تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

تحصن دوباره دانشجویان دانشکده هنر در اعتراض به ناامنی های صورت گرفته توسط اراذل و اوباش

تدابیر ویژه نیروی انتظامی برای حفظ امنیت دانشجویان

رییس دانشکده:با پرداخت اعتبارات و ساخت دانشکده جدید مشکلات امنیتی حل خواهد شد

 

عکس:وحید قرایی

 

حدود 50 نفر از دانشجویان دانشکده هنر و معماری صبا کرمان در اعتراض به عدم امنیت محل تحصیل خود اقدام به تحصن در این دانشکده کردند که بعد از ساعاتی با توضیحات مسولان دانشگاه کرمان این تحصن به پایان رسید.

یکی از این دانشجویان گفت: محیط اطراف دانشکده بسیار نا امن است و اراذل و اوباش تاکنون چندین بار دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده اندو حتی با چاقو تهدید کرده اند.

وی افزود: اکثر دانشجویان این دانشکده را دختران تشکیل می دهند که رفت و آمد آنها خصوصا برای کلاسهای بعد از ظهر با مشکل مواجه است.

یکی دیگر از دانشجویان با اشاره به تحصن سال گذشته دانشجویان این دانشکده گفت:محل قبلی دانشکده نیز نامناسب بود و نتیجه تحصن سال قبل این شد که کلاسها به طور پراکنده در دانشکده های فنی و شهید باهنر برگزار شود و اکنون نیز کلاسها در ساختمانی در کوچه پس کوچه های نزدیک همان دانشکده قبلی که محل مناسبی نبود تشکیل می شود!

در عین حال رییس دانشکده هنر و معماری صبا گفت: با هماهنگیهای انجام شده با استانداری و نیروی انتظامی و قولهای داده شده به دانشجویان مبنی بر تامین امنیت تحصن دانشجویان پایان یافته است.

مهندس عباس ذکری همچنین گفت: روز گذشته با استاندار کرمان در این مورد مذاکراتی انجام شد و 2 نفر از مقامات نیروی انتظامی به دانشکده مراجعه کردند و مقرر شد این نیرو منطقه را تحت کنترل بیشتری قرار دهد.

وی افزود:در منطقه ای که دانشکده واقع شده است گشتهای نامحسوس صورت می گیرد.

ذکری در مورد وضعیت دانشکده جدید که قرار است در پردیزه افضلی پور ساخته شود گفت: 5/1 میلیارد تومان برای ساخت این دانشکده در دولت قبلی در نظر گرفته شده که 500 میلیون تومان توسطسازمان مدیریت و برنامه ریزی پرداخت شده است و 500 میلیون تومان نیز بایستی توسط استانداری و 500 میلیون تومان  توسط سازمان مسکن و شهر سازی پرداخت شود تا کار ساخت دانشکده جدید به پایان برسد.

او تاکید کرد: اگر مسوولان می خواهند میاله دانشکده هنر و مشککلات امنیتی آن حل شود بایستی با تامین اعتبارات باقی مانده کار ساخت دانشکده جدید را به پایان برسانند.

گفتنی است حمله اراذل و اوباش به دانشجویان دانشکده هنر کرمان سابقه چند ساله دارد و تاکنون باره دانشجویان این دانشکده اقدام به تحصن و اعتراض نموده اند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:22  توسط وحید قرایی  | 

در اثر واژگون شدن این بنز خاور بر روی یک خودروی پراید در خیابان آلاشت کرمان خانمی که راننده پراید بود زخمی شد.سرعت زیاد بنز خاور و ناتوانی در کنترل خودرو عامل حادثه بود.

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:16  توسط وحید قرایی  | 

بوی بد نفت/صالح رزم حسینی

صالح رزم حسینی

منتشر شده در نشریه قینوس/ضمیمه طنز هفته نامه فردوس کویر

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 8:13  توسط وحید قرایی  | 

گزارش نشست خبری استاندار کرمان

پالایشگاه و حمله تروریستی و خیریه مولی الموحدین...

عکس:وحید قرایی

جلسه خبری استاندار کرمان برای خبرنگاران آنقدر جذابیت ذاشت که علاوه بر صندلیهای موجود در سالن کنفرانس تعدای صندلی دیگر نیز اضافه شود. بعد از حادثه تروریستی جاده کرمان-بم تقریبا همه خبرنگاران از استاندار سوال داشتند...عبدالمحمد رئوفی نژاد اینبار کمتر از کپرهای جنوب استان و فقرای استان سخن گفت و بیشتر به بحث در مورد توسعه استان و پالایشگاه و کشاورزی و...پرداخت. وی همچنین خبرهای مربوط به برکناری خود را تکذیب کرد و گفت چون جزو استانهای توسعه نیافته نبودیم رییس جمهور تیرماه به کرمان می آید...

 

احمد احمدی نژاد-استاندار کرمان گفت: برنامه‌هاي توسعه‌ي استان کرمان همه‌جانبه و جامع خواهد بود. توسعه‌اي که فرهنگ، امنيت و اشتغال را همزمان در آن پيگيري خواهيم کرد.

عبدالمحمد رئوفي‌نژاد، در نشست خبري خود با خبرنگاران اظهار داشت: از جمله برنامه‌هاي ما، توسعه صنعتي، گسترش و توسعه صنايع فولاد گل‌گهر سيرجان و همچنين توسعه صنايع مس سرچشمه مي‌باشد. همچنين تاسيس دو واحد بزرگ پتروشيمي در بردسير و دشتاب بافت جزو برنامه‌هاي استانداري كرمان در آينده است.

استاندار کرمان از راه‌اندازي پالايشگاه نفت در کرمان خبر داد و گفت: با وزارت نفت به توافق رسيده‌ايم که پالايشگاه نفتي را در استان کرمان با توجه به ظرفيت‌هاي استان احداث كنيم و در صورت تحقق اين امر قادر خواهيم بود استان‌هاي همجوار خود مثل يزد و سيستان و بلوچستان را به لحاظ سوختي تامين کنيم.

وي تصريح کرد: ايجاد مجتمع بزرگ توليد شمش آلومينيوم در منطقه رفسنجان، ايجاد يک نيروگاه برق هزار مگاباتي در کهنوج، انتقال آب از دريا به داخل استان كرمان به‌دليل مقرون به صرفه بودن آن توسط شهرکهاي صنعتي کرمان، رفسنجان، کوهبنان و منوجان و تاسيس چهار کارخانه سيمان - که از ابتداي هفته دفاع مقدس مراحل اوليه ساخت آن اجرا خواهد شد - در دستور کار ما قرار دارد.

وي ادامه داد: با توجه به ظرفيت‌هاي استان در زمينه مسائل علمي، تاسيس يک دانشگاه صنعت و معدن در کرمان و دانشگاه کشاورزي در شهرستان جيرفت در آينده عملي خواهد بود.

 رئوفي‌نژاد از اجراي طرح ساماندهي پسته در استان کرمان خبر داد و گفت: با توجه به اينکه استان کرمان 10 تا 11 درصد صادرات غير نفتي کشور را به خود اختصاص داده است و عمده اين صادرات نيز پسته مي‌باشد، قصد داريم ستاد ملي پسته را براي ساماندهي اين کالا در شهرستان‌هاي رفسنجان، زرند، راور و سيرجان راه‌اندازي کنيم.

استاندار كرمان همچنين گفت: ساماندهي خرما در قالب ستاد يا اتحاديه مربوط به اين محصول و همچنين تاسيس ستاد فرش براي ساماندهي صنعت فرش استان کرمان و نيز به اجرا در آوردن نمايشگاه دائمي فرش در کرمان را در برنامه‌هاي اجرايي استانداري قرار داده‌ايم.

دکتر رئوفي‌نژاد در زمينه اشتغال‌زايي در کرمان نيز گفت: براي اشتغال‌زايي بيشتر در استان اقدام به تاسيس کارگروه اشتغال‌زايي کرده‌ايم که اين امر براي اولين بار در کشور و آن هم در سطح استان کرمان انجام خواهد شد.

وي گفت: اين کارگروه‌ها با حضور نمايندگاني از ادارات کار، جهاد کشاورزي، صنايع و معادن و بازرگاني به وجود مي‌آيد که هر فرد يا گروهي که جوياي شغل در قالب ارائه پروژه باشد، مي‌تواند از تسهيلات اين کارگروه‌ها نظير دريفت وام‌هايي براي اجراي پروژه‌ها از يك ميليون تا يك ميليارد تومان برخوردار شود.

وي در زمينه اشتغال‌زايي به تاسيس تعاوني‌هاي مردمي و شرکت‌هاي سهامي عام اشاره کرد و گفت: جوانان جوياي شغل مي‌توانند با مراجعه به اين شرکت‌ها که از ابتداي تيرماه آغاز به کار خواهند کرد، از مزيت‌هاي آنان برخوردار شوند.

استاندار کرمان اظهار داشت: اولويت اول مسئولين استان كرمان، محروميت‌زدايي به ويژه در جنوب استان است و ما قصد داريم در اين مناطق به ويژه مناطق روستايي اقدامات آب‌رساني به وسيله تانکرهاي آب‌رسان را براي رفع مشکل آب آشاميدني و برق‌رساني در دستور کار قرار دهيم.

رئوفي‌نژاد گفت: به دليل اينکه استان کرمان جزو 15 استان اول و محروم در برنامه‌هاي سفر رياست جمهوري قرار نگرفته است، سفر رياست جمهوري به اواخر خرداد ماه و يا اوايل تير ماه موکول شده است.

وي شايعه‌ي برکناري استاندار کرمان توسط شخص رئيس جمهور را تکذيب کرد و افزود: اين شايعات را فقط کساني که با دولت و مسئولين جديد مشکل دارند، درست مي‌کنند و هيچ‌گونه پايه‌ي منطقي و عقلاني ندارد.

استاندار کرمان همچنین تصريح كرد كه عوامل حادثه دارزين تحت محاصره شديد هستند و به زودي دستگير مي‌شوند.

رئوفي‌نژاد با بيان اين‌كه اقدام تروريستي دارزين هيچ بار نظامي نداشت و به هيچ وجه اقدامي حساب شده نبود، گفت: به وضوح مي‌توان دست صهيونيست‌ها و آمريکايي‌ها را در اجراي اين‌گونه اقدامات تروريستي در دارزين و زابل مشاهده کرد.

وي گفت : اين که اقدام تروريستي اخير با حادثه تاسوکي رابطه داشته است، هنوز مشخص نيست؛ اما محاصره عوامل اين حادثه هنوز ادامه دارد و طي ديروز و امروز مکان‌هايي را که تروريست‌ها در آنها مخفي شده بودند، مورد تهاجم قرار داده‌ايم .

رئوفي نژاد اظهار داشت كه در زمينه تامين امنيت استان کرمان اقدامات زيادي صورت گرفته تا از بروز دوباره اين گونه حوادث جلوگيري شود .

وي هم‌چنين خبر داد كه مصوبات جديدي در جهت برخورد با اراذل و اوباش به تصويب رسيده استاما برخورد فیزیکی با این موارد را در دستور کار نداری چون جواب نمی دهد.

استاندار كرمان افزود :امروز نگاه ما به امنيت در استان کرمان نگاهي پايدار است و بايد با اين قضيه ريشه‌اي برخورد شود. در همين راستا يک قرارگاه عمده در جنوب شرق تاسيس شده است که فرماندهي آن با نيروي انتظامي است و نيروهاي سپاه، ارتش و بسيج نيز در اين زمينه با نيروي انتظامي همکاري خواهند داشت.

***

سیما کارآموزیان-تا زمان مهیا شدن مرکزی مناسب ، مرکز نگهداری متکدیان کرمان تعطیل است .

ابوالقاسم نصرالهی معاون امنیتی سیاسی استاندار کرمان در حاشیه نشست خبری استاندار در خصوص علت تعطیلی این مرکز گفت : در بازید اولیه از این مرکز متوجه شدیم شرایط آن با ضوابط و مقررات نظام جمهوری اسلامی تطابق ندارد بنابراین دستور تعطیلی آن را صادر کردیم .

وی تصریح کرد : در این مرکز همه نوع متکدی و معتادی نگهداری می شد که می توانست باعث ایجاد معضلات دیگر اجتماعی از جمله گسترش بیماری ایدز شود که ترجیح داده شد تا زمانی که جای مناسبی برای نگهداری آنها مهیا شده  این مرکز تعطیل باقی بماند .

***

سایت مکران- استاندار کرمان گفت:در استان در مورد موسسه خیریه مولی الموحدین حرف وحدیثهای فراوانی وجود دارد که من هم آن ها را شنیده ام.

رئوفی نژادبا بیان اینکه موسسه مولی الموحدین از زمان تاسیس تاکنون چهار بار اساسنامه خود را تغییر داده است گفت:در ابتدا اعضای هیئت مدیره 9 تا 10 نفر شخصیت حقوقی بودند اما مدتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری این اساسنامه تغییر کرد و هیئت امنا را دراختیار نیروهای حقیقی قرار داد.

وی ادامه داد:ما با آنها مذاکره کردیم و گفتیم اگر بخش خصوصی است چه کسانی سهامدارند ،از طرفی گفته شده که دولتی هم نیست آنها میگویند اموال عمومی است در حالیکه اموال دولت هم عمومی است.

استاندار گفت:این مجموعه در آخرین تغییرات اساسنامه یک ماده اضافه کردند که اعضای هیئت امنا باید درزمان حیات خود یک نفر را به عنوان جانشین خود معرفی کنند واین یعنی یک تشکیلات مورثی.

وی با بیان اینکه معتقدم که نفع شخصی در این مجموعه وجود نداشته  ادامه داد:کل حرف ما این است که این موسسه مال مردم نیست ،متعلق به دولت هم نیست پس مال شماست.

رئوفی گفت:آنها باید این موسسه را به ما تحویل دهند اگر هم دلشان میسوزد چند نفر شخصیت حقوقی هم عضو این مجموعه بشوند.

او در ادامه تهدید کرد:یا این موسسه باید در اختیار ما باشد یا تعطیل شود.

استاندار ادامه داد:تا امروز دعوا نکردیم اما اگر قرار باشد دعوا هم میکنیم وآدمهایی دعوایی هستیم.

عکس:وحید قرایی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 8:8  توسط وحید قرایی  | 

تكرار يك تراژدي

موزه‌ي استاد علي‌اكبر صنعتي:

موزه‌ا‌ي فرتوت، در اختيار سازماني امدادي!

 

از روبه‌روي تابلو پر از عكس‌هاي فيگور زيبايي اندام و قهرمانان كشتي كه رد شوي، كنج بليط فروشي، تو را به‌ياد سينماهاي لاله‌زار مي‌اندازد، و رونق بي‌رمقشان؛ نبش ميدان توپخانه، ساختماني قديمي با در چوبي. از دالان ورودي كه بگذري و نم و رطوبتي را كه به صورتت سيلي مي‌زند، نديده بگيري، مقابل همه آن عظمتي كه ايستاده بر اسب و محنتي كه در انبوه يتيم‌داري پيرزنان و فقر مردان كارگر نشسته است، ميخ‌كوب مي‌شوي. مي‌خواهي بلندشان كني به‌استمداد؛ صداي نيش‌ترمز موتورهاي دست‌فروش و دادوفريادهاي هميشگي، انگار اين الهه‌هاي سنگي را سنگي‌تر كرده است؛ روح‌هاي اسيري كه شناسنامه‌هاشان را بر سينه كوبيده‌اند. انگار سطل‌هاي سفيد و قرمز پلاستيكي آن‌سوي زنجير، محافظ تمام صلابت و بزرگي خدشه‌ناپذير اين شاهكارها از گزند احتمالي بازديدكنندگان غايبند!

اينجا "موزه‌ي استاد علي‌اكبر صنعتي"، نماينده بخشي از تاريخ معاصر ماست كه در آن، اتفاقات بسيار متفاوتي شكل مي‌گيرد.

گفته مي‌شود "وقتي دوران فروپاشي نظام سنتي و شكل‌گيري جامعه معاصر و كشور دچار تناقضات رفتاري، اخلاقي و فرهنگي وسيع است و در دل يك آشوب طوفاني، قرار است جامعه‌اي با مختصات متفاوت شكل بگيرد، اين جامعه در چهره‌ي افراد خاص خود تبلور متفاوتي دارد. ما اين نسل را در ادبيات، سياست و فرهنگ مي‌شناسيم كه افراد متفاوتي هستند. صنعتي جزو اين نسل و با ويژگي بسيار خاصي بود؛ او از معدود افرادي به‌شمار مي‌رفت كه درحقيقت، كيفيت تجسمي اين تحول عظيم تاريخي را شكل داده است".

"... بخش به‌جا مانده از مجسمه‌هاي صنعتي، بخشي از روند تحول مجسمه‌سازي معاصر ايران است. لازم است حفاظت شود و شرايط حفاظتي براي اين كار مناسب نيست، ارگاني هم كه مجسمه‌ها را در اختيار دارد ارگان مناسب اين كار نيست؛ نه اينكه آن‌ها اصولي دارند يا مشكلي ايجاد مي‌كنند؛ در چارچوب صلاحيت آن ارگان نيست... او از معدود افرادي است كه درحقيقت كيفيت تجسمي اين تحول عظيم تاريخي را شكل داده است مجموعه كارهايي كه از صنعتي در نگاه به افراد دوره خود، مسائل مضامين آنان شكل گرفته تنها به‌خاطر ويژگي‌هايي كه دارند هم شده، ضروري است حفظ شوند...".

خبرنگار ايسنا، در جريان تهيه‌ي اين گزارش، اين جمله‌ها را به‌تكرار، از هنرمندان مجسمه‌ساز شنيد.

حميد شانس - هنرمند مجسمه‌ساز - به نكته‌ي مغفول‌مانده‌اي اشاره كرد؛ او مي‌گويد: براي حفظ ميراث فرهنگي نسل‌هاي نسبتا معاصر كه از لحاظ تاريخي در چارچوب آثار باستاني قرار نمي‌گيرد، قاعده‌ي مشخص و واضحي وجود ندارد؛ كساني چون مرحوم صديقي، مرحوم قهاري و مرحوم صنعتي بخشي از تاريخ معاصر مجسمه اين مملكت به‌شمار مي‌روند و آثار، نيازمند نگهداري هستند؛ اتفاقي كه در مورد مجسمه‌ي اميركبير ساخته مرحوم صديقي نيز صادق است. اين مجسمه كه يكي از زيباترين آثار اين استاد مجسمه‌ساز به‌شمار مي‌رود، در مدرسه‌ي دارالفنون نصب شده و وضعيت نگهداري مطلوبي ندارد. بارها رنگ خورده و حتا روي آن نقاشي شده است و اصلا فضاي مناسبي براي نگهداري ندارد، كسي هم توجه نمي‌كند.

نارضايتي از وضعيت حفاظت و مراقبت از آثار

شانس با ابراز نارضايتي از وضعيت نابسامان و نامطلوب نگهداري آثار در موزه‌ي صنعتي تصريح دارد كه ساختمان شرايط مناسب ندارد و مسلما مجسمه‌ها در شرايط مناسب نيستند. طبيعتا نگهداري مجسمه‌هاي برنزي سهل‌تر از نگهداري مجسمه‌هاي گچي است، از مجسمه‌ها قالبي وجود ندارد تا اگر براي مجسمه‌ها به هر دليل، در يك ساختمان فرسوده شرايط غيرموزه‌يي، در شهر زلزله‌خيز اتفاقي افتاد، جايگزين شوند؛ منتها در همه جاي دنيا مجسمه‌هاي مومي و پارچه‌يي را هم در شرايط مناسب موزه‌يي نگهداري مي‌كنند، واقعيت اين است ساختمان موزه نيست، اما نگهداري و هزينه‌هاي آن ساختمان هم عملا باري بر دوش هلال احمر مي‌گذارد و درآمد حاصل از بليط فروشي ناچيز است و كفاف هزينه‌هاي آن جا را نمي‌كند.

به‌دنبال راه حل براي نگهداري آثار!

كارشناسان مجسمه‌ساز، راه‌حل‌هايي براي نگهداري آثار گچي و سنگي ارايه مي‌دهند، كه برنزريزي كارها و تهيه‌ي قالب، از آن جمله است.

اما شانس تاكيد دارد كه نياز نيست لزوما كارها به برنز تبديل شوند، بلكه مي‌توان دست‌كم از كارها قالبي تهيه كرد. اين كار امكان‌پذير است و در اين صورت، قالب‌ها در جاي مطمئن‌تري مي‌توانند نگهداري ‌شوند.

به‌گمان او، انتقال آثار به فضاي مناسب براي دوباره‌سازي فضا يكي از راه‌هاست؛ آن فضاي موزه‌ي هلال احمر، قديمي و فرسوده است و امنيت ساختمان در مقابل عواملي مثل زلزله در حدي نيست كه بشود به آن اعتماد كرد.

وي هم‌چنين تاكيد دارد، ارگان ديگري كه مسووليت حفظ فرهنگ و ميراث فرهنگي را دارد، به اين قضيه‌ دقيق، مي‌تواند توجه كنند.

اين كارشناس و هنرمند معاصر با بيان اينكه مشكل عمده اين است كه براي حفظ ميراث فرهنگي نسل‌هاي نسبتا معاصر كه از لحاظ تاريخي در چارچوب آثار باستاني قرار نمي‌گيرد، قاعده‌هاي مشخص و واضحي وجود ندارد، تصريح دارد: درنتيجه اين وظيفه بر عهده ارگان خاصي به طور دقيق قرار ندارد. به همين علت، عملا به اين قضيه فكر نمي‌شود، درنتيجه آثاري كه از مرحوم صديقي و قهاري در مملكت كار و نصب شده است، به‌گونه‌اي بخشي از تاريخ معاصر مجسمه‌سازي اين مملكت است و طبيعي است كه براي حفظ آنها لازم باشد تا هزينه‌اي پرداخت شود و روي اين قضيه فكر شود؛ منتها ارگاني عملا اين مسووليت را برعهده نمي‌گيرد.

