مسوولان درباره مطبوعات به كار مي‌برند خاطر نشان كرد: تهديد مطبوعات در شان رسانه‌هاي كشور و مسوولان نيست. بهتر است اگر مواردي سراغ دارند كه نشريه‌اي مرتكب جرمي شده با توجه به مسووليت‌شان و همچنين مسووليت هيات نظارت بر مطبوعات با آن جرم معين برخورد كنند اما توجه داشته باشند نسبت دادن اين مفاهيم فاقد پايگاه حقوقي است.

مدرس حقوق مطبوعات همچنين يادآور شد: بايد ديد احساس نياز براي اصلاح قانون مطبوعات در چه بعدي صورت مي‌گيرد. برخي براي توسعه‌ي آزادي مطبوعات، ارتقاي امنيت حرفه‌يي و استقلال حرفه‌يي مطبوعات به دنبال اصلاحاتي در قانون مطبوعات هستند و عده‌اي ديگر معتقدند اين قانون بايد در جهت اعمال كنترل و نظارت بر مطبوعات اصلاح شود. تصور من اين است كه اصلاح و تغيير در اين باره زماني مفيد است كه در جهت ارتقاي آزادي، استقلال و امنيت مطبوعات باشد در غير اين صورت به صلاح هيچ كس نيست.

وي يادآور شد: در هفته‌هاي اخير اظهارات نسبتا تندي نسبت به مطبوعات خصوصا از ناحيه‌ي مسوولان محترم قوه‌ي مجريه را شاهد بوديم؛ البته اظهارنظر حق همه‌ي اشخاص است اما زماني كه قرار است تصميمي اتخاذ شود بايد موضوع، معين و دقيق باشد در حالي كه اين اظهارات بسيار كلي است.

نوروزي تصريح كرد: جامعه‌ي روزنامه‌نگاران ايران و همچنين صنف مطبوعات مسلما معتقد به نظام هستند، در چارچوب قوانين كشور فعاليت مي‌كنند و از نظر تعهد حرفه‌يي متعهدانه عمل مي‌كنند؛ ممكن است خطا اتفاق بيفتد اما ما در حال حاضر از نظر رعايت حقوق و اخلاق حرفه‌يي در يكي از بهترين شرايط هستيم و اين امر در كنار ارتقاي كيفيت روزنامه‌نگاري افزايش چشم‌گيري داشته است.

دبير كميته‌ي حقوقي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با تاكيد بر اينكه امنيت ملي و حفظ نظام بر جامعه‌ي مطبوعاتي ايران حاكم است، گفت: اگر چه در فضاي رسانه‌يي كشور ما اختلاف نظر و سليقه وجود دارد اما همه در اعتقاد به اين مباني اشتراك دارند و روا نيست به مطبوعاتي كه با اين مرارت در حال فعاليت هستند اين قبيل نسبت‌هاي نادرست داده شود.

نوروزي در پايان خاطر نشان كرد: مسلما اگر قوه‌ي مجريه و قضاييه ارتكاب جرمي به وسيله‌ي يك نشريه را شاهد باشند حق دارند با اين جرم در چارچوب قانون برخورد كنند اما شايسته نيست به خاطر اختلاف سليقه و ديدگاه، مطبوعات تحت فشار و آماج اين نسبت‌ها قرار گيرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 6:30  توسط وحید قرایی  | 

گزارشي از بخش کودکان سرطانی بیمارستان افضلی‌پور کرمان

 

همين امروز ياري شان كنيم

 

(این گزارش را حتما بخوانید)

 

 

سیما کارآموزیان/اختصاصی بام کویر

تماشای بازی و خنده‌های کودکان همیشه بزرگ‌ترها را به وجد می‌آورد حتی اگر هیچ نسبت سببی یا نسبی با کودک نداشته باشند. خیلی از افراد مسن اوقات فراغت خود را در پارک‌ها می‌گذرانند تا از شادی‌های کودکانه خستگی دوران کهولت را ساعتی هم که شده فراموش کنند.

اما کودکانی هم هستند که دوست دارند بازی کنند اما رمق بازی کردن ندارند. دوست دارند بخندند اما روزهای طولانی در بستر بیماری خوابیدن لبخندشان را کم رنگ کرده است و شاید جلوی سایر هم‌سالانشان از موهای کم‌پشتشان خجالت می‌کشند.

در یکی از گوشه‌های انتهایی بیمارستان افضلی‌پور کرمان کنار سردخانه‌ی بیمارستان بخش کوچکی وجود دارد که وارد شدن به آن به شدت احساسات تازه واردان را تحریک می‌کند. این جا بخش کودکان سرطانی است. نزدیک در ورودی بخش، دختر بچه‌ی  چهار ساله‌ای با گریه سعی می‌کند خودش را در کنج اتومبیل پدر پنهان کند و مادر سعی دارد با انواع شیوه‌های کودکانه دخترک را به پیاده شدن راضی کند. آنا سرطان خون دارد و زمانی‌که نزدیک بیمارستان می‌شوند سختی شیمی درمانی را حس می‌کند. او تنها 4 سال سن دارد و از دو سالگی درمان را شروع کرده است.

ورود به بخش و عیادت از این کودکان هیچ آدابی ندارد و حتی بسیاری از والدین کودکان از ملاقات کنندگان استقبال می‌کنند چرا که برخی از این کودکان ماه‌هاست که روی تخت بیمارستان بستری هستند و ورود  هر تازه واردی تنوعی است برای روحیه‌ی خسته‌ی آن‌ها و والدینشان.

این بخش علی‌رغم تلاش‌های بی‌وقفه پزشکان و کادر درمانی  برای کاهش رنج بیماران و روحیه بخشیدن به خانواده‌ها مشکلات زیادی دارد که هر یک از آن‌ها باری است به دوش والدین این کودکان رنجور.

ابوالفضل ده سال دارد و بعد از تعطیلات عید بود که پزشکان تشخیص دادند او به سرطان مبتلاست. ابوالفضل و پدرش برای جلسات شیمی درمانی از زرند به کرمان می‌آیند و گاهی که ابوالفضل دچار دردهای شدید می‌شود باید تا 15 روز و یا حتی بیشتر در بیمارستان بمانند. پدر ابوالفضل می‌گوید: «اولین مشکل بخش این است که استریل نیست. پزشکان می‌گویند این بچه‌ها باید در محیط کاملا استریل باشند حتی گاهی لازم است از تماس با افرادی که حتی یک دندان خراب یا سرماخوردگی مختصری دارند دوری کنند اما این بخش اصلا استریل نیست و نهایت امکانات ما استفاده از ماسک‌های معمولی است. ضمن آن‌که بوی آشپزخانه همیشه در فضا پراکنده است و حال بچه‌ها را که بعد از شیمی درمانی تهوع شدید دارند بدتر می‌کند.»  

او می‌افزاید:« بسیاری از پزشکان اعتقاد دارند که در درمان بیماری‌های سخت مثل سرطان داشتن روحیه و افکار مثبت گاهی خیلی بیشتر از درمان‌های شیمیایی موثر است. اما این بخش کنار سردخانه واقع شده و روزی حداقل دو سه خانواده برای تحویل یا گرفتن جسد به این‌جا می‌آیند. صدای الله اکبر و لاالله الا الله و شیون خانواده‌های داغدار اثر خیلی بدی در روحیه‌ی والدین و حتی خود بچه‌ها دارد.»

مادر آنا که باز هم سعی دارد گریه‌های او را بعد از تزریق و بالا آوردن‌های پی در پی آرام کند می‌گوید:« در این بخش می‌بایست یک اتاق بازی برای بچه‌ها وجود می‌داشت. بعضی از بچه‌ها روزها و ماه‌ها این‌جا بستری هستند و قطعا محیط کسالت بار بیمارستان در روحیه‌شان تاثیر بدی می‌گذارد.» و البته عدم وجودمحلی برای استراحت همراهان بیماران مشکلی است که والدین کودکان سرطانی مثل سایر همراهان بیماران در بیمارستان‌های دیگر با آن روبه‌رو هستند.

اما شاید پروسه طولانی تهیه دارو یکی از مشکلات اساسی همراهان بیمار باشد. از آن‌جا که این داروها باید روزانه تهیه شود همراه هر یک از بیماران باید هر صبح ابتدا به هلا‌ل احمر مراجعه کند تا قیمت دارو مشخص شود بعد به معاونت درمان برود تا شاید بتواند از تخفیفی استفاده کند و پس از آن برای دریافت استعلام به داروخانه بیمارستان باهنر مراجعه کند و در نهایت برای دریافت دارو دوباره به هلال احمر باز گردد. و این پروسه حداقل سه تا چهار ساعت زمان می‌برد که البته از آن‌جایی که اکثر همراهان بیماران از شهرستان‌ها مراجعه می‌کنند تمام این مسافت را باید با آژانس تاکسی تلفنی طی کنند که نرخ آن با افزایش قیمت بنزین سر به فلک می‌زند و تازه گاهی اوقات از شش قلم داروی مورد نیاز یکی دو قلم در استان موجود نیست و همراهان بیماران باید برای تهیه آن به استان‌های دیگر سفر کنند.

اما مشکلات دیگری هم وجود دارد. هانیه 12 سال دارد و 7 سال است که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند. به دلیل درمان طولانی، پزشکان و پرستاران بخش برای پیدا کردن رگ‌ها او برای تزریق‌ دارو با مشکل مواجهند. او نیاز به یک پرت200هزار تومانی دارد تا تزریق از طریق آن صورت گیرد و البته پدر هانیه که تا سال گذشته به دلیل بدهی مالی در زندان به سر می‌برد برای تهیه این پرت با مشکل مواجه است. تهیه این پرت برای هانیه و بسیاری از بیماران دیگر از واجبات است.

محود 17 ساله برای شیمی درمانی از جیرفت به کرمان آمده است. آخرین جلسه درمان او آن‌قدر سخت بوده که او دیگر نای صحبت کردن ندارد. شیمی درمانی دیگر برای او اثری ندارد، او باید برای عمل پیوند مغز استخوان به تهران اعزام شود. این عمل 10 میلیون تومان هزینه دارد که تهیه این مبلغ از توان خانواده‌ محمود خارج است.

پدر محمود می‌گوید:« خانواده‌ی اکثر بیماران سرطانی با مشکل مالی مواجهند. حتی بسیار خانواده‌ها که در شروع درمان وضع مالی مناسبی دارند در میانه‌ی راه در تامین بسیاری هزینه‌ها ناتوان می‌شوند چه رسد به کارگرانی مثل من.»

با تمام کمی و کاستی‌ها بخش کودکان سرطانی بیمارستان افضلی‌پور در مقایسه با بسیاری از استان‌ها وضعیت مطلوب‌تری دارد. بسیاری از هزینه‌های بستری شدن در این بخش رایگان است و پرسنل این بخش به گفته‌ی همراهان و بیماران بیش از توان خود به بیماران خدمت می‌کنند.

واقعیت این است که مشکلات خانواده‌هایی که بیمار سرطانی در جمع خود دارند یکی دو تا نیست و به قول خودشان  تا کسی بیماری در جمع خود نداشته باشد مسایل و مشکلات آن‌ها  را درک نمی‌کنند.  شاید به همین دلیل است که خود همراهان بیماران انجمنی را برای حل مسایل و مشکلات خود تشکیل داده‌اند تا با کمک یکدیگر و البته خیرین شهر حداقل مسایل مالی و هزینه‌های درمان را تا حدی کاهش دهند و البته در کنار هم روحیه‌ی بیمارانشان را تقویت کنند.

این در حالی است که انجمن کوچک کودکان سرطانی متاسفانه برای بسیاری از شهروندان و البته خیرین کرمانی نا آشناست. این انجمن حتی تاکنون موفق نشده با دیگر انجمن‌ها نظیر بیماران خاص، تالاسمی و حتی کمیته امداد تعاملی برقرار کند.

در حال حاضر 300 کودک سرطانی در بخش کودکان سرطانی بیمارستان افضلی‌پور پرونده دارند که کوچک‌ترین آن‌ها دختربچه‌ای سه ماهه است. بسیاری از پزشکان معتقدند که اگر مصرف دارو و جلسات شیمی درمانی، برق و... به موقع انجام شود تعداد زیادی از این بیماران سلامت خود را بدست می‌آورند.

تامین این هزینه‌ها از عهده‌ی بسیاری از خانواده‌ها خارج است پس به شکرانه سلامت امروزمان به یاد داشته باشیم که این کودکان امروز نیازمند یاری ما هستند و می‌توانیم برای یاری رساندن به آن‌ها به بخش کودکان سرطانی بیمارستان افضلی‌پور مراجعه کنند...  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:35  توسط وحید قرایی  | 

تحول در روند اصلاح و تربیت مجرمان در زندان‌های کرمان

 

 اصلاح به جای تنبیه

 

 

وحید قرایی-اختصاصی بام کویر

 

کارهای قابل توجهی در زندان کرمان برای بهبود شرایط زندانیان انجام شده است و همین باعث شده است وضعیت برای آموزش مسایل فرهنگی و آماده‌سازی زندانی برای بازگشت به جامعه بهتر از همیشه باشد.

این واقعیتی است که در بازدید جمعی از خبرنگاران رسانه‌های گروهی از مجموعه زندان‌های کرمان به روشنی به چشم می‌خورد و نشان می‌دهد مدیریت این بخش تلاش‌های خود را برای رسیدن به این وضعیت تا حد زیادی به ثمر نشانده است.

به هر حال مجرمان نیز انسان‌هایی هستند که هر یک بنا به دلایلی مرتکب اعمالی شده‌اند که پای آن‌ها را به زندان باز کرده است و تجربیات سال‌های گذشته در کشورمان و سایر کشورها به خوبی نشان می‌دهد که نگاه تربیتی و اصلاحی به مجرمان مهمتر و مثمر ثمرتر از نگاه صرف تنبیهی به آن‌هاست.

چند ماه پیش «عمادالدین باقی» فعال حقوق بشر و عضو کمیته‌ی دفاع از حقوق زندانیان کشورمان در مقاله‌ای این نکته را به صراحت عنوان کرده بود که «با توجه به استانداردهای موجود جهانی، زندان کرمان بهترین وضعیت را از لحاظ رسیدن به این پارامترها در کشورمان دارد» و البته این جای خوشحالی دارد که در زندان کرمان و به قول مدیر کل زندان‌های استان کرمان، در تمامی زندان‌های استان کرمان شرایط مطلوب برای اصلاح و تربیت مجرمان زندانی فراهم شده است. جالب این‌جاست که با این بهبود شرایط در صورتی که زندانی پس از آزادی از حمایت‌های خانواده و جامعه برخوردار باشد و آن نگاه انسانی به او پابر جا بماند امکان ارتکاب جرم و بازگشت او به زندان به صفر می‌رسد و همین نشان می‌دهد که اعمال سیاست‌های اصلاح و تربیتی به‌جای نگاه تنبیهی و خشونت‌آمیز تا چه حد در رسیدن زندانی به شرایط مطلوب برای زندگی سالم موثر است.

امکانات ورزشی در زندان کرمان قابل توجه است ضمن این‌که همین، باعث شده است که در رشته‌های مختلف ورزشی زندان کرمان در کشور به سطح اول کشور برسد و این یعنی ایجاد روحیه‌ی زندگی تلاش و موفقیت در میان زندانیان که حدود ۸۰ درصد آنها را زندانیان مرتبط با جرائم مواد مخدر تشکیل داده اند. 

از سوی دیگر از نهضت سواد آموزی تا پایان مقطع متوسطه در زندان کرمان امکانات آموزشی به وجود آمده است و نکته جالب این‌که 13 نفر از زندانیان از طریق شیوه‌ی فراگیر تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرده‌اند.

وجود کتابخانه مناسب و آموزش قرائت و حفظ قرآن نیز به صورت جالب توجهی در وضعیت زندانیان تاثیرگذار بوده است و قاعدتا آموزش‌های فنی و حرفه‌ای نیز مکمل آموزش‌هایی است که زندانیان آن‌ها را طی می‌کنند و اگر خودشان اراده نمایند و بخواهند می‌توانند با شرایط دگرگون شده‌ای برای ادامه‌ی زندگی به جامعه‌ بازگردند.

در حال حاضر در زندان مرکزی کرمان 3 اندرزگاه شامل 8 بند که زندانیان با توجه به سن و جرم ارتکابی در آن‌ها تقسیم‌بندی شده‌اند وجود دارد که هر بند دارای یک نمازخانه، یک روحانی، یک روانشناس و از عیدفطر سال گذشته یک غذاخوری است و هواخوری در محوطه آزاد از ساعت 30/5صبح تا 30/17 بعد از ظهر آزاد است.

اما بندزنان زندان کرمان نیز مورد بازدید خبرنگاران قرار گرفت. البته دختران و زنان مجرم در بخش‌‌هایی جداگانه زندانی هستند و مهد کودکی نیز برای نگهداری کودکان زیر2 سال در بند زنان ساخته شده است. آموزش‌های مختلف از قبیل گلسازی، خیاطی و صنایع دستی به زندانیان علاقه‌مند ارایه می‌شود.

طبق آمار موجود از هر 3000 نفر زندانی در استان کرمان 200 نفر زن هستند که 70 درصد آن‌ها جرایمی مرتبط با مواد مخدر مرتکب شده‌اند.

در این میان ساخت یک بازداشتگاه موقت مجزا برای کسانی که جرایم غیر عمدی در زمینه‌ی چک بلامحل، نفقه، تصادف و... داشته‌اند رویداد جالب توجهی در زندان کرمان به شمار می‌رود چه این‌که این افراد در مدتی که دراین مکان هستند حق استفاده از موبایل و اینترنت برای انجام کارهای خود برای پرداخت دیون مالی و ملاقات هر روزه با خانواده خود را دارند. نکته مهم این است که اگر در مدت کمتر از 15 روز امور خود را رفع و رجوع کنند پای آن‌ها به زندان نخواهد رسید.

از لحاظ خدمات بهداشتی و درمانی نیز خدمات مناسبی به زندانیان ارایه می‌شود و حتی بخشی به نام «مثلثی» معاینات لازم برای تشخیص بیماری‌های ایدز، هپاتیت و سل را انجام می‌دهد و حتی خدمات دندانپزشکی و رادیولوژی نیز به صورت قابل قبولی انجام می‌شود.

وجود یک رستوران و پیتزا فروشی، متعلق به بخش خصوصی در زندان کرمان هم برای بازدیدکنندگان جالب توجه بود. در این حال ISO های دریافتی زندان کرمان نیز نشان می‌دهد که وضعیت با ‌آن‌چه که قبلا بوده است تفاوت زیادی کرده است.

کانون اصلاح و تربیت واقع در جاده‌ی ماهان نیز مورد بازدید خبرنگاران قرار گرفت. کانونی که ظرفیت 300 نفر را دارد و فعلا 53 نفر از افراد 12تا18 ساله در آن نگهداری می‌شود و آموزش و فعالیت‌های فرهنگی برای اصلاح این مجرمان کم سن و سال در دستور کار قرار دارد. بیشترین زندانیان این کانون نیز مرتبط با جرایم مواد مخدر هستند و در میان آن‌ها کودکان و نوجوانانی که برای انتقال مواد مخدر به قولی کرایه شده‌اند نیز وجود دارند.

6 نفر نیز در ارتباط با قتل در این مکان نگهداری می‌شوند که دعوا و عدم کنترل شخص عامل این قتل‌ها بوده است.

یکی از مشاوران این کانون بر نگاه تربیتی و اصلاحی به این مجرمان کم سن و سال تاکید و عنوان می‌کند که اکثر این افراد کم سن و سال از خانواده‌هایی هستند که یک یا هر دو سرپرست خود را به دلایل مختلف ازدست داده‌اند.

به هر حال با وجودی که نمی‌توان تحولات مثبت صورت گرفته در زندان‌های استان کرمان و خصوصا زندان کرمان را نادیده گرفت اما به هر حال زندان همیشه زندان است و بایستی مشکلات و مسایل اجتماعی اقتصادی و فرهنگی در کشور را به گونه‌ای حل و فصل کرد که ورودی به زندان‌ها به حداقل ممکن خود برسد ضمن این‌که مجازات‌های جایگزین حبس نیز می‌تواند به زندان‌زدایی در کشور ما منتهی شود و تداوم کار کارشناسی در این زمینه از ضروریات است.

نکته مهم دیگر حمایت‌هایی است که جامعه و دولت باید از افراد آزاد شده‌اند از زندان به عمل آورند تا آن‌چه که به عنوان اصلاح و تربیت برای یک زندانی صورت گرفته است با سهل‌انگاری مسوولان و افراد جامعه خصوصا خانواده‌ی زندانیان از بین نرود...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:32  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی از گنبد جبلیه کرمان

 

گنبدی با تاریخ نسبتا مجهول...

300036.jpg

اختصاصی روزنامه ایران

در منتهى اليه شرقى شهر كرمان و در نزديكى جنگل دست كاشت قائم، گنبد بزرگ و زيبايى از سنگ و گچ قرار دارد كه از جهات مختلف مورد توجه مردم كرمان و گردشگران قرار مى گيرد.
اين گنبد ۸ ضلعى به تمامى از سنگ است و عرض پى آن نيز در پايه به ۳ متر مى رسد . در ۸ طرف آن ۸ در به عرض ۲ متر قرار گرفته كه اخيراً براى مستحكم ساختن بنا و جلوگيرى از تخريب آن درگاه ها را با سنگ مسدود كرده و فقط يكى را باز گذاشته اند . البته قسمت بالاى گنبد از آجر ساخته شده است و مشخص نيست كه آيا روى گنبد كاشى بوده يا خير؟ در داخل گنبد، ظاهراً گچ برى ها و تزئين كارى هايى وجود داشته كه قسمت بالا فرو ريخته و قسمت پائين نيز تخريب شده است.
در مورد اين گنبد سرپرسى سايكس در كتاب، «هشت سال در ايران» مى نويسد: «از قبرستان كه رد مى شويد يك ساختمان هشت ضلعى سنگى خواهيد ديد كه گنبدى به شكل دو هلال بر آن قرار گرفته و قطر داخل آن ۱۸ فوت و هر طرفى نيز ۱۸ فوت و نوك آن آجرى و منتهى اليه آن دايره است . اين محل را جبليه مى نامند و تنها ساختمان سنگى كرمان همين گنبد جبليه است.
برخى معتقدند كه اين محل مقبره زرتشتيان بوده و برخى نيز عقيده دارند كه مزار سيد محمد تباشيرى است كه نسبت اخير در بعضى موارد تكذيب شده است . بديهى است در زمانى كه اين قبرستان را ويران كرده اند، سنگ اين مقبره را برداشته اند و براى نما به كار برده اند . برخى اين گنبد را متعلق به سلجوقيان مى دانند . «جبلى» تحريف يافته كلمه «گبرى» است و بر طبق قواعد اشتقاق هاى فارسى «گ» به «ج» بدل شده است . قدمت اين گنبد را از اين كلمه كه آن را گنبد «گبر» نيز گفته اند، مى توان حدس زد كه شايد مربوط به پيش از اسلام باشد و از بناهاى زرتشتى و گبرى است، گرچه استيل آن با استيل آتشكده تطابق ندارد . از سبك معمارى آن نيز استنباط مى شود بناى مذكور مربوط به اواخر دوره ساسانى است كه اوائل اسلام تعمير و مرمت شده است و يا اين كه در اوايل اسلام با الهام از معمارى ساسانى بناگرديده است.»
اما هرچه هست همين ناشناختگى بر مورد توجه بودن اين بنا براى مردم افزوده است . اما ظاهراً پژوهشگران تاكنون تحقيق جامعى در مورد تاريخ آن نكرده اند . به هر حال، هر چند سبك اين بنا بى شباهت با آثار سلجوقى نيست و نيز ويژگى هاى خاص معمارى دوران سلجوقى كه عبارت از اتساع و استحكام و عظمت بنا است در آن نمود دارد، ولى پايه و وضع كلى بنا قدمت بيشترى را نشان مى دهد و شايد يادگارى از دوران پيش از اسلام باشد كه برخى، روايات تاريخى نيز اين حدس را تأييد مى كند، چه اين كه سازنده گنبد را ارشير بابكان دانسته اند . ولى آتشكده شمردن اين بنا به علت عدم مشابهت آن با سبك و روش اين گونه آثار قابل قبول نيست. البته از روايات محلى كرمان چنين بر مى آيد كه سال ها پيش در يكى از زاويه هاى اين گنبد، سنگ گورى وجود داشته كه مردم كرمان به آن علاقه داشتند و بر سر اين مقبره نذر مى دادند و شمع و كندر دود مى كردند و نقل است كه اين سنگ در سيل مهيب كرمان در سال ۱۳۳۳ شمسى از ميان رفته است.
مطابق روايت ديگرى قبر دانيال حكيم، مشهور به پيرمراد، در اين مكان بوده و در داخل آن نيز بت هايى قرار داشته است . به طورى كه نقل مى كنند، سال ها پيش از اين، در دل اين گنبد گنجى عظيم بود كه اين روايت خود يادآور يكى از نام هاى آن موسوم به گنبد گنج است.
در عين حال، مردم كرمان به اين نظريه نيز اعتقاد دارند كه ملات اين بنا با شير شتر ساخته شده و همين امر را علت استحكام اين بناى «كم شناخته شده» مى دانند.
وضعيت فعلى
گنبد جبليه كرمان كه در سال ۱۳۱۶ شمسى به ثبت آثار ملى رسيده، اخيراً مرمت شده و از ۳ سال قبل به عنوان موزه سنگ (كتيبه هاى تاريخى) كاربرى يافته است . در آن مى توان كتيبه هايى مانند كتيبه مسجد آبدر اشكان را بر، كوچك ترين سنگ قبر كشف شده در استان كرمان به ابعاد ۲۲*۲۶ سانتى متر، وقفنامه سنگى آتشكده قناتغستان و سنگ قبر ميرزا آقاخان كرمانى را مشاهده كرد.

لینک مطلب در روزنامه ایران:
http://www.iran-newspaper.com/1386/860417/html/iran.htm

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:12  توسط وحید قرایی  | 

وقتی زیاد حرف می زنیم/کارتونی از بسک

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 9:55  توسط وحید قرایی  | 

استقبال جالب توجه از خاتمی در شیراز

 

پاینده باد راه اصلاحات

 

حاشيه‌های مهم سفر خاتمی به شيراز

محمد علي ابطحی

پریروز با آقای خاتمی رفته بودیم شیراز. هدف اعلام شده سفر سخنرانی به مناسبت ایام تولد حضرت زهرا بود. در سالن خروجی فرودگاه، ملت ریخته بودند دور آقای خاتمی و عکس می‌گرفتند و امضا می‌خواستند. صادق خرازی به شوخی هی می‌گفت باز ازدحام شد. اشاره به تکذیبیه نیم‌بند خودش در مورد ادعای دست دادن آقای خاتمی در ایتالیا می‌کرد که گفته بود ازدحام شد.

هواپیمای رفت و برگشت توپولف بود؛ هر دفعه با تأخیر؛ و مهمتر گرمای وحشتناک داخل هواپیما. فکر می‌کردیم موسوی‌لاری نرسیده. داخل هواپیما کلی آقای خاتمی پشت موسوی‌لاری حرف زد که یک مرتبه دیدیم آن عقب ها نشسته بوده. آیت الله توسلی هم همراه بود. اینکه آیت الله توسلی که همیشه همراه امام بوده، در سفرها آقای خاتمی را همراهی می‌کند، نشانه شخصیت والای اوست.

میزبان آقای خاتمی، انصاری‌‌لاری استاندار سابق فارس بود که در بین دوستان از بهترین نیروهای قوی و عاقل اصلاحات شناخته می‌شود. خوبی سفر این بود که هیچ جای آن دولتی نبود. حتی اتومبیل‌هایی که ما را این‌سو و آن‌سو می‌بردند، مال افراد متمکنی بود که داوطلبانه خودشان با اتومبیلشان همراه بودند. طبعاً هیچ مقام دولتی نه استقبال آمده بود و نه دیدار کرد.

چندین جا برای جلسه سخنرانی پیش‌بینی کرده بودند که اجازه نداده بودند. مسجد بزرگی در وسط شهر شیراز ساخته‌اند که آیت الله ملک حسینی امام جماعت آنجاست. آدم آزاده‌ای است. در حد مراجع است. خیلی کسی را تحویل نمی‌گیرد. ایشان دعوت کرده بود که آقای خاتمی به مسجد ایشان برود. با بیلبورد در سطح شهر اعلام سخنرانی کرده بودند.

وقتی رفتیم از همه طرف جمعیت بود. در خود مسجد. در حیاط بزرگ مسجد و در خیابانهای اطراف. روزنامه‌های محلی نوشته بودند بیش از ده هزار ولی آمار رسمی یکی از نهادهای مربوطه را که کسی دیده بود، نوشته بود بیست هزار جمعیت برای شنیدن سخنرانی آمده بودند. اینها جمعیت عادی بودند که در میان آنان سربازان و نیروهای موظف نبودند. یکی از مسئولان روزنامه‌های محلی می‌گفت ارشاد ماها را خواسته و گفته از خاتمی نباید تیتر بزنید.

خاتمی برای رسیدن به مسجد از ازدحام جمعیت، عبایش را از دست داد و کلی ناراحت شد. واقعاً جمعیت غیر قابل باوری بود. شعار «خاتمی پاینده، رئیس جمهور آینده» جمعیت برای آقای خاتمی خیلی ناخوشایند بود. تحریک‌آمیز به نظر می‌رسید. یکی از بچه‌های صدا و سیمای محلی را دیدم. می‌گفت مسئولانمان گفته‌اند که در خبرهای استانی هیچ خبری از سفر آقای خاتمی پخش نمی‌شود. کم‌ظرفیتی مخالفان خیلی بامزه است.

روز دوم هیئت مدیره یک مرکز پزشکی بخش خصوصی از آقای خاتمی دعوت کرده بود. آقای حائری امام جمعه شیراز که فقط حدود 25 سال است که امام جمعه آنجاست هم آمده بود. آقای انصاری‌لاری در حد سه چهار دقیقه‌ای از آقای خاتمی تعریف کرد بلافاصله امام جمعه محترم سخنرانی کرد و گفت: باید بدانید که رئیس جمهور فعلی هم چیزی از آقای خاتمی کم ندارد. ما هم که البته این را نمی‌دانستیم، فهمیدیم. خبرنگاران و عکاسان استانی خیلی در این کمتر از ۲۴ ساعته زحمت کشیدند. روزنامه‌های خوبی در شیراز هست که بی‌اعتنا به حرف ارشاد، همه از خاتمی تیتر زده بودند.

رئیس جمهور سابق به شیراز رفت و بی‌آنکه هیچ یک از مسئولان حکومتی به دیدنش بیایند، با مردم فراوان علاقمندی دیدار کرد. این زیباترین ارتباط ممکن با مردم است. خانم شجاعی مشاور سابق رئیس جمهور و آقایان شریعتی و خانیکی هم همراه آقای خاتمی بودند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 13:18  توسط وحید قرایی  | 

توضیح: بدلیل اینکه فعالیت های محمد جهانشاهی در روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان در حال بازگشت به روال عادی است و با تشکر از همه دوستان گرانقدر که برای این مطلب پیغام گذلشته بودند خبر این مطلب حذف و فقط گزارش باقی می ماند.  

 

****

كرمان شهر شش دروازه بود

 

دروازه هايي كه ديگر نيستند

 

شهر كرمان را به خاطر وجود شش درواره ورودي آن در گذشته به عنوان شهر شش دروازه مي شناخته اند. شش دروازه اي كه گذر زمان و بي توجهي به ارزش تاريخي، آنها را به نابودي كشيده و ديگر اثري از آنها در اين شهر نيست.

مدير روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان كرمان با ابراز تاسف از اين كه ديگر اثري از اين دروازه هاي تاريخي در شهر كرمان نيست عنوان مي كند: در سال 1383 قرار بود با توجه به عكس ها و طرح هاي موجود از يكي از دروازه هاي تاريخي كرمان به نام دروازه "ريگ آباد" آن را بازسازي كنند كه اين اقدام انجام نشد و طرح آن به بايگاني سپرده شد.

محمد جهانشاهي در مورد دلايل به بايگاني سپرده شدن اين طرح مي افزايد: بازسازي اين دروازه جزو برنامه هاي تدوين شده سازمان در كرمان نبود و با اين كه طرح آماده و به مرحله اجرايي نيز رسيده بود اقدامات عملي براي بازسازي آن در ورودي بازار قلعه محمود كرمان انجام نشد.

البته وي تصريح مي كند: اگر چنين طرحي عملي شود مي تواند براي كرماني ها و گردشگران داخلي و خارجي بسيار قابل توجه باشد و بازسازي اين دروازه براي شهري كه به دروازه هايش معروف بوده بسيار مهم است.

در اين ميان آن چه كه از اين دروازه ها و اهميت آنها در نوشته هاي تاريخ نويسان كرمان به يادگار مانده اهميت قابل توجه اين شش دروازه را براي شهر كرمان به خوبي نشان مي دهد.

دروازه رق آباد يا ريگ آباد
اين دروازه در جنوب شهر واقع و چون هم مرز اراضي رق آباد بود به اين مناسبت بنام رق آباد خوانده مي شده است. اين دروازه بر سر راه ماهان ، جوپار ، بم و گلباف ، رابر ، راين و جيرفت و بافت و توابع جنوبي كه در طرف جنوب شرقي كرمان واقع بودند قرار داشت و هر صبح و شام قافله ها و مسافران بي شماري از آن خارج و يا وارد شهر مي شدند. مخصوصا ايام تابستان كه ميوه جات از دهات اطراف به شهر حمل مي شد چنانچه شب مي آمدند كه دروازه بسته بود بيرون دروازه در جايي به نام قليون‌چي كه تقريبا قهوه خانه هاي امروزي بود ، مي ماندند تا آفتاب طلوع كند و دروازه باز شود و چنانچه اذان صبح مي رسيدند به موقع بود و مي توانستند با مختصر بازرسي داخل شوند. دروازه بان وظيفه داشت بارهائي كه به شهر حمل مي شد را بازرسي نمايد و چنانچه ميوه فاسد يا گوشت مانده ای رامي ديد آن ها را در خندق مي ريخت و صاحب آن را بازداشت مي كرد و همچنين اشخاص مشكوك را به شهر راه نمي دادند مگر آنكه معرف و ضامن داشتند . بر سر در اين دروازه ها ستون هايي به شكل مناره ساخته شده بود و بر كاشي كاري آن اشكالي از پهلوان ها از جمله رستم و سهراب و پهلوان اسد بمي كه پهلواني مشهور بوده نقش بسته بود و درب آن از چوب محكم ضخيم از جنس چنار يا گردو و به ارتفاع چهار متر و پهنای سه متر تا سه متر و نيم ساخته شده بود و گل ميخ هاي آهني به آن نصب و از داخل شب بندي آهني داشت كه با قفلي بسيار بزرگ باز و بسته مي شد. دروازه بانها از گروه هاي شش تا هشت نفري و در موقع خطر از گروه های چهل نفري تشكيل مي شد و اين عده كشيك داشتند و دو نفر دائما مي بايست بيدار بوده و مراقب باشند تا كسي درب را باز ننموده و داخل و خارج نشود. براي استراحت اين گروه در داخل دروازه در دو طرف اتاق هاي متعدد ساخته شده بود . در سال 1314 شمسي به دستور شهردار وقت اين دروازه ويران و خندق هاي اطراف آن را پر نمودند. اين دروازه درست مقابل مسجد قائم واقع در خيابان احمدي كرمان واقع بود كه امروز اثري از آن به جا نمانده است .
دروازه مسجد :
‌اين دروازه چون نزديك مسجد جامع كرمان قرار داشته است به آن دروازه مسجد مي گفتند و درست در اول بازار ميدان مظفري واقع شده بود . بيشتر بار و ميوه ای كه از ماهان و سرآسياب فرسنگي و شهداد كه سابق به آن خبيص مي گفتند و همچنين انگور كه از سيرچ و گلباف كه سابق گوك ناميده مي شد و وارد كرمان می شده راه عبورشان از همين دروازه بوده است . همچنین زائرینی كه از راه لوت مي بايست به مشهد مقدس بروند از همين دروازه خارج مي شدند. اين دروازه به دستور سلطان محمد مظفر باني مسجد جامع كرمان ساخته شده و در آن زمان در بهترين محل شهر واقع بوده است. مانند دروازه رق آباد سر درب و دو طرف آن كاشي كاري شده بود ولي بجاي اشكال رستم و پهلوان اسد آياتي از قرآن روي كاشي هاي آبي رنگ حك شده بود و هنگامي كه رو به خرابي گذارده بود در صدد تعمير آن برنيامدند. در سال 1296 شمسي چون بیم فرو ريختن می رفت آن را خراب و مردم كاشي ها و آجر آن را بردند . محل اين دروازه درست در ابتداي بازار مظفري بوده است.