فعاليت انجمن مجسمه‌سازي در چارچوب فعاليت تبليغي است

اين نكته بديهي است كه به‌طور طبيعي، انجمن مجسمه‌سازان ايران در اين مورد اقدام كند. به‌گمان كارشناسان، دست‌كم ضرورت ايجاب مي‌كند كه براي حفظ اين آثار، وارد مذاكره شوند؛ اما خود اذعان مي‌دارند كه در مملكت ما بخشي از مشكل عبارت از اين است كه گاهي جايگاه افراد به‌درستي تعريف نمي‌شود، به كلمه‌اي تبديل مي‌شوند كه گاهي كمتر و گاهي بيشتر درباره‌ي آن‌ها صحبت مي‌شود؛ اما محتواي عملي كه رفتار، منش، شخصيت و كار صنعتي را مي‌سازد و در تحول جامعه ما نقش دارد و بايد از لحاظ تاريخي به‌عنوان سند باقي بماند، در نظر گرفته نمي‌شود؛ مجسمه‌هاي صنعتي از اين حيث اسناد بسيار جدي از لحاظ هنري و تاريخي‌اند.

شانس مي‌گويد:‌ اين فضيه مشكل عام‌تري است. مشكل اين نيست كه نقش يك هنرمند ويژه‌ي متفاوت در يك مقطع تاريخي درك نمي‌شود. مساله اين است كه نقش يك هنر معين هم‌چون مجسمه‌سازي و جرياني وسيع‌تر از آن مثل هنرهاي تجسمي و اصولا نسبت جريان هنر، در مملكت ما درك كافي وجود ندارد. هنوز چنين ادارك مي‌شود كه هنر بزكي است كه اگر باشد، چهره‌ي جامعه خوش آب و رنگ‌ تر مي‌شود و به‌عنوان جريان عظيم، متفاوت و توان‌مند كه سيل وسيع عواطف توده‌هاي ملي را تشكيل و رشد داده و به‌بلوغ مي‌رساند، دريافت نمي‌شود و اسناد، مدارك شواهد و ابزار تعريف درستي نشده است.

او از اين واقعيت كه در بيشتر موارد هنوز در كشور ما شيوه‌ي نگاه به هنر، ‌روستايي است، ياد كرده و عنوان مي‌كند: در بهترين وضعيت، هنر را بزك غير ضروري مي‌بينند، نه ابزار دگرگون ساز؛ واقعيت اين است كه براي آن سرمايه‌گذاري نمي‌شود، مي‌توان بودجه‌هايي را كه براي گسترش چنين امري در هنر هست، با ساختن دو خانه‌ي نسبتا مجلل در گوشه‌اي از يك شهر مقايسه كرد؛ وضعيت وحشتناك وخيمي است. در اين كشور براي تعليم رشد جسماني، ورزش در سطح همگاني و تخصصي‌اش به درستي هزينه سرمايه‌گذاري مي‌شود و اما يك‌هزارم اين هزينه گذاري‌ها در بخش هنر كه تعليم رواني و فرهنگي است و نياز جدي بر آن وجود دارد، نمي‌شود. در چنين وضعيتي درست است كه اگر يك ارگان دركي از قضيه نداشته باشد و همراهي نكند، نكرده است، NGO ها در جريانات ملي كه مي‌توانند هم‌پاي جريانات دولتي در تحول سالم يك جريان موثر باشند، لازم است در وهله‌ي نخست كار ترويجي و تبليغي كنند و براي روشن شدن اذهان تصميم گيرنده كه متاسفانه خيلي وقت‌ها متخصص نيستند و نيز توجه دادن‌شان به وزن واقعي نياز يك جريان فرهنگي در عرصه‌ي عمومي فعاليت اجتماعي، تلاش كافي كنند. اين باعث مي‌شود كه مسائل روشن شود.

...و اما تكرار تراژدي

سعيد شهلاپور - مجسمه‌ساز - مي‌گويد: ما ملت متمدن و آشنا با فرهنگ و هنريم؛ اما ميليون‌ها تومان براي سفر يك تيم ورزشي دست‌چندم هزينه مي‌كنيم. ما ملت تخريب‌كننده‌ي آثار ديروزيم؛ هر پادشاهي آمد، حكومتي تشكيل داد و برج و بارويي ساخت، اما پادشاه بعدي كه آمد، همه را ويران كرد. اين ويژگي در اخلاق جامعه‌مان جاي دارد.

وي حالا با اين اوصاف، سرنوشت مبتلابه ‌آثار صنعتي، صديقي، قهاري و ... را در اين شرايط، بديهي و طبيعي مي‌داند.

او نمونه‌ مي‌آورد و از مجسمه‌ي باغ عشرت‌آباد كه حالا با تخريب ديوراها و ساختمان‌هاي اطراف پادگان هويدا شده و ديگر موارد سخن مي‌گويد؛ آسيب‌هايي كه دود و گاز ناشي از رفت و آمد خوردوها به مجسمه‌ي فردوسي زده و سرنوشت نافرجام نخستين مجسمه‌ي مدرن تهران در فضاي باز تئاتر شهر...

با گلايه مي‌گويد: چرا متوجه‌ نيستيد؟ اينها ثروت ملي است!

و شانس مي‌افزايد:‌ وقتي حمله آمريكا به عراق درگرفت و موزه بغداد غارت شد، كسي به اين مساله توجه نكرد كه بخش عظيم مجسمه‌سازي ايران كه گنجينه‌ي بي‌نظيري از هنر منحصربه‌فرد دوره‌ي اشكاني بود، شكسته، نابود و غارت شد. فرهنگ مملكت ما بود. اين اتفاق را به‌گونه‌ي ديگري هم در جيرفت شاهد بوديم و غارت عجيب كاوش‌هاي غيرمجاز كه اجازه نداد اطلاعات آن منطقه به‌درستي بيرون كشيده و دسته‌بندي شود؛ يا اتفاق وحشتناكي كه در بخش‌هايي از شمال ايران رخ مي‌دهد و هجوم عظيم به بخشي از تمدن ناشناخته مملكت كه تنها باسوداگري و از زير خاك بيرون كشيدن بخش ديتيلي از ميراث فرهنگي اتفاق مي‌افتد.

به‌گمان او ضرورت دارد كه مساله در سطح وسيع و حساس‌تري ديده شود و ما به‌عنوان ملت و مسوولان يك ملت بسيار مسوولانه‌تر از مباحث ميراث غني خومان برخورد كنيم و بدانيم اين‌ها جبران شدني نيست؛ چراكه متعلق به‌زمان گذشته است؛ فكر مي‌كنم كه هشدار وسيع‌تر باشد.

به‌زعم هنرمندان وضعيت صنعتي بخشي كوچك از يك معضل وسيع‌تر است كه به‌هرحال كسي بايد در زماني به‌ آن بپردازد.

در زمان مديريت مرتضي الويري در شهرداري تهران نيز قرار بود برخي از آثار استاد صنعتي خريداري و حفظ شوند، پيش‌تر هم غلامحسين كرباسچي قول ساخت موزه‌اي مناسب داده بود كه...

حالا بيش از چهل روز از درگذشت اين هنرمند نامدار ايراني مي‌گذرد؛ اما...

استاندار كرمان در مراسم تشييع و خاك‌سپاري پيكر اين هنرمند فقيد اعلام كرد كه تا ارديبهشت‌ماه سال جاري بالاخره موزه‌ي بزرگ صنعتي را در شهر كرمان به بهره‌برداري مي‌رسانند و مدير اداره‌ي فرهنگ وارشاد اسلامي شهرستان كرمان با اعلام خبر تعويق گشايش موزه تا ماه‌هاي آينده، به خبرنگار ايسنا گفته است كه در حال مذاكره با سازمان هلال احمر براي انتقال آثار قابل جابه‌جايي اين مجسمه‌ساز از موزه‌ي صنعتي تهران به موزه‌ي صنعتي كرمان هستند؛ چراكه به‌زعم آنان، آثار صنعتي بايد در خانه‌اش باشد و خانه‌ي صنعتي، شهر كرمان است.

اما گويا مساله‌ي وقف، جابه‌جايي و واگذاري اين آثار از سازماني امدادي به دستگاه متولي فرهنگ و هنر كشور، مباحثي است كه مسوولان فرهنگي را به مذاكره واداشته است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 0:22  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی در مورد وضعیت تیاتر در کرمان

صد سال تنهایی

دردهه پنجاه دولت کارشناسان تیاتر را موظف کرد برای گسترش تیاتر در شهرستانها  مدتی را در شهرهای مختلف به آموزش این هنر بپردازند . کرمان نیز ازاین وضعیت بی نصیب نماند و ظاهرا سالهای خوش تیاتر کرمان همین سالها بوده است

سیما کارآموزیان-وحید قرایی

صد سال پیش که غلامحسین  صنعتی، نمایشنامه اش را نوشت و برای اجرا در شهر کرمان آماده کرد باور نمی کرد که پس از اجرای اولین نمایش پاسبانهای شهر او را جلب کنند و از او تعهد بگیرند که دیگر چنین کاری را در شهر تکرار نکند ...

بعد ازاین اتفاق او رمان نویس شد اما جریان سیال تیاتر راه خود را در کرمان با فراز و نشیب بسیار ادامه داد . اما اکنون یک زمان صد ساله نیز به داد تیاتر کرمان نرسیده است و به قول یکی از فعالان این عرصه  حتی یک گروه حرفه ای تئاتر نیز در کرمان فعال نیست .گویی در این صد سال به جز مقطعی چند ساله تیاتر کرمان تنها مانده است.

 یک کارگردان تیاتر نیز به نکته جالبی در پاسخ به سوالی در مورد  عدم فعالیت مستمرش اشاره می کند :" در بهترین شرایط و با استقبال گسترده از یک تیاتر ، 7 میلیون تومان هزینه با 2 میلیون تومان درآمد پاسخ داده می شود ."

او آخرین اجرای کار خود درکرمان را مثال می زند که تا چندی پیش مشغول بازپرداخت وام بانکی برای جبران هزینه هایش بوده است ....

یدالله آقا عباسی ، محقق و استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان در مورد علل رکود تیاتر کرمان می گوید : " عوامل متعددی در این زمینه دخیل هستند .یک مشکل اساسی این است که تیاتر امری زنده و هنری جمعی است و به دلیل اینکه ما به تلاش های فردی عادت  داریم، کار جمعی در کشور ما مشکل انجام می شود. ازطرف دیگر تیاتر  یک مفهوم ظریف و شکننده است که در هر شرایطی شکل نمی گیرد و در بده و بستان تیاتر و تماشاگرباید یک روح جمعی حاکم شود که ازطرف بازیگر احتیاج به صداقت ، صمیمیت و توانایی و از طرف تماشاچی احتیاج به پذیرش و آگاهی دارد .این شرایط یک تیاتر آرمانی است .

وی تصریح می کند :" آگاهی شکل نمی گیرد مگر یک اراده دو طرفه ایجاد شود .

مخاطب ما باید پرورش یابد و به دیدن تیاتر عادت کند واین باید یک فرایند طولانی و متناوب باشد و قاعدتا کارهای " هراز گاهی " نتیجه مطلوب نمی دهد."

او تاکید می کند :" در حال حاضر در جامعه ما نه تماشاگری تربیت می شود و نه هنرمندان مداومتی درکار خود دارند و طبعا آگاهی لازم ایجاد نمی شود واین

فرایند تکمیل نمی شود و درکل می توان گفت هیچ کس مقصر نیست و همه مقصرند ."

این نویسنده درمورد لزوم وجود امکانات دراین رشته معتقد است :" قطعا وجود امکانات تاثیر زیادی  دارد اما آدمها از امکانات مهم ترند و آدم همیشه می تواند امکانات را برای خود فراهم کند ."

اما آقا عباسی به آینده تیاتر کرمان امیدواراست و می گوید :" درسالهای اخیر تعداد زیادی از جوانان دراین رشته تحصیل کرده اند که انتظارمی رود حالا که به یک آگاهی حرفه ای رسیده و به آن وفادار بمانند و تاسیس رشته نمایش در دانشگاه کرمان که همیشه به در بسته خورده است ایجاد شود . "

دراین میان بابک دقیقی دبیر همایش روزجهانی تیاتر معتقد است تئاتر کرمان دارای نکات قابل توجهی از جمله خود جوشی های علاقمندان به این عرصه است اما عنوان می کند درمیانه راه این حرکت ها از مسیر اصلی منحرف می شود .وی تصریح می کند:" دلایل این انحراف را نمی توان به سادگی بیان کرد و به ریشه های رکود در تیاتر کرمان رسید ."

او تاکید می کند :" وقتی نتوانسته ایم ازیک زمان صد ساله برای بهبود وضعیت تیاتر درکرمان استفاده کنیم مشخص می شود که پیچیدگی های زیادی دراین مسیر وجود داشته است .به هرحال پیدا کردن متهم این رکود بسیار سخت است ."

دقیقی  از زاویه دیگری نیز به این مساله اشاره می کند و می گوید :" زمانی که مشارکت در زمینه های مختلف درکشور مان در بحران است جامعه تیاتری نیز به دلیل همین وضعیت در موقعیت ضعف قرار می گیرد. "

وی به لزوم حضوربخش خصوصی برای توسعه تئاتر اشاره می کند و می گوید :" در کشوری مثل ایتالیا حتی احزاب نیز به دلیل اهمیت تئاتر از آن حمایت ویژه ای می کنند."

دبیر همایش روز جهانی تیاتر در ادامه می گوید :" از لحاظ علمی پشتوانه لازم برای تیاتر کرمان به وجود آمده و یک عده تحصیلکرده تئاتر داریم و همه چیز برای بهبود وضعیت تئاتر مهیاست و آماده یک جهش بزرگ دراین زمینه هستیم ."

در این بین به نظر می رسد گروههای تئاتر در کرمان به جای جلب مخاطب عام به سوی حضورهای جشنواره ای گرایش پیدا کرده اند . دقیقی این موضوع را تایید می کند و می گوید :" از این به بعد شرط حضور درجشنواره های تیاتر اجرای عمومی خواهد بود ."

وی همچنین می گوید :" سند توسعه تئاتر استان کرمان نوشته شده است که امیدواریم در سفرریاست جمهوری به تایید و امضای مقامات ذیربط برسد."

او این نکته را هم متذکر می شود که کرمان درحال حاضردارای گروه حرفه ای تئاتر نیست و قراراست یک سازمان نیمه حرفه ای برای تیاتر کرمان تعریف شود.

اما" قدس ولی "یکی از پیشکسوتان هنر تیاتر درکرمان که چهار سال  است در زمینه تیاتر سکوت اختیارکرده است، مشکل تیاتر کرمان را مربوط به زیر ساختهای اجتماعی و فرهنگی جامعه می داند  و معتقد است به تیاتر علی رغم ضروری بودنش تنها به عنوان یک جریان آماری نگاه می شود .

وی می گوید : "اداره ارشاد استان موظف است سالانه یک سری ارقام و آمار در مورد تیاتر اعلام کند که صحت و سقم آن نیزچندان اهمیت ندارد ."

قدس مشکل دیگر تیاتر را عدم برقراری  ارتباط با مخاطب می داند و می گوید :" علی رغم تمام شعارها، تیاتر کرمان هیچگونه ارتباطی با مخاطب واقعی که همان تماشاچی است ندارد درحالیکه پتانسیل لازم برای ایجاد این ارتباط را دارد."

این هنرمند تصریح می کند : " مردم تیاتر را دوست دارند اما چیزی نیست که به آنها ارائه شود ویکی از دلایل آن هزینه بربودن این هنر است و کسی هم جوابگوی این هزینه ها نیست ."

او یاد آور می شود :" تیاتر هنری است که همیشه از آن حمایت مالی شده است ، اما این حمایت بعداز جریان خصوصی سازی به نوعی متوقف شد ."

این کارگردان تیاتر می افزاید :" روزنامه ها می نویسند بودجه تیاتر 2 برابر شده است و 60درصد بودجه تیاتر کشور به شهرستانها تعلق می گیرد ولی در کرما ن هیچ اتفاقی نیفتاده است و نه بودجه ای دیدیم و نه امکاناتی ."

قدس در ادامه می گوید :" مشکل اینجاست که اگر در کشور ما تیاتر وجود نداشته باشد هیچ اتفاقی نمی افتد .چون ضرورت فرهنگ در دراز مدت مشخص می شود نه کوتاه مدت و ما اهل نگاه کردن به دور دست نیستیم و مشکل دیگر این است که کار گروهی در کشور ما به سختی صورت می گیرد و اصولا ما در انجام  کارهای گروهی ضعیف هستیم ."

قدس در ادامه می گوید :" تیاتر جذابیت های خودش را دارد و هنوز از نظر ارتباط انسانی تیاتر حرف اول را می زند اما کسی به آن توجه نمی کند ."

وی تصریح می کند : "کارخانجات موظف هستند درصدی از درآمد خالص خود را صرف برنامه های ورزشی – فرهنگی  کنند  اما این درصد تنها صرف ورزش و عمدتا فوتبال می شود  درحالیکه فوتبال یکی ازمظاهر ورزش و ورزش یکی از مظاهر فرهنگ است ."

قدس یادآور می شود : " یک فوتبالیست درجه 2و حتی درجه 3 سالیانه قرارداد 20 میلیون تومانی می بندد و سوال اینجاست که آیا ارزش یک هنرمند کمتر از فوتبالیست است ؟ "

این کارگردان تیاتر می گوید :" این رنجی است که متعلق به ما می باشد و به نظرمن جای امیدواری هم دراین زمینه نیست .تنها امیدواری ما این است که جوانانی که وارد این رشته می شوند به این باور برسند که علی رغم همه مشقات باید تیاتر را زنده نگه دارند . "

***

دردهه پنجاه دولت کارشناسان تیاتر را موظف کرد برای گسترش تیاتر در شهرستانها  مدتی را در شهرهای مختلف به آموزش این هنر بپردازند . کرمان نیز ازاین وضعیت بی نصیب نماند و ظاهرا سالهای خوش تیاتر کرمان همین سالها بوده است .

اما به نظر می رسد در وضعیت فعلی کاری بزرگ برای رونق تیاتر درکرمان باید انجام شود .

فعال شدن تحصیلکردگان این رشته ، سرمایه گذاری بخش خصوصی ، فرهنگسازی برای آشنا شدن بیشتر مردم با تیاتر و ایجاد انگیزه دربین فعالان عرصه تیاتر درکرمان .... آن وقت شاید تیاتر کرمان ازحالت اغما و تنهایی بیرون بیاید  .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 19:55  توسط وحید قرایی  | 

به بهانه حمله تروریستی در جاده کرمان - بم

امنیت در کما

 

               

وحید قرایی

1)هرچه می خواهم فکر کنم احساس امنیت می کنم نمی شود و هر چه می خواهم باور کنم که درجامعه ای  امن زندگی می کنم باز هم نمی شود . یادم می آید که حداقل 2 بار درشهر خودم سارقان مسلح به سلاح سرد به من حمله کرده اند و پولم را سرقت کرده اند . البته شاید شانس با من بود که آسیبی به من نرسید.

امنیت یک مقوله کلی است ... قرار نیست فقط جامعه ای را امن بدانیم  که در شهرهایش آدم را به گلوله نبندند و تروریستها هر روز جان عده ای را نگیرند – از این لحاظ عراق را ناامن ترین کشور دنیا می دانم- امنیت زمانی برقرار می شود که احساس کنی همه نهادهای ذیربط ، وظیفه خود را در حفظ جان انسانها و امنیت روانی آنها به خوبی انجام می دهند .

آیا جامعه ای که مردمانش از ترس زلزله که خانه های ناپایدار آنها را در خود فرو می برد شبها سر را با هراس بربالین می گذارند امن است ؟

به نظرم جامعه ای نیز که مردمانش با اضطراب سواربر هواپیماهایش می شوند نیزامن نیست چرا که می دانند درهمین جامعه بخشی از بهترین و کارآمدترین نیروهایش را در همین هواپیماها از دست داده است .

هنوز سالانه بیش از 17 هزار ایرانی درتصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند . آیا ما درجامعه ای امن زندگی می کنیم ؟

روزی نیست که رسانه ها خبر از قتل های متعدد ، پدرکشی ها و مادرکشی ها و فرزند کشی ها را منتشر نکنند و می دانیم که تبعات ناشی از آسیب های اجتماعی نظیر طلاق و اعتیاد و ...  که نقل آن در رسانه ها و محافل فراوان است هر روز عده ای را اززندگی عادی در جامعه محروم می کند . من این جامعه را امن نمی دانم .

2)چند روز پیش 12 نفر را به راحتی دریک جاده اصلی و در 35 کیلومتری یک شهر مورد توجه ( بم ) از خودروهایشان پیاده کردند ، به راحتی دست و دهانشان را بستند ، به راحتی درگودالی انداختند و به راحتی به گلوله بستند و از محل گریختند .حالا خیلی مایلم بدانم اگر شب هنگام دریک پست ایست بازرسی جاده ای ، ماموران انتظامی به من فرمان ایست بدهند باید جرات داشته باشم که توقف کنم ویا جسارت داشته باشم که بگریزم ؟ مگر از ذهن کسی زدوده می شود که تروریستهای جاده بم – کرمان با لباس ماموران انتظامی کشورم خودروها را متوقف کردند و سرنشینان آن را کشتند . بعداز هر حادثه اینچنینی همه ما فکر می کنیم که این آخرین اتفاق است و مسئولان امنیتی با تدابیر خود خط ایجاد ناامنی را کور می کنند اما گویی فقط فکر می کنیم !

اتفاقا رویداد اخیر زمانی رخ داده است که حتی بخشی ازمسئولان اجرایی کشور و استان کرمان ، خود از نیروهای نظامی ، اطلاعاتی و امنیتی سابق بوده اند که قراربوده مو لای درز تدابیر امنیتی آنها نرود .

حتی استاندار کرمان که از نظامیان سابق به شمار می رود در اولین روزهای انتصاب خود یکی از اولویت های اصلی خود را ایجاد امنیت خصوصا درجنوب استان کرمان ذکر نمود که ظاهرا این اولویت اکنون با چالش مواجه شده است .