دروازه ناصريه :
‌يكي از بناهاي بزرگ و بسيار جالب توجه كرمان بوده است كه بر مجراي آب "سعيدي" كه در موقع خطر و هجوم دشمن مي بايست خندق ها را پر از آب نمايند در وسط همين دروازه قرار داشته است. سر در و ستون هاي اين دروازه از كاشي هاي سياه و آبي و بنفش كه اشعاري زيبا بر آنها نقش داشته ساخته شده بود . راه كوهپايه و زرند و راور و ناي از همين دروازه بوده و بعضي از مورخین كرمان نوشته اند دروازه ناصريه به دستور امير شاهرخ امير تيمور گوركاني ساخته شده است ولي اين روايتي ضعيف است و بعضي عقيده بر آن دارند كه دروازه سلطاني به دستور امير شاهرخ ساخته شده و دروازه ناصريه و برج و خندق اطراف به دستور او تعمير و مرمت شده است. در زمان هجوم لشكريان آغامحمد خان قاجار، لطفعلي خان زند از همين دروازه خارج و به طرف بم فرار نمود. محل دقيق اين دروازه در طرف راست خيابان ناصريه كرمان و اول خيابان ده متري كه سابق كوچه ي عريضي بود و به نام كوچه مريضخانه معروف است واقع شده بود.  در سال 1308 به دستور شهردار وقت خراب و خيابان ناصريه به مناسبت اسم همين دروازه كه در آن قرار داشته احداث و بنام ناصريه نام گذاري شد .

دروازه گبري :
‌اين دروازه در طرف شمال كرمان واقع و چون متصل به محله گبرخانه بوده بنام دروازه گبري معروف بوده است . اين دروازه درست مقابل دروازه رق آباد واقع و فاصله بين اين دو شش كيلومتر(يك فرسنگ) بوده است. ارتفاع اين دروازه حدود سه متر بوده و گويند موقعي كه نادرشاه در سفر دوم به كرمان آمد از همين دروازه با اسب وارد شهر شد و چون دروازه را با قالي و شال زينت داده بودند نادر متوجه كوتاهي دروازه نشد و با اسب كه داخل شد پشت او به چهار چوب گرفت و خراش برداشت. ‌حاکم شهر خاندان قلي بيگ را مورد عتاب و خطاب قرار داد و آن بيچاره را به طرزي هولناك اعدام نمود!. اين دروازه چون بر سر راه دهات زرند و راور كوير و دهات كوهپايه واقع شده بود بارهاي خشكبار و ميوه وهندوانه و خربزه زيادي وارد شهر مي شده و دروازه بان هاي آن درآمد خوبي داشتند. اين دروازه نيز بسيار قديمي و در همان اوان كه محل گبرخانه را ساخته اند اين دروازه را هم احداث نموده اند . دروازه گبري در وسط خيابان ابوحامد - اول خيابان شمال جنوبي كرمان واقع و در سال 1310 به دستور شهردار وقت خراب شده است. در دو طرف اين دروازه كاشي كاري زيبائي شده بوده كه كاشي هاي آن از رنگ سياه و آبي لعاب ديده بود.

دروازه سلطانی :
‌اين دروازه در حد شمالي ارگ دولتي واقع و محل آن در ابتداي كوچه دبيرستان بهمنيار (‌در شمالي سازمان آموزش و پرورش استان كرمان )‌ بوده است. محافظان اين دروازه چون متصل به ارگ دولتي بوده از ساير دروازه ها بيشتر بوده است.اين دروازه به نام دولت نيز خوانده مي شد سر در و مناره هاي دو طرف اين دروازه با كاشي هاي سياه و قهوه اي كوچك زينت يافته بود. اين دروازه چون رو به خرابي و انهدام نهاده بود پيش از دروازه هاي ديگر كرمان خراب و امروز اثري بجز اسم از آن باقي نيست .

دروازه باغ نظر :
‌اين دروازه چون جلو باغ نظر كرمان واقع شده بود به اين مناسبت به آن دروازه نظر و بعضي اوقات هم به آن دروازه ارگ مي گفتند. اين دروازه درست در محل چهارراه بهداري كرمان (‌بيمارستان شهيد باهنر) ‌قرار داشته است. از اين دروازه اياب و ذهاب افراد شخصي صورت نمي گرفته و بيشتر روزها بسته و هر موقع حاكم يا مامورين حكومتي مي خواستند وارد و يا خارج شوند دروازه باز و بسته مي شده و نيز حاكماني كه معزول مي شدند در بيرون همين دروازه  در ميدان كوچكي با مردم و با ماموران خداحافظي مي نمودند .اين دروازه را مي توان يكي از دروازه هاي دولتي و مخصوص به ماموران دولت دانست و هر موقع جشن هاي دولتي برگزار مي شد اين دروازه را با قالي و پارچه هاي اطلس و چراغ زينت مي دادند. اين دروازه از آجر سفيد و نيمه آجرهاي ضربي ساخته شده بود و كاشي در آن به كار نرفته و گويا بر در آن سنگ مرمر سفيدي نصب و اسم و باني و تاريخ اتمام دروازه بر آن سنگ منقوش بوده است. اين دروازه تا سال 1296 شمسي پابرجا و در اواسط همين سال به دستور رئيس قشون كرمان سردار نصرت، خراب و خندق هاي اطراف آن را پر و مسطح مي شود. غير از اين دروازه در محل فعلي ميدان ارگ كرمان روبروي در بازار، دروازه كوچكي وجود داشت كه به آن هم دروازه ارگ مي گفتند و در طرف چپ اين دروازه اداره نظميه (شهرباني )‌قرار داشت و تمام ادارات حكومتي در محوطه دروازه ارگ و دروازه نظر قرار داشته كه در حال حاضر نيز بيشتر ادارات دولتي از جمله دادگستري، ثبت اسناد، دارائي، بانك ملي مركزي، اداره پست و ستاد ارتش در همان اراضي ساخته شده و استانداري كرمان نيز ابتدا در اين محل قرار داشته است . دروازه ارگ در سال 1300 شمسي خراب و خندق هاي اطراف آن را پر و مسطح مي كنند .

***********

به هر حال متاسفانه ديگر اثري از اين دروازه هاي مهم و قابل توجه در كرمان نمانده است. اما با اجراي همان طرح بازسازي دروازه ريگ آباد كرمان كه احتمالا در آرشيو سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان كرمان موجود است مي توان بخش ديگري از تاريخ كرمان را بازسازي كرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 12:47  توسط وحید قرایی  | 

آخرین وضعیت واحدهای صنفی خیابان هزار و یکشب

 

در حالیکه یکی از مقامات در جلسه ای، وضعيت خیابان هزار و یکشب را دمل چرکین شهر کرمان دانسته است واحد های صنفی تعطيل شده رفع پلمب شده اند البته تا ۲۰ روز كه اجبارا بايد كار و كاسبي خود را از اين خيابان جمع كنند و به شرط تعطيلي در روزهاي ۵ شنبه!

البته اين سوال را هم بايد از اين مقام مذكور كه زياد به كرمان تشريف نمي آورند بايد پرسيد كه تاكنون چند بار از اين دمل چركين عبور كرده اند و از آنها كه اين وضعيت را از نظر ايشان در اين خيابان به وجود آورده اند پرسيده چرا اوقات خود را در اين خيابان سپري مي كنند و كمبود اين شهر چيست كه دمل چركين در خودش به وجود آورده؟

واقعا كه در پاك كردن صورت مساله استاديم!! و البته گور پدر كار و كاسبي مردم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:48  توسط وحید قرایی  | 

کاریکاتوری از صالح رزم حسینی در سایت گل آقا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:34  توسط وحید قرایی  | 

خاتمي: از طريق رهبري پي گيري مي کنم

 

دفاع قاضي هم ميهن از رفع توقيف روزنامه

سایت روز-به گزارش"نوروز"، سيدمحمد خاتمي صبح ديروز در گفت‌وگويي تلفني با تعدادي از اعضاي تحريريه روزنامه هم ميهن ضمن ابراز ناخرسندي از توقيف مجدد اين روزنامه به آنها قول داده است تا مراتب اين توقيف را از طريق رهبري و رئيس قوه قضائيه پيگيري كند.

خاتمي در اين گفت و گوي تلفني ضمن ابراز همدردي با كاركنان بي كار شده اين روزنامه آرزو كرده است كه مساله پيش آمده براي اين روزنامه به زودي حل و فصل شود.

خبر اظهارات خاتمي همزمان با آن منتشر شد که رييس شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران که پيشتر حکم رفع توقيف هم ميهن را صادر کرده بود گفت: "روند دادرسي و دادگاه هيچ اشكالي نداشته و پاسخ ايرادات به مراجع مافوق و دادگاه تجديدنظر اعلام مي‌شود. "

سيدحسين حسينيان، درگفت‌وگو با ايسنا با بيان اين‌كه "روند دادرسي و دادگاه هيچ اشكالي نداشته" اظهار داشت: "پاسخ ايرادات طي 15 بند به مراجع مافوق و دادگاه تجديدنظر اعلام مي‌شود" و تاکيد کرد: ":منتظر رسيدگي دادگاه تجديدنظرمي‌مانيم."

اظهارات قاضي حسينيان، در پاسخ به سخنان سعيد مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران بيان مي شد که روز سه شنبه، راي رفع توقيف هم ميهن را مخدوش دانسته و اظهار داشته بود: "از آقاي غلامحسين كرباسچي قبل از برگزاري جلسه علني محاكمه هيچگونه تاميني اخذ نشده و قرار تامين كيفري در رابطه با وكيل متهم صادر شده و ايشان آنرا امضاء كرده‌اند كه اساسا صدور قرار تأمين كيفري براي وكيل مدافع بجاي متهم خلاف قانون و موازين آيين دادرسي كيفري است."

مرتضوي افزوده بود: "مطابق اصل 168 قانون اساس جلسه محاكمه مطبوعاتي مي‌بايست در حضور اعضاي محترم هيات منصفه و بصورت علني باشد و مدير مسئول روزنامه مطابق مسئوليتي كه در تبصره 4 و 7 ماده 9 قانون مطبوعات برعهده شخص وي قرار گرفته در حضوراعضاي هيات منصفه محاكمه گردد. در ما نحن فيه اساس مدير مسئول در جلسه محاكمه حاضر نشده و عذر موجهي نيز اعلام نكرده و عليرغم اين موضوع دادگاه به جاي مدير مسئول كه متهم پرونده است وكيل وي را محاكمه و از وي بدون حضور متهم آخرين دفاع نيز اخذ و پس از اعلام نظر هيات محترم منصفه مبادرت به محكوميت متهم به جزاي نقدي نموده است كه مراتب محاكمه و صدور راي بنحوي كه در اعتراضيه اين دادستاني خطاب به دادگاه محترم تجديد نظر استان تهران آمده خلاف موازين آمره قانون آيين دادرسي كيفري اقدام گرديده است لذا محاكمه بنحو مذكور فاقد رسميت قانوني و راي صادره نيز نافذ نيست. "

در واکنشي جداگانه، وكيل روزنامه هم ميهن نيز با رد ايرادات دادستاني تهران درباره دلايل توقيف موقت اين روزنامه خاطر نشان کرد: "درخصوص قرار تامين كيفري طبق ماده 132 قانون آيين دادرسي كيفري، دادگاه به منظور دسترسي به متهم و حضور به موقع وي در موارد لزوم قرار صادر مي‌كند؛ در مورد اين پرونده دادگاه ضرورتي به صدور قرار نديده است. "

به گزارش ايسنا، وي با اشاره به صدور قرار التزام با شرط شرف براي مديرمسوول اين روزنامه از سوي دادگاه اظهار داشت كه دادگاه تكليفي ندارد كه حتما قرار صادر كند و دادگاه در مورد متهمي كه احتمال تباني يا فرار وي وجود داشته باشد، قرار صادر مي‌كند.

وكيل روزنامه هم ميهن در رابطه با ايراد دوم دادستاني تهران مبني بر عدم حضور مديرمسوول اين روزنامه در جلسه دادگاه اظهار داشت: طبق ماده 181 قانون آيين دادرسي كيفري هر گاه متهم بدون عذر در دادگاه حاضر نشود و وكيلي نيز حضور نيابد دادگاه مي‌تواند حكم جلب متهم را صادر كند.

وي در ادامه با اشاره به روند رسيدگي به پرونده هم ميهن تاکيد کرد كه تشخيص لزوم يا عدم لزوم حضور متهم در جلسه، به صراحت قانون بر عهده دادگاه است.

عليزاده طباطبايي همچنين با بيان اينكه با صدور راي دادگاه رسيدگي كننده به پرونده روزنامه هم ميهن توقيف اين روزنامه منتفي شد، نامه‌ي داستاني تهران و موارد ذكر شده در اين نامه را داراي مبناي قانوني ندانست و اظهار داشت: از قوانين موجود چنين استنباط نمي‌كنم كه دادستاني بتواند جلوي راي را بگيرد.

عليزاده طباطبايي در ادامه درباره بخشي از اين نامه كه به پرونده‌هاي متشكله در دادسراي كاركنان دولت اشاره دارد، گفت كه تاكنون هيچ اخطاري براي وكيل و روزنامه نيامده است و ما از تشكيل پرونده در دادسراي كاركنان دولت خبر نداريم و به فرض كه پرونده‌اي هم وجود داشته باشد بايد سير رسيدگي آن طي شود.

وي با بيان اينكه "تا وقتي شكايت به ما اعلام نشده و ما از خود دفاع نكرده‌ايم و مرجع صالح قضايي در اين زمينه تصميم‌گيري نكرده، نمي‌تواند موضوع مستندي براي توقيف روزنامه باشد"، گفت كه قانون مطبوعات موارد توقيف را اعلام كرده اما هيچ يك از آنها در اين مورد ديده نمي‌شود.

عليزاده با اشاره به صدور حكم جزاي نقدي براي مديرمسوول روزنامه از سوي دادگاه، گفت: ما نسبت به اين راي تجديدنظرخواهي كرديم و تا جايي كه ما اطلاع داشتيم دادستاني اعتراض نكرده بود؛ البته من زمان ابلاغ راي به آنها را نمي‌دانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:14  توسط وحید قرایی  | 

شاهکارهایی که لبخند هم دارد!!

هم میهن توقیف شد

هجوم به رسانه ها گسترده می شود 

سایت روز-كمتر از 24 ساعت پس از افتتاح رسمي شبكه تلويزيوني "پرس تي وي" از سوي محمود احمدي نژاد كه با شعار نگاه بي طرفانه به خبر افتتاح شد، روزنامه هم ميهن پس از 42 شماره و خبرگزاري كار بطور هم زمان توقيف و محدود شدند.

روزنامه هم ميهن در دور جديد انتشار خود كه از ارديبهشت ماه گذشته آغاز شد به همراه تعدادي از روزنامه نگاران حرفه اي راه و روشي ميانه رو و آرام را در پيش گرفته بود. با اين وجود بعد از انتشار چند شماره، اين شايعه در ميان مطبوعاتي ها پيچيد که به زودي توقيف خواهد شد.

از سوي ديگر خبرگزاري ايلنا، وابسته به خانه كارگر پس از چندين سال فعاليت همزمان با هم ميهن دچار محدوديت هاي تازه اي شد. اگرچه بر اساس وضعيت جديد ايلنا، توقيف شده محسوب نمي شود، اما از مسوولان آن خواسته اند تا اطلاع ثانوي از فرستادن اخبار بر روي تلكس خودداري كنند. چند روز پيش از اين دستورحيدري، مدير اين خبرگزاري "تحت فشار هاي متعدد از سوي وزارت ارشاد، نهادهاي امنيتي و.. مجبور به استعفا شده بود".

خبرگزاري ايلنا چند ماه پس از روي كار آمدن دولت نهم با محدوديت هاي بسياري مواجه شد تا جايي كه حدود يكصد نفر از اعضاي تحريريه آن يكباره اخراج شدند.

يكي از مقامات دولتي سال گذشته در مورد خبرگزاري ايلنا گفت: "خبرگزاري ايلنا خبرگزاري دشمن است چرا كه بيش از 60 درصد منابع گزارش سازمانهاي حقوق بشري از موارد نقض حقوق بشر در ايران از خبرگزاري ايلنا است".

خبرگزاري ايلنا ضمن انتشار اخبار کارگري، بسياري از اخبار مربوط به دانشجويان را نيز پوشش مي داد، اما دو هفته قبل به ايلنا دستور داده شد كه از درج اخبار دانشجويي بپرهيزد.

پيش از اين صفار هرندي وزير ارشاد در گفت و گو با هفته نامه پرتو سخن در مورد سياست مطبوعاتي دولت نهم گفته بود: "امروز در كشور احزاب بزرگ و قوي وجود ندارد، اما روزنامه هايي هستند كه كار احزاب را انجام ميدهند و اين با كار مطبوعاتي در تعارض است".

بر اساس همين برخوردهاست که برخي مطبوعاتي مي گويند روزنامه هم ميهن و خبرگزاري ايلنا بر اثر فشار مقام هاي دولت نهم توقيف شده اند. روزنامه هم ميهن در دوران انتشارش تنها يكبار جوابيه اي را از نهاد رياست جمهوري به چاپ رساند كه در پاسخ به مطلبي در باره تشكيل شوراي سياستگزاري و نظارت بر انديشه هاي احمدي نژاد بود. درآخرين شماره اين روزنامه هم نقل قولي از احمدي نژاد در مورد سهميه بندي برق درج شده بود كه از سوي نهاد رياست جمهوري تكذيب شد در حالي كه به گفته يكي از اعضاي تحريريه اين روزنامه خبر فوق به نقل از يکي از خبرگزاري هاي رسمي به چاپ رسيده بود. به گفته اين عضو تحريريه هم ميهن، رئيس جمهور در اين جوابيه راه و روش هم ميهن را تخريب دولت و استكباري خوانده بود. اين جوابيه همچنين روزنامه هم ميهن را متهم به تضعيف دولت اسلامي مي كرد. اين جوابيه به علت توقيف روزنامه چاپ نشد.

همچنين صبح ديروز جوانفكر، مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور خبر از پي گيري قضايي خبر منتشره از سوي هم ميهن داده بود.

روزنامه هم ميهن و خبرگزاري ايلنا هر كدام ده ها نفر پرسنل دارند كه در وضعيت جديد همه آنها بيكار شده اند يا خطر بيکاري آنان را تهديد مي کند. برخي معتقدند تعطيلي هم ميهن و محدود کردن ايلنا در يك روز، از رويكرد جديدي در عرصه خبر و برخورد با رسانه ها از سوي دولت نهم حکايت مي کند. دولت نهم همواره از ابتداي روي كار آمدن به دنبال دشمناني در ميان رسانه ها بود. از نظر اين دولت همه كارهايي كه به ضرر مردم تمام شد از جمله گراني ها و تحريم هاي سازمان ملل و... توطئه رسانه ها بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:34  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از محمد جهانشاهی مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان

 سهمیه بندی سوخت، جیره بندی سفرهای تابستانی

 

 

امروزه صنعت گردشگری با توجه به کارکرد و پیامدهای آن در حوزه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، زیست محیطی، دوستی و صلح و ... جایگاه ویژه‌ای را در میان فعالیت‌های بشری به خود اختصاص داده است.
تأثیراتی که این صنعت به عنوان عنصری تقویت کننده خصوصاً بر بنیه مالی کشورها می‌گذارد توجه بسیاری ملل را به خود جلب کرده است. در صحنه رقابت‌های جهانی، شاهد تلاش گسترده کشورها برای افزایش جذابیت‌ها و نیز توسعه و بهبود زیر ساختهای لازم هستیم.
سهم بسیار بزرگی که گردشگری در مبادلات تجاری و فرهنگی ایفا می‌کند در کنار سهمی که در بازار اشتغال دارد و نیز پیامدهای روحی و روانی حاصل از آن، عیار این صنعت را بیش از پیش در این دوران نمایان ساخته است.
کشور بزرگ ایران با تمام پتانسیل‌ها و شایستگی‌هایی که دارد همواره در آرزوی کسب جایگاه در خور شأن، طی طریق کرده اما همچنان در حسرت این آرزو مانده است.
سفرهای داخلی در ایران با توجه به اینکه محدود به دو مقطع زمانی و تحت تأثیر فصل‌های بهار و تابستان با توجه به تعطیلات نوروزی و نیز پایان فصل درس و مشق‌ها، انجام می‌گیرد مهمترین عامل ادامه حیات نهال ضعیف گردشگری ایران محسوب می‌گردد. موج‌های حاصل از به جریان افتادن این سفرها، تقویت و توسعه زیرساخت‌ها را در صنعت گردشگری به دنبال دارد که می‌تواند شرایط بهتری را برای جلب گردشگران خارجی فراهم آورد. هر چند رونق و تداوم گردشگری داخلی نیز به نوبه خود، عامل پرقدرتی در روند توسعه یک کشور محسوب می‌گردد.
طی سالهای گذشته، خصوصاً سالهای آغازین دهه نود، به دلایلی از جمله رشد تعداد خودروهای شخصی، شاهد رشد و افزایش قابل توجه سفرهای داخلی در کشور بودیم که این روند همچنان در حال پیشرفت می‌باشد. نتیجه این حرکت جا به جایی میلیون‌ها ایرانی در نقاط مختلف کشور را به همراه دارد. صرف نظر از حجم قابل توجه گردش مالی و تأثیری که بر بازار کار و درآمدهای شهرها و نقاط مقصد می‌گذارد. نکته مهم پیامدهای روحی و روانی است که موجبات پویایی، شادابی و نشاط و سرزندگی را در جامعه رقم می‌زند. اثراتی که انسان امروزی با توجه به دغدغه‌های مختلف و مشکلاتی که زندگی شهرنشینی و مصرف گرایی برای او به وجود می‌آورد، مانند خون نیاز اساسی به حساب می‌آید.
متأسفانه به نظر می‌رسد این مهم، تأثیری بر تصمیم گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های مسئولین نمی‌گذارد. مسائل و مشکلات مصرف انرژی، خصوصاً بنزین آنقدر فراز و فرود و حاشیه پیدا کرد تا در نهایت، فصل سفرهای تابستانی را قبل از آغاز به اتمام رساند.
در حالی که بسیاری از خانواده‌ها در روزهای پایانی مدارس و دانشگاهها، آماده مسافرت بودند اعلام ناگهانی طرح سهمیه بندی بنزین، شوک بزرگی در جامعه ایجاد کرد. جدا از هجوم و نابسامانی‌های پیش آمده در شب اول سهمیه بندی، بسیاری از برنامه‌های مردم، خصوصاً در راستای اجرای سفرهای تابستانی، تحت تأثیر این امر، دچار بی‌نظمی شد و رقم قابل توجهی از میزان سفرهای قابل پیش بینی، عملاً انجام خانه نشین شدن میلیون‌ها نفر در سراسر کشور و از بین رفتن شرایط سفر برای بسیاری از مردم، هزینه‌های زیادی را بر کشور تحمیل خواهد کرد و تأثیرات غیر قابل شمارش در بخش‌های مختلف، خصوصاً از نظر راندمان و کارآیی افراد خواهد گذارد. با در نظر گرفتن رابطه‌ای که بین حالتهای روانی و عدم نشاط و سرزندگی در یک جامعه با میزان جرم و جنایت، کاهش تولید، عدم رشد و توسعه مناسب و ... وجود دارد عمق این جریان بیشتر نمایان می‌گردد.
بدون شک بزرگترین ضربه را در وهله اول لایه‌های مختلف، خصوصاً اقشار متوسط و کم درآمد جامعه و در وهله دوم سرمایه‌گذاران و شاغلین صنعت گردشگری کشور، متحمل می‌شوند.
از دست رفتن فصل مهمی از سفرهای داخلی، ضربات جبران ناپذیری بر پیکرده بخش خدماتی کشور در این صنعت وارد می‌آورد. اگر چه سیاست‌های دولت مبنی بر راه‌اندازی سفرهای ارزان قیمت، می‌توانست نقطه شروع خوبی برای رونق گردشگری داخلی باشد. اما به نظر می‌رسد دغدغه جدید مردم، این برنامه را تحت تأثیر قرار دهد چرا که در کشور ما بیش از 90 درصد مسافرت‌ها با خودروهای شخصی انجام می‌پذیرد و فرهنگ مسافرت در قالب تور و به صورت گروهی، هنوز فرهنگی غریب به نظر می‌آید. هر چند پیش بینی می‌گردد با توجه به وضعیتی که سوخت خودروهای شخصی پیدا کرده، گرایش مردم در استفاده از خودروهای عمومی و توجه به ناوگان حمل و نقل عمومی کشور بیشتر شود و در نتیجه وضعیت تورهای داخلی بهتر از گذشته نمو پیدا کند، اما در برابر خیل جمعیتی که برنامه سفرشان متوقف می‌گردد، رقم بسیار ناچیزی خواهد بود.
به نظر می‌رسد گردشگری نیز با تمام حرفها و حدیث‌هایی که پیرامون آن به وجود آمده، سرنوشتی به جز خارج شدن و دور شدن از آنچه در برنامه چهارم و پیش بینی شده بود، نخواهد داشت. هر چند که در بخش زیر ساخت‌ها شعارها و برنامه‌هایی وجود دارد اما بدون حضور مردم برداشتن هر قدم، هر چند کوتاه، باز سخت است.
اگر چه مسئولین همواره مردم را به آرامش دعوت می‌کنند و مرتباً از نبود مشکل در مسیر استفاده مردم از سوخت می‌گویند اما با توجه به جریانهای پیش آمده اخیر در باطه با زمان، نحوه و میزان سهمیه بندی سوخت در میان کانون‌های اجرایی و سیاست گذاری کشور، سخت است کسی به وضعیت موجود اعتماد کند و بر آن شود سهمیه سوختش را طی یک سفر چند روزه مصرف نماید. خصوصاً آنکه میزان سوخت اکثر خودروهای کشور بسیار بالاتر از آنچه که پیش بینی شده می‌باشد و در ضمن هنوز رقمی در حدود یک تا یک و نیم میلیون خودرو کارت سوخت دریافت نکرده‌اند.
در کشور ما با توجه به نبود ناوگان حمل و نقل عمومی مناسب و ضعف زیر ساخت‌های این بخش استفاده از خودروی شخصی، امری اجتناب ناپذیر است.
طبق آمارها در نوروز امسال بیش از 40 میلیون سفر در داخل کشور انجام پذیرفت که بیش از 90 درصد از طریق خودروهای شخصی صورت گرفته‌است. حال با توجه به این آمار، در نظر بگیریم تأثیری که سهمیه بندی سوخت در روند انجام سفرهای فصلی می‌گذارد.
عدم کسب درآمد برای فعالان و دست اندرکاران صنعت گردشگری کشور در فصل پر مسافرتی چون تابستان، به معنی پیوستن تعداد زیادی از این افراد به بازار داغ بیکاری کشور.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 17:36  توسط وحید قرایی  | 

طغیان واگیردار/ کارتونی از آروین

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:43  توسط وحید قرایی  | 

کرمانی ها با بقیه فرق دارند!

 

طنازی در شب سهمیه‌بندی!

 

وحید قرایی-حدود ساعت  21 سه‌شنبه شب گذشته که ناگهان سهمیه‌بندی بنزین قطعیت یافت ایجاد صف‌های طویل برای سوخت‌گیری غیر سهمیه‌بندی شده قبل از ساعت 24 همان شب قابل پیش‌بینی بود.

تمام پمپ‌ بنزین‌های کرمان ناگهان شلوغ شد و مردمی که غافلگیر شده بودند حاضر شدند از وقت و انرژی و اعصاب خود مایه بگذارند تا ظرفیت پر نشده باک بنزین اتومبیل خود را پر نمایند.

اما در میان این همه شلوغی و ترافیک خیابان‌هایی که پمپ بنزین قرار داشت طنزپردازی‌های برخی از شهروندان کرمانی نشان داد که آن‌ها با تمام مردم ایران تفاوت دارند و بر خلاف برخی نقاط کشور که پمپ بنزین‌هایی آتش گرفت و خسارت‌هایی وارد شد در کرمان این شرین‌گفتاری‌ها بیشتر جلب توجه می‌کرد و شاید توجه به عمق آن‌ها اثری بیش آن تخریب‌های فیزیکی در ذهن شنوندگان داشت!

-اتومبیلی که به آرامی از کنار صف طویل اتومبیل‌ها و صاحبان منتظر نوبت بنزین آن‌ها رد می‌شد فریاد می‌زد:« بنزین لیتری هزار تومان حراجش کردم! و با خنده و پوزخند از کنار این صف عبور می‌کرد.»

مردی آفتابه‌ای قرمز رنگ به دست داشت و دور از چشم ماموران که بایستی مانع بنزین زدن افراد در ظروف مختلف می‌شدند آن‌را از بنزین پر کرد و هنگام رفتن فریاد می‌زد: «من که روزی امشب خود را گرفتم!»

- گدایی در پمپ بنزین مشغول تکدی‌گری بود که یکی از رانندگان خطاب به او گفت: «گدایی می‌کنی بدبخت!ك بیا برو بنزینت روبزن!»

-موتور سواری می‌گفت از فردا با دوچرخه تردد خواهم کرد که موتورسوار دیگری به او گفت:« این حرف‌رو آرومتر بزن، از فردا یهو می‌گن باد برای دو چرخه"فسی" 500 تومان!»

-ساعت 30/23 موتورسواری که تازه رسیده بود خطاب به مردم حاضر در پمپ بنزین گفت:«از خونه که می‌اومدم تلویزیون اعلام کرد سهیمه‌بندی لغو شده...!»

-پسرجوانی هم که در همراه همسرش در خودرو پراید خود نشسته و منتظر نوبت بنزین بود می‌گفت:«پدر و مادرم از ایران گردی بعد از ازدواج خود با اتومبیلشان برایم تعریف می‌کردند ولی فکر کنم با این وضعیت، من و همسرم تا ماهان هم نتوانیم برویم که برای فرزندانمان تعریف کنیم!»

-موتورسواری هم که پسرکوچکش را جلوی خودروی موتورسیکلت نشانده بود وقتی از زدن بنزین ناامید شده رو به پسر کوچکش گفت:«ناصر، بابا! هر وقت ]....[ داشتی بریز تو باک بابا تا بتونیم برسیم خونه!»

-مردی هم وقتی از زدن بنزین غیر سهمیه‌بندی ناامید شد هنگام رفتن با عصبانیت فریاد زد:« رای ما]...[»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:27  توسط وحید قرایی  | 

با تعطیلی پنج واحد صنفی پر مشتری

 

خیابان هزارویکشب كرمان را خلوت كردند!

 

عكس: وحيد قرايي

وحيد قرايي/اختصاصي بام كوير

خیابان هزارویکشب کرمان در چند شب اخیر یکی از خلوت‌ترین و آرام‌ترین دوره‌ی وجودی خود در کالبد شهر را می‌گذراند.

دلیل آن هم تعطیلی 5 صنفي پرمشتري شامل پیتزافروشی روما، بستنی‌ و آب میوه پرتقال و سه بستنی فروشی تازه تاسیس آیس‌پک و آی‌سوپک در این خیابان است که به خودی خود جمعیت زیادی خصوصا از جوانان کرمان را به سمت خود جلب می‌کردند. ظاهرا این تعطیلی‌ها به دستور نیروی انتظامی و در جهت حفظ نظم و جلوگیری از شلوغی و ترافیک سنگین این خیابان بوده است.

کاغذی هم روی شيشه يكي از اين واحدها چسبانده بودند که روی آن نوشته شده بود: «به دستور اماکن نیروی انتظامی این واحد صنفی به علت تجمع بیش از حد از پنجشنبه...»

از سوي نيروي انتظامي به صاحبان این واحدها اعلام كرده است که بایستی مکان کسب و کار خود را از خیابان هزارویکشب به خیابان دیگری منتقل نمایند تا اجازه‌ی فعالیت مجدد داشته باشند!

رونقی که از دست می رود

خیابان هزارویکشب كرمان به واسطه‌ی وضعیت ظاهری مناسب و قرار داشتن در منطقه‌ای که به نوعی «بالای شهر» کرمان محسوب می‌شود هميشه مورد توجه مردم و خصوصا جوانان كرماني بوده است. در پی آن چندین پیتزا و ساندویچ‌فروشی، کافی‌شاپ و بستنی و آب میوه فروشی در آن دایر شد. بعد از آن بود که این خیابان بیش از گذشته مورد توجه جوانانی قرار گرفت که از معدود تفریحاتشان پیاده روی در این خیابان و حضور در این اغذیه فروشی‌ها بود که ظاهری جالب توجه‌تر از سایر مکان‌های مشابه در خیابان‌های دیگر داشتند.

پنجشنبه شب‌ها افزایش عبور و مرور خودروهای شخصی و پیاده‌ها این خیابان را به یکی از خیابان‌های شلوغ با ترافیک سنگین تبدیل می‌کرد که گویا همین شلوغی دستمایه‌ای شد تا در جهت کنترل شلوغی این خیابان 5 واحد فوق‌الذکر تعطیل و دستور به جابه‌جایی آن‌ها داده شود.

در این حال به نظر می‌رسد این اقدام می‌تواند پاک کردن صورت مساله‌ای باشد که جایگزینی برای آن تعریف نشده است و حذف گذران اوقات جوانانی که به این خیابان مراجعه می‌کردند و از آن مهم‌تر رونق اقتصادی مغازه‌های تعطیل شده به راحتی نادیده گرفته شده است.بطوري كه صاحبان اين واحدها هم اكنون در فكر جبران كردن ميليوت ها تومان ضرري هستند كه متوجه آنهاست در عين حاليكه تعداد زيادي از كاركنان اين واحد بيكار شده اند.

ازسوی دیگر بالا بردن غلظت نگاه امنیتی به این‌گونه قضایا برای شهروندان خوشایند نیست.

مجوز نداشتند، تعطیل شدند

اما فرمانده‌ انتظامی استان کرمان مجوز نداشتن این پنج واحد صنفی را دلیل تعطیل و پلمب کردن آن‌ها ذکر کرد و گفت: اشکالاتی در زمینه‌ی مجوز دهی به واحدهای صنفی وجود دارد اما صاحبان این پنج واحدهای بایست از صنف خود مجوز می‌گرفتند.