3) انتظارات از دولت جدید به طور عام و مسئولان جدید استان به صورت خاص بالاست . آنها قولهای زیادی داده اند که ایجاد امنیت در ابعاد مختلف آن از جمله مهمترین آنها بوده است .افزایش رفتارهای خودسرانه آنها که اشرار می نامیمشان و دست باز دار و دسته و عقبه ریگی ها و امثالهم برای قتل شهروندان عادی احساس امنیت حداقل دراین بعد را برای مردم خصوصا دراستانهایی نظیر کرمان و سیستان و بلوچستان  به حداقل رسانده است . دیگر برای از دست دادن زمان دیر شد ه است . فقط کافی است توجه شود که اتفاقات اخیر ضررهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی را برای مردم به همراه داشته است که تبعات آن قاعدتا مجددا به خدشه دار شدن بیشتر امنیت در منطقه می انجامد .

4) تثبیت امنیت درهمه ابعاد آن کار ساده ای نیست . این را  اکنون همه ما که خود را شهروندان ایرانی محسوب می کنیم خوب می دانیم .شاید تنها وظیفه آنها که نمی توانند این امنیت پایدار و همه جانبه را برای ایرانیان و خصوصا مردم جنوب شرق کشور به ارمغان بیاورند این است که  هر چه سریعتر عرصه را برای آنها که توانا ترند  باز کنند.

امنیت شهروندان خصوصا آنها که نفس گرم اشرار را احساس می کنند خدشه دار شده است . آدم ربایی و قتل و قاچاق گسترده مواد مخدر پدید های عادی این روزهای این سرزمین است  . پس آنها که می توانند امنیت را برگردانند.امنیتی همه جانبه که احساس کاملی از زندگی آسوده را برای همه شهروندان باز می آورد .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 17:2  توسط وحید قرایی  | 

نامه‌ انتقادی مهدي كروبي به احمد جنتي

‌شما از نامه‌ احمدي‌نژاد مبهـوت شديـد،من از سخـنان شـما!‌
براي حفظ جمهوريت،حرمت روحانيت و باورهاي مردم احساس خطر مي‌كنم

حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي كروبي در نامه‌اي به آيت‌الله جنتي، خطيب نماز جمعه تهران، به اظهارات وي در نماز جمعه 22 ارديبهشت‌ماه انتقاد كرده است.

 در اين نامه آمده است:

« بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي حاج شيخ احمد جنتي

خطيب محترم جمعه تهران

سلام عليكم

سالياني است كه ترجيح مي‌دهم از راه دور و از طريق نطق و نامه با شما سخن بگويم و مردم را هم در جريان اين گفت و گو قرار دهم به‌خصوص آن‌كه شما خطيب جمعه تهران هم هستيد و به اتكاي اهميت و قداست اين جايگاه رفيع مي‌توانيد دايره مخاطباني وسيع بيابيد و هماوردان شما از چنين نعمتي محروم هستند. فاش‌گويي آن‌چه قصد بيان آن را دارم نيز بدان جهت است كه خطبه‌هاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبون‌هاي نيمه‌رسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اين‌كه آن‌چه در برخي خطبه‌ها و خطابه‌ها ارايه مي‌شود، الزاما بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامه‌هايي صريح و سرگشاده بنويسم. از جمله اين خطابه‌ها يكي هم آخرين خطبه‌ي شما درباره‌ي نامه‌ي آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد به آقاي جورج بوش است. نامه‌اي كه براي اولين بار در جمهوري اسلامي به قلم يكي از مقامات ايراني خطاب به مقامات آمريكايي نوشته شده و اين‌جانب فارغ از انگيزه‌ي نوشتن اين نامه يا محتواي آن اميد دارم كه اين نامه فتح بابي شود تا همه‌ي دلسوزان نظام بتوانند راه برون‌رفت از چالش‌هاي سياست خارجي را بجويند و حاصل كار گشودن باب گفت و گو به سود ملت شريف ايران باشد.

اما آن‌چه سبب شگفتي اين‌جانب شد، اظهارات شما در خطبه‌ي نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه بود. آن‌جا كه گفته‌ايد: «اين نامه الهام خداوند است. خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم. اين حركت در تاريخ سابقه نداشته و ادامه‌ي راه امام (ره) در اين راستا است. همان‌طور كه امام هم در نامه‌ي خود به گورباچف اشاره كرد كه قدرت شوروي رو به افول است. حال چه كسي جرأت دارد به آمريكا بگويد كه قدرتش رو به افول است. آغازگر اين حركت امام بودند و آن نامه را به گورباچف نوشتند. رييس‌جمهور به همتاي خود نامه نوشتند و اين نامه واقعا نامه‌ي عجيب و غريبي است. به نظر من بايد اين نامه را بچه‌ها همه بخوانند. در مدارس و دانشگاه‌ها خوانده شود، صدا و سيما مكرر بخواند و در آينده نيز در كتاب‌هاي درسي قرار داده شود. اين نامه چيز ساده‌اي نيست ... اين مرد (آقاي احمدي‌نژاد)‌ واقعا مردي شجاع، متدين و مقتدر است كه به حرف خود ايمان دارد. اين مرد آبروي مملكت و اسلام است. همان‌طور كه گفتم اين نامه، الهام است و خداوند لطف دارد و مي‌خواهد قدرت اين مملكت را زياد كند و به اين نحو الهام مي‌كند. در داخل و خارج كجا چنين نامه‌اي نوشته شده است كه اين‌گونه همه را مبهوت كرده باشد».

اما جناب آقاي جنتي! به همان اندازه كه شما از نامه‌ي آقاي احمدي‌نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام (ره) بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزه‌هاي ديني و حوزوي حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد. سبحان‌الله از اين شيربازار كه كار انقلاب و بنيان‌گذار آن به جايي رسيده كه شاگرد امام از سر مصلحت، اشتراك در حروف را براي تشبيه «شير» به «شير» كافي مي‌داند. من بسيار متاسفم كه نه تنها اين جفا به امام (ره) از جانب يكي از شاگردان وي صورت مي‌گيرد، بلكه علاقه‌مندان امام، فضلاي حوزه، روحانيان انقلابي و روزنامه‌هايي كه خود را اصول‌گرا مي‌خوانند، در برابر سخنان شما سكوت كرده‌اند. هرچند كه برخي از همين روزنامه‌هاي اصول‌گرا ترجيح دادند تعبير «الهام الهي» را از سخنان پخش شده شما از صدا و سيما سانسور كنند.

امام راحل بنيان‌گذار نظام جمهوري اسلامي بود، نه كارگزار آن و موسس گونه‌اي از حكومت بود كه در آن جمهوريت و اسلاميت همپاي هم حركت مي‌كردند نه چنان كه برخي مي‌خواهند جداي از هم. امام راحل فقيه و فيلسوف و عارف و رهبري بي‌نظير بود كه بر اساس درد و دغدغه دين و بنا به وظيفه و جايگاه عاليه ديني و سياسي خود، نامه‌اي به ميخاييل گورباچف رهبر اتحاد شوروي نوشت تا او را از بيراهه الحاد به سوي راه توحيد رهنمون شود و با او بنا به دانش و بينش خود از فلسفه الهي و اسلامي سخن گفت و به خوبي زبان محاجه با گورباچف را به عنوان ماركسيستي ملحد مي‌دانست، هر چند كه پاره‌اي از اهل ظاهر از امام انتقاد كردند كه چرا به جاي دعوت رهبر شوروي به مباني كلامي امام صادق (ع) از فلسفه ملاصدرا سخن مي‌گويند. غافل از آن‌كه آن فقيه فقه جعفري به خردمندي مي‌دانست، دعوت به حقيقت را بايد از كجا آغاز كند.

امام (ره) حتي براي ارسال نامه و ابلاغ پيام خويش به جاي اعزام گروهي از ديپلمات‌هاي وزارت امور خارجه هياتي به رياست فقيه و فيلسوفي مهذب يعني آيت الله جوادي آملي تعيين كرد. يعني كتاب كريم و نامه حكمت آميز امام را حكيمي از همان تبار تا مقصد همراهي كرد. هنگامي كه گروهي به رياست وزير امور خارجه وقت اتحاد شوروي راهي ايران شدند تا پاسخ نامه را دهند و از مناسبات ديپلماتيك دو كشور سخن گويند امام بر مي‌خيزند و مي‌گويند مقصود من روابط سياسي نبود، بلكه گشودن دريچه‌اي از معنويت بر روي شما هدف من بود. بدين ترتيب امام از موضع يك حكيم الهي نه مسوول اجرايي آن نامه تاريخي را نوشتند. شما در واقع بدون توجه به « مشبه » و « مشبه به» نامه امام به گورباچف را با نامه اخير آقاي احمدي نژاد به بوش شبيه سازي كرده‌ايد. اما نامه‌اي كه شما آن را با نامه امام مقايسه كرده‌ايد در كجاي تاريخ قرار دارد؟

نامه‌ي مورد اشاره شما به قلم مدرسي از مدرسان دانشگاه علم و صنعت با تحصيلاتي در سطح دوره دكتراي مهندسي عمران (با گرايش ترافيك) نوشته شده است. اينجانب هيچ اشاره‌اي به انتخابات سال گذشته رياست جمهوري نمي‌كنم. اما معتقدم جايگاه مقام رييس جمهوري چنان نيست كه جناب عالي توصيف مي‌كنيد. به راستي درباره كدام يك از روساي جمهور گذشته ايران در مقام رياست جمهوري چنين اوصافي به كار رفته است؟ در ميان روساي جمهور گذشته ما افرادي با سوابق درخشان انقلابي و سياسي، دانش آموخته حوزه‌هاي علميه و نيز شهيد بلند مرتبه‌اي داشته‌ايم كه هرگز به صفت الهام الهي توصيف نشده‌اند اما شما اين وصف را در حق يك مهندس عمران به كار مي‌بريد و نامه امام به گورباچف (رهبر حكومتي مادي كه با همه اديان الهي مي‌جنگيد) را با نامه‌اي قياس مي‌كنيد كه خطاب به فردي نوشته شده كه دست كم در ظاهر مومن به تعاليم حضرت مسيح است و حداقل ملحد نيست و بنا به دين و آيين خود عمل مي‌كند و حتي حرمت پاپ به عنوان رهبر كاتوليك‌هاي جهان را حفظ مي كند و زانوي او را مي‌بوسد، البته مي‌توان بلكه بايد رفتار‌هاي دور از تعاليم مسيح و جنگ طلبي جورج بوش را به نقد كشيد و ظاهرا نويسنده نامه چنين قصد و هدفي داشته اما نمي‌توان آقاي احمدي نژاد را با امام خميني و جورج بوش را با ميخائيل گورباچف قياس كرد كه اين جفايي بزرگ به امام و خطايي آشكار در فهم جهان معاصر است.

از سوي ديگر متاسفانه جناب عالي در غلو جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كرده‌ايد. اسلام و ايران

انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشه‌اي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي‌درخشند و آموزه‌هاي آنان در كتاب‌ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانشجويان قرار مي‌گيرد. كشور ما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسوولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند. مسوولان كشور هر اندازه كه انديشمند و محقق و متفكر هم باشند آموزگار ملت نيستند چرا كه ظهور و خروج آنان از حكومت بر اساس معادلات قدرت صورت مي‌گيرد، نه تحولات حوزه معرفت.

بر اين اساس در كداميك از كتاب‌هاي درسي و دانشگاهي متوني از مقامات سياسي و اجرايي كشور به عنوان متن درسي چاپ شده است؟ كداميك از روساي جمهور گذشته به صفت رياست جمهوري خود انديشمند و متفكر خوانده شده‌اند؟ ميزان راي كدام منتخب ملت به عنوان ميزان انديشه ملت معرفي شده است؟

آيا چنين سخنان غلوآميزي در تاريخ ايران به دولتمردان و شهروندان كم آسيب زده است؟ و مگر آموزش كرده‌ايم كه علماي اسلام چگونه با غلو برخورد كرده‌اند؟

روايت شده است كه وقتي خطيبي در محضر آيت الله بروجردي مرجع عام شيعيان كار خود را راحت مي كند و براي امام زمان (عج) و آيت الله بروجردي يك صلوات مشترك از جماعت مي‌طلبد آن مرجع، دقيق يادآوري مي‌كند مرز‌ها را بر هم نزنيد و ما را همسايه امام زمان (عج) نكنيد. مگر از ياد برده‌ايم كه امام خميني در توصيف چگونگي شكل گيري استبداد گفته بودند كه « ديكتاتور از مادر ديكتاتور زاده نمي‌شود؟ » مگر از ياد برده‌ايم كه آن فقيه موسس نظام جمهوري اسلامي چگونه با غلو مبارزه مي‌كرد و حتي هنگامي كه دو برادر عزيزمان جناب آيت‌الله مشكيني و جناب آقاي فخرالدين حجازي از امام ستايشي كردند كه ممكن بود غلو تلقي شود. ايشان چگونه با اين ستايش‌ها در همان جلسه مخالفت كردند و اجازه ندادند دامنه غلو حتي به جلسه‌اي ديگر كشيده شود؟ در موردي ديگر هنگامي كه در يكي از جلسات مجلس شوراي اسلامي آيات و رواياتي خوانده شد كه ممكن بود در تطبيق با شخصيت امام خميني به نظر برسد ايشان بلافاصله توسط مرحوم حاج احمد خميني به رييس وقت مجلس جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ابلاغ كردند از چنين قياس‌هايي بپرهيزند.

اين همه از آن رو بود كه امام خميني به خوبي مي‌دانستند غلو مي‌تواند حتي انسان‌هاي شايسته را به تدريج به اشتباه اندازد و يا تملق و چاپلوسي آنان را تا مرز ادعاي خدايي و الهام الهي پيش برد.

جناب آقاي جنتي

چند سال پيش كه براي اولين بار به صورت علني از شما گله و گلايه كردم فرزند گرامي‌تان جناب آقاي علي جنتي از شب سختي گفت كه گذرانديد و مرا شرمنده خود ساخت كه چرا چنين شبي را براي شما ساختم. اكنون اما ديگر از جناب آقاي علي جنتي شرمنده نيستم؛ چرا كه از سخنان اخير شما به راستي براي حفظ جمهوريت نظام و حرمت روحانيت و حفظ باورهاي ديني مردم احساس خطر مي‌كنم. شما به عنوان فردي معتقد آيا نگران نيستيد كه غلو و اغراق درباره‌ي رابطه‌ي خدا و بندگانش پايه‌هاي ايمان مردم را سست سازد؟

سخن گفتن شما در جايگاه يكي از شاگردان امام و حوزه‌هاي علميه آن هم از نهاد نماز جمعه ممكن است همه را به اين گمان برساند كه روحانيت در صف غلوگويان و مسحوران قدرت قرار گرفته است. من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا مي‌كنم تا مردم حرف‌هاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مي‌نويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند. اين نامه‌اي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ‌كدام معيار و نماينده‌ي همه‌ي اسلام و روحانيت نيستند و هريك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشه‌اي از معارف ديني را ارايه مي‌كنند يكي بر مدار غلو مي‌چرخد و ديگري از غلو پرهيز مي‌كند. يكي حتي امام راحل را با محك عقل مي‌پذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس مي‌كند. يكي به استناد ميراث امام خميني به ميزان بودن راي ملت براي همه مقامات معتقد است و ديگري بي‌توجه به ميراث آن امام حتي عرفي‌ترين مقامات اجرايي را قدسي مي‌خواند. يكي از جمهوريت غنوده در دل اسلام سخن مي‌گويد و ديگري بر طبل الوهيت بندگان خدا مي‌كوبد و اين دو راه است و دو مقصد. حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشند.

بنابراين پيشنهاد مي‌كنم با انجام نظرسنجي مشخص شود كدام‌يك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است. نظرسنجي‌اي كه در دو سوي آن اين دو طرز تفكر به راي گذاشته شود.

اميدوارم در آينده اگر آقاي احمدي‌نژاد قصد نگارش نامه‌اي ديگر براي سران جهان و دعوت آنان كردند دست كم اين نامه را به دست فردي چون شما بسپارد تا حضرت‌عالي بتوانيد اين «الهام الهي» را از نزديك دريابيد.

علاقه‌مند

شيخ مهدي كروبي»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 20:6  توسط وحید قرایی  | 

نگاه

شاید حمید صادقی روزی که این عکسهارو می گرفت نمی دونست که این عکسها می تونن به جالب توجه ترین عکسای خبری برای بینندگان خودش تبدیل بشن...حادثه جاده بم- کرمان باعث شد خیلی چیزها بیشتر مورد توجه مردم قرار بگیره...

خودش نوشته:"این عکسها رو در حاشیه سفر وزیر کشور به کرمان گرفتم "

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 15:13  توسط وحید قرایی  | 

مد ملی/ کارتونی از کیوان زرگری

انگار قراره مدل لباس رو هم یه جورایی به شهروندا دیکته کنن!!!

 

 

خبر

عاملین جنایت جاده بم در محاصره

یک مقام سیاسی امنیتی در استانداری کرمان خبر از ادامه محاصره عوامل جنایت محور کرمان- بم داد و عنوان کرد دستگیری این افراد به زمان بیشتری نیاز دارد.

معاون سیاسی وامنیتی استانداری کرمان ابرازاطمینان کردکه محاصره شدگان توسط نیروهای انتظامی وامنیتی دراین استان ازعوامل جنایت محوردارزین هستند.

نصرالهی گفت:عملیات مسلحانه علیه اشرار تا زمان دستگیری عاملین این حادثه ادامه خواهد داشت.

وی افزود:امیدواریم بتوانیم به زودی خبرهای خوبی از دستگیری عوامل ماجرا به مردم بدهیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:20  توسط وحید قرایی  | 

تحلیل وقایع اخیر بم

از مدیریت نظامی تا مدیریت سیاسی

محمد رضا نژاد حیدری-اتفاق همیشه زمانی می افتد که نباید. هنوز مدت کوتاهی از شادمانی اصولگرایان مستقر در حاکمیت از بابت نامه رئیس دولت، به جرج دبلیو بوش نگذشته بودو مجامله ها و مبالغه ها به پایان نرسید بود،که یک حادثه تروریستی در بم ،جان عده ای شهروندان را گرفت ونشان داد وظیفه دولت نامه نگاری به رییس جمهور آمریکا نیست.
کار گزاران دولت اسلامی – که این نام را بیشتر می پسندند – در استان کرمان روزگار سختی را   می گذرانند.روزگاری که بذر ناامنی کاشته شده و تا ریشه کن شدن آن زمانی طولانی در پیش است.
حادثه شنبه شب در جاده بم، حادثه ای بود که در هر دولتی امکان رخ دادن آن وجود داشت.اما سوال این است در دولتی که وزیر کشور،قائم مقام او و نماینده دولت در استان و جمعی دیگر از کارگزارانش روزگاری نظامی یا امنیتی بودند چگونه حادثه ای به این پیش پا افتادگی رخ می دهد؟
شاید برای این موضوع هزاران جواب بتوان یافت، اما باز هم سوالی دیگر می تواند وجود داشته باشد و آن اینکه چرا در دولت خاتمی چنین اتفاقاتی به شکل زنجیره ای رخ نداد ؟(حوادث تاسوکی،بمب گزاری در فرمانداری کرمانشاه،حوادث اهواز)
چرا در فضایی که– اگر نگوییم  میلیتاریسم- نیروهای نظامی مسئول مدیریت آن هستند،  یک پدیده امنیتی- تروریستی چندان نمی تواند نقطه درخشانی در کارنامه آنها باشد :
الف: استاندار کرمان یکی از عوامل ضعف دولت اصولگرا را مرتبا اعلام  می کند ،در حالیکه در آن به چشم «حُُسن» می نگرد. او معتقد است چون دولت نهم حزبی نیست و به حزبی خاص متکی نیست، لاجرم در پیشبرد امور ، موفق تر است .
ازین رو نباید از این مهم چشم پوشید که جابجایی قدرت سیاست ورزی از حوزه احزاب به حوزه های« شبه حزبی» باعث می گردد تا نیروهای نظامی سیاستمدار شوند. (صرف نظر از سوابق روشن در حوزه نظامی وامنیتی)
نمی توان مجوز حضور در عرصه سیاست و«مدیریت سیاسی» باشد.چه اینکه بنیانگذار انقلاب نیروهای نیروهای نظامی را در عرصه سیاست منع می کردند وشاید تفاوت مدیریت سیاسی ونظامی، انگیزه صدور این فرمان بوده باشد .
 از سویی حوزه سیاست با حوزه نظامی فاصله بسیاری دارد . در حوزه نظام در سپاه و ارتش،حفاظت وصیانت از مرزهای کشور، شناسایی دشمن، اتخاذ استراتژی و تاکتیک مناسب برای سرکوب دشمن اصل است؛ اما حوزه سیاست ، حوزه ای متنوع و ملّون است که گرچه تاکتیک و استراتژی وجود دارد ؛ اما رقیب، دشمن نیست .
 در حوزه  مدیریت سیاسی حرکت براساس ( رای- خرد جمعی- اجماع )شکل می گیرد، اما در سیستم نظامی ،این فرمانده است که ماشین(لشکر) را می راند؛ درحوزه سیاست،قدرت در دست کسی تجمیع نشده است.
 ( استانداری)حوزه پر مشغله ای است . امنیت آن پایدار باید باشد . عدالت آن باید مبتنی بر توزیع ثروت باشد.امنیت را به قول قائم وزیر کشور نباید لوله تفنگ دید و ایضا از کثرت نیرو و قرارگاه .
کرمان حوزه خطر ناکی است عنوان بزرگترین استان کشور را با خود یدک می کشد.تنوع جمعیتی آن ترکیب ناهمگونی را ایجاد کرده است. بخشی از آن درگیر خشکسالی و فقر است و بخشی دیگر دالان ورود مواد مخدر و کانال ترانزیت مواد افیونی. رفسنجان و سیرجان . زرند و کوهبنان نیز شهرستانهایی تقریبا برخورددار هستند که از این رو یکدستی و یکپارچگی آنرا تحت الشعاع قرار داده است . در این استان با چنین پراکنش فرهنگی    واقتصادی  امنیت را قطعا نمی توان از «لوله تفنگ» دید.
استان کرمان از سویی دارای تعداد زیادی نیروی بیکار است . این دو موضوع به همراه پارامتر هایی نظیر تنوع فرهنگی و فقر مادی نیازمند توسعه ای پایدار است. «توسعه» را هم نباید در تبدیل خانه های کپری به ساختمانهای مدرن مشاهده کرد.
استان کرمان چنانچه بخواهد روی امنیت را ببیند، باید جاذب سرمایه گذار  باشد نه دافع آن. دولت ( اگرچه می خواهد) نمی تواند برای همه اشتغال فراهم کند.
جذب بخش خصوصی نیز از لوازم مدیریت سیاسی است . این همان نکته ای است که دولت سیاست محورخاتمی به آن توجه داشت و زمینه شکوفایی اقتصادی را مهیا کرد. اما دولت دکتر احمدی نژاد که شعار محوری اش ایجاد اشتغال ، ازدواج جوانان و امنیت است آنرا فراموش کرده است،اگر چه اقتضای دولتمردی در این دولت (و در سطح استان) اجرای بسیاری از سیاستهای دولت سابق است .
ب)از طرفی وزیر محترم کشور عصر دیروز صراحتا اشاره کرد که اتفاقات  شنبه خونین بم، هدایت شده از سوی نیروهای خارج از کشور ( به احتمال نیروهای آمریکایی) می باشد.اگرچه «پیشرفت های ایران» عامل این تحرکات اعلام شده است اما ذهن به این سمت وسو می رود ،مگر در دولت گذشته آمریکا دشمن شماره یک ایران محسوب نمی شد ویا «پیشرفت های ایران» متخص دولت نهم است؛پس چرا آمریکا در عصر حاکمیت اصولگرایان به این نتیجه رسیده است که باید دست به حملات تروریستی بزند ویا عناد خود را افزایش دهد.
بدون شک این دیپلماسی ودیپلمات های مستقر در دولت اند که مسیر ارتباط با جهان را برای مردم ایران شکل می دهد وصلح ودوستی را به ارمغان می آورند.
نتیجه اینکه دیپلماسی عصر اصولگرایی با دیپلماسی اصلاحات متفاوت است ویا به قول محسن رضایی دچار«ساده انگاری » است.  وشاید همین عامل باعث افزایش حرکتهای تروریستی گردیده است درست در زمانی که رییس جمهوری خود را در مقام یک مبلّغ عدالت بالا میبرد و برای انجام مذاکرات دست رد به سینه آمریکا میزند.
آنچه می توان از هزاران برگ کارنامه دولت نهم جمع بندی نمود این است که «اصولگرایی»– به شرط وجود-تنها به به شبهای انتخابات ومقالات مفصل منحصر نمی گردد .اصولگرایی برای رسیدن از حوزه تئوری به حوزه عمل راه پر فراز ونشیبی را پیش روی دارد.
آرام وامنیت شهروندان تنها به افزایش جنگ افزار ونیرو خلاصه نمیشود ویک زنجیره از اقتصاد وسیاست واجتماع وفرهنگ ودیپلماسی با آن مرتبط است  واین زنجیره دست به دست هم میدهد و«ناامنی» وامنیت را به ارمغان می آورد.
«استان داری » کار آسانی نیست وبه انتقاد از دولت گذشته ،رد آمار وتغییر مبلمان معاونت سیاسی – امنیتی وساده زیستی خلاصه نمی شود.
امنیت ؛نگاه فرهنگی ،سیاست و اقتصاد مبتنی بر رقابت و دیپلماسی مبتنی بر خرد به دست می آید چه اینکه نا امنی همه این حوزه را به چالش می طلبد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:14  توسط وحید قرایی  | 

مسوولان! آسوده بخوابید، جاده ها امن و امان است...

خبرگزاری البرز-هنوز ماجرای گروگانگیری درجاده زاهدان –زابل نتیجه ای نبخشیده و هر روز شاهد گستاخی بیشتر اشرار در مناطق سیستان و بلوچستان{و کرمان} هستیم که ماجرای غم انگیزو تکان دهنده جاده بم به وقوع می پیوندد.

علیرغم اعلام قبلی ازسوی مقامات مسوول درکشور مبنی برخروج گروگانهای زابل ازمرز و انتشار عجیب خبر مرگ مظنون اصلی حوادث اخیر یعنی عبدالمالک ریگی ,متاسفانه بایدگفت میل باکس البرزهرروزشاهدتکذیب این خبربوده وافرادی نامعلوم باعدم درج مشخصات خوداعلام میکننداین خبرکذب محض بوده وعبدالمالک هنوززنده وبه فعالیتهای ضدامنیتی خود ادامه میدهد!

اگرچه گفته می شود وزیرکشور درپی تکرار ماجرای تاسوکی دربم  وعدم نتیجه گیری درماجرای زابل وخاتمه نبخشیدن این ماجراممکن است ازسوی نمایندگان مجلس استیضاح شود.

ولی بد نیست نمایندگان مجلس پاسخ دهندمردم چند نفرگروگان و همنوعان خودراباید دربرابر چشمان خود گلوله باران شده ببینندو اموالشان رابه آتش بکشند تا وزرایی مانندکشور و اطلاعات درمقابل نمایندگان مردم به پاسخگویی واستیضاح کشانده شوند.

آیا صرفا مطرح کردن وزیرکشور بعنوان مدیر ناتوان درتامین امنیت داخلی کافی بوده ودیگر وزرا باید به صندلی های خودبه راحتی تکیه بزنند و خبرقتل وغارت مسافران و عابران جاده ها را ازسایت های خبری مطالعه کنند؟

اگردرمرحله اول با مدیران خاطی درماجرای گروگانگیری جاده زابل –زاهدان برخورد قوی ومنطقی صورت می پذیرفت قطعا امروز خواب بر چشمان اشرارحرام می شد ولی اگر اینچنین نشده بایدپرسیدچرا نشده است ؟وچه کسی قصور داشته ؟

مجلس وظیفه نظارتی دارد ونباید از وظیفه اصلی خود و سلاح اولیه آن یعنی سوال وبازخواست از زبان مردم غافل شود.

 

بیداری/کارتونی از مهناز یزدانی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:7  توسط وحید قرایی  | 

معاون برنامه ریزی و اقتصادی شهردار کرمان :

تنها 65 درصد از درآمد های شهرداری در سال گذشته محقق شد

عکس:وحید قرایی

 اگر وضعیت ساخت و ساز از رکود فعلی خارج نشود امیدواری زیادی برای تحقق کامل بودجه امسال نیز وجود ندارد

معاون برنامه ریزی و اقتصادی شهردار کرمان گفت : سال گذشته به دلیل رکود در بخش ساخت و ساز و خصوصاً مسکن، تنها  65 درصد درآمد های شهرداری کرمان محقق شد . 

 عباس دعاگویی افزود : بودجه شهرداری در سال 84 قرار بود 43 میلیارد تومان باشد که کسری بوجود آمده باعث شد شهرداری نتواند یکسری برنامه های عمرانی و طرحهای اجرایی خود را به موقع محقق کند .

 وی در مورد بودجه امسال نیز گفت : رقم پیشنهادی امسال در حدود سال گذشته است که اگر وضعیت ساخت و ساز از رکود فعلی خارج نشود امیدواری زیادی برای تحقق کامل بودجه امسال نیز وجود ندارد .

دعاگویی تصریح کرد : کمک های دولت به شهرداری شهر های بزرگ چندان زیاد نیست، به عنوان مثال بیشترین کمکی که به شهرداری کرمان شده است برای ساماندهی ورودیهای شهر کرمان و حدود 2 میلیاردو 500 میلیون تومان بوده است.

 وی در ادامه گفت : کسری بودجه شهرداری تنها مختص کرمان نبود و در شهر های دیگر نیز نظیر این قضیه وجود داشت که به عنوان نمونه شیراز با محقق نشدن 50 درصد بودجه 124 میلیارد تومانی خود مواجه شد .

 این مقام مسئول در مورد معاونت برنامه ریزی و اقتصادی شهرداری گفت : این معاونت که دو سال از زمان تاسیس آن می گذرد در واقع اتاق فکر شهرداری است که در دو بخش برنامه ریزی و اقتصادی فعالیت دارد .

 دعاگویی، امور برنامه ریزی را شامل آموزش ، اداره بهبود روش ها وفرآیند ها و بخش بودجه دانست و گفت: 2 سازمان آمار و فناوری اطلاعات و سازمان فرهنگی تفریحی قلعه دختر و قلعه اردشیر که وظیفه ساماندهی 280 هکتار ازاین قلاع را بر عهده دارد زیر نظر این بخش است .

 وی در ادامه اظهار داشت : بخش اقتصاد نیز اداره امور اعتبارات و تسهیلات داخلی و خارجی را پیگیری می کند و پروژه های بزرگ اقتصادی شهرداری را تا مرحله اجرایی پیگیری می کند .

 معاون برنامه ریزی و اقتصادی شهرداری کرمان ، ایجاد و گسترش سازمانهای جدید را بر اساس قانون و تجارب شهرداری کلان شهر های دیگر دانست و گفت : در گذشته شهرداریها بدلیل جذب نیرو های غیر مرتبط با نیاز ها بصورت مطلوب شکل نگرفته بودند که در وضعیت جدید پذیرش نیرو های مورد نیاز از سوی کمیسیون نیروی انسانی بر اساس تخصص و تحصیلات آنها صورت می گیرد و از بگارگیری نیروی توصیه ای خودداری می شود .

 وی تاکید کرد : سعی شده است اصلاحات اساسی در جذب نیرو و شکل دهی سازمانهای مرتبط با شهرداری انجام می شود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:33  توسط وحید قرایی  | 

حرفهای تنها بازمانده حمله تروریستی در جاده کرمان-بم

«علي عزيزپور» نوجوان 14 ساله‌اي كه از حادثه تروريستي ديشب در جاده كرمان ـ بم جان سالم به در برده است، چگونگي وقوع حادثه ديشب را تشريح كرد.

علي در گفت‌وگو با فارس در بم افزود: سوار يك خودروي پژوي كرايه به سمت بم در حركت بوديم كه راننده متوجه شد در وسط جاده فردي با لباس نيروي انتظامي در حالي‌ كه با سلاح به سمت ماشين نشانه رفته است، با چراغ قوه به خودرو علامت ايست داد.

وي گفت: وقتي كه ايستاديم، مرد مسلح جلو آمد و از راننده خواست تا گواهي‌نامه و كارت خودرو را به وي نشان دهد. مرد مسلح پس از اين كه كارت ماشين و گواهي نامه راننده را ديد از همه خواست پياده شوند و وقتي كه راننده به او گفت براي چه بايد پياده شويم، مرد مسلح جواب داد بعداً معلوم مي‌شود.

علي ادامه داد: مرد مسلح چند نفر را كه همگي لباس بلوچي به تن داشتند، صدا زد و وقتي كه آن‌ها آمدند دست‌ها و چشم‌هاي همه ما را با چسب بستند و پس از طي مسافتي حدود 50 متر ما را وارد گودالي كردند كه چند نفر ديگر هم در آن بودند و بعد به ما دستور دادند كه همگي روي زمين دراز بكشيم. علي گفت: چند دقيقه كه گذشت، يك نفر آمد و گفت: بچه كو؟ و وقتي مرا ديد، پشت گردنم را با دستش گرفت و نزديك جاده برد و پس از آن چشم‌ها و دست‌ها و پاهاي مرا با چسب محكم بست وگفت: همين جا بايست. علي از اين به بعد شايد ماجرا نديده باشد اما خودش گفت: چون گريه كرده بودم قسمتي از چسبي كه روي چشم‌هايم بود شفاف شده و مي‌توانستم ببينم آن‌ها چه كار مي‌كنند.

علي عزيزپور ادامه داد: مي‌شنيدم كه گروگان‌ها مي‌گفتند: چرا ما را گرفته‌ايد و حتي يك نفر از آن‌‌ها هم فرياد زد "يا حسين" و بعد از آن ديدم كه همگي آن‌ها دور گودال حلقه زدند و مردها را در حالي كه دست‌ها و پاهايشان بسته بود، به رگبار بستند. علي اظهار داشت: اشرار با يك تيربار هم كه آن را روي ماشين گذاشته بودند، داخل گودال شليك كردند و حتي گه‌گاه به سمت جاده هم شليك مي‌كردند. علي در ادامه گفت: صداي رگبارها كه تمام شد، رفتند سراغ ماشين‌ها و آن‌ها را با بنزين موجود در باك خودروها به ‌آتش كشيدند و بعد به طرف من 2 گلوله شليك كردند كه هيچ كدام به من اصابت نكرد. آن‌ها پس از اين به سرعت سوار ماشين‌هايشان شدند و از محل رفتند. وي اذعان داشت: من بعد از اين‌ كه پاهايم را باز كردم، سينه خيز به طرف جاده رفتم و توانستم با يك ماشين خودم را به بم برسانم و قضيه را به‌اطلاع مأموران برسانم.

 

وزير كشور با اعلام خبر به‌دام‌افتادن تعدادي از عوامل حادثه‌ي ترويستي محور بم - كرمان:
بعيد مي‌دانم تروريست‌ها بتوانند از مرز خارج شوند

 

وزير كشور از به دام افتادن تعدادي از عوامل حادثه ترويستي شنبه‌شب محور بم - كرمان خبر داد.

به گزارش ايسنا، مصطفي پورمحمدي درباره‌ي حادثه‌ي محور بم - كرمان و آخرين اقدامات وزارت كشور براي دستگيري عاملان اين حادثه كه به شهادت جمعي از هموطنان‌مان منجر شد، اظهار داشت: بين ساعت ‌5 / ‌8 تا ‌9 شب راهبنداني در نزديكي بم توسط اشرار داشتيم كه طي آن، ‌11 نفر از هموطنان به دست تروريست‌ها كشته شدند. همان شب دستور داده شد منطقه بسته شود و راه‌هاي خروجي به خارج از كشور كه احتمال مي‌داديم تروريست‌ها از آن طريق از كشور خارج شوند، نيز كنترل شد. از صبح يك‌شنبه نيز نيرو‌ها تعقيب عوامل حادثه را شروع كرده‌اند كه چند لحظه قبل به من خبر دادند بخشي از آن‌ها به دام افتاده‌اند، چند نفر كشته شدند و ماشين‌هاي آن‌ها نيز متوقف شده است.

وزير كشور هم‌چنين گفت: چند گروه نيز كه پيش‌بيني مي‌شد در عمليات حضور داشته و يا تروريست‌ها را پشتيباني ‌كرده باشند، تحت تعقيب هستند.

وي ، هم‌چنين درباره‌ي ارتباط سخنان اخيرش مبني بر دستگيري برخي از عوامل حادثه تاسوكي با جنايت محور بم - كرمان و عرض اندام مجدد تروريست‌ها در برابر اين اظهارات گفت: برنامه‌ريزي اين عمليات 10 – 15 روز طول مي‌كشد، ما در اين روز‌ها بر روي سيستان كنترل بيشتري داشتيم، چون در آن منطقه، آسيب‌پذيري بيشتري مي‌ديديم، اما امكان اقدامات تروريستي به ويژه حمله به مردم بي‌گناه در شب تاريك و جاده، هر لحظه وجود دارد.

وي انگيزه حمله تروريستي اخير را شرارت كور و ماموريت سفارشي، مشابه آن‌چه در سيستان و شمال غرب كشور اتفاق ‌افتاد، خواند.

وزير كشور افزود: وظيفه ماست كه براي ايجاد امنيت تلاش كنيم، اما مي‌دانيم كه ايجاد امنيت در كشوري بزرگ با 800 هزار كيلومتر مرز كه بيش از نيمي از آنها در كنترل ما نيست و كوير گسترده‌اي كه محور ترانزيت مواد مخدر بوده، دشوار است.

پورمحمدي با اشاره به اقدامات وزارت كشور در جلوگيري از ترانزيت مواد مخدر به داخل اظهار داشت: طبيعي است كه قاچاقچيان از هر طريق مي‌خواهند آسيب برسانند، ضمن اين‌كه الان مورد حمايت سرويس‌هاي خارجي نيز قرار مي‌گيرند و سفارش هم به آنها داده مي‌شود.

پورمحمدي در ادامه در واكنش نسبت به خبر طرح استيضاح وي از سوي نمايندگان مجلس به دليل وقوع حوادث اين‌چنيني اظهار داشت: تا الان كه چنين چيزي را در مجلس مشاهده نكرده‌ايم.

وي در ادامه در تشريح اقدامات وزراتخانه متبوعش در حوزه تامين امنيت كشور با يادآوري اين كه اقدامات گسترده‌اي در اين حوزه انجام شده اظهار داشت: مردم عزيز مطلع هستند كه كارهاي گسترده‌اي را انجام داده‌ايم. نيرو‌هاي زيادي را به منطقه سيستان و بلوچستان و نقطه صفر مرزي ارسال كرده‌ايم و كنترل‌هاي زيادي در حال انجام است، در مورد حادثه كرمان نيز از همان جمعه‌شب نيرو‌هاي تعقيب و مراقبت به منطقه گسيل شدند. از صبح هم هوانيروز واحد‌هايي را به منطقه اعزام كرده است. گشت هوايي هم داشتيم تا همزمان از طريق زمين و هوا تروريست‌ها را تعقيب كنيم؛ به نحوي كه يك بخش از اين نيرو‌ها در حال حاضر به دام افتاده‌اند.

وزير كشور اضافه كرد: بعيد مي‌دانيم با كنترلي كه در منطقه داريم، تروريست‌ها بتوانند از مرز خارج شوند.

وي هم‌چنين اظهار اميدواري كرد، تا يكشنبه‌شب نيرو‌هاي امنيتي انتظامي بتوانند باقي عوامل حادثه تروريستي حادثه بم - كرمان را به دام بيندازند.

وزير كشور در بخش ديگر سخنانش با يادآوري اين‌كه حوادث تروريستي، كور و كم‌هزينه هستند، اظهار داشت: بر اين اساس هر لحظه امكان وقوع اين حوادث وجود دارد و تقريبا تمام نيرو‌هاي پليسي و امنيتي در دنيا نسبت به حوادث تروريستي كور با مشكلات زيادي مواجه هستند، يعني سيستم‌هاي پيچيده هم در مقابل چنين حوادثي با مشكل مواجه مي‌شوند و يكي از بحران‌هاي جدي نظام‌هاي امنيتي دنيا، مقابله با اقدامات تروريستي است. كشور ما نيز از گذشته به دليل مسائل متعددي كه وجود داشته، با اين اقدامات تروريستي مواجه بوده است.

پورمحمدي با بيان اين‌كه از سال گذشته حوادث تروريستي عليه ايران تشديد شده است، گفت: از فروردين سال گذشته كه اين حوادث از خوزستان شروع شد، شاهد تشديد آن بوديم تا اين‌كه به شمال غرب كشور كشيده شد و سپس به منطقه جنوب شرقي رفت، اما اميدواريم با تلاش‌هايي كه انجام مي‌دهيم، جلو گسترش آن را بگيريم.

وي در بيان اقدامات وزارت كشور در كنترل تحركات «ريگي» از سركردگان اشرار در شرق ايران گفت: ما و همه نيرو‌هاي امنيتي انتظامي وظيفه داريم در جهت دفاع از شهروندان با قدرت عمل كنيم. برنامه ما در اين زمينه تشكيل قرارگاه و اعزام نيرو‌هاي زياد به مرزهاست.

ما با قدرت به وظيفه‌مان عمل مي‌كنيم، اما كار امنيتي كار يك روز و دو روز نيست و دقت و حوصله مي‌خواهد، شهروندان ما نيز اين مسائل را درك مي‌كنند.

وزير كشور با بيان اين‌كه امكان وقوع اين حوادث باز هم وجود دارد گفت: ما در حال جنگ با دشمنان امنيت كشور هستيم و اميدواريم موفق باشيم.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌كه گفته شده تروريست‌ها تحركات خود را در روزهاي آينده ادامه مي‌دهند نيز گفت: احتمال چنين چيزي وجود دارد، اما ما تلاش مي‌كنيم و وظيفه خودمان را انجام دهيم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:30  توسط وحید قرایی  | 

 از سوي رئيس دبيرخانه شوراي امنيت كشور

نكات تازه اي از جنايت تروريستي بم- كرمان تشريح شد

امير رضا ساوري رئيس دبير خانه شوراي امنيت كشور در گفت‌وگوي اختصاصي با خبرنگار خبرگزاري فارس اعلام كرد: مقارن ساعت 20 شنبه سه دستگاه خودرو حامل سي نفر از اشرار مسلح با مسدود كردن كيلومتر 35 جاده بم - كرمان در محور دوراهي جيرفت چهار دستگاه خودرو شامل دو خودروي 206 يك خودروي پژو 405 و يك دستگاه وانت متوقف كرده و با پياده كردن سرنشينان آن پس از آنكه دستها و دهان آنها را با نوار چسب بستند، در يك اقدام جنايتكارانه تروريستي تمام سرنشينان اين خودروها را از ناحيه سر و سينه مورد اصابت قرار داده و به شهادت رساندند.
وي گفت: عاملين اين جنايت كه در زمان وقوع حادثه ملبس به لباس نيروي انتظامي و لباسهاي محلي بلوچي بودند در يك تماس تلفني با ستاد خبري وزارت اطلاعات خود را گروه موسوم به جندالله و از ياغيان منصوب به عبدالمالك ريگي معرفي كرده‌اند و مسئوليت اين اقدام تروريستي را به عهده گرفته‌اند.
ساوري تصريح كرد: عاملين اين جنايت با به رگبار بستن خودروهاي عبوري دو تن از شهروندان را نيز مورد اصابت گلوله قرار دادند كه يك تن از آنها در بيمارستان به دليل جراحت به شهادت رسيد.
وي گفت: تاكنون 6 نفر از 12 شهيد اين حادثه معرفي شده است كه عبارتند از: حسين عسگري فرزند محمد متولد 1352 از شهرستان بم، سيدعلي سلمانيان فرزند محمد كارمند نيروي انتظامي،محمدرضا حسيني فرزند سيد ابراهيم، مصطفي محمدي لطف آبادي متولد 1362 اهل رفسنجان و سعيد رامين فرزند امين متولد 1355 و عليرضا جعفري.
رئيس دبيرخانه شوراي امنيت كشور همچنين گفت: جنايتكاران اين حادثه حسين باراني را كه از مسافرين عبوري بود، به رگبار بستند كه وي هم اينك در بيمارستان بستري است و در يك اقدام جنايتكارانه ديگر كودك 11 ساله بمي به نام سيد محمد عزيز‌پور را به تير چراغ برق بسته و قصد به‌رگبار بستن وي را داشتند كه بعد از خواهش‌ها و التماس‌هاي كودك از كشتن وي خودداري كردند.
وي خاطرنشان كرد: اين گروه ياغي و شرور پس از اين عمل جنايتكارانه به ارتفاعات كپوت كرمان متواري شدند.
ساوري افزود: بعد از اين حادثه شوراي تامين استان تشكيل و اقدامات موثري براي رديابي، شناسايي و دستگيري عاملين اين حادثه انجام گرفته و حوزه ستادي شوراي امنيت كشور نيز با تشكيل جلسه ابلاغيه‌هاي مناسب را براي كنترل اوضاع صادر كرده است.