البته سردار اسحاقی تصریح می‌کند که نیروی انتظامی هم وظایفی در زمینه‌ی تایید ترافیکی و امنیتی منطقه برای دایر کردن یک واحد تجاری دارد که آن‌ها باید اجرا شوند و عدالت این است که این مسایل کنترل شود.

وی با اشاره به این‌که قایل به اشتغال‌زایی هستیم عنوان می‌کند:«از صاحبان این واحدها خواسته‌ایم در محلی جدید کسب و کار خود را برقرار کنند که آن‌ها نیز این موضوع را پذیرفته‌اند.»

او این نکته را هم اشاره می‌کند که وجود چندین واحد نظیر پیتزا و بستنی‌ فروشی به آن صورت در کنار هم می‌تواند باعث ایجاد بی‌نظمی و مزاحمت برای مردم باشد.»

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:11  توسط وحید قرایی  | 

گزارشي تكان دهنده از وضعيت همراهان بيماران شهرستاني بستري در بيمارستان هاي شهر كرمان

 

زندگی در پیاده‌رو

 

 

عكس: وحيد قرايي

همراهان بيمار بستري در بيمارستان شفا كرمان در پياده رو خوابيده اند/عكس: وحيد قرايي

 

 

سيما كارآموزيان/اختصاصي بام كوير

این روزها شهر کرمان یکی از گرم‌ترین تابستان‌هایی چند سال اخیر را پشت‌سر می‌گذارد در این میان از جلوی بیمارستان‌های شفا یا شهیدباهنر کرمان که رد می‌شویم همیشه جمعیتی را می‌بینم که نگران خود را در سایه‌های تک درخت‌های حوالی بیمارستان جای داده‌اند.

این‌ها کسانی هستند که خانه و کاشانه خود را در شهرستان رها کرده‌اند و پشت حصارهای بیمارستان مرکز استان به امید بهبودی عزیزشان بیتوته کرده‌اند.

آن‌ها باید پشت درهای بیمارستان بمانند چرا که احتمال دارد هر لحظه بیمارشان احتیاج به دارویی کم‌یاب داشته باشد که وظیفه‌ی تهیه‌ی آن برعهده‌ی همراه بیمار است.

بعضی از این افراد روزها و ماه‌هاست که پشت درهای بیمارستان زندگی می‌کنند.

ساعت 9 شب خانواده‌ای 4 نفری روی زمین سیمانی روی یک پتو جلوی بیمارستان شفا نشسته‌اند و زن با تکه‌ای مقوا نوزاد دو ماهه‌ی خود را باد می‌زند تا از گرما و البته پشه‌ها در امان باشد . گوشه‌ی دیگر پتو پسربچه‌ای 10-12 ساله خوابیده است. پدرخانواده می‌گوید:«ما ساکن جیرفت هستیم. 20 روز پیش فرزندم دچار سوختگی شد و چون بیمارستان جیرفت بخش سوانح سوختگی ندارد او را به کرمان اعزام کردند.»

او ادامه می‌دهد:«دخترم را از جیرفت با یک آمبولانس مزدای قدیمی به کرمان اعزام کردند که آن‌قدر شرایط بدی داشت که فکر نمي‌کردم دخترم زنده به کرمان برسد اما خدا را شکر رسیدیم و الان دقیقا 20 روز است که من به همراه اعضای خانواده‌ام جلوی بیمارستان زندگی می‌کنیم.»

او در مورد سختی‌های زندگی جلوی بیمارستان می‌گوید:« ما ظهر و شب این‌جا هستیم، گرمای روز برای بچه‌ها غیر قابل تحمل است، شب‌ها هم احساس امنیت نداریم، سروصدای ماشین‌ها هم یک مشکل دیگر است، بعضی شب‌ها این‌جا آنقدر شلوغ می‌شود که جایی برای نشستن پیدا نمی‌شود.»

او می‌افزاید:« حداقل اگر یک مسافرخانه‌ این حوالی بود ما تنها نگرانی سلامت بیمار و هزینه‌های درمان را داشتیم اما این وضعیت مشکلات ما را چند برابر کرده است.»

پشت نرده‌هایی بخش ICU بیمارستان باهنر شلوغ‌تر است. جمعیت بیشتری در پیاده‌روها فرش پهن کرده‌اند و عده‌ای هم از نگرانی قدم می‌زنند.

مردی که دختر کوچکی را در آغوش گرفته و به نردهای بیمارستان تکیه داده است خود را از اهالی سیرجان معرفی می‌کند و می‌گوید:« مریض ما ضربه مغزی شده و در کما است. می‌گویند امکانات ICU در این بیمارستان جزء بهترین‌هاست و پزشکان سیرجان مریض ما را به این بیمارستان اعزام کرده‌اند سه ماه است که ما کرمان هستیم، و تا یک ماه قبل همین جا توی پیاده رو زندگی می‌کردیم. مدتی است که خانه اجاره کردیم اما بسياري از کسانی‌که بیمارشان در بیمارستان بستری است توانایی کرایه خانه را ندارند و ناچار همین جا روی زمین داغ زندگی می‌کنند.»

خانم دیگری که 68 روز است در محوطه بیمارستان زندگی می‌کند می‌گوید: «شب‌ها به یکی از همراهان مریض اجازه می‌دهند در محوطه بیمارستان بخوابد اما ساعت 4 صبح نگهبان بیمارستان ما را بیدار می‌کند و باید از بیمارستان خارج شویم.»

او ادامه می‌دهد:« تا چند وقت پیش این اطراف حتی یک آب سرد کن هم نبود، آن‌قدر به رییس بیمارستان و دیگر مسوولان مراجعه کردیم و نامه نوشیتم تا بالاخره یک آب سرد کن نصب کردند. سرویس بهداشتی هم که اصلا وجود ندارد و ما باید با کلی خواهش و تمنا از سرویس بهداشتی مخصوص بیماران استفاده کنیم که اصلا وضعیت مناسبی ندارند. برای وضو گرفتن و شستن دست و صورتمان هم باید از آب‌های محوطه که غیر قابل آشامیدن و غیر بهداشتی هستند استفاده کنیم.»

او در خصوص امکان استراحت در مسجد بیمارستان می‌گوید: «در طول روز درهای مسجد تنها ظهرها 20 دقیقه برای کارکنان باز می‌شود، شاید مسوولان بیمارستان می‌ترسند که همراهان بیماران مهر یا تسبیحی از بیمارستان بدزدند!»

خانم دیگری که فرزندش در بخش ICU بستری است می‌گوید: « اکثر کسانی‌که این‌جا اطراق می‌کنند شهرستانی هستند و جایی برای اقامت ندارند. آیا واقعا امکان ندارد که نزدیک بیمارستان یک استراحت‌گاه یا خوابگاه ساخته شود. تا همراهان بیماران از این وضعیت دشوار و وضع نابه سامان خلاص شوند. حتی اگر به همراهان هر دو یا سه بیمار هم یک اتاق بدهند باز هم راضی هستیم.»

اما نکته‌ی غم‌انگیز ماجرا این‌جاست که خیلی از همراهان بیماران بعد از ماه‌ها تحمل سختی مجبورند با چشمی اشک‌بار پیاده‌روي جلوي بیمارستان را ترک کنند و با یک عضو کمتر به خانه باز گردند.

آیا واقعا ساخت اقامتگاه‌های مناسب نزدیک بیمارستان‌ها از اولویت‌های شهر محسوب نمی‌شود تا کمی از رنج بیمارداری و هزینه‌های درمان خانواده‌هایی که بیماری در جمع خود دارند کاسته شود.

آیا واقعا طی این سال‌ها گذر مسوولان به حوالی بیمارستان‌ها نیفتاده تا وضع نامناسب همراهان بیماران را از نزدیک ببینند یا شاید هنوز نیازی در این خصوص احساس نشده است!

اين مشكل بزرگي است كه در بسياري از شهرستان ها پزشك مجرب و بخشهاي تخصصي براي درمان بيماران وجود ندارد و وقتي هم كه مركز استان مراجعه مي كنند روزها و شايد ماهها وضعشان به اين صورت اسف بار است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:56  توسط وحید قرایی  | 

دو کاریکاتور بنزینی...

خودکشی با بنزین

بنزین و اعصاب

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:54  توسط وحید قرایی  | 

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله

راستش میون این همه مطالب جدی سیاسی و اقتصادی و ... خوندن بعضی از مطالب می تونه خیلی جالب توجه و مفرح باشه. این مطلب رو هم تو این وبلاگ گذاشتم شاید خوندنش برای شما هم جالب باشه... 

یک گروه محقق در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تر از تصورات بود...

سوال این بود

معنی عشق چیست؟

نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟

وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه .وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

عشق وقتیه که سگت می پره بغلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند.پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بغلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که پی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 12:16  توسط وحید قرایی  | 

کارتونی از بسک

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 5:30  توسط وحید قرایی  | 

گزارش تصويري

تجمع رانندگان آزانس مسافري درون شهري در اعتراض به نحوه سهميه بندي بنزين

خبر بالا مربوط به ايسنا منطقه كوير است

عكس: وحيد قرايي

عكس: وحيد قرايي

تعطيلي ۵ واحد صنفي(پیتزا روما، بستني و آب ميوه پرتقال، ۲ شعبه آيس پك و يك شعبه آي سوپك) در خيابان هزار و يكشب كرمان به دليل شلوغي و تجمع بيش از  حد!

عكس: وحيد قرايي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:10  توسط وحید قرایی  | 

شهردار کرمان انتخاب شد

عكس: وحيد قرايي

عكس:وحيد قرايي 

سرانجام پس از کش و قوس های فراوان اعضای شورای شهر کرمان با انتخاب ابوالقاسم سیف الهی به عنوان شهردار شهر کرمان موافقت کردند. او یکی از اعضای اصلاح طلب شورای فعلی شهر کرمان بود.

سیف الهی معاونت شهرداری کرمان در زمان علی مهاجری و معاونت سازمان جهاد کشاورزی کرمان در زمان مهندس فتوت را تجربه کرده است.

قبل از وی مهندس فتوت از سوی اصلاح طلبان به عنوان کاندیدای شهرداری کرمان معرفی شده بود که با مخالفتهای شدید اصولگرایان شورای شهر انتخاب او منتفی شد.

دکتر حسین شریعت که فردی مستقل از لحاظ سیاسی به حساب می آید جانشین سیف الهی در شورای شهر کرمان خواهد شد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 15:48  توسط وحید قرایی  | 

سهمیه بنزینمون تموم شده.../ کارتونی از جمال رحمتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 5:3  توسط وحید قرایی  | 

این است حکایت ما...

کرمان...

کرمان...

 

دیشب برای کرمانی ها هم شب پرحکایتی بود...غافلگیری از خبر سهمیه بندی و صف های کیلومتری ماشینها و اعصاب ناراحت مردم و درگیری لفظی و گاهی فیزیکی در پمپ بنزین ها و نگرانی از افزایش سایر قیمت ها و  آغاز جیره بندی...

این است حکایت ما در هزاره سوم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 7:40  توسط وحید قرایی  | 

 

آنها که پاسخگوترند

 ۱-به عنوان یک خبرنگار نوشتن این موضوع را ضروری می‌دانم که بسیاری از مسوولان دولت نهم چندان پاسخگوتر از مسوولان دولت قبل نیستند ( و در مواردی هم این‌ پاسخگویی کمتر است) چه این‌که آمار شخصی خودم از مراجعاتی که به روابط عمومی‌ها و مدیران کل برای طرح سوالاتم از مسوولان داشته ام و پاسخ‌گویی و زمان معطلی برای دریافت پاسخ‌ها این موضوع را برای من روشن کرده است.

۲-اما این موارد شامل همه سازمان‌ها نمی‌شود. چرا که سازمان‌هایی که از مدیریت روابط عمومی قدرتمند برخوردارند توانسته‌اند پاسخ مراجعه خبرنگاران را بدهند و حتی تعدد مصاحبه‌های مدیران این سازمان‌ها نیز این نکته را نشان می‌دهد.

۳- "محمد جهانشاهی" مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان کرمان ، "ایوب سلیمانی" مسوول روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان کرمان، "رضا صاحبقدم لطفی" مدیر روابط عمومی شهرداری کرمان، "مصطفی سلطانی" کارشناس روابط عمومی استاندای کرمان، "هادی خالقی نسبت" که مدتی است از روابط عمومی سازمان زندان‌ها به روابط عمومی دادگستری کرمان منتقل شده است، "کوروش احمد یوسفی" مسوول روابط عمومی نیروی انتظامی استان کرمان و "محمد بصیریان" در زمانی‌که به عنوان مسوول روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد استان کرمان مشغول به فعالیت بود از جمله افرادی هستند که از ظرفیت‌های موجود برای ارتباط با مطبوعات بیشترین استفاده رابرده‌اند که نمود کاری آن‌ها به خوبی در مطبوعات استان کرمان قابل مشاهده است و از همین رو جای آن دارد که از آن‌ها تقدیر و تشکر ویژه نمایم.

۴-اما سخن آخر این‌که بسیاری از فعالان عرصه‌ی روابط عمومی در استان کرمان از توانایی علمی و عملی لازم برای ارتباط با رسانه‌ها برخوردار نیستند و این‌که از سازمانی شاید سالی یک‌بار هم خبر قابل توجهی در رسانه ها منتشر نشود نشان از همین موضوع دارد. البته برخی از فعالان این عرصه نیز کار روابط عمومی را منطبق با همان سیستم رپرتاژ دهی می‌دانند که در این میان نقص کار بخشی از خبرنگاران و یکی شدن وظیفه‌ی اطلاع‌رسانی و رپرتاژ‌گیری بر غلظت این موضوع افزوده است.

به نظر میرسد لازم است که مدیران سازمان‌هایی که خودشان چندان علاقه‌ای به ارتباط با رسانه‌ها ندارند حداقل از مسوولانی برای روابط عمومی استفاده نمایند که بتوانند در چرخه اطلاع‌رسانی نقش بهتری داشته باشند و در این زمینه مردم را از اطلاعات و اخبار مورد نیازشان محروم ننمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 15:33  توسط وحید قرایی  | 

اگه همزه هر جایی حذف بشه... می شه این!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 15:17  توسط وحید قرایی  | 

این ماشين عروس هم دیدن داره...!

وجود این ولوو گل آذین شده برای مراسم عروسی برای خیلی از رهگذران در خیابان خواجوی کرمان دیدن داشت...

عكس: وحيد قرايي

عكس: وحيد قرايي

TinyPic image

عكس:وحيد قرايي

يك مقايسه كوچولو

عكس: وحيد فرايي 

اين هم شاه داماد و صاحب ولوو

 عكس: وحيد قرايي

اين تخم مرغ هم براي رفع چشم زخم بايد ميشكست

عكس: وحيد قرايي

هر كسي هم كه دوربين داشت از اين وولوي عروس عكس گرفت...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:37  توسط وحید قرایی  | 

سرپرست جديد هنوز نيامده رفت!

 

بلا تکلیفی در اداره کل حفاظت محیط زیست کرمان

در حالیکه چند هفته پیش رضا درخشانی مدیرکل حفاظت محیط زیست کرمان در زمانی کمتر از ۲ سال فعالیت خود در این سمت از سوی مقامات مافوق به نوعی کنار گذاشته شده و استعفا داده بود، سرپرست جديد اين اداره كل نيز تنها يك روز در محل كار خود حاضر شد و عطاي حضور در اين سمت را به لقايش بخشيد و حاضر به ادامه همكاري نشد!

هنوز از دلايل اين اقدام اطلاعي در دست نيست ولي اين كه با وجود مشكلات زيست محيطي موجود در استان كرمان، اداره كل حفاظت محيط زيست استان كرمان مدتهاست كه مديريت با ثبات ندارد موضوعي است كه نبايستي به راحتي از آن گذشت و مسئولان ارشد استان كرمان بايستي نسبت به آن پاسخگو باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:45  توسط وحید قرایی  | 

گپ و گفت با دکتر "سیامک زندرضوی" در مورد وضعیت زندگی ساکنان حاشیه‌ی شهر کرمان

 

راه حل‌های آقای جامعه‌ شناس

 

 

 

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

گفت‌وگو با دکتر سیامک زندرضوی، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان، درمورد مسایل اجتماعی این حسن را دارد که بر اساس تجارب علمی و مطالعات و تحقیقات خود به پاسخ‌گویی سوالات مي‌پردازد.

وضعیت اجتماعی شهرک‌های حاشیه‌‌ی شهر کرمان نظیر شهرک پدر و راه حل بهبود وضعیت آن‌ها موضوعی است که این عضو هیات علمی دانشگاه با همراهی تعدادی از دانشجویان عضو انجمن علمی علوم اجتماعی در حال تحقیق و پژوهش بر روی آن است و شاید نتایج حاصل نیز تا حد زیادی جدید و جالب توجه باشند.

او عنوان می‌کند در حالی‌که از سال 1345 تاکنون وسعت شهر کرمان 30برابر شده است گسترش چندین برابری ارتفاع شهر نیز در 20 سال آینده پدیده‌‌ای دور از ذهن نیست و با وجود همه‌ی عوامل محدود کننده از جمله آب شرب قابل درک است.

دکتر زندرضوی با این دیدگاه با نگاه منفی به شهرک‌های حاشیه‌ای و ساکنان آن نمی‌نگرد و حتی آن‌ها را فرصت‌هایی برای آزمون الگوهای تازه‌ای از توسعه انسان محور و شهروند مدار می‌داند.