انهدام سه دستگاه خودرو و هلاكت 6 تن از اشرار در پي عمليات تروريستي «بم ـكرمان»
پاكسازي منطقه از اشرار شدت يافت

معاون سياسي ــ امنيتي استانداري كرمان با اشاره به حادثه تروريستي شب گذشته محور «بم ـ كرمان» تأكيد كرد: پاكسازي منطقه از وجود اشرار با شدت هر چه تمام‌تر ادامه مي‌يابد.

نصراللهي در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا منطقه کویر اعلام كرد: در پي وقوع حادثه تأسف برانگيز شب گذشته محور «بم ــ كرمان»، كه موجب كشته شدن 12 تن از هموطنان شد‏، نيروهاي امنيتي و انتظامي استان با حمله به اشرار منطقه، سه دستگاه خودرو آنها را در منطقه «سن سور» منهدم كردند. وي افزود: همچنين در منطقه «سور بن» نيز 6 تن از اشرار در درگيري مسلحانه با نيروهاي انتظامي به هلاكت رسيدند.

نصراللهي خاطرنشان كرد: ماموران موفق شدند طي عمليات شب گذشته يك تن مواد مخدر و مقاديري سلاح را در اين عمليات كشف و توقيف كنند.

معاون سياسي ــ امنيتي استانداري كرمان، در خصوص انگيزه‌ اشرار از حمله بيرحمانه به شهروندان عبوري گفت: معمولا اين اقدامات ناشي از شرارت مجرمانه بوده و اين دسته از مجرمان قصد دارند در منطقه ناامني ايجاد كنند. به گفته وي، اقدامات گسترده براي دستگيري عاملان جنايت ادامه دارد.

سردار بهنام شريعتي‌فر‏د، فرمانده مرزباني ناجا نيز در گفت‌و‌گو با  ايسنا با اعلام اين كه بحث ورود عاملان جنايت شب گذشته محور بم ــ كرمان از طريق مرز منتفي است، اضافه كرد: بررسي‌هاي اوليه تا كنون حاكيست كه با توجه به اين كه حادثه در عمق جغرافيايي كشور اتفاق افتاده است‏، به نظر مي‌رسد عاملان اين حادثه جنايتبار از اشرار داخلي بوده‌اند.

وي اعلام كرد: مرزها براي جلوگيري از خروج اشرار عامل حادثه به شدت كنترل مي‌شوند.


 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:28  توسط وحید قرایی  | 

لانه سازی و تخم گذاری یک کبوتر در بایگانی خانه مطبوعات استان کرمان

عکس:وحید قرایی

البته انگار این کبوتر هرسال کارش همینه!...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 7:47  توسط وحید قرایی  | 

چرا برای کرمان فرماندار انتخاب نمی شود؟

در حالیکه استاندار کرمان در سخنرانیهای مختلف خود به روشن بودن وظایف مسولان برای محو فقر و آغاز حرکت برای توسعه استان اشاره می کند مشخص نیست چگونه معاون عمرانی وی که اتفاقا وظیفه ای بسیار سنگین برای اجرای برنامه های توسعه استان بردوش دارد قادر خواهد بود هر دو وظیفه سنگین معاونت عمرانی استاندار و فرمانداری شهر کرمان را به خوبی انجام دهد؟

در روزهای اوج تغییر مدیران در کرمان بود که دامنه تغییرات حتی دامن عباس دعاگویی فرماندار وقت کرمان را گرفت و او جای خود را به کمال که در ستاد حوادث غیر مترقبه قم فعالیت می کرد داد.

آن زمان "صابری" شهردار اسبق کرمان نیز به عنوان معاون عمرانی عبدالمحمد رئوفی نژاد (استاندار کرمان) منصوب شده بود اما حضور او در این پست دوام چندانی نداشت و وی بعد از مدت کوتاهی از این سمت مرخص شد و برای ادامه فعالیت به قم رفت.

در این میان کمالی، فرماندار کرمان به عنوان معاونت عمرانی استاندار کرمان انتخاب شد و همزمان سرپرستی فرمانداری کرمان را نیز برعهده گرفت تا در زمانی کوتاه فرماندار قطعی کرمان مشخص شود.

اما به نظر می رسد این زمان کوتاه اکنون فراتر از حد معمول انتصاب یک مدیر به جای یک سرپرست است. البته جای این سوال نیز باقی است که در آن مقطع تعویض عباس دعاگویی که از بسیاری جهات توانایی و تجربه فرمانداری کرمان را داشت به چه دلیل صورت گرفت و عایدی مدیریت استان کرمان از آن تغییر چه بود و آیا جانشین وی می تواند توانایی لازم در اداره شهری چون کرمان را داشته باشد. باید به انتظار نشست و دید چه زمانی وزارت کشور و استانداری کرمان به این نتیجه می رسند که فعالیت همزمان در دو پست فرمانداری کرمان و معاونت عمرانی استاندار می تواند مشکل باشد و برای بهبود این وضعیت اقدام نمایند؟...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:36  توسط وحید قرایی  | 

نقدى بر نامه احمدى نژاد به بوش

رئيس ايران يا ناجى جهان؟

محمد قوچانی-شرق

از ميان نكوهش هايى كه در حق سيدمحمد خاتمى روا مى شد، يكى هم فيلسوفانه سخن گفتن او در مقام سياستمدارى بود كه قاعدتاً بايد روشن و شفاف سخن گويد و خاتمى مبهم و نهان حرف مى زد. اما چرخ روزگار رئيس جمهورى را به ما عطا كرده كه نه سياستمدارانه و نه فيلسوفانه كه پيامبرانه سخن مى گويد! محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى ايران پس از آن كه پاسخى از جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا به نامه اش دريافت نكرده، در اندونزى گفته است: «اين نامه بسيار فراتر از موضوع هسته اى بود و ما اصولاً مسئله  هسته اى را مهم نمى دانيم كه بخواهيم در مورد آن نامه اى بنويسيم. ما به دنبال حل مسائل اساسى تر جهان هستيم. اين نامه دعوتى به توحيد و عدالت و فرهنگ انبيا بوده است.»
آيت الله احمد جنتى فقيه همفكر با رئيس جمهور نيز ديروز در نماز جمعه تهران گفته است كه «اين نامه فوق العاده است و عقيده من اين است كه از الهامات خدا بود.»
اكنون جاى اين پرسش وجود دارد كه رئيس جمهور برگزيده خداوند است يا خلق؟ كار رئيس جمهور رصد الهامات الهى است يا تدبير امور مردم؟ براى پاسخ به اين پرسش ضرورى است بار ديگر جايگاه و وظايف رياست جمهورى در ايران را مرور كنيم: رئيس جمهور در ايران رئيس قوه مجريه است. پس از بازنگرى قانون اساسى ايران در سال ۱۳۶۸ عملاً مقام رياست نظام سياسى (كه از طريق وظيفه قانونى هماهنگى قوا محقق مى شد) به مقام رهبرى محول شد چرا كه اين مقام براساس قانون اساسى نه فقط مقامى مذهبى كه حاكم بر قواى سه گانه است و كار هماهنگى قوا و نيز حل معضلات نظام كه از طرق عادى قابل اصلاح نيست بر عهده رهبرى قرار گرفته است. بنا به همين جابه جايى، پربيراه نيست كه مهمترين مسئوليت رئيس جمهورى اسلامى را رياست قوه مجريه و برخى نهادهاى تركيبى (مانند شوراى امنيت ملى يا شوراى انقلاب فرهنگى) بدانيم و ثابت كنيم كه «رئيس جمهور» (چه خاتمى چه احمدى نژاد) درواقع «رئيس دولت»، «رئيس كابينه»، «رئيس الوزرا» و حتى همان نخست وزيرى است كه در بازنگرى قانون اساسى حذف شد.
بر اين مبنا رئيس جمهور هيچ وظيفه تبشيرى ندارد. كار او اجراى منويات نظام سياسى است كه از سوى نهادهايى مانند مجلس، شوراى نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت  يا رهبرى تعيين مى شود. اين نكته اى بود كه اصلاح طلبانى چون خاتمى بسيار دير به آن رسيدند اما اصولگرايانى مانند احمدى نژاد از آغاز بر آن پاى فشردند. اصولگرايى را با عمل گرايى آميختند و به جاى سخنورى درباره دموكراسى و تجدد در سفر به اروپا و آمريكا در باب ازدواج جوانان و لوله كشى آب و گاز و وام مسكن در سفر به سيستان و بلوچستان و لرستان سخن گفتند. اما عجبا كه رئيس جمهور هنگامى كه به جورج بوش مى رسد پيام پيامبرانه سر مى دهد و بر جاى مراجع تقليد و مجتهدان جامع الشرايط مى نشيند. مردم ايران به خاتمى راى داده بودند كه براى آنان دموكراسى به ارمغان آورد اما او بيش از آنكه دموكراسى را مستقر سازد درباره دموكراسى نظريه پردازى كرد. هشت سال بعد محمود احمدى نژاد صاحب راى شد و خطابه ها در نقد و نفى «حرف زدن بدون عمل كردن» خواند اما خود هرازگاهى از عالم غيب تحفه اى به جهان واقع مى آورد. نامه محمود احمدى نژاد به جورج بوش پس از سخنان روحانى رئيس جمهور در سازمان ملل متحد و گزارش آن در ديدار با آيت الله جوادى آملى و وعده هاى غريب و قريب براى بهبود اوضاع جهان و... آخرين سخن آرمان گرايانه رئيس جمهور جديد ايران است. نامه به بوش همان گونه كه برخى دولتمردان پيش بينى مى كردند مى توانست فتح باب تازه اى در مناسبات ايران و جهان غرب باشد. همان نظام سياسى اى كه منوياتش بايد مورد توجه رئيس جمهور قرار گيرد پس از ربع قرن تصميم گرفته كه باب مذاكره اى محدود و محتاطانه با ايالات متحده آمريكا را بگشايد. نامه احمدى نژاد به بوش نيز اگر جز در چارچوب اين منويات مورد اجماع نهادهاى عالى نظام (مجلس و شوراى نگهبان و رهبرى) نبود، معنايى جز نصيحت نداشت. چنين نصايحى در هر موقعيتى از آقاى احمدى نژاد شنيدنى بود به خصوص آنجا كه خود را «آموزگار» معرفى مى كند. اما در مقام رئيس جمهور، احمدى  نژاد «مجرى» نظامى است كه بايد براى تصميم هاى خود هزينه پرداخت كند. هزينه شكستن تابوى هرگونه رابطه مستقيم با آمريكا كه يك بار براساس محاسبه همين هزينه ها رئيس جمهور سابق ايران به دليل مصاحبه با شبكه تلويزيونى CNN مورد انتقادات شديدى قرار گرفت. احمدى نژاد اما در كمال خونسردى اين خط قرمز را شكست بدون آنكه براى عزت ايران و صلح با جهان ارمغانى آ ورد. جورج بوش و دستگاه سياست خارجى آمريكا با سردمزاجى با نامه احمدى نژاد برخورد كرد و بدون آنكه هزينه اى به آمريكايى ها تحميل شود، ما يك به يك از خط قرمزهاى خود (از قبح مذاكره تا منع مكاتبه) عبور كرديم بدون آنكه به خاكريز تازه اى رسيده باشيم، بوده اند ملت هايى مانند چينى ها كه تصميم آنها براى مذاكره با آمريكا به بمب خبرى تبديل شد اما آنچه پس از نامه احمدى نژاد رخ داد بمب خبرى نبود، آب سرد بود. به راستى واكنش سرد آمريكا (كه براى هر ايرانى تحقيرآميز و ناراحت كننده است) به نامه رئيس جمهور ايران (كه اكنون نماينده همه كسانى است كه به او راى داده يا نداده اند) براى كارگزاران سياست خارجى و امنيت ملى ايران قابل پيش بينى نبود؟ شايد نويسندگان نامه سعى كرده اند متنى را تنظيم كنند كه در آن با شرح تناقض هاى سياست خارجى آمريكا جورج بوش را ناگزير از اقرار يا سكوت كنند اما چنين روشنگرى هايى نه فقط از ايشان كه هر روز از هزاران روشنفكر ضدآمريكايى جهان برمى آيد كه بديهياتى چون نقض حقوق بشر در گوانتانامو يا جنگ افروزى آمريكا در عراق و افغانستان يا نقض حقوق سياهان و... را به ياد بوش بياورند. آمريكا قطعاً براى مواردى از اين دست پاسخى ندارد اما خطا است كه تصور كنيم كاخ سفيد در پى اقناع جهان است چرا كه خود بارها تاكيد كرده ايم آمريكا جهان را به قهر مى گيرد نه منطق و منطق تنها زمانى به كار مى آيد كه قهر را مدلل كند يا معلل. در همين جا است كه محمود احمدى نژاد در دام منطقى مى افتد كه ديرى است روشنفكران دينى را گرفتار خود كرده و آن استدلال  براساس همان معيارهاى مدرن است. در حالى كه محمود احمدى نژاد هرگز با مردم ايران از دموكراسى و حقوق بشر حرف نمى زند و ترجيح مى دهد به جاى جمهورى اسلامى از دولت اسلامى سخن بگويد اما دست كم در پنج جاى نامه احمدى نژاد به بوش از او خواسته شده اعمال آمريكا را با محك ليبراليسم و حقوق بشر بسنجد. بر فرض آن كه بوش به احمدى نژاد جوابيه اى بنويسد آيا احمدى نژاد از رئيس جمهور آمريكا خواهد پذيرفت كه همين محك را درباره ايران به كار برد؟ احمدى نژاد با تشابه آموزه هاى انبيا (موسى(ع) و عيسى(ع) و محمد(ص)) با ارزش هاى ليبرالى و اشاره درست به ريشه هاى دينى و مسيحى و ابراهيمى حقوق بشر عملاً در زمين كسى بازى مى كند كه دشمن او است. بديهى است كه عملكرد ايالات متحده در گوانتانامو مخالف نص اعلاميه جهانى حقوق بشر است يا حمله غير قانونى آمريكا به عراق برخلاف اصول منشور ملل متحد (حتى در بيرون از فرضيه دفاع مشروع) است اما اگر براساس همين اعلاميه ها، بوش به نقد رفتارهاى ايران بپردازد، احمدى نژاد چه پاسخى خواهد داد؟ تمايز اصولگرايان از اصلاح طلبان چيزى جز اين نبود كه آنان از پايه به نقد تجدد مى رفتند و از اساس در بازى سنت و مدرنيته شركت نمى كردند و بنابراين حداقل در هنگام آميزش اسلام و تجدد و نظام اسلامى و نظام بين الملل دچار التقاط يا انحراف از اصول نمى شدند. احمدى نژاد در داخل ايران اينچنين است اما در جهان خارج عملاً به نسخه اى كم رنگ از تصوير خاتمى تبديل شده كه اگر خاتمى سخن از گفت وگوى تمدن ها سر مى داد يا از ائتلاف براى صلح مى گفت (و به دليل زاويه نگاه و پايگاه خود مورد استقبال جهان قرار مى گرفت) احمدى نژاد از تبعيد اسرائيل يا تبشير بوش سخن مى گويد (و با وجود نيت خير احمدى نژاد مورد نقد قرار مى گيرد). تبشير و تبليغ رسالت انبيا كار هيچ كس جز خود انبيا و شايد اوليا نيست. قياس نامه نگارى «احمدى نژاد- بوش» با نامه نگارى «امام خمينى- گورباچف» يا حتى نامه پيامبر گرامى اسلام به پادشاهان ايران و روم قياس مع الفارق است. پيامبر اسلام يا امام خمينى انتظار پاسخى نداشتند، آنان به وظيفه شرعى خود عمل مى كردند چرا كه لباس تبليغ دين خدا را پوشيده بودند اما كسى كه رداى رياست جمهورى را پوشيده وظيفه اى شرعى جز اين ندارد كه موجوديت و هويت جمهورى اسلامى ايران را در اين شرايط خطرناك بين المللى حفظ كند. مردم براى نبوت به پيامبران راى نمى دهند يا با راى مراجع تقليد خود را انتخاب نمى كنند. آنان به مدد وحى، نبى يا تقوى، فقيه مى شوند اما روساى جمهور با راى رئيس جمهور مى شوند. با سلب راى مردم يا با پايان دوره رياست جمهورى، روساى جمهور ديگر رئيس جمهور نيستند اما انبيا و فقها تا زمانى كه وحى يا علم و تقوا با آنها است، نبى و فقيه اند. اصلاح طلبان به خاتمى راى نداده بودند تا به مدد راى اكثريت فيلسوف شود و اصولگرايان به احمدى نژاد راى نداده اند تا به مدد راى اكثريت منجى جهان بشريت شود چرا كه فرهيختگى و نجات بخشى ربطى به خود خواست و راى اكثريت و اقليت ندارد. مردم به احمدى نژاد راى دادند تا در صلح، رفاه، آزادى و برابرى زندگى كنند و از جنگ، فقر، استبداد و ظلم دور باشند. خاتمى نمى خواست «قهرمان» شود، اما احمدى نژاد اصرار دارد كه «ناجى» ناميده شود. آقاى احمدى نژاد بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه اگر هدف از نامه نگارى به جورج بوش جز يافتن راهى براى حفظ اقتدار (بهره مندى ايران از انرژى هسته اى)، صلح (پرهيز از جنگ و خشونتى كه آمريكا درصدد تحميل آن است) و توسعه ايران (پرهيز از تحريم و محاصره اقتصادى) نبوده، با چه تحليل و جوازى بر ربع قرن اندوخته قطع رابطه و مذاكره و مكاتبه با آمريكا (كه مى توانست در هر مذاكره اى برگ برنده ايران باشد) چنين چوب حراج زده است؟ به چه حقى رئيس جمهور از وظايف قانونى خود به عنوان مجرى اراده ملت و نماينده نظام به جايگاه يك دعوت كننده تغيير موقعيت داده است؟ به اعتقاد شيعه جهان منجى غايبى دارد كه زمان ظهور او براى گسترش دين خدا پنهان است. ايران اما رئيس جمهورى مى خواهد كه صلح و امنيت آن را تامين كند. منجيان جهان نيازى به راى مردم جهان ندارند، اما آنكه با راى مردم بر سرير قدرت نشسته جز انجام خواسته اين مردم كار ديگرى ندارد حتى اگر خود را ناجى جهان بداند.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 15:56  توسط وحید قرایی  | 

عکس خودداری احمدی نژادازدست دادن به زن اندونزیایی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 17:24  توسط وحید قرایی  | 

در نشست خبری اعضای انجمن حامی بم با خبرنگاران عنوان شد:

کندی روند بازسازی بم هزینه های زیادی بر مردم این شهر تحمیل کرده است

تا کنون به ازاء هر خانواده بمی 50 میلیون تومان اعتبار به بم آمده است

عکس: وحید قرایی

 

وحید قرایی-تعدادی از اعضای انجمن غیر دولتی حامی شهرستان بم در جمع خبرنگاران حاضر شدند تا مسائل موجود در روند بازسازی این شهر را از دیدگاهی غیر دولتی و نظارتی با آنها در میان بگذارند .

در این نشست خبری مهندس کامکار مدیر کارگروه عمران این انجمن با انتقاد از کند شدن روند بازسازی بم گفت : هزینه های این کندی حرکت را مردم بم می پردازند .

وی تصریح کرد : قیمت تمام شده هر متر مربع ساختمان در سال 83 در شهر بم حدود 140 هزار تومان بود که تورم موجود باعث شده است قیمت تمام شده به متری 200 هزار تومان برسد که افزایش 35 درصدی قیمت فولاد و آهن نیز بر این موضوع اثر گذاشته است .

کامکار در ادامه با اشاره به آمار رسمی ستاد بازسازی بم در مورد صدور پروانه های ساختمانی گفت : تا کنون 21119 پروانه ساختمانی در بم صادر شده است که 5297 مورد آن به پایان رسیده که البته ما معتقدیم از این تعداد کمتر است  و اگر این آمار نیز صحت داشته باشد تا پایان 85 بازسازی کامل شهر بم برخلاف و عده های داده شده عملی نخواهد شد .

وی در مورد واحد های تجاری نیز گفت : تنها 27 واحد تجاری از حدود 5 هزار واحد تجاری به طور کامل ساخته شده است که آمار جالب توجهی نیست .

او همچنین اظهار داشت : در حالیکه قرار بود بازسازی روستاهای زلزله زده بم تا پایان سال 84 به اتمام برسد تا کنون تنها 54 درصد این روند طی شده است .

وی تاکید کرد : نگران این هستیم که بگویند بازسازی بم تمام شده است اما این اتفاق نیفتاده باشد. این عضو انجمن حامی بم در ادامه گفت: سیستم نظارت بر استحکام ساختمان نیز به خوبی عمل نمی کند و بخشی از ناظرین ساخت و سازها خودشان در بم پیمانکارند که باعث ایجاد و اختلاط کاری ، کندی کار و سوار شدن هزینه های اضافی بر مردم بم شده است .

مهندس کامکار پیشنهاد کرد : سقف وام اعطایی برای بازسازی به مردم بم حداقل 5 میلیون تومان افزایش یابد ، دوره تنفس وام های پرداختی قبلی تمدید شود، رئیس جمهور وقت بیشتری صرف بازدید از مناطق مرکزی شهر بم بکند و نیروی کار فعال و فناور برای تداوم بهتر روند بازسازی به شهر بم جذب شود .

در ادامه این جلسه خبری مهندس جزینی زاده، مدیر کار گروه کشاورزی و محیط زیست انجمن حامی گفت : بعد از هر زلزله مخرب ، مدیریت بحران وظیفه ای مهم در جمع آوری به موقع نخاله های ساختمانی دارد که متاسفانه این مورد در بم به طور کامل انجام نشده است .

وی تصریح کرد : اکثر نخاله های ساختمانی روی سفره های آب زیر زمینی تخلیه شده و تخلیه این نخاله ها در نزدیکی مناطق مسکونی ضمن بر هم زدن چشم اندازها مشکلات بهداشتی به وجود آورده است. علاوه بر این تخلیه این نخاله ها در مسیر باد های غالب شهر بم، هزینه های بهداشتی زیادی بر مردم تحمیل کرده است .

مدیرکل سابق محیط زیست استان کرمان در ادامه گفت : حدود 227 واحد صنعتی ، تولیدی و خدماتی روی سفره آب شرب بم ساخته شده است که روزانه 6900 لیتر فاظلاب را وارد آب های زیر زمینی منطقه می کند .

مهندس جزینی  زاده با اشاره به اینکه در بسیاری واحد های ساخته شده حتی " سپتیک تانک " نیز وجود ندارد گفت : یکی از زیر ساخت های اصلی، حفظ سلامت مردم است و یکی ا زخواسته های عمده مردم بم این است که سیستم تصفیه فاضلاب بم اجرا شود اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است .

وی تاکید کرد : ذرات معلق در برخی مناطق بم بسیار بیش از حد استاندار است که باعث افزایش بیماریهای تنفسی شده است و باید خاکروبی و جمع آوری نخاله های ساختمانی در بم به نحوه بهتری انجام شود .

در ادامه جلسه دکتر نیکیان یکی از متخصصان بهداشتی انجمن حامی نیز گفت : هنوز هزاران تن آوار در شهر بم وجود دارد و اگر مردم خودشان مشارکت کنند، در امر تخلیه نخاله ها و رسیدن به وضعیت مطلوب بهداشتی موفق تر خواهیم بود.

 به گزارش ایسنا منطقه کویر،وی با اشاره به اینکه آب سالم  آشامیدنی در شهرها و روستاهای بم باید تامین شود گفت : به دلیل عدم اتمام روند بازسازی بایستی در شهر وروستاهای زلزله زده حمام و توالت بهداشتی ایجاد شود، زباله ها به صورت منظم جمع آوری شود و بر بهداشت مواد غذایی خصوصا در تابستان نظارت ویژه شود.

 وی همچنین افزود: مبارزه جدی تر با بیماری سالک و دفع حشرات موذی باید در دستور کار قرار گیرد و بیماری های روانی و اعتیاد خصوصا در میان جوانان بمی کنترل شود که روند نگران کننده ای یافته است.

در ادامه ، سرهنگ افشار مسئول کارگروه امنیت انجمن حامی بم گفت : برای ایجاد امنیت روانی برای شهروندان بمی باید ابتدا امنیت فیزیکی ایجاد کرد و تا زمانی که شهر به طور کامل بازسازی نشود و حدود ان مشخص نشود این امنیت حاصل نمی شود .

وی افزود : علاوه بر آن باید برای شهروندان، شغل و درآمد ایجاد شود تا کارهای خلاف کاهش یابد ضمن اینکه نیروی انتظامی نیز باید در مناطق مختلف حضور پر رنگی داشته باشد .

مهندس مهرزاد عضو دیگر این انجمن نیز از قول یکی از نمایندگان استان کرمان در مجلس گفت : "تا کنون به ازاء هر خانواده بمی 50 میلیون تومان اعتبار به بم آمده است ."

وی افزود : اگر از این پول 30 میلیون تومان به هر خانواده بمی می دادند و 20 میلیون تومان نیز خرج زیرساختها می شد ، اکنون شهر از نظر بازسازی کامل شده بود .

او تاکید کرد : مسئولان کشور باید در این زمنیه پاسخ شفاف بدهند تا دیوار های بی اعتمادی بلند تر نشود . 

مهندس بهزاد پور نیز در این نشست گفت : اعتبار مصوب برای حصار کشی ها 80 میلیارد تومان بوده است که 3 میلیارد تومان هزینه شده است و 6 میلیارد تومان نیز در حال هزینه شدن شده است و تنها 15 درصد حصار کشی ها انجام شده است که بایستی باقی اعتبارات برای حصار کشی هر چه زودتر هزینه شود .

وی افزود : ایجاد صنایع جنبی و تنظیم بازار فروش خرما برای کوتاه شدن دست دلالان نیز از نیازهای فعلی مردم بم است ، این عضو انجمن حامی افزود : یکی از درخواستهای ما با ایجاد دانشکده خرما در شهر بم حداقل تا سطح کار دانی است که با انجام این کار وضعیت تولید خرما در بم بهبود اساسی خواهد یافت .

همچنین مهندس مهرنام یکی دیگر از اعضای انجمن حامی بم گفت : این انجمن خواستار ارتقاء فرمانداری بم به دلیل نیازها و قابلیت های ویژه بم است که این طرح جزو طرحهای مصوب دولت قبلی نیز هست که تا کنون اجرا نشده است .

وی افزود : ساخت اتوبان بم- کرمان نیز اهمیت خاصی دارد که تا کنون در مورد آن اقدام خاصی انجام نشده است ، ضمن اینکه به لزوم گازرسافی به شهر در حال بازسازی بم نیز باید توجه شود .

گفتنی است ، نادری مسئول روابط عمومی انجمن حامی بم اعلام کرد انجمن حامی آمادگی دارد تا در شهر بم برای تشریح دیدگاههای انجمن ذکر شده در مورد بازسازی بم میزبان خبرنگاران باشد .

             

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 16:30  توسط وحید قرایی  | 

گزارش تصویری از مراکز تحت پوشش بهزیستی کرمان

بجای خانه، غریبانه در سرای سالمندان نشسته اند...

عکس:وحید قرایی

عکس:وحید قرایی

مرکز نگهداری بیماران مزمن روانی/گفتند از صورت کسی به صورت واضح عکس نگیرید

عکس:وحید قرایی

عکس:وحید قرایی

عکس:وحید قرایی

مهر سرای امید/آنجا که ناتوانان ذهنی آموزش زندگی می بینند

عکس:وحید قرایی

شیرخوارگاه مادر

عکس:وحید قرایی

اینجا ۵ سال است قرار است برای معلولان آسانسور بسازند/مرکز جامع بهزیستی که با صرف میلیونها تومان در آستانه ریزش است!پیمانکار هم که مسکن و شهر سازی است مسوولیت را نمی پذیرد...

عکس:وحید قرایی

گفتگوی خبرنگاران با رییس بهزیستی شهرستان کرمان

عکس:وحید قرایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 7:53  توسط وحید قرایی  | 

گزارش ايسنا از نخستين فضانورد ايراني

«انوشه انصاري» نخستين زن گردشگر فضايي بهار آينده راهي فضا مي‌شود

سرانجام پس از نزديك به نيم قرن از نخستين سفر فضايي انسان، شوق پرواز، يك ايراني را نيز به عبور از مرزهاي فضا كشاند.

انوشه انصاري، نخستين فضانورد ايراني آماده مي‌شود كه در بهار سال آينده به عنوان نخستين زن گردشگر فضايي جهان با فضاپيماي روسي «سايوز» به ايستگاه فضايي بين‌المللي سفر كند.

به گفته مقامات فضايي روسيه، قراردادهاي اوليه براي سفر فضايي خانم انصاري امضا شده و وي براي طي آموزش‌هاي لازم در مراكز فضايي روسيه آماده مي‌شود.

انوشه انصاري كه 38 سال دارد، روز جمعه به همراه يك ژاپني كه از او به عنوان گردشگر فضايي بعدي ياد مي‌شود بازديدي از مركز فضايي روسيه داشت.

انصاري اگرچه به عنوان يك گردشگر فضايي و با پرداخت مبلغي كلان جواز سفر به فضا را دريافت كرده است ولي مشكل مي‌توان سفر اين نخستين فضانورد ايراني را سوداي ماجراجويانه و پرهزينه يك زن ثروتمند براي كسب عنوان نخستين زن گردشگر فضايي دانست؛ خصوصا اين كه انصاري و خانواده‌اش نام‌هايي كاملا شناخته شده در عرصه تحقيقات فضايي هستند. خانواده انصاري مبتكر جايزه 10 ميليون دلاري Ansari X Prize است كه چندي پيش به سازنده نخستين فضاپيماي خصوصي كه قابليت پرواز در ارتفاع بيش از 100 كيلومتري زمين را داشت اعطا شد.

انصاري در شرايطي راهي فضا مي‌شود كه طي چهل و پنج سال گذشته سفر به فضا تنها در انحصار شوروي سابق ( و روسيه)، آمريكا و به تازگي چين بوده است.

تاكنون بيش از 440 نفر طي نزديك به 1000 ماموريت فضايي از مرزهاي فضا عبور كرده‌اند كه نزديك به 380 نفر آنها از اتباع آمريكا و شوروي سابق و بقيه از شهروندان چكسلواكي، آلمان شرقي ( سابق )، ژاپن، بلغارستان، افغانستان، برزيل، انگليس، كوبا، مجارستان، هند، مغولستان، لهستان، روماني، اسلواكي، آفريقاي جنوبي، اسپانيا ، سوئيس ، سوريه، بلژيك، اتريش، فرانسه، اسپانيا، سوئيس، آلمان، مكزيك، هلند، عربستان سعودي، رژيم اشغالگر قدس و مكزيك بوده‌اند كه توسط فضاپيماهاي آمريكايي و روسي امكان سفر به فضا را يافته‌اند.

انوشه انصاري كه در سال 1967 (1347) در تهران به دنيا آمده، در سال 1984 (1364) به همراه خانواده‌اش به آمريكا رفت. پس از به پايان رساندن دبيرستان در دانشگاه جرج ماسون در رشته برق و كامپيوتر به تحصيل پرداخت. انوشه انصاري سپس در دانشگاه جرج واشنگتن آموزش را ادامه داد و موفق به دريافت فوق ليسانس از اين دانشگاه شد.

در سال 1993 به همراه همسر و پسر عمويش « شركت فناوري تله كام » را بنيان گذارد. نام وي به عنوان يكي از زنان موفق به ثبت رسيده است.

انوشه از دوران نوجواني به فضانوردي علاقمند بود و همين علاقه باعث شد در سال 2004 براي نخستين پرواز فضايي غير دولتي جايزه‌اي 10 ميليون دلاري تعيين كند كه با نام «جايزه انصاري ايكس» معروف شد و به موسسه‌اي تعلق گرفت كه در آمريكا توانست كيهان پيماي كوچك « اسپيس شيپ وان » را در همين سال به پرواز در آورد.

سيروس برزو، پژوهشگر كيهان‌نوردي مقيم روسيه و موسس و سردبير مجله «مرزهاي بي‌كران فضا» كه اخيرا كتابي از وي و مجموعه‌اي از آثار استاد فرشچيان با پيگيري او به ايستگاه فضايي بين‌المللي منتقل شده تا نخستين نمايشگاه هنري در فضا را تشكيل دهد، درباره روند سفر نخستين فضانورد ايراني كه در حال حاضر در روسيه به سر مي‌برد به خبرنگار «ايسنا» گفت: از آغاز سال 2006 شايعاتي در مورد پرواز خانم انصاري از طريق شركت «اسپيس ادونچرز» به فضا بر سر زبان ها افتاد كه از همان زمان به عنوان يك علاقمند به فضانوردي خبرهاي مربوطه را پيگيري مي كردم . در تماسي كه با الكساندر الكساندروف كيهان نورد سابق و يكي از مسئولان فعلي پرواز هاي سرنشين‌دار داشتم مشخص شد كه وي اينك در مسكو به سر مي برد و مراحل اوليه كار را مي گذراند.

برزو خاطرنشان كرد: آموزش وي از هفته گذشته به عنوان عضو احتياط ناو سايوز تي ام آ-9 در موسسه فضايي انرگيا با آشنايي با ناو كيهاني سايوز آغاز شده و به همراه « دايسوكه انوموتو» - ژاپني داوطلب سفر به فضا - آموزش مي بيند.

«دايسوكه انوموتو» قرار است 24 شهريور ماه به همراه مايكل لوپز آلگريا و ميخاييل تورين ( دو نفر اخير چهاردهمين گروه مستقر در ايستگاه فضايي بين المللي) به فضا پرتاب شود.

طبق برنامه پرواز انوشه انصاري در فروردين1386 انجام خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:52  توسط وحید قرایی  | 

گزارش

گزارش زیر تلاشی برای رسیدن به این پاسخ است که چرا علی رغم اینکه ایرانیان منابع سرشار طبیعی در کشور دارند اما در رسیدن به توسعه پایدار با اختلال مواجه شده اند.

یک اقتصاددان و 2 جامعه شناس به این سوال ما پاسخ دادند و قاعدتا 3 دیدگاه مختلف در این زمینه ارائه شده است ضمن اینکه دکتر سیامک زند رضوی که فرصت یک مصاحبه مجزا با ایشان پیش نیامد  کمک شایانی به نوشتن این گزارش نمودند...

 

با وجود داشتن منابع غنی از رسیدن به توسعه ناتوانیم

پارامترهای گمشده

                       

 

وحید قرایی/سیما کارآموزیان

در سال های اخیر همواره نکته ای از سوی مسؤولان کشور عنوان می شود که البته نه تاریخ مصرف سیاسی داشته و نه هیچگاه نتیجه قابل توجهی از این اظهارات گرفته شده است. مسؤولان کشور درمقاطع مختلف به وجودمنابع غنی اقتصادی در ایران اشاره کرده اند اما در پی آن بر لزوم ارائه ساز وکار جهت بهره برداری مناسب از این منابع  تاکید کرده اند و اغلب اذعان داشته اند که از این منابع به خوبی بهره برداری نمی شود و بایستی راه کارهای بهتری برای بهره وری بیشتر اقتصادی از این منابع تبیین شود.

اما سئوال این جاست که چرا وجود این منابع اقتصادی به توسعه پایدار در کشور منتهی نشده است و با وجودی که احساس زندگی درکشوری ثروتمند در همه ایرانیان وجود دارد اما در نهایت بخش بزرگی از جامعه از این که در بهره برداری از ثروت های طبیعی ناتوانیم گلایه دارند و می خواهند بدانند چرا کشور به توسعه یافتگی مطلوب نمی رسد.

نگاهی به بسیاری از کشورهای توسعه یافته نشان می دهد آن ها نه به واسطه منابع غنی که بر پایه شناخت متدهای نوین مدیریتی و اقتصادی و با بهره گیری از روش های علمی توانسته اند بیش از کشورهای صاحب منابع طبیعی به توسعه پایدار نزدیک شوند و د ر این زمینه جایگاه خود را تثبیت نمایند.

در این میان باید دید که ایرانی ها به چه دلیل در بحث توسعه پایدار و رشد مناسب اقتصادی نتوانسته اند متناسب با منابع غنی خود حرکت نمایند؟

لزوم دانش افزایی

یک استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه کرمان معتقد است:«بحث منابع اقتصادی و طبیعی در ادبیات اقتصادی دنیا سابقه ای طولانی و روشن دارد.»

دکتر علیرضا شکیبایی می افزاید:«در 100 سال قبل وقتی صحبت از منابع و رشد اقتصادی می کردیم آن منابعی مورد توجه ما قرار می گرفت که طبیعت در اختیار ما می گذاشت. البته بعد از انقلاب صنعتی عوامل دیگری همچون مواد اولیه و مواد معدنی نیز به مجموعه عناصر مهم در رشد اقتصادی اضافه شدند و در واقع تا 40 تا 50 سال پیش به این طرف برخی کشورها توانستند علی رغم وجود منابع طبیعی کم، رشد اقتصادی خوبی داشته باشند و این توجه اقتصاددان ها را به خود جلب کرد و بحث هایی به نام رشد درون سیستمی مطرح شد و این نکته که باید روی عوامل درونی دور نزدیک سیستم تمرکز کرد نه عوامل فیزیکی.»

دکتر شکیبایی تصریح می کند:«در نهایت نتیجه بیشتر مطالعات به این سمت رفت که کمیت و دانش نیروی انسانی می تواند عامل بسیار مهمی در کنار عواملی چون سرمایه، انرژی و منابع طبیعی باشد.»

او یادآور می شود:«کشور ما از حیث منابع طبیعی و مواد اولیه مشکلی ندارد، اما آنچه که امروز میان ما و کشورهای توسعه یافته فاصله انداخته است پایین بودن سهم دانش در فعالیت های اقتصادی ما اعم از تولیدی و خدماتی است.»

دکتر شکیبایی خاطرنشان می کند:«امروزه به لحاظ اقتصادی محصولی مورد توجه قرار می گیرد که خلق ارزش افزوده را در خود جا داده باشد.»

او در مثالی می گوید:«امروز هر تن خرمای درجه یک کرمان در بازار جهانی 250 دلار معامله میشود در حالیکه هر تن خرمای امارات  3500دلار به فروش می رسد و این تفاوت قیمت در دانشی است دراین محصول نهفته است و خلق ارزش افزوده رابه همراه دارد.»

این استاد دانشگاه با اشاره به عدم استفاده بهینه ازمنابع طبیعی، علی رغم داشتن نیروی کار فراوان و انرژی ارزان می گوید:«کشور ما تا حدی از دانش محوری دور شده است در حالی که یکی از اهداف اساسی برنامه چهارم توسعه، توسعه بر مبنای دانایی محوری است.»

او تصریح می کند:«معنای دانایی محوری زیاد کردن دانشگاه ها نیست بلکه به این معنی است که از نیروی متخصص و فارغ التحصیل که اتفاقا بی کار هم هست استفاده بهینه بکنیم و در واقع باید به سمتی حرکت کنیم که دیگر عامل سرمایه نقش اساسی را نداشته باشد. باید بدانیم که دیگر دوران محوریت عامل سرمایه به پایان رسیده و کارهای اقتصادی باید بر مبنای دانایی و دانش محوری انجام شود.»

وی با اشاره به قدیمی بودن روش های تامین مالی در کشورمان می گوید: «بسیاری از روشهای جدید مثل فروش اوراق مشارکت خصوصی، سهام و ...در کشور ما رایج نشده و تمام راه ها به بانک ها ختم می شوند و متاسفانه اغلب فعالان اقتصادی نیز از سیستم بانکی ناراضی هستند.»

دکتر شکیبایی در بحثی بومی تر در مورد استان کرمان نیز می گوید: «استان کرمان بهشت معادن ایران محسوب می شود و برای هر گونه فعالیت اقتصادی آمادگی دارد اما از طرف دیگر جزو استانهای محروم کشور محسوب می شود و این دقیقا به دلیل درست نبودن نوع نگاه به مقوله اقتصاد است ومتاسفانه به نظر می رسد این نگاه  درست حتی درچشم انداز آینده نیز وجود ندارد.»

او راهکار حل مشکل در استان کرمان را توجه به پتانسیل نیروی انسانی با دانش در استان می داند و با اشاره به وجود 50 هزار دانشجو در سطح استان می گوید:«با وجود برخورداری استان از نیروی متخصص، مسئولین به این پتانسیل به عنوان یک ثروت نگاه نمی کنند که اگر چنین می بود قطعا در استان شاهد تحول چشم گیری بودیم.»

دکتر شکیبایی به نکته دیگری نیز اشاره می کند که «استان کرمان برای موفقیت باید به توانایی های خودش متکی باشد» و می افزاید:« این تفکر از قدیم در استان وجود داشته که همیشه برای پیشرفت کارها نیرو وارد استان شود در حالیکه توجه به نیروهای توانمند و متخصص بومی بهترین راه کار برای رشد منطقه است.»

 

مشارکت مردم نباشد از توسعه خبری نیست

 

اما این مسأله از دیدگاه دیگری نیز قابل توجه و بررسی است. محمد رضا پور رحیم کارشناس ارشد علوم اجتماعی یاد آوری می کند :« اکثریت قریب به اتفاق اندیشمندان اجتماعی زمانی که از مشارکت سخن گفته اند آن را در ارتباط مستقیم با توسعه (Devebpment) بررسی کرده اند.»

وی که به لزوم مشارکت شهروندان در تسریع فرآیند توسعه معتقد است در ادامه تصریح می کند:« تا قبل از دهه 70 هدف توسعه بیشتر بالا بردن رشد فناوری و اقتصادی بود اما بعد ها پذیرفته اند که توسعه فقط رشد نیست و صرفا شامل سرمایه گذاری های کلان نمی شود بلکه این مهم جز از طریق شرکت دادن مردم در امور صورت نمی گیرد.»

این جامعه شناس در این مورد می افزاید:« بعد از دهه 80 که توسعه مفهومی گسترده تر پیدا کرده است، مشارکت نیز از اهمیتی بیشتر برخوردار شده تا جایی که برخی صاحبنظران توسعه را مترادف مشارکت می دانند.»

پور رحیم همچنین عنوان می کند:« در مدلهای جدید توسعه بر مشارکت مردم تاکید فراوان شده است. به عبارت دیگر تصور توسعه بدون مشارکت تقریبا برای همگان محال است و توجه به تشکلها و فعالیتهای مشارکتی مردم، راهبرد جدید توسعه است. با تغییر تعاریف توسعه توجه به عامل انسان، و فراهم آوردن فضای مناسب برای تحقق حقوق و آزادیهای انسانی، کیفیت زندگی توده های مردم بهبود می یابد و همپای رفع نیازهای ضروری مدام، توان تولید و بهره وری فردی و اجتماعی بالا می رود  و در دسترسی به خدمات عمومی و نهادهای تولید، فرصتهای کسب درآمد و حیثیت اجتماعی برابر نسبی حاصل می شود.»