او در همین مورد به نقد عملکرد نظام حاکم بر کشورمان از زمان پهلوی دوم و بعد از انقلاب اسلامی در زمینه‌ی‌ نحوه‌ی واگذاری زمین می‌پردازد و می‌گوید:«اگر به روند توسعه‌ی شهر کرمان نگاه کنیم می‌بینیم که «اصلاحات اراضی» و استفاده از رانت زمین برای جلب نظر روستانشینان به نظام حاکم در دهه 1340 شمسی باعث شد که بخشی از جمعیت مناطق روستایی به کرمان مهاجرت کنند و «واگذاری زمین» برای شهرک‌سازی در خارج از بافت قدیمی شهر کرمان توسط دستگاه مدیریت استان در دو دهه‌ی‌ اول پس از انقلاب به منظور جلب رضایت نزدیکان با دسترسی به این رانت زمین، خود نوعی «حاشیه‌نشینی» قانونی ایجاد کرده است و در فواصل این نقاط، مناطق «خارج از محدوده‌ی قانونی» و شهروندان«خارج از قانون» بوجود آمده‌اند که نمونه آن محدوده‌ای است که در اراضی آقایان مهرابی‌، پدر، بهرامی و کاظمی‌نژاد در حاشیه‌ی کمربندی بوجود آمده است.»

وی در مورد تئوری‌هایی که برای حل مشکل حاشیه‌نشینان وجود دارد عنوان می‌کند که این تئوری‌ها برگرفته از تجارب کشورهایی است که در این زمینه موفق بوده‌اند و حتی می‌توان این تئوری‌ها را بومی کرد.

وی سه کتاب را برای مطالعه به سه گروه پیشنهاد می‌کند: «اعضای شورای شهر کتاب «راز سرمایه‌داری» نوشته‌ی «هر نان دو دوسو» تو را بخوانند، تا با تجربیات دو دهه اخیر جهان در درک شهروندان«خارج از قانون» و اهمیت به رسمیت شناختن آنان آشنا شوند. مسوولان استانداری کتاب «شهر در جهان در حال توسعه» نوشته‌ی «رابرت پاتر» و همکارانش را بخوانند تا به جای ایده تبدیل کپر به خانه‌های یکسان به سمت استفاده از توانایی‌های افراد ساکن مناطق کپرنشین بروند و همه شهروندان ساکن کرمان کتاب «از قلعه دختر تا دقیانوس» نوشته‌ی محمد دانشور رامطالعه نمایند. تا با سرگذشت غم‌انگیز، شهری که با سی برابر شدن در سطح در طول پنجاه سال همه منابع آب شیرین خود را بر باد داد و هویت شهری در حاشیه‌ی کوهستان و کویر را نیز به فراموشی سپرد آشنا شوند.»

او دو نقطه‌ی امید برای به ثمر نشستن امیدهای شهروندان تعریف می‌کند: «پی‌گیری مطبوعات و برخورد مسوولانه‌ی اعضاء شورای شهر(سوم) که تازه شکل گرفته است و احتمالا برای شنیدن راه کارهای نو آمادگی بیشتری دارد...»

ظرفیت مطلوب انسانی

دکتر زند رضوی بر پایه‌ی یک مطالعه‌ی مقدماتی در شهرک پدر به ظرفیت‌های مطلوب انسانی با توجه به جمعیت جوان آن محدوده اشاره می‌کند و می‌گوید:«در این مناطق زنان حضور جدی و موثری در زندگی دارند و شبکه‌ای  ازروابط خویشاوندی و همسایگی وجود دارد که به لحاظ سرمایه‌ی اجتماعی در وضعیت قابل قبولی است و بر خلاف نظر اغلب مقامات که نگاهی از سر مشکل به این مناطق دارند و به نوعی آن‌ها را مستمند و نیازمند ارفاق و کمک مي‌دانند، معتقدم که آن‌ها می‌توانند به توسعه‌ی استان کرمان کمک کنند.»وی با اشاره به تصریح معاون برنامه‌ریزی و اقتصادی استاندار کرمان نسبت به عدم مشارکت شهروندان در توسعه‌ی اقتصادی استان، عنوان می‌کند که این صحبت‌ها نشان می‌دهد که ظرفیت‌هایی این چنین برای توسعه‌ی شهرو استان کرمان هنوز شناخته نشده‌اند. و شهروندان خارج محدوده‌ی قانونی، که نمی‌توانند طرح بنویسند و ضامن کارمند و بازاری ندارند به حساب نمی‌آیند.»

این استاد جامعه شناسی دانشگاه با طرح این سوال که چه الگوهایی برای کمک به مردم مناطقی نظیر شهرک پدر برای بهبود شرایط اجتماعی و زیست آن‌ها وجود دارد می‌گوید: «استانداری کرمان طبق آن‌چه که بیان کرده امسال برای بهبود وضعیت اشتغال 1600 میلیارد تومان بودجه در اختیار دارد و البته ادعا این است که شهروندان برای استفاده از این بودجه مراجعه نمی‌کنند و طرح ارایه نمی‌دهند. اما آیا در این زمینه افراد خارج ازمحدوده‌ی قانونی شهروند حساب می‌شوند؟» دکتر زند رضوی پیشنهاد می‌کند که از این بودجه‌ی 1600 میلیاردی، پنج میلیارد تومان آنرا در اختیار دانشگاه شهید باهنر کرمان بگذارند. تا با یک پروژه‌ی آموزشی، پژوهشی، اطلاع‌رسانی و سرمایه‌گذاری، اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و معماران وشهرسازان گردهم آیند و یک مرکز اجتماع محله‌ای در محدوده‌ی شهرک پدر تشکیل شود و تا آن‌جایی که ممکن است با حضور موثر شهروندان ساکن آن محدوده، الگوهای اجتماعی، اقتصادی و الگوی ساخت  مسکن را بهبود دهند.»

وی در همین مورد می‌افزاید: «با توجه به تجربیات می‌توان« صندوق‌های خرده وام‌دهی» تشکیل داد و ساکنان مناطق مذکور پس از آموزش طرح‌های خود را ارایه دهند و قاعدتا آن‌ها طرح‌هایی ارایه می‌دهند که بر اساس تجربه و توانشان باشد. و با هدایت تخصصی می‌توانند موفق باشند.»

وی به تجربه‌ی جالب توجهی در همین زمینه اشاره می‌کند که بعد از زلزله‌ی دی‌ماه 82 در پشترود بم اجرا شد که از 17 زن خانه‌دار شروع و اکنون به  300نفر  رسیده است که در مرکز اجتماع محله‌ای گرد هم می‌آیند و علاوه بر لذت بردن از بودن در کنار یکدیگر، تجربیات خود را ردوبدل می‌کنند و آموزش‌های مورد نیازشان را برنامه‌ریزی کرده وپی‌گیر آن‌ها می‌شوند.  

چرا دانشگاه؟

او در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که چرا دانشگاه برای اجرای چنین طرحی مدنظر شماست می‌گوید:«در دانشگاه علاوه بر افراد متخصص علاقه‌مند، دانشجویان جوانی حاضرند که مایل به خدمت‌اند و از طرف دیگر شهروندان به دانشگاه به عنوان یک بخش دولتی که می‌تواند هماهنگی ایجاد کند رغبت و اعتماد بیشتری دارند و حمایت شهروندان در کنار نظارت علمی و عملی دانشگاهیان می‌تواند نتایج قابل قبولی را به همراه داشته باشد.»

این جامعه‌شناس تصریح می‌کند:«رفتن به سمت برنامه‌ای مشارکتی برای بهبود وضعیت زندگی شهروندان ساکن شهرک پدر و شهرک‌های مشابه بر چنین مبنایی، الگویی است از توسعه‌ای که در وهله‌ی اول حرمت انسان و زندگی سالم کودکان را پاس می‌دارد و بعد کاهش اعتیاد گسترده را مدنظر دارد. در حالی که رها کردن این شهرک‌ها در وضعیت فعلی به معنی پذیرش گسترش فقر و اعتیادی است که از سر عدم امید به آینده پدید آمده است. به هر حال با وجود منابع مالی که درحال حاضر به برکت قیمت بالای نفت خام وجود دارد و بخش زیادی از آن نیز جذب نشده است ویا بر پایه‌ی طرح‌های صوری به بازار خرید و فروش کالاها سرازیر می‌شود و تورم را دامن می‌زند. می‌توان در این مناطق به نوعی شغل ایجادکرد، نیروی کار را درگیر کرد، زنان را آموزش داد و افرادی توانمند برای انجام کارهای متناسب باتوانایی‌هایشان تربیت کرد.»

دکتر زندرضوی تاکید می‌کند:«راه حل مسایل این‌چنین پیچیده در ذهن‌های منفرد نمی‌گنجد و نمی‌توان تنها بانگاه از بالابه پایین این مسایل را حل کرد باید به ظرفیت‌های بالقوه جوانان این نواحی باور داشت و شرایط آموزش و هدایت منطم و پایدار را در یک اجتماع محلی فراهم آورد و حداقل پشتیبانی مالی را نیز مهیا ساخت. دسترسی به آب آشامیدنی سالم، برق مطمئن، امکان بازی و تفریح و... حق مسلم همه شهروندان است.»

وی در ادامه عنوان می‌کند:«درصورتی که یکی از سه پایه‌ی تصمیم‌گیری دراین زمینه یعنی استانداری، دانشگاه و شورای شهر در مورد پذیرش این راه حل قانع نشوند به نتیجه‌ نمی‌رسیم و فرایند درگیر کردن، اطمینان بخشیدن و به میدان آوردن شهروندان خود امری مستمر و آموزنده خواهد بود، که احتیاج به زمان دارد و هرگز به پایان نمی‌رسد.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:11  توسط وحید قرایی  | 

اینترنت ساعتی 400 تومان!

مافياي اينترنت در كرمان

بازتاب-در حالي كه در كشور خبر از حضور مافياهاي قدرتمند اقتصادي است، در كرمان شاهد حضور پرقدرت مافياي اينترنت هستيم كه در يك سال گذشته، قيمت اينترنت در اين استان، به دو برابر آن رسيده است. اين در حالي است كه در ديگر استان‌ها، نه تنها افزايش قيمت نداشتيم، بلكه قيمت اينترنت سير نزولي داشته و حتي در هفته گذشته در پايتخت شاهد تعيين قيمتي استثنايي (ساعتي 75 تومان) توسط يكي از شركت‌هاي فعال در اين زمينه بوديم.سال گذشته، در بخشنامه اتحاديه صنف رايانه و ماشين‌هاي اداري، شاهد افزايش 60 درصدي قيمت اينترنت بوديم كه طي هفته گذشته نيز اين قيمت بار ديگر 40 درصد افزايش يافت و كاربران اينترنت در كرمان براي استفاده از پنج ساعت اينترنت، بايد مبلغ بيست هزار ريال؛ يعني ساعتي چهارصد تومان هزينه كنند.

گفتني است، همه شركت‌هاي ارايه‌دهنده خدمات اينترنت در كرمان، با هماهنگي اتحاديه صنف رايانه و ماشين‌هاي اداري با انتشار بخشنامه‌اي، سعي در قانوني نشان دادن اين افزايش قيمت دارند، حال آن‌كه هنوز هيچ اتحاديه و ارگاني، حق دخالت در بازار و تعيين قيمت در اين زمينه را ندارد.لازم به ذكر است، در حالي كه مخابرات از كاهش 30 درصدي قيمت خطوط اينترنت فروخته‌شده به ISPها خبر مي‌دهد، اين شركت تخفيف‌هاي قبلي خود را به شركت‌هاي دريافت‌كننده ISP حذف كرده و نيز به قرارداد SLA خود در ازاي قطع خطوط ارتباطي عمل نمي‌كند.

در اين‌باره، يكي از مديران شركت‌هاي ارايه‌دهنده اينترنت در انتقادي درباره افزايش غيرقانوني خدمات خود اظهار مي‌كند: دليلي وجود ندارد كه شركت‌هاي كرماني هم اشتباه ديگر شركت‌هاي ارايه‌دهنده اينترنت در سراسر كشور را تكرار كنند!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:7  توسط وحید قرایی  | 

 

هجوم آلومینیوم به نماهای شهری

سیما کارآموزیان/اختصاصی بام کویر

این روزها تقریبا همه چیز روی مد پیش می‌رود حتي نمای ساختمان‌ها. در گذشته نوع معماری و نمای بناها تابعی بوده است از نوع فرهنگ و زندگی اجتماعی و شرایط آب و هوایی یک منطقه. اما امروز آن‌ها که پول بیشتری دارند ساختمان‌های خود را بر اساس آخرین ژورنال‌های معماری سفارش می‌دهند و نمای ساختمان خود را نیز از روی عکس‌های رنگی همین ژورنال‌ها انتخاب می‌کنند.

یکی از مدهایی که امروز در شهر كرمان رايج شده است و بیشتر در نمای ساختمان‌ها استفاده می‌شود به کارگیری آلومینیوم در ساخت نماهاست.

از هر گوشه‌ی شهر که عبور می‌کنید حداقل یکی دو نمای طوسی رنگ جلب توجه می‌کند که بیننده را به یاد شهرهای بزرگ ينگه دنیا می‌انداز تا شهري کویری مثل کرمان.

 مهندس حمید جلالی‌نژاد،يكي از دیگر مهندسان معماری و شهرسازی در کرمان عقیده جالبی دارد و آن این‌که در همه‌ی زمینه‌ها حتی در ساخت نماهای ساختمان‌ها این‌که مخاطب چقدر هنر دوست باشد مهم است. در واقع هر فرد در منظر شهر تاثیر دارد.

او مشکل نماهای نازیبا در سطح شهر را کم شدن ارتباط مردم با طبیعت می‌داند و البته این‌که شهر در دست شهرسازان نیست.

جلالی درخصوص استفاده از نماهای آلومینیومی می‌گوید: «نمي‌توان گفت نمای آلومینیومی نباشد، استفاده از این ماده صنعتی مانند یک موجی است که می‌آید و می‌رود همان‌طور که موج استفاده از نماهای شیشه‌ای فروکش کرد. این موج در تمام دنیا می‌آید مهم این است که مهندسان معمار ما چه تاثیری روی آن بگذارند.»

وی تاکید می‌کند: «امروز ما درمعماری بیشتر دنبال تجدد هستیم تا تمدن. نمایی را که می‌توان با سنگ و خشت حتی زیباتر ساخت باآلومینیوم می‌سازیم، اجرای این‌گونه نماها تابعیت ما را هم نشان نمی‌دهد.»

جلالی  خاطر نشان می‌کند:« در حال حاضر استفاده از نمای آلومینیومی سر جای خودش نیست به عنوان مثال محله "ته باغ لله را ببینید، وقتی انتهای این کوچه تاریخی ساختماني با نماي آلومینیومی ساخته می‌شود در واقع بخشی از هویت شهر از بین می‌رود. او به یک نکته‌ی دیگر اشاره می‌کند که ساختمان‌های ما اکثرا کپی‌برداری از ژورنال‌های معماری هستند و جای تاسف دارد که امروز حتی در دانشگاه‌ها نیز معماری ژورنالیستی تدریس می‌شود.»

در نهایت جلالی در خصوص ساخت نماهای آلومینیومی می‌گوید:«علم در حال پیشرفت است و ما نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم. اما من به شخصه استفاده از نماهای آلومینیومی را به دو جهت توصیه نمی‌کنم. اول این‌که پول نفت بابت آن را مملکت خارج می‌شود و از طرفی بخشی از ذخایر معدنی صرف نماسازی می‌شوند و در حالی‌که می‌تواند صرف تولیدات مهم دیگری شوند.»

يكي ديگر از مهندسان معماري و شهرسازي كرمان به استفاده‌ي نامناسب از مصالح در ساخت نماها اشاره می‌کند و به‌عنوان نمونه می‌گوید: «متاسفانه نماهای آلومینیومی در شهر کرمان رواج پیدا کرده بیشتر به یک مد تبدیل شده است و باید به آن به‌صورت یک مشکل فرهنگی نگاه کرد این مد قطعا اعتبار چندانی هم نخواهد داشت.»

مهندس مجيدرفعتی تاکید می‌کند: «آلومینیوم می‌تواند به‌طور موضعی در جاهایی به کار گرفته شود اما نباید به مثابه یک متریال اصلی در ساخت نماها استفاده شود. اما متاسفانه امروز در کرمان شاهد هستیم این ماده‌ی صنعتی در ساخت نمای منازل مسکونی یک طبقه نیز استفاده می‌شود.» او تصریح می‌کند: «شاید استفاده از آلومینیوم در ساخت نمای یک کارخانه یا پاساژ به جا باشند اما برای یک منزل مسکونی که باید فضایی گرم و صمیمی داشته باشد قطعا مناسب نیست.»

رفعتی به این نکته اشاره می‌کند که این ماده‌ي صنعتی با اقلیم کرمان سازگاری ندارد و می‌افزاید: «هر چند که می‌توان با استفاده از تکنیک‌هایی این ماده را با محیط سازگار کرد اما فی‌نفسه چندان با شرایط آب‌وهوایی کرمان سازگاری ندارد.

 این مهندس معماری و شهرسازی تاکید می‌کند: «استفاده از این مواد به طور انبوه جایگاهی در تاریخ معماری کشور نخواهد داشت و مثل کف روی آب از زمین می‌رود همان‌طور که در دهه‌ی 50 هم استفاده از مواد پلاستیکی رواج پیدا کرد و امروز هیچ اثری از آن نیست.»

رفعتی به این نکته نیز اشاره مي‌کند که بین ماده ساختمانی و فرم ساختمان باید نسبتی وجود داشته باشد و از طرفی هر ماده ساختمانی پتانسیل‌های خاص خود را دارا است و اگر ما می‌خواهیم از آلومینیوم استفاده کنیم باید به طور موضعی و در جایگاه خودش از این ماده ساختمانی استفاده کنیم.

اما آیا هیچ نظارتی بر ساخت‌ نماهای ساختمانی وجود دارد؟

رفعتي در این رابطه می‌گوید: «هرچند که این مهم در دستور کار شهرداری قرار دارد اما فعلا نظارتی در این زمینه اعمال نمي‌شود.»