وی با اشاره به این که توسعه اقتصادی جریانی است که طی آن وجهه نظرها و الگوهای عقلانی تولیدی و مصرفی جدید، جایگزین رفتارها و الگوهای تولیدی ومصرفی سنتی می شوند، خاطر نشان می کند:« با این روند ظرفیت تولید اقتصادی، در آمد مالی و سپس درآمدهای سرانه افزایش می یابد؛ همچنین از عوامل فنی و تکنولوژیک در استخراج و نظارت بر منابع مادی وطبیعی زندگی استفاده مؤثر و بهینه شود و در نهایت درتوزیع امکانات و تسهیلات، تعادل مناسبی حاصل می شود به نحوی که سطح نابرابری و فقر به میزان زیاد کاهش می یابد.»

او در پایان تاکید می کند:« پیمودن مسیر توسعه اقدامی نیست که بتوان آن را منحصرا برعهده یکی از نهادهای اجتماعی قرار داد، از این رو فرآیند توسعه بدون همکاری وهمیاری یکایک افراد جامعه و آمادگی فکری و فرهنگی آنان برای پذیرش شرایط گذر از مسیر توسعه امکان پذیر نیست»

 

چه قدر آماده ایم؟

 

«منابع داریم اما توانایی کافی برای استفاده از آن ها نداریم.»شاید این جمله را ایرانیان بارها با خود مرور کرده باشند اما برای دور شدن از این وضعیت تغییر دیگاهها نسبت به رشد اقتصادی و توسعه پایدار ضروری می نماید. با دیدگاههای سنتی نسبت به چنین تحولاتی، امکان برون رفت از وضعیت فعلی میسر نخواهد شد عقب نماندن از قافله توسعه یافتگی، آمادگی و دانش زیادی را می خواهد که دستیابی به آن تلاش زیادی از سوی شهروندان و دولتمردان می طلبد.

قاعدتاً رسیدن به این قابلیت می تواند به تناسب بیشتر منابع طبیعی و اقتصادی کشور با وضعیت توسعه یافتگی ایران منجر شود.

 

چرا ایران علیرغم در اختیار داشتن منابع زیاد، به توسعه واقعی دست نیافته است؟

 

دکتر سعیده گروسی/استاد جامعه شناسی دانشگاه کرمان

برای پاسخ به این سوال تا کنون کوشش های زیادی صورت گرفته است. برخی از محققان بر تاریخ شاهنشاهی ایران، برخی بر رابطه استعمار گونه با غرب، برخی بر ورود اعراب، مغولها و برخی بر جنگهای مداوم تأکید کرده اند. از سوی دیگر برخی از محققان به روحیه ایرانی، نگرش ها و ارزش ها و ویژگی های شخصیتی ایرانیان اشاره می کنند.

از آنجا که توسعه یا عدم توسعه امری اجتماعی است  (social  faet) قطعاً تنها و تنها با یک علت خاص سروکار ندارد. در واقع تبیین توسعه نیافتگی نمی تواند تک علتی باشد، اما مسلماً در میان مجموعه علل برخی از علتها مشخص تر و مهم تر از بقیه هستند.

یکی از موانع عمده توسعه به معنای واقعی (نه رشد اقتصادی) فساد است. هر چند ممکن است در زنجیره علت ها، فساد خود معلول عوامل مختلف از جمله شرایط سیاسی یک جامعه باشد.

من ترجیح می دهم بحث علت توسعه نیافتگی را به ایران محدود نکنم. چرا که به نظر می رسد از بین حدود صدوچهل کشور کمتر توسعه یافته نزدیک به صد کشور توانایی اقتصادی بالقوه نسبتاً خوبی برای توسعه دارند اما متأسفانه هنوز به درجه توسعه یافتگی واقعی نرسیده اند. از این میان کشورهای عضو اپک که ثروتمندترین کشورهای درحال توسعه می باشند، هنوز در برخی از جنبه های توسعه یافتگی بامشکل جدی مواجهند.

 به هر حال کشورهای در حال توسعه کمابیش با برخی مشکلات مواجهند از جمله: سطح پائین زندگی و درآمد، توزیع ناعادلانه ثروت، سطح پائین بهروه وری، نرخ بالای رشد جمعیت وبار تکفل، رفاه اجتماعی نامناسب، نرخ بالای بی سوادی، رشد بیکاری وکم کاری، نرخ بالای تورم، نظام نامناسب آموزشی، نظام اداری ناکارآمد، فقدان دموکراسی سیاسی و اقتصادی، اقتصاد تک محصولی، فرار سرمایه ها، بدهی های کلان خارجی، وابستگی به تکنولوژی کشورهای توسعه یافته، آسیب پذیری در روابط بین المللی و .... مسلماً ایران هم  به عنوان یک کشور درحال توسعه کمابیش با برخی از مشخصه های فوق در ارتباط است. بنابراین دربرخی از علل توسعه نیافتگی با سایر کشورها مشترک است.

همچنان که اشاره شد فساد اگر چه خود معلول یک سری عوامل زمینه ای دیگر است اما خود می تواند به عنوان مانع توسعه عمل کند.

معمولاً در نتیجه فساد چیزی نقض می شود. این چیز ممکن است یک اصل، رویه یا شیوه اخلاقی یا قانونی یامقررات اداری باشد. هر چند تعاریف مختلف و زیادی از فساد ارایه شده است اما وجه مشترک تمام این تعاریف آن است که در محیط فاسد، حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهروندان نادیده گرفته می شود و یا حق مسلم فردیا گروهی به آسانی پایمال می گردد.

از بین صدو پنجاه مقام عالی رتبه جهانی از 60 کشور در حال توسعه، فساد به عنوان بزرگترین و دشوارترین مانع توسعه و رشد معرفی شده است.

نایب رئیس بانک جهانی در سال 1999 معتقد است فساد اداری جامعه را به جنگلی تبدیل می کند که صاحبان سرمایه و  قدرت با تشکیلات سازمان یافته خود بر آن مسلط می شوند. فساد اداری شبکه توزیع درآمدها را درجامعه به هم می ریزد و فاصله فقیر و غنی را تشدید می کند. هزینه های معاملات دولتی را افزایش و درآمد دولت راکاهش ودر نتیجه میانگین رشد اقتصادی را تنزل می دهد.

عوارض و پیوند های فساد برای چنین کشورهایی بسیار متعدد و متنوع است، اما دراینجا می توان به چند نمونه از آن اشاره کرد:

_فساد با مخدوش کردن سیاستهای دولت برای تأمین منافع اکثریت همراه با اتلاف منابع محدود اقتصادی، هزینه های گزافی به جامعه تحمیل می کند.

-فساد به تضعیف انگیزه افراد و در نتیجه زیان اجتماعی منجر می شود.

از طریق تضعیف نهادهای موجود باعث زیان های سیاسی می شود.

باتوزیع ناعادلانه منابع موجب زیانهای اقتصادی می شود.

-فساد باکاهش امکان پیش بینی اقتصادی منجر به کاهش سیاستهای اقتصادی تشویقی- حمایتی شده و از توسعه پایدار جلوگیری می کند.

-فساد می تواند مشروعیت اخلاقی دولت را کاهش داده و سطح اعتماد عمومی را پائین بیاورد.

-فساد موجب ایجاد مونعدر تجارت، مانع رقابت و رشد اقتصادی شده و از این طریق به -فرار سرمایه های داخلی، مهاجرت نیروی خبره و کارآمد می شود.

-فساد باعث توزیع ناعادلانه درآمدها و گسترش فاصله طبقاتی می شود

-فساد سطح وکیفیت خدمات عمومی همچون آموزش و بهداشت را پائین می آورد.

-فساد درآمدهای مالیاتی دولت را کاهش می دهد و توانایی کشور برای افزایش درآمدها را ضعیف می کند.

-فساد سبب انتقال استعدادها و منابع از فعالیت های مولد رسمی سمت فعالیتهای دلالی، رانت جویی و اقتصادی زیر زمینی می شود.

به هر حال درچنین شرایطی اکثر کشورهای درحال توسعه متوجه شده اند که قاطع ترین راه برای برداشتن موانع توسعه مبارزه جدی وهمه جانبه با فساد و انجام معاملات سیاسی واقتصادی است.

مسلماً چنین هدفی، عزم ملی و برنامه مدون و منظمی می طلبد. در این محدوده قاعدتا نمی توان به عواقب چنین برنامه هایی اشاره کرد اما امیدوارم در آینده بیشتر بتوان به این مبحث پرداخت.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:24  توسط وحید قرایی  | 

رئیس مرکز مطالعات زنان دانشگاه کرمان :

دیدگاه رایج جامعه، توانایی های زنان را نادیده می گیرد

یک استاد جامه شناسی دانشگاه کرمان گفت: از توانایی زنان به نحو مطلوب در جامعه استفاده نمی شود و حضور آنها در سطوح بالای مدیریتی و اجرایی کم رنگ است .

 دکتر سعیده گروسی در گفتگو ییافزود : برخی از خانم ها توانایی آن را دارند که در سطوح بالای مدیریتی به فعالیت بپردازند اما متاسفانه دیدگاه رایج این است که این توانایی را نا دیده می گیرند .

 وی تصریح کرد : برای برخی از خانم ها نیز این باور بوجود آمده است که نمی توانند حد خاصی بیشتر پیشرفت کنند اما خوشبختانه چنین نگرش هایی در حال تغییر است .

 گروسی با اشاره به افزایش تعداد دانشجویان دختر در دانشگاهها گفت : این وضعیت می تواند سبب تغییر در برخی دیدگاهها نسبت به فعالیت خانم ها شود و حتی روی مسائلی نظیر ازدواج و اشتغال آنها اثرات زیادی بگذارند ضمن اینکه حضور بیشتر خانم ها در عرصه فعالیت های اجتماعی باعث می شود توانایی هایشان بیشتر شناخته شوند .

 رئیس مرکز مطالعات زنان دانشگاه کرمان در ادامه در مورد فعالیتهای این مرکز گفت : از سال 84 مرکز مطالعات زنان در دانشگاه کرمان راه اندازی شد که فعالیت اصلی ما تحقیقات و پژوهش در مورد مسائل مختلف زنان با رویکرد بومی است و یک سری طرحهای تحقیقاتی داریم که با همکاری معاونت پژوهشی دانشگاه، کمیسیون امور بانوان استان کرمان در پیگیری و اجرایی آنها هستند .

این استاد دانشگاه همچنین گفت : مرکز مطالعاتی زنان بودجه مستقلی ندارد و در واقع با کمک و همکاری مسئولان دانشگاه به فعالیت خود ادامه می دهد که امیدواریم این مرکز بتواند به صورت مستقل به ر سمیت شناخته شود و صاحب بودجه شود .

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 2:10  توسط وحید قرایی  | 

 کارکنان بیمارستان راضیه فیروز همچنان در بلا تکلیفی

کارکنان سابق بیمارستان راضیه فیروز کرمان از این که به وضعیت شغلی و حقوقی آنها رسیدگی نمی شود ناراضی هستند .

 چندی پیش بیمارستان راضیه فیروز کرمان که مدتی بود تعطیل شده بود با مدیریت جدید افتتاح شد .

 خیلی ها می گویند این بیمارستان با امکانات و کادر مجرب تر نسبت به بیمارستان قبلی راضیه فیروز شروع به کار کرده و می تواند حتی به پیشرفت پزشکی استان کرمان نیز کمک کند .

 اما در این میان کارکنان سابق بیمارستان از جمله کسانی هستند که معتقدند از جانب مدیریت جدید بیمارستان در حق آنها اجحاف شده است .

تعدادی از انها در گفتگو با ایسنا منطقه کویر گفتند : از اسفند ماه 83 هیچ گونه حقوقی را دریافت نکرده ایم و حتی نشست ها و جلسات مکرری هم که با استانداری داشته ایم به هیچ نتیجه ای نرسیدیم .

 و با وجود این که مسئولین بیمارستان اعلام کردند که با 110 پرسنل قبلی مشغول به کار می باشند اما در عمل این گونه نیست و فقط 5 نفر از پرسنل قبلی در بیمارستان راضیه فیروز مشغول به کار می باشند که انها نیز به استخدام رسمی بیماریستان در نیامدئه اند .

 یکی از انها گفت : از حقوق و مزایا حتی حق بیمه هم خبری نیست و به اداره کار و امور اجتماعی هم که مراجعه می کنیم با جوابهای سر بالا نسبت به این موضوع مواجه می شویم .

 وی اظهار داشت : افرادی که معتقدند بیمارستان جدید راضیه فیروز نیاز به کادر تحصیل کرده و مجرب دارد باید بدانند که نیمی از افراد اخراج شده دارای تحصیلات بالایی دانشگاهی بوده اند و این اظهار نظر نشان از نفوذ بعضی افراد غیر آگاه نسبت به مسائل بیمارستان در تصمیم گیری های مدیران دارد .

 گفتنی است چندی پیش کاربخش دبیر اجرایی خانه کارگر اعلام کرده بود که 80 درصد امور مربوط به کارکنان بیمارستان انجام نشده است و آنها همچنان بلا تکلیف مانده اند .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 2:0  توسط وحید قرایی  | 

یک استاد جامعه شناسی دانشگاه کرمان:

حضور خانواده ها در استادیم ورزشی ، اوباشگری چند مرد نا بهنجار را نیز کنترل می کند

احمد احمدی نژاد-پیرامون بحث فرهنگ سازی در استادیوم های ورزشی برای حضور خانمها و بررسی آن به لحاظ اجتماعی با دکتر سیامک زند رضوی یکی از استادان جامعه شناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان به بحث و گفتگو نشستیم .

وی در این گفتگو اظهار داشت : « پرداختن به موضوعاتی چون فرهنگ سازی از آن گونه مسائلی است که چندین سال دیگر نیز اجرایی نمی شود چرا که این بحث موضوعیت ندارد ، متاسفانه در کشور ما  نه تنها از ورزشگاهها و محیط های سالم ورزشی بعنوان ابزار مثبت کنترل ناهنجاری های اجتماعی استفاده نمی شود ، بلکه استادیوم های ما در حال حاضر تبدیل به یکی از موجه ترین مراکز آموزش درسهای غیر اخلاقی تبدیل شده و در تمام طول این سالها با مخالفت بحث حضور خانواده ها در

اماکن ورزشی و به بهانه آنکه بستر سازی فرهنگی مناسب در این زمینه فراهم

نشده است ، به هنجار شکنان اجازه خود نمایی بیشتری داده ایم و متاسفانه با شرایط کنونی این روند ادامه نیز خواهند داشت . »

دکتر زند رضوی در این خصوص توضیحات بیشتری داد و گفت : « در ظاهر برای این مقوله که فرهنگ به چه شکل بوجود می آید تعریف خاصی وجود ندارد، به معنای دیگر شما با این بحث ناهنجاری های سبک زندگی رابا قوانین موضوعه کشور ارتباط داده اید که این تلفیق در هیچ کجای دنبا دیده نمی شود ، به طور مثال در کشور فرانسه و به محض اینکه دولت در خصوص حجاب وارد سبک زندگی شد ،  این قانون نیز زیر پا گذاشته شد . »

 وی با اشاره به این مطلب که مشکل در قوانین است و در غیر اینصورت افراد خود الگو های متناسب با جهان بینی و ارزشهای خود رابه وجود آورده و از آن پیروی میکنند ، اظهار داشت : « هر کس می تواند یک الگو را برای خود بسازد که پیوند دادن این الگو ها با قوانین نیز می تواند ناهنجاری های جامعه را کنترل کند و قانون عملاً نباید به سمت و سوی الگو سازی برای افراد باشد .»

این جامعه شناس تصریح کرد : « از آنجایی که اصل اول زندگی اجتماعی بر اساس پایبندی به قانون است ،اگر افراد خود مجری قانون باشند ، با تعاملات اجتماعی و پذیرش قانون  توام با آزادی پیشرفت حاصل خواهد شد . »

***

 به نظر می رسد واژه "عدم فرهنگ سازی" مانع از حضور بانوان به عنوان تماشاچی در استادیوم ها خواهد شد تا به جای بستر سازی مناسب که فقط در حرف دیده می شود و نه در عمل و با حذف زنان ، تماشاگر نما ها با پرتاب سنگ و ترقه و شعار های غیر اخلاقی فرصت در اختیار گرفتن تمام فضای ورزشگاهها را خواهند داشت .

***

دکتر زند رضوی در مورد بحث روز  محافل ورزشی مبنی بر حضور بانوان در استادیوم ها نظرات جالبی داشت .

این جامعه شناس معتقد است : « زنان فرهنگ را با خود به استادیوم می آورند ، تعداد بسیار کم تماشاگر نماها نمی توانند و نباید دلیلی بر محروم کردن نیمی از جمعیت کشور از حقوق خود باشد و ایجاد اینگونه تفکیک ها کاملاً غیر منطقی است ، این از حقوق خانواده است که بتوانند از مکان ورزشی بعنوان تماشاگر استفاده کنند .»

وی با بیان این مطلب که در فرهنگ ما این باور و عقیده که در حضور بانوان حرمت های نگه داشته میشود ، وجود دارد گفت : « حضور خانواده ها ، اوباشگری چند مرد نا هنجار را نیز کنترل می کند و می تواند نقش موثری در تلطیف جو حاکم بر استادیوم ها داشته باشند ، وقتی که افراد ببینند دوستان و آشنایان خودشان هم در سمت دیگر استادیوم حاضر هستند ، با رعایت اصول و اخلاق مناسب نسبت به هر اتفاقی در ورزشگاه واکنش نشان نداده و در نتیجه خانواده ها می توانند در کمال آرامش از تماشای نزدیک بازی فوتبال لذت ببرند »

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:58  توسط وحید قرایی  | 

با کمی شرح!

عکس:وحید قرایی

به هر حال از کرامات روزنامه طلوع اینه که می تونن "وحید قرایی" رو "سید وحید قرایی زاده" بنویسن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:0  توسط وحید قرایی  | 

کامنت مدیر کل بورس منطقه ای کرمان در کرمان خبر:

برای آشنایی با بورس می توانید به دفتر کارم مراجعه نمایید

مدیر بورس منطقه ای کرمان در کامنتی به علاقمندان به مباحث مربوط بورس اعلام کرد برای آشنایی با مباحث مربوط به بازار سرمایه می توانند به دفتر کار وی واقع در بورس منطقه ای کرمان (بانک صادرات برج)مراجعه نمایند.

دکتر محمد شریفی اخیرا به این سمت منصوب شده است. متن کامنت دکتر شریفی:

دوستانی که مایلند اطلاعاتی در مورد بورس و نحوه فعالیت در بازار سهام داشته باشند می توانند به دفتر اینجانب در ساختمان بورس مراجعه نمایند.
شریفی مدیر بورس کرمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:33  توسط وحید قرایی  | 

گزارش تصویری از وضعیت نامناسب مسیر ورودی دانشگاه پیام نور کرمان

 

 

عکس: وحید قرایی

عکس:وحید قرایی

عکس:وحید قرایی

مدت زیادی است که دانشجویان دانشگاه پیام نور کرمان به خاطر وضعیت نامناسب مقابل دانشگاهشان ناراحتند...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:21  توسط وحید قرایی  | 

              درب ورزشگاه های کرمان پس از انقلاب هم بر روی بانوان باز بود

سعید قرایی

با ارسال نامه محمود احمدی نژاد به سازمان تربیت بدنی مبنی بر باز شدن در استادیوم های ورزشی بر روی بانوان ، مهمترین گام  پس از انقلاب اسلامی برای راه یابی تماشاگران زن به سکوی ورزشگاه ها برداشته شد .

 

این اتفاق به صورت محدود در گذشته نیز رخ داده بود و در بازی های والیبال جام ملت های آسیا که در سال 1377در تهران برگزار شد ، بانوان از نزدیک این بازی ها را تماشا کردند. همچنین در بازی های مقدماتی جام جهانی فوتبال در سال 1384 نیز تعدادی از بانوان برای برای اولین بار پس از انقلاب دیدار تیم های ایران و کره شمالی را از روی سکوی تماشاگران ورزشگاه آزادی تماشا کردند .

 

اما از اواسط دهه هفتاد تا اواخرین این دهه ، در استادیم سلیمی کیا کرمان اتفاقی رخ می داد که تعجب تیم های میهمان را موجب می شد و آن اختصاص یک جایگاه ویژه با گنجایش 50 نفر در ضلع شرقی ورزشگاه به بانوان بود که عمدتا توسط خانواده فوتبالیست ها پر می شد .

 

ورود بانوان به ورزشگاه سلیمی کیا کرمان از سال 75 که مس با هدایت منصور نظریه در لیگ دو بازی می کرد باب شد، تا دیدار جنجالی صنعت مس کرمان و صبا باطری در دیماه سال .80 پس از این بازی بود که تماشاگران کرمانی از دیدن بازی های مس محروم شدند و بازی های تیم مس از کرمان به زرند منتقل شد و سلیمی کیا برای بازسازی مجدد تخریب شد تا راه ورود بانوان کرمانی به استادیوم های فوتبال بسته شود .

 

محمد ترشیزی هافبک سابق تیم مس از بازیکنانی بود که در مقابل بانوان پا به توپ شده بود، پیرامون این مسئله گفت : در آن سالها که بانوان به ورزشگاه می آمدند به یاد دارم جو استادیوم کرمان بسیار مناسب بود . چرا که تماشاگران زمانی که می دیدند بانوان و خانواده فوتبالیست ها در ورزشگاه حاضرند ، خود را بیشتر کنترل می کردند و از اهانت به بازیکنان حریف و داور خود داری می کردند حتی زمانیکه عده ای بنا به دلایلی برافروخته می شدند و درصدد به کارگیری الفاظ رکیک بر می آمدند با دستور لیدرهای تماشاگران و حتی بازیکنان سریعاً ساکت می شدند .اما اکنون که بانوان در وزشگاه های کرمان نیستند جو این استادیوم ها نسبت به آن سالها بسیار بی کیفیت تر شده است و من شاهد هستم الفاظی توسط تماشاگران به کار گرفته می شود که آن زمان استفاده نمی شد .