وي تصریح می‌کند: «ما دو تجربه‌ي ناگوار زلزله‌ بم و زرند را پشت سر گذاشته‌ایم و این باعث شده مسوولین شهرداری یا سازمان مسکن به عنوان ناظران کیفی در این مقوله با یک نگاه یک سویه به امر ساخت وساز بنگرند و بیشتر مقاوم سازی را مد نظر داشته باشند تا زیبا سازی.»

او تصریح می‌کند: «هر چند که مقاوم سازی اهمیت بسیار زیادی دارد و استان کرمان هم بهای سنگینی بابت عدم توجه به آن در زلزله‌های اخیر پرداخت کرده است اما باید توجه داشت که عدم توجه به زیبا‌سازی نیز پیامدهای خودش را خواهد داشت.»

رفعتی تاکید می‌کند: «پیامدهای عدم مقاوم‌سازی سریع خود را نمایان می‌کند و امروز ما عواقب کوتاهی در این زمینه را دیده‌ایم، اما تجربه کوتاهی و سهل‌انگاری در زیباسازی کند و بطنی صورت می‌گیرد و در یک پروسه طولانی مدت عمل مي‌کند و شاید این دلیلی باشد که هم‌اکنون به این مبحث چندان توجهی نمی‌شود. در واقع چون اضطراری نیست این پرونده روی میز کار مسوولان چندان دیده نمي‌شود در صورتی که مقوله‌ی‌ زیباسازی تاثیرات بنیادی خواهد گذاشت.»

وی بار دیگر بر لزوم نظارت بر ساخت نماهای شهری اشاره می‌کند و می‌گوید: «واقعیت این است که شهرداری آن‌قدر با مسایل گوناگون روبه‌روست و آن‌قدر الویت‌های متفاوت دارد که بحث زیباشناسی در رده‌های پایین اولویتی قرار می‌گیرد و به نظر می‌رسد که خود مهندسان معماری و شهرسازی باید نگاه جدیدتری به این مقوله داشته باشند.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10:54  توسط وحید قرایی  | 

نگاهي به اوضاع و احوال بنزيني شهر قبل از آغاز سهميه‌بندي

 

بازگشت دوره‌ي صف و جيره بندي

 

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

ماجرا به قسمت‌هاي جذاب! خود رسيده است. هر شب كه شايعه مي شود فردا آغاز سهميه‌بندي بنزين است صف‌هاي طويل ماشين‌ها پمپ بنزين‌هاي كرمان را براي رهگذران جالب توجه مي كند و البته نگاه آن‌ها را روي عقربه نشان دهنده وضعيت بنزين متمركز مي كند كه ببينند نيازي هست خودشان نيز به اين صف طويل بپيوندند يا خير؟!

اين روزها بلاتكليفي در مورد وضعيت بنزين به جايي رسيده است كه شايد سال‌ها بعد بتواند قسمتي از تاريخ اين ديار را به خود اختصاص دهد. مردم نمي دانند كه قرار است چه زماني، چه اتفاقي روي دهد و صاحبان اتومبيل بخش زيادي از توان ذهني خود را صرف آماده‌باش در برابر رويدادهاي احتمالي (كه افزايش قيمت ها يكي از آنهاست) آغاز داستان سهميه‌بندي بنزين مي‌كنند.

بخشي از مردم هم به ذخيره‌سازي بنزين در هر چه كه نام مخزن بر آن مي توان گذاشت مي‌پردازند كه البته اين قسمت تلخ ماجراي سهميه‌بندي بنزين است. برخي كه از قبل مخازن گازوييل در منازل خود نصب كرده بودند و اكنون سيستم گرمايشي آن‌ها گازي شده است در تلاشند قبل از سهميه‌بندي اين مخازن را از بنزين پر كنند و آن‌ها كه ندارند در همان بشكه‌هاي 200 ليتري بنزين ذخيره مي‌كنند تا اندكي خيالشان از بابت سوخت مورد نياز خود ولو در زماني اندك راحت باشد بي‌آن كه به عواقب تلخي بينديشند كه اين ذخيره‌سازي غير مطمئن براي آن‌ها بر اثر احتمال بالاي آتش سوزي در بر دارد.

در اين ميان يكي از ابزار فروشان كرماني از اتفاقي مي گويد كه مشابه آن در زمان شدت يافتن شايعات مربوط به وقوع زلزله در كرمان روي داد و باعث فروش فوق العاده چادرهاي مسافرتي براي گريز از عواقب زلزله شد.

او مي گويد:«بازار پمپ‌هاي دستي رونق زيادي پيدا كرده‌است زيرا آن‌ها كه بنزين ذخيره مي‌كنند بايستي با چنين وسيله‌‌اي آن را از مخازن خود خارج كنند...» كه اين البته خود گوياي اين است كه چه جمعيتي اقدام به ذخيره سازي بنزين در كرمان كرده اند.

البته تاكنون تنها يك مورد آتش‌سوزي بر اثر ذخيره‌سازي بنزين در شهر كرمان گزارش شده‌است اما احتمال افزايش آمار آتش‌سوزي هاي اينچنيني بسيار بالاست كه مراقبت بيش از پيش مردم را در اين زمينه مي طلبد.

اما آيا اين وضعيت به آنچه كه كاهش مصرف سوخت در كشور از سوي مراجع دولتي عنوان مي شود منجر شده است؟

رييس سنديكاي جايگاه‌‏داران كشور در اين مورد مي گويد:«سيستم توزيع هوشمند سوخت تاكنون به كاهش مصرف بنزين منجر نشده است و مصرف بنزين در ماه نخست سال جاري 7 درصد، ارديبهشت ماه 14-15 درصد و درخرداد ماه 18 درصد رشد داشته‌است.»

مهندس حاج محمدرضا با اشاره به رشد بالاي مصرف بنزين مي گويد:«در حال حاضر عرضه فرآورده بنزين روزانه 75 ميليون ليتر است كه در تعطيلات هفته‌ي گذشته به مرز 80 ميليون ليتر در روز نيز رسيد در حالي كه مصرف بنزين سال گذشته در اين مقطع 65 تا 70 ميليون ليتر در روز بوده است.»وي در ادامه مي گويد:« اظهارات وزير نفت مبني بر رشد 5/4 درصدي كاهش مصرف در حالي است كه مسوولان شركت پخش فرآورده‌‏هاي نفتي اعلام كردند مصرف بنزين در فروردين ماه 5/6 درصد، ارديبهشت14 و خرداد ماه 5/18 درصد افزايش يافته و واردات 5/2ميليارد دلاري براي 6 ماهه نخست سال 86 تيرماه به اتمام مي‌‏رسد.»

مهندس حاج محمدرضا، با اعلام اين كه تصور مي‌‏كنم آقايان آمار درستي ازتوزيع و مصرف بنزين ندارند، تصريح مي‌كند:« با دستگاه هوشمند سوخت نيز مسوولان به آمار درستي دست نخواهند يافت، چرا كه اين سيستم از عيوب فراواني برخوردار است وسيستم كاملي در چارچوب كنترل نخواهد بود.»وي، با اشاره به بلاتكليفي مردم ازميزان سهميه‌ي بنزين، اظهار مي دارد:«مردم هر روز با مراجعه به جايگاه‌‏ها اقدام به ذخيره كردن باك و احتكار آن در منازل مي‌‏كنند كه اين امر منجر به چندين آتش سوزي در تهران وشهرستان‌‏ها شده است. بنزين يك فرآورده فرار است كه نگهداري آن در درون يك ظرف و تجمع گاز آن باعث انفجار مي‌شود و كار عقلاني ومنطقي نيست.»

وي، مي‌افزايد:« از سوي ديگر انبارها در رساندن بارهاي متوالي ومتواتر بامشكل مواجه شدند؛ چراكه توان آن‌‏ها با رشد مصرف فعلي بنزين هماهنگي ندارد.» 

به هر حال آن چه كه اين روزها در مورد بنزين در كشورمان اتفاق مي‌افتد رويدادي است كه به نظر مي رسد براي آن مي بايستي بيش از اين تفكر و برنامه‌ريزي مي‌شد. البته قاعدتا جلوي ضرر از هرجا گرفته شود منفعت است اگر مسوولان كشور بيش از اين به آن واقف شوند...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10:35  توسط وحید قرایی  | 

براى كاهش زلزله هاى مخرب در جنوب شرق صورت گرفت

 

ريشه يابى زمين لرزه هاى متعدد در كرمان

296487.jpg

وحید قرایی/اختصاصی ایران

خارج كردن بى ضابطه آب هاى زيرزمينى در كرمان موجب افزايش فضاهاى خالى در رسوبات سطحى و زيرزمينى و كم شدن مقاومت اين لايه ها در برابر زلزله شده است.
مسعود ناظم زاده شعاعى، معاون سازمان زمين شناسى جنوب خاورى كشور با بيان اين مطلب گفت: از آنجايى كه شكست لايه هاى زيرزمينى در مناطق خالى از آب اتفاق مى افتد، نشست زمين موجب وارد شدن خسارت بيشترى در اين لايه ها مى شود. وى با بيان اين كه در بم چنين مطالعه اى نشده است، افزود: تخريب هايى كه در لايه هاى زمينى شهر بم صورت گرفته مى تواند ناشى از نشست زمين باشد.
وى با اشاره به وجود گسل هايى كه در استان كرمان هستند، تصريح كرد: گسل نايبند يكى از اين گسل ها است كه از بشروييه در خراسان جنوبى تا بم در استان كرمان ادامه دارد و گسل هايى نظير سيرچ، شهداد، چهار فرسخ و سروستان را نيز دربر مى گيرد. وى مى افزايد: «بخش زيادى از اين گسل در مناطق بيابانى قرار دارد و آبادى مهمى را در بر نمى گيرد اما ظاهراً زلزله ويرانگر طبس حاصل فعاليت يكى از شاخه هاى فرعى آن بوده است».
اين كارشناس زمين شناسى، گسل نايبند را يكى از پرتكاپوترين «زون» هاى گسلى استان مى داند كه موجب زلزله هاى شديدى در بم، سيرچ، شهداد و گلباف شده است. اما گسل «كوهبنان» نيز در استان كرمان نقش زيادى در رخداد زمين لرزه هاى تازه در شمال اين استان داشته است.
به گفته وى، گسل كوهبنان با طول ۳۰۰ كيلومتر در راستاى شمال باخترى ـ جنوب خاورى موجب زمين لرزه هاى شديدى نظير زمين لرزه هاى گور (صد سال پيش)، چترود و روستاهاى اطراف زرند (داهوئيه و گيسك) شده است. وى مى افزايد: «ظاهراً زلزله هاى تازه و مكرر در زرند و راور حاصل فعاليت هاى يك گسل فرعى عمود بر آن است كه بر اثر حركات زمين ساختى گسل كوهبنان فعال و اينك به گسل «هوتكن» معروف شده است».
او در مورد گسل «جيرفت كهنوج» نيز عنوان مى كند: «اين گسل از شمال تا حوالى رودان قابل رديابى است كه در جلگه جيرفت شامل دو گسل شرقى و غربى است كه در يك صد سال گذشته فعاليت داشته اند اما موجب تخريب آنچنانى نشده اند».
برخى نظريات باستان شناسى حكايت از اين دارد كه حركات اين گسل ها و زمين لرزه هاى ناشى از آن، بارها تمدن هايى را در اطراف هليل رود از بين برده است و نوع خانه سازى اين منطقه در ساليان دور بنا به همين لرزه هاى ويرانگر بوده است.
وى سپس به گسل «نائين ـ بافت» و «بافق ـ باغين» اشاره كرده و گفت: «آثار فعاليت هاى اين گسل ها بر روى زمين مشخص است اما گزارشى از تخريب به علت حركت آنها نداشته ايم».
معاون سازمان زمين شناسى جنوب خاورى كشور با اشاره به اين كه به خطرزايى گسل «رفسنجان» و گسل «راور ـ بهاباد» نيز نبايد بى توجه بود در مورد گسل «ماهان» در نزديكى شهر كرمان اظهار داشت: آن چه از اين گسل روى سطح زمين مشخص است از حوالى شهر «راين» تا خود ماهان قابل رديابى است كه امتداد آن به سمت كرمان است، اما به علت وجود تپه هاى شنى و فعاليت هاى كشاورزى شايد روى آن پوشيده باشد و اظهارنظر دقيق در اين مورد نيازمند مطالعات بيشتر است.
وى در پاسخ به اين سؤال كه آيا كرمان بر روى گسل قابل توجهى واقع شده است، گفت: «پاسخ در اين مورد يك نظر شخصى است زيرا زمين ريخت شناسى (ژئومورفولوژى) منطقه اى كه شهر كرمان بر آن واقع است ناشى از كردار يك سامانه گسلى است ولى به دليل اين كه شهر كرمان در طول ساليان طولانى مسكونى بوده و اطراف آن كشاورزى مى شده است، ظاهراً آثار گسل پوشيده شده و اظهارنظر قطعى در اين مورد منوط به مطالعات دقيق با وسايل و امكانات پيشرفته است».
در اين حال استان كرمان به يك شبكه لرزه نگارى پيشرفته نياز دارد تا در چند نقطه از استان نصب و تمامى رخدادهاى زمين لرزه اى منطقه را پوشش بدهد كه اين امر تاكنون محقق نشده است و اطلاعات زمين لرزه اى كرمان از ديگر مناطق نظير بافق، تهران و پايگاه هاى كشورهاى خارجى دريافت مى شود.
در اين ميان رعايت برخى مسائل محيطى نيز مورد غفلت واقع شده است كه موجب مى شود حتى امواج متوسط زمين لرزه در گذر از زير سازه ها خسارات زيادى وارد كنند.
وى به مورد ديگرى نيز در شهر كرمان اشاره كرد و گفت: «مسأله زيست محيطى ديگر، بالا بودن فاضلاب شهر كرمان است كه در هنگام زمين لرزه منجر به پديده اى با عنوان «روان گرايى» مى شود كه در اين پديده آب و ماسه از زمين فوران مى كند و موجب تخريب سازه هاى روى آن مى شود».
ناظم زاده تأكيد مى كند كه براى حل اين مشكل لازم است تا شبكه فاضلاب شهرى كرمان با سرعت بيشترى به بهره بردارى برسد تا خطرات اين پديده كاسته شود.
در ادامه جواد كمالى معاون عمرانى استاندار كرمان در اين باره اظهار داشت: «۹۵ درصد ساختمان هاى روستايى و ۸۵ درصد ساختمان هاى شهرى در استان كرمان غيرمقاوم هستند.» همين موضوع نشان مى دهد كه تناسبى ميان احتمال بالاى خطرات ناشى از زمين لرزه هايى به بزرگى ۶ ريشتر و مقاومت ساختمان ها در استان كرمان وجود ندارد.
در عين حال پراكندگى گسل هاى موجود در استان كرمان و زمين لرزه هاى ويرانگر در سيرچ، شهداد، گلباف، بم و زرند در دهه هاى ۶۰ تا ۸۰ عمق اين خطر را بيشتر نشان مى دهد كه بايد با مقاوم سازى هرچه بيشتر بناها تهديدها را بسيار كم كرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 7:1  توسط وحید قرایی  | 

اعضای اصولگرای شورای شهر کرمان مانع انتخاب شهردار شدند

 

طبق اخبار رسیده از آخرین جلسه ی شورای شهر کرمان ۴ عضو اصولگرای شورای شهر کرمان با خروج خود از جلسه انتخاب شهردار کرمان مانع از انتخاب شهردار جدید شهر کرمان شدند.

بنا به این گزارش "آبستراکسیون" اصولگرایان شورای شهر باعث شد تا پرونده ی انتخاب شهردار کرمان همچنان باز بماند. ظاهرا این افراد حتی با گزینه هایی که از نظر اصلاح طلبان گزینه های دست اول هم نیستند مشکل دارند و حاضر به انتخاب شهرداری که به هر عنوان گزینه مورد نظر اصلاح طلبان باشد موافق نیستند.

به هر حال لجبازی و به تعبیری خودخواهی ۴ نفر در شورای شهر کرمان باعث شده است تا شهرمان مدت بیشری را بدون شهردار بگذراند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 13:10  توسط وحید قرایی  | 

 

انقلاب رسانه هاي نوين


نوشته Manuel CASTELLS لوموند دیپلماتیک

 

امروزه بيش از يک ميليارد نفر کاربر اينترنتي اند و نزديک به ٢ ميليارد نفر داراي تلفن همراه مي باشند . دوسوم ساکنان کره زمين امکان ارتباط با تلفن حتي در جاهايي که برق نيست را دارند. شکل اجتماعي جديدي از ارتباط بر قرارکردن به وجود آمده که هر چند وسيع است اما به طور انفرادي توليد و دريافت مي شود و تاثير مي گذارد.

 

اطلاعات و ارتباطات همواره يکي از محورهاي تسلط قدرت حاکم و در عين حال جريان هاي بديل و مقاومت و تغييرات اجتماعي بوده است. تسلط بر افکار مردم که ارتباطات امکان آن را فراهم مي آورند موضوعي است مرکزي. تنها از راه شکل دادن به افکار توده هاست که قدرت ها بر جامعه تسلط مي يابند و در عين حال از همين مجرا ست که تحول و تغيير پديد مي آيد.

سرکوب فيزيکي و فکري بي شک يکي از ابعاد اساسي قدرت حاکم است. اما اگر خلقي به طور عميق تصور خود را از مسائل تغيير دهد و به شيوه ديگري و به ويژه توسط خود بيانديشد، هيچ قدرتي توانايي مقابله با آن را ندارد. شکنجه تن بسيار کمتر از شکل دادن به انديشه موثر است و از اين روست که ارتباطات مخوف ترين ابزارهاي قدرت اند. تفکر جمعي ( که جمع رياضي تفکر افراد در ارتباط با هم نيست بلکه انديشه اي است که همه چيز را از درون جامعه جذب و سپس در آن پخش مي کند)، در بستر ارتباطات است که شکل مي گيرد. در واقع ازاين بستر است که تصاوير، اطلاعات و نقطه نظرها نشئت مي گيرند و تجربه به واسطه سازو کارهاي ارتباطاتي در سطح عمومي منتقل مي شود و پخش مي گردد.

همه آنچه ذکرشد با شدت تمام در مورد جوامع ما صادق اند. جوامعي که در آنها شبکه هاي ارتباطي در تمام سطوح از جهاني به محلي و از محلي به جهاني گسترش يافته اند. درنتيجه رابطه با قدرت حاکم که عامل شکل دهنده تمام جوامع و عنصر تعيين کننده در تحول آنهاست، بيش از پيش در حيطه ارتباطات است که شکل مي گيرد.

در جوامع معاصر، سياست بلافاصله بعدي رسانه اي پيدا مي کند. موضوعات مورد توجه سيستم سياسي و تصميماتي که از آن بيرون مي آيد، صحنه نمايشي براي رسانه هاست که به دنبال همراه کردن شهروندان با خود و يا کم کردن دشمني آنان با خويش هستند.

اين نه به معني آن است که قدرت به طور مطلق در دست رسانه هاست و نه اينکه تصميمات توده ها فقط در ارتباط با مطالب آنها شکل مي گيرد.تمام تحقيقات انجام گرفته در مورد ارتباطات از مدتها پيش نشان داده اند که تا چه اندازه مردم در اين رابطه « فعال » عمل مي کنند و نه « غير فعال ».

از سوي ديگر، رسانه ها، در درون خود داراي سيستمي براي سنجش ميزان توانايي شان در تحت تاثير قرار دادن مردم هستند. آنها بيش از هر چيز شرکت هايي با الزام داشتن سودآوري اند و بايد هرچه بيشتر مخاطب داشته و مرتب بر تعداد آنها بيافزايند. آنها عموما داراي عملکردي متنوع اند ودر رقابت با هم قرار دارند و بايد به ميزان رقباي خويش داراي اعتبار باشند. علاوه بر اين، آنها براي خود الزام هاي ديگري از نوع اخلاق حرفه اي و روزنامه نگاري نيز قائل اند (واسطه هاي بين رسانه ها، مردم* و کميته هاي اخلاقي و غيره). در نتيجه يک رسانه تنها به دنبال پيچيده کردن و يا دستکاري و عوض کردن اطلاعات نيست.

با اين همه ما بايد توجه خود را بر روي ٢ گرايش متمرکز کنيم. از يک سو، روزنامه نگاري متعهد، رسانه را همچون ابزاري ايدئولوژيک استفاده مي کند. اين امر مدتها يک نقص به حساب مي آمد چرا که باعث از بين رفتن خاصيت « واقع بيني » يک رسانه و منجر به از دست دادن مخاطب هاي آن مي شد. از اين رو روزنامه هايي که خود را « ارگان احزاب » معرفي مي کردند عملا همگي يا از بين رفته اند و يا داراي مشکلات بنيادين انتشار هستند. با اين همه به نظر مي رسد که اين وضع در حال تغيير است و تعهد عميق ايدئولوژيکي مي تواند خيلي سودآور هم باشد. به عنوان مثال Fox News، يکي از کانال هاي اصلي تلويزيون در ايالات متحده (شعبه New Corps که به Ropert Murdoch تعلق دارد) بخش بسيار با اهميتي از مخاطبين محافظه کار آمريکا را با دفاع دربست از تزهاي نئومحافظه کاران طرفدار حمله به عراق در سال ٢٠٠٣ از آن خود کرد.

گرايش دومي که امروز مشاهده مي شود مربوط به از دست دادن استقلال روزنامه نگاران حرفه اي است در مقابل صاحب کارانشان. در همين جاست که بخش بزرگي از بازي پيچيده فريب و تحت تاثير قرار دادن رسانه اي نهفته است.

يک بررسي در نيمه سال ٢٠٠٤ (١) سعي در توضيح اين مسئله داشت که ٤٠ درصد امريکايي ها هنوز در آن زمان بر اين باور بودند که صدام حسين و القاعده با هم همکاري نزديک داشته و داراي سلاح هاي کشتار جمعي در عراق هستند و اين مسئله يکسال پس از آن که تمام شواهد خلاف اين امر با جزئيات تمام در دسترس بود. اين بررسي ارتباط هاي مابين ماشين تبليغاتي دستگاه اداري بوش و توليدات سيستم رسانه اي را روشن کرده و نشان داده بود که بعضي از دستکاري هاي خبري بدون اينکه سانسور و يا دستور مستقيمي براي تغيير محتوي در ميان بوده باشد، اتفاق افتاده بودند.

تمام اينها البته فقط بخش قابل رويت کوه يخ است. چرا که نفوذ رسانه ها بر روي سياست فقط به دليل آنچه که انتشار مي يابد نيست بلکه به دليل آن چيزهايي است که منتشر نمي شود. همان هايي که پنهان نگاه داشته شده و از روي آن با سکوت عبور مي شود. فعاليت رسانه اي بر عملکردي دوجانبه استوار است : در ذهن مخاطبان (مردم) تنها آن چيزي مي ماند که در رسانه ها حضور دارد. قدرت اصلي رسانه ها در توانايي آنان در پنهان کردن و پوشاندن اطلاعات و نهايتا پديد آوردن عدم آگاهي عمومي است .

ضرورت مطرح بودن در رسانه ها براي حضور در صحنه سياسي رابطه ارگانيک با زبان رسانه اي که هم در تلويزيون و راديو و هم در نشريات و اينترنت رايج است به وجود مي آورد. رسانه ها زبان ويژه خود را دارند که البته کاملا سبک تکلم مستقلي نيست اما چيزي شبيه به آن است.

ساده ترين و در عين حال قوي ترين پيام رسانه اي تصوير است و ساده ترين پيام تصويري چهره آدمي است. رابطه اي ارگانيک مابين رسانه اي کردن سياست و محور قرار دادن افراد (شخصيت ها) در رسانه ها و در سياست وجود دارد. وقتي در سرنوشت سياسي يک فرد با انبوه تصاوير آن غرق مي شويم که اغلب با دستکاري و فريب هاي رسانه اي نيز همراه است، ديگر نظرات و برنامه هاي سياسي اهميت خود را از دست مي دهند و هيچ کس به آنها (شايد هم به حق!) توجهي نمي کند.

پيروزي سياست در « حول شخصيت » ها باعث مي شود که قانع کننده ترين شکل مبارزه ايدئولوژيک حمله به افرادي باشد که سمبل يک پيام هستند. دروغ و شايعه پراکني بدين ترتيب به هنر مسلط در سياست تبديل مي شود. يک پيام منفي پنج بار بيش از يک پيام مثبت تاثير مي گذارد. تمام احزاب در اين منجلاب فرو مي روند و به خبرسازي و دستکاري اخبار مشغول مي شوند. و آنهم بي آنکه اين رسانه ها باشند که آنها را به اين کار وا دارند. اين امر بيشتر توسط واسطه ها و شرکت هاي متخصص در اين کار (officines) انجام مي پذيرد.

با اين همه، رابطه اي مستقيم مابين رسانه اي کردن سياست و « حول شخصيت » ها قرار دادن آن با رسوايي ها و يا به کارگيري افتضاحات سياسي وجود دارد که عمومي شدن آن در پانزده سال گذشته باعث قتل نمايندگان مجلس، بحران هاي دولتي و يا حتي بحران رژيم شده است.

همه اين ها باعث بحران عميق مشروعيت سياسي کنوني در سطح جهاني شده است. چرا که رابطه اي روشن واستوار و هرچند نه يگانه، مابين به کارگيري افتضاحات، رسانه اي شدن افراطي صحنه سياسي و عدم اطمينان شهروندان به سيستم وجود دارد. اين بدگماني خود را در نظرسنجي اي نشان داد که توسط سرويس هاي سازمان ملل متحد انجام گرفت که بر اساس آن دوسوم ساکنين کره خاکي دولت هاي خود را نماينده خويش نمي دانند.

در واقع ما در مقابل يک بحران مشروعيت قرار داريم. اما در شرايطي که دولت ها و مسئولين سياسي و احزاب مورد اطمينان نيستند هنوز اکثريتي از مردم وجود دارند که معتقدند مي توانند کساني را که به نام آنها سخن مي گويند تحت تاثير قرار دهند. آنها در ضمن بر اين باورند که قادرند جهان را تنها توسط اراده و ابزارهاي خويش تغيير دهند. شايد همين ها باشند که در حال توسعه شگفت آور آن چيزي در جهان ارتباطات هستند که من آن را ارتباطات توده اي انفرادي (Mass Self Communication) ناميده ام.

از لحاط تکنيکي اين ارتباطات توده اي انفرادي هم شامل اينترنت مي شود و هم شبکه درحال گسترش تلفن هاي همراه. امروز مي بايست حدود يک ميليارد کاربرد اينترنتي و دو ميليارد مشترک تلفن هاي همراه وجود داشته باشد. دوسوم ساکنين کره زمين مي توانند حتي در جاهايي که برق و خطوط تلفني وجود ندارد توسط تلفن همراه ارتباط برقرار کنند. در فاصله زماني کوتاه، انبوهه اي از شکل هاي نوين ارتباط پديد آمده است. افراد سيستم هاي ارتباطي خود را آفريده اند : پيام تلفني (SMS)، وبلاگ (blogs) و... . ارتباط رايانه به رايانه (P٢P) (٢) انتقال هر نوع داده ديجتالي را امکان پذير مي سازد. بين ماه هاي ژانويه و مه ٢٠٠٦ رقم وبلاگ ها از٢٦ ميليون به ٣٧ ميليون رسيده است. به طور متوسط هر ثانيه يک وبلاگ به وجود مي آيد يعني ٣٧ ميليون در هر سال. مطالب ٥٥ درصد از وبلاگ ها سه ماه پس از گشايش هنوز به روز مي شود. مقدار وبلاگ ها امروز ٦٠ برابر سال پيش ارزيابي مي شود. رقمي که هر شش ماه دو برابر خواهد شد.

در حالي که زبان انگليسي در آغاز زبان مسلط بر روي اينترنت بود، امروز تنها زبان يک سوم سايت ها است. زبان هاي چيني و سپس ژاپني، اسپانيايي، روسي، فرانسوي، پرتغالي و کره اي به مرور جاي خود را باز کرده اند. آن چيزي که در اين مورد اهميت دارد تنها وجود وبلاگ ها نيست بلکه ارتباطاتي است که مابين آنها به وجود آمده و سبب پيوند آنها به يکديگر از يک سو و تماسشان با ديگر حوزه هاي ارتباطي مي شود (يعني همان چيزي که تکنولوژي RSS امکان پذير مي سازد (٣)).

اين پديده شکل اجتماعي نويني از ارتباطات را به وجود آورده است که در عين حال توده اي است اما به طور انفرادي توليد و دريافت مي شود و تاثير مي گذارد. با اين همه در سرتاسر جهان به ابزاري در خدمت جنبش هاي اجتماعي تبديل مي شود اگرچه اين جنبش ها تنها استفاده کنندگان اين ابزار جديد بسيج و سازماندهي نيستند. رسانه هاي سنتي به نوبه خود با استفاده از توان تجاري و رسانه اي شان به اين جريان پيوسته ودر حال به وجود آوردن وبلاگ هاي هرچه افزون تري حول خويش اند. با اين همه اين واقعيت وجود دارد که جنبش هاي اجتماعي و مقاومت هاي فردي توان آن را يافته اند که بر رسانه هاي بزرگ تاثير گذاشته، اطلاعات را کنترل کنند و در صورت لزوم آنها را تکذيب کرده و يا حتي توليد نمايند.

جنبش جهاني شدن بديل (آلترموندياليست) بر عليه سرمايه داري حاکم، از سالها پيش اينترنت و تمام امکانات ارتباطي را نه تنها همچون ابزاري براي سازماندهي بلکه محلي براي گفتگو و تبادل نظر به کار مي گيرد. اين جنبش بدين ترتيب توان تاثيرگذاري بر روي رسانه هاي حاکم را يافته است. امري که از جمله توسط Indymedia و يا مجموعه اي از شبکه هاي اجتماعي امکان پذير گشته.

به وجود آمدن شبکه هاي مستقل ارتباطي حتي مورد توجه رسانه هاي سنتي تر قرار گرفته است. تلويزيون هاي مستقل، مثل OrfeoTV در بولونيا (ايتاليا)، leaTVZa در پاريس، Occupen las Ondas در بارسلون، TV Piquetera در بوينس آيرس و همچنين تعداد زيادي از رسانه هاي بديل که در ارتباط شبکه اي با يکديگر قرار دارند، يک سيستم جديد اطلاعاتي را به وجود آورده اند.

حتي معاون رئيس جمهور سابق آمريکا، آقاي آلبرت گور نيز به اينکار اقدام کرده و يک شبکه شخصي تلويزيوني به وجود آورده است که ٤٠ درصد برنامه هاي آن توسط مخاطبين اش تهيه مي گردد. مبارزات انتخاباتي براي رياست جمهوري نيز تحت تاثير اين جنبش رسانه اي قرار گرفته اند. بين سال هاي ٢٠٠٤ - ٢٠٠٣، آقاي هوارد دين، کانديداي رياست جمهوري در امريکا، افزايش محبوبيت اش را مديون توان سازماندهي خود توسط اينترنت مي باشد (٤).

موضوع مهم ديگر « بسيج سياسي عمومي و ضربتي ناگهاني » توسط تلفن همراه است که از ده سال پيش به پديده اي تعيين کننده تبديل شده است (٥). اين ابزار بسيج کننده که همچون تيغي برنده عمل مي کند و بر شبکه ارتباطي بين تلفن هاي همراه استوار است، تاثيرات قابل توجهي در کره جنوبي، فيليپين، اوکراين، تايلند، نپال، اکوادور و فرانسه گذاشته است. در مواردي اين تاثيرگذاري فوري بوده است مانند برکناري نخست وزير تايلند آقاي بومي بول آدول يادژ (Bhumibol Adulydej) در آوريل گذشته، يا در اسپانيا هنگام شکست حزب مردمي آقاي خوزه ماريا آزنار در انتخابات مارس ٢٠٠٤ در روز بمب گذاري هاي مادريد، زماني که تحت تاثير شوک اين حادثه و عزاي جامعه، به نظر مي رسيد که هرگونه حرکت سياسي غيرممکن باشد، ميليون ها پيام بر روي تلفن هاي همراه، که افشاگر تلاش دولت براي گذاشتن مسئوليت اين حوادث بر گردن جنبش استقلال باسک (ETA) بودند، سازماندهي تظاهرات عظيمي را امکان پذير ساختند.

تمام اين ها البته به اين معني نيست که در يک سو رسانه هاي در خدمت قدرت قرار دارند و در سوي ديگر آنهايي که با جنبش اجتماعي همراه اند. زيرساخت هاي تکنولوژيکي در خدمت هر دوي آنها هستند. اما وجود و گسترش شبکه هاي الکترونيکي براي جامعه امکان کنترل و نظارت بهتر و دخالت را فراهم مي آورد : امري که بسيار پرتوان تر از سازماندهي سياسي براي جريان هايي است که در سيستم سنتي شرکت ندارند.

در حالي که دمکراسي رسمي و ظاهري درگير بحراني بنيادين است، و شهروندان ديگر به نهادهاي دمکراتيک شان اعتقادي ندارند، آنچه در جلوي چشم ما با ظهور اين ارتباطات توده اي انفرادي شکل مي گيرد به يک بازسازي مدل هاي سياسي شباهت دارد. هرچند نمي توان به راحتي درباره آينده آنها نظر داد.

اما مي توان از يک چيز مطمئن بود : سرنوشت نبرد در عرصه ارتباطات تعيين مي شود و گوناگوني نوين ابزارهاي تکنولوژيکي بر آن تاثيري اساسي دارند. در واقع اين نبرد، کهن ترين درگيري تاريخ بشر است که از همان آغاز، دلمشغولي رهايي انديشه هاي ما را دارد.

*****************

پاورقي ها

١) NDLR. براساس تحقيق انجام گرفته توسط دانشگاه ماري لند در اکتبر ٢٠٠٣، ٦٠ درصد امريکايي ها و ٨٠ درصد آنهايي که Fox News را نگاه مي کنند، فکر مي کردند که لااقل يکي از مسائل زير حقيقت دارد : - سلاح هاي کشتار جمعي در عراق پيدا شده است. - شواهد جدي همکاري بين القاعده و عراق وجود دارد. - افکار عمومي جهاني از دخالت نظامي آمريکا در عراق حمايت مي کند.

Lire Eric Klinenberg, “ Contestation de l’ordre médiatique américain ”, Le Monde diplomatique, avril 2004,

٢) NDLR. P٢P به مدل شبکه رايانه اي گفته مي شود که در آن بر عکس شبکه هاي سنتي هر عضو در عين حال نقش مشتري و يا سرويس دهنده را بازي مي کند.

٣) NDLR. يک جريان RSS (Really Simple Syndication)، يک استاندارد براي همراه کردن (در ارتباط با هم قرار دادن) محتوي سايت هاست. اين امر روزتر شدن سريع وبلاگ ها و يا سايت هاي اطلاعاتي را امکان پذير مي سازد. http://fr.wikipedia.org/wiki/P2p

٤) NDLR. آقاي دين که در سال ٢٠٠٤ پرطرفدارترين کانديداها در درون حزب دمکرات براي انتخابات رئيس جمهوري از سوي حزب محسوب مي شد و از جان کري شکست خورد.

٥) Voir Manuel Castells, Jack Linchuan Qui, Mireia Fernández Ardevol et Araba Sey, Mobile Communication and Society, A Global Perspective, MIT Press, Boston, 2006, 392 pages, 25,01 euros

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 12:5  توسط وحید قرایی  |