 

اما بانوان در کرمان هنوز درب سالن شهید تجلی که بازی های تیم هندبال شهرداری در لیگ برتر در آنجا برگزار می شود را بر روی خود باز می بیند .

 

یک هندبالیست تیم شهرداری پیرامون این مسئله این طور نظر می دهد : در سالن تجلی که بانوان حاضر هستند هیچگاه الفاظ رکیک توسط تماشاگران سر داده نمی شود و این در شرایطی است که ما هر زمان به سالنی رفته ایم که فقط مردان اجازه ورود به آن را داشته اند با بدترین اهانت ها خطاب شده ایم !

 

یا همه این تفاسیر اگر سازمان تربیت بدنی اجازه ورود بانوان به ورزشگاه ها را بدهد آیا استادیوم های کرمان قابلیت اجرای این طرح را دارند ؟

 

محمد مشرفی معاون فنی اداره تربیت بدنی کرمان در پاسخ به این سوال گفت : اکنون که کار راه اندازی استادیوم های امام علی و سلیمی کیا کرمان آخرین مراحل خود را طی می کند ، اگر بخش نامه اجازه ورود خانم ها به ورزشگاه ها به ما ابلاغ شود ما می توانیم جایگاه ویژه ای را به آن ها اختصاص دهیم و درب خروجی آن ها را به شکلی خاص فراهم آوریم .ما پس از بحث های مطرح شده ، این طرح را در ذهن داریم و آماده ایم ، که با اعلام سازمان تربیت بدنی اقدام کنیم .

 

مشرفی افزود : فرهنگ مردم کرمان در حد بسیار مطلوبیست و از آنجا که ما در گذشته نیز تجربه حضور بانوان و آقایان در ورزشگاه را با یکدیگر داشته ایم گمان نمی کنم با اجرای این طرح مشکلی برای بانوان به وجود آید .از آنجا که سیاست های سازمان تربیت بدنی بر روی انسجام ملی قرار گرفته است امیدواریم تصمیم مناسبی در این زمینه اتخاذ شود .

 

در همین زمینه فتوای برخی از مراجع تقلید مبنی بر حرام بودن ورود بانوان به ورزشگاه های تردید های بسیاری را بوجود آورده است .

 

نصرالله گنجعلی خانی رئیس هیات فوتبال کرمان در این باره اظهار داشت : بحث باز شدن در ورزشگاه ها بر روی بانوان در دو بعد اجتماعی و شرعی قابل بحث است .از بعد اجتماعی با کارشناسی های صورت گرفته مخالفتی با این امر نشده است اما باید از لحاظ شرعی نیز این مسئله بررسی گردد تا خدایی نا کرده کار خلاف شرع صورت نگیرد .گنجعلی خانی افزود : ما آمادگی کامل برای اجرای هر دستوری که به ما ابلاغ شود را داریم .

 

 راه اندازی تیم فوتبال بانوان ایران و اعزام این تیم به مسابقات برون مرزی از اتفاقات بسیار جالب توجه ورزشی در سال گذشته بود که با موفقیت کامل اجرا شد به نحوی که به اذعان بسیاری از کارشناسان ، تیم ملی فوتبال بانوان جمهوری اسلامی ایران پس از 25 سال شکل منسجمی به خود می گیرد .

 

دنیا هنری هافبک کرمانی این تیم پیرامون ورود بانوان به ورزشگاهها گفت : زمانی که بحث تشکیل تیم فوتبال زنان نیز در مراحل ابتدایی بود ، بسیاری با آن به مخالفت پرداختند و با دلایلی مبنی بر اینکه این تیم برای زنان ایرانی مشکل ساز خواهد شد با تشکیل آن موافق نبودند اما زمانی که این تیم شکل گرفت همه موفقیت اجرای این طرح را دیدند. درست مشابه آنچه که در برنامه ورود بانوان به ورزشگاه شاهد هستیم .

 

هنری افزود : اکنون بستر سازی مناسبی صورت گرفته است تا محرومیت بانوان از ورود به ورزشگاهها خاتمه یابد چرا که مطئمئن هستم آقایانی که در ورزشگاه زنان را می بینند ، برای جلوگیری از محرومیت مجدد آن ها کنترل بیشتری بر روی خود اعمال می کنند ! و این عاملی می شود که هم جو ورزشگاههای ما مناسب تر شود و هم زنان ایرانی به حق خود برسند . البته اجرای این طرح در تیم فوتبال بانوان نیز بی تاثیر نخواهد بود و موجب خواهد شد این تیم خیلی سریعتر به هدف های مورد نظر دست پیدا کند .

 

بحث نشستن یا عدم نشستن بانوان بر روی سکوی ورزشگاههای کشور عقاید مختلفی رابه دنبال داشته است . اما آنچه مسلم به نظر می رسد بر روی بحث اجتماعی این طرح یک وفاق ملی در کشور به وجود آمده است که می تواند بستر مناسبی را برای اجرای موفق این طرح فراهم آورد . هر چند که از لحاظ شرعی تردید های وجود دارد که گمان می رود همچنان سد راه بانوان در ورد به ورزشگاه باشد . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:42  توسط وحید قرایی  | 

در جهت افزایش مشارکت شهروندان در حل مشکلات ترافیکی

 باشگاه ترافیک در کرمان راه اندازی شد

برای استفاده مسئولین از طرح ها و نظرات شهروندان ، باشگاه ترافیک در کرمان راه اندازی شد .

 مهندس مسعود جمیلی کارشناس ترافیک شهرداری کرمان در حاشیه نمایشگاه ترافیک در خصوص ضرورت تشکیل این باشگاه  گفت : به منظور مشارکت دادن شهروندان کرمانی در حل مسائل ترافیک شهری باشگاه ترافیک کرمان راه اندازی شده امهندس جمیلیست .

 وی تصریح کرد : گاهی افراد نظرات سو دمندی دارند اما جایی برای طرح این نظرات ندارند این باشگاه زمینه طرح و اجرای آنها را فراهم کرده است . همچنین طرح کنترل نا محسوس ترافیک توسط اعضای این باشگاه و با همکاری راهنمایی و رانندگی کرمان اجرا خواهد شد .

 مهندس جمیلی یادآور شد : آموزش پلیس مدارس برای ایمنی دانش آموزان در رفت و آمد ها و فرهنگ سازی در مورد مسائل ترافیکی از جمله دیگر برنامه های باشگاه ترافیک است .

 او در پایان گفت : شهروندان کرمانی را به عضویت در این باشگاه و مشخص نمودن نحوه تعامل با آن دعوت نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 21:22  توسط وحید قرایی  | 

یک پزشک کرمانی:

استفاده از قرص های لاغری بدون مجوز پزشک توصیه نمی شود

استفاده از قرصهای لاغری بدون مجوز پزشک متخصص، عوارض عصبی، قلبی و گوارشی نامطلوبی را به همراه خواهد داشت.

دکتر شهرام عامری مجد در گفتگو با ایسنا منطقه کویر در خصوص استفاده از دارو ها و قرصهای لاغری با بیان این مطلب افزود:استفاده از این نوع قرصها بدون مجوز پزشک متخصص توصیه نمی شود .

وی گفت: به طور کلی تاثیرات این نوع قرصها بر بدن به صورت موقت می باشد و بعد از گذشت مدتی نه چندان طولانی علاه بر برگشت وضعیت جسمانی به حالت قبلی ، باعث بروز عوارض جانبی دیگر نیز می شود .

دکتر عامری مجد در ادامه افزود: استفاده از قرصهای لاغری در کنار عوارض عصبی که باعث ایجاد اضطراب ، بی قراری ، اختلال در خواب و بی اشتهایی می شود ، اختلالات گوارشی و ایجاد سوء هاضمه را نیز به دنبال دارد و با توجه به شرایط جسمانی افراد در اغلب موارد استفاده از قرصهای لاغری ناراحتی های مختلف قلبی را نیز به همراه خواهد داشت .

 این پزشک همچنین تصریح کرد : در صورتی که استفاده از این قرصها به همراه رژیم غذایی توصیه شده از طرف پزشک و رژیم ورزشی مناسب باشد می تواند موثر و بدون عارضه باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 21:17  توسط وحید قرایی  | 

بازدید خبرنگاران از مرکز شماره 3 آتش نشانی کرمان

کار آتش نشانان فقط خاموش کردن آتش نیست

روزانه بطور متوسط 1200 تلفن به مرکز مدیریت آتش نشانی کرمان می شود که تنها حدود 4 مورد آن صحت دارد

عکس:وحید قرایی

سیما کارآموزیان-امروز تعدادی از خبرنگاران کرمانی به دعوت خانه مطبوعات استان کرمان در مرکز شماره 3 آتش نشانی کرمان حاضر شدند تا با نحوه فعالیت آتش نشانهای این مرکز و تجهیزات آنها اشنا شوند .

مسول روابط عمومی آتش نشانی کرمان در جمع خبرنگاران گفت:  90درصد مردم مجموعه خدمات آتش نشانی را نمی شناسند و به همین دلیل نمی توانند از تمام این خدمات استفاده کنند .

ابراهیم بابایی افزود : تصور مردم این است که آتش نشانها فقط آتش خاموش می کند و از بسیاری از خدماتی که ماموران آتش نشانی در مواقع بحرانی می توانند انجام  دهند بی اطلاع هستند .

وی از برخی از رفتارهای مردمی نسبت به ماموران عملیات نیز گله مند بود و در این مورد گفت : خیلی وقتها ماشین های عملیاتی به خاطر رفتارهای نا مناسب برخی شهروندان بی جهت در خیابانها معطل می شوند .

وی اضافه کرد : روزانه بطور متوسط 1200 تلفن به مرکز مدیریت آتش نشانی کرمان می شود که تنها 4 مورد آن صحت دارد .

بابایی کل پرسنل آتش نشانی در کرمان را 96 نفر عنوان کرد و گفت : 60 درصد این افراد بیمه حوادث هستند و متاسفانه کارکنان پیمانی نمی توانند از مزایای بیمه استفاده کنند .

بابایی در خصوص کیفیت امکانات سازمان آتش نشانی گفت : از نظر امکانات با بسیاری از استانها فاصله داریم ، اما وضعیت نا مطلوبی هم نداریم می توانیم اذعان نماییم که با همین امکانات از پس حوادث شهر کرمان بر می آییم .

 مهندس مهرابی مسئول واحد آموزش این سازمان نیز اتش نشانی را یکی از سازمانهای مظلوم واقع شده برشمرد و تصریح کرد : وقتی نام آتش نشانی برده می شود همه تنها آتش را منجسم می کنند در حالی که ماموران آتش نشانی در شرایط پیچیده تری نیز کارایی دارند .

 وی وظایف سازمان را در سه بخش پیشگیری و آموزش ، اطفاء حریق و کارشناسی   تعریف کرد و آموزش شهروندان را از مهمترین وظایف واحد آموزش این سازمان برشمرد.

عکس:وحید قرایی

خودروی مجهز آتش نشانی که اخیرا به تجهیزات آتشنشانی کرمان افزوده شده

عکس:وحید قرایی

عکس:وحید قرایی

نمای کرمان از فراز پلکان برقی ماشین آتش نشانی

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 17:47  توسط وحید قرایی  | 

رستگاری با فشار/ مانا نیستانی

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 16:36  توسط وحید قرایی  | 

انتصاب مدیر جدید بورس منطقه ای کرمان

طی حکمی از سوی دکتر صالح آبادی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار کشور، دکتر "محمد شریفی" به سمت مدیر بورس منطقه ای کرمان منصوب شد.

دکتر محمد شریفی دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان می باشد.

وی صاحب مقالات و پژوهش هایی در زمینه های مختلف اقتصادی است و تاکنون سمت هایی چون مدیرکل بازرسی استان های کرمان و تهران و مشاور اقتصادی سازمان بازرسی و برخی نهادهای دولتی کشور را برعهده داشته است.

 پیش از وی "حامد سلطانی نژاد" این سمت را برعهده داشت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:21  توسط وحید قرایی  | 

جلسه مطبوعاتی معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری كرمان با خبرنگاران

حرکت بر مبنای فرهنگسازی

عکس:وحید قراییافزایش تعداد اتومبیل ها در شهر کرمان مشکلات و مسائل فرهنگی مربوط به رانندگی و وضعیت بسیاری از خیابان های کرمان باعث شده است این روزها شهروندان در ساعاتی از شبانه روز به سختی در خیابان های این شهر تردد کنند در حال حاضر بیش از یکصد هزار اتومبیل در شهر کرمان تردد می کنند که همین باعث شده است این احساس به وجود آید خیابان مرکزی کرمان دیگر گنجایش این تعداد اتومبیل را ندارند.

ایجاد معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری کرمان در راستای ساماندهی ترافیک شهر کرمان می تواند یک گام قابل توجه و مهم برای کار تخصصی در زمینه رفع مشکلات ترافیکی کرمان قلمداد شود. به لحاظ همین اهمیت بود که جلسه خبری مهندس انجم شعاع معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری کرمان با استقبال و پرسشهای متعدد خبرنگاران همراه شد...

معاون حمل ونقل و ترافيك شهردار كرمان گفت: اين شهر در گذشته متولي ترافيك نداشته و كارهاي مربوط به اين بخش به طور تخصصي انجام نشده است.

مهندس محمدحسين انجم در جلسه مطبوعاتی خود افزود:تشكيل معاونت حمل و نقل و ترافيك در شهرداري كرمان يكي از اصلاحات ساختاري بود كه براي بهبود اين وضعيت انجام شد.

وي تصریح کرد : ما در اين معاونت كار اجرايي انجام نمي‌دهيم بلكه به مطالعه و طراحي مي‌پردازيم و تا حدودي بر امور اجرايي نظارت مي‌كنيم. وي افزود : در زمان حاضر مطالعات طرح ساماندهي ترافيك شهر كرمان در حال انجام است و تا مهرماه امسال پايان مي‌يابد. معاون شهردار كرمان گفت : پس از تصويب اين طرح در مراجع ذيربط، مطالعات طرح جامع ترافيك شهر كرمان با در نظر گرفتن چشم انداز ۲۰ساله آغاز مي- شود.

وي اضافه كرد : مطالعات طرح سرويس همگاني و ساماندهي تاكسيراني نيز در دست انجام است.

انجم شعاع از اجراي طرح مطالعات مبدا و مقصد اتوبوس و تاكسي خبر داد و گفت: در اين طرح تمامي ايستگاهها و خطوط ارزشيابي و مكان يابي مي‌شوند. وي افزود: اگر مطالعات امكان سنجي قطار شهري در كرمان انجام شود پاسخ امکان سنجی منفي است و پيشنهاد ما براساس جمعيت اين شهر راه اندازی اتوبوس سريع السير است.

معاون حمل و نقل و ترافيك شهردار كرمان افزود: براي ساماندهي وضع موجود خيابانهاي اين شهر حداقل به ۱۰ميليارد ريال اعتبار نياز است.

وي با اشاره به وجود ۴۳نقطه حادثه خيز در شهر كرمان گفت: پارسال ۲۶ نقطه با تجهيزات ترافيكي، سرعت گير، نصب تابلو و يا اصلاح هندسي اصلاح شد.

وي از تشكيل ستاد معاينه فني خودرو در شهر كرمان خبر داد و افزود:مركز نيمه مكانيزه معاينه فني خوردو امسال در اين شهر راه اندازي مي‌شود.

انجم شعاع گفت: در اين مركز علاوه بر ظاهر خودرو، آلايندگي دود و زيربندي آنها نيز معاينه مي‌شود.

وي گفت : امسال اصلاح هندسي در بزرگراه جنوبي و شمالي شهر كرمان در دستور كار شهرداري كرمان قرار دارد.

وي نصب سه پل عابر پياده، نخستين پل عابر پياده برقي، انعقاد قرارداد احداث دو پاركينگ طبقاتي، گسترش طرح پاركبان، الزام تاكسي‌ها به نصب تابلوي سقفي و دادن كارت شناسايي به آنها را از ديگر برنامه‌هاي امسال شهرداري كرمان عنوان كرد.

معاون شهردار كرمان افزود: واگذاري زمين محل احداث پايانه مسافربري اين شهر از سازمان مسكن و شهرسازي به شهرداري در حال انجام است و براي ساخت آن با بخش خصوصي وارد مذاكره شده‌ايم.

وي نسبت به نبود جاده كمربندي در شهر كرمان انتقاد كرد و گفت: بسياري از تصادفات در اين شهر به دليل تردد وسايل نقليه سواري و سنگين عبوري در داخل شهر است.

وي همچنين از برگزاري نمايشگاه ترافيك در هفته آينده خبر داد و گفت: اين نمايشگاه نخستين بار در شهر كرمان برگزار مي‌شود.

انجم شعاع نمايش تجهيزات ترافيكي، نمايش ترافيكي و مسابقه نقاشي، كاريكاتور و روزنامه ديواري را از بخش‌هاي اين نمايشگاه ذكر كرد.

گفتنی است این مقام مسئول در پاسخ به سوالی در مورد ایجاد خطوط ویژه دوچرخه سواری برای کاهش آلودگی و بار ترافیکی شهر کرمان گفت:در معاونت شهرسازی کرمان مسیرهایی برای دوچرخه سواری شهروندان در حال طراحی است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:14  توسط وحید قرایی  | 

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه کرمان:

تبعیض بین دختران و پسران در دوران کودکی، دختران فریب خورده و پسران گول زننده را راهی جامعه می کند

 

دختران و پسران جوانی که بعد از دوره کودکی از هم تفکیک می شوند بعد از ورود به دانشگاه به دشواری می توانند رابطه دو انسان برابر و آزاد را ایفا کنند.

دکتر سیامک زندرضوی جامعه شناس عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان در خصوص علل و پیدایش اینگونه روابط گفت: هنگامی که فردی متولد می شود دارای خواهر و برادر است و از بدو تولد با هم تعامل دارند. در دوره ی کودکی تمایزهای جنسی به وجود می آید که جالب و مورد توجه است و باعث کنجکاوی کودک می شود و این کنجکاوی باعث افزایش دامنه ی این تعامل ها می شود. نکته مهم این است که سلامت جنسی آن ها چگونه شکل می گیرد و چگونه تنظیم می شود. اولین نکته به خانواده برمی گردد اینکه محیط خانواده چقدر برای تربیت فرزندان آمادگی دارد. در خانواده نقش ها باید مشخص و تعریف شده باشد به طوری که دختران احساس نکنند جنس دوم هستند بلکه احساس کنند که با پسران برابر هستند.

وی افزود: اگر انسان ها احساس بکنند که براساس غرایز جنسی شان دسته بندی می شوند و پیامد آن پاداش های متفاوتی وجود دارد یعنی دختران دارای منزلت کمتری می شوند، بذری کاشته می شود که در نوجوانی ممکن است محصول خوبی به بار نیاورد. اولین قدم در سلامت جنسی جوانان خانواده است . جامعه باید با اسناد، مدارک و کتب ترجمه شده والدین را به آموزش های پیش از دبستان برای فرزندانشان تشویق کنند. عموما در مهد کودک ها مربیان توجه دارند که نابرابری جنسی را کمرنگ کنند و خانوده ها هم باید آموزش ببینند و بیاموزند که تفاوت جنسی نباید به صورت نابرابر باشد.اگر تفاوت جنسی به صورت نابرابر باشد دختران خودشان را کمتر از پسران باور می کنند، در حقیقت اعتماد به نفس دختران کاهش می یابد و کاهش اعتماد به نفس می تواند آن ها را به سمت رفتار برده وار سوق دهد. رفتاری که هر منبع قدرتی می تواند بر آن ها اعمال قدرت کند و آن ها را فریب دهد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: بنابراین برای اینکه از این وضع خارج شویم و دخترهای فریب خورده و پسرهای گول زننده و اهل سوء استفاده از جایگاه جنسی نداشته باشیم جامعه باید آموزش والدین را همزمان با تولد فرزند در دستور کار قرار دهد. همان طور که نهاد سوادآموزی و بهزیستی داریم بایستی یک نهاد آموزشگر والدین داشته باشیم. در حالی که هیچ کس فکر نمی کند که برای پدر و مادر شدن باید آموزش علمی ببیند که در آن آخرین دیدگاه های روانشناسی اعمال شده باشد. بچه ها را باید  در محیط جمعی وارد کرد و آن ها را نباید در گلخانه و قرنطینه نگه داشت و بهترین محیط قبل از دبستان، مهدکودک ها هستند.

دکتر زندرضوی درخصوص ضرورت وجود روابط میان پسران و دختران عنوان کرد: به نظر من این روابط باید وجود داشته باشد به شرط اینکه حرمت ها و مرز حریم ها نگه داشته شود این روابط در دوره ی نوجوانی به دو صورت وجود دارد. از یک طرف یک نیاز کاملا زیستی و از طرفی کاملا اجتماعی است. نیاز زیستی به این صورت که تمایل به جنس مخالف بر پایه ی اصل ادامه زندگی وجود دارد (تمایل مثبت) و نیاز اجتماعی نیز اگر دختران و پسران خوب تربیت شده باشند می توانند در کارهای دسته جمعی مکمل هم باشند. به نظر من مختلط بودن مدارس پس از آموزش وسیع خانواده ها قدم بعدی است. اینکه مدارس مختلط در جامعه ما محکوم می شود به این علت است که آموزش در خانواده ها به فراموشی سپرده شده است و در خانواده ها پسران به عنوان جنس اول و دختران به عنوان جنس دوم آموزش می بینند و طبیعی است که این مخاطره انگیز است. پس برای اینکه از چنین وضعی جلوگیری شود باید بتوانیم رقابت های سالم را مبتنی بر برابری جنسیتی در مدارس تمرین کنیم. به عنوان مثال ما در سطح شهر کرمان و در سطح مدارس راهنمایی، مدارس مختلط داریم. سه یا چهار سال پیش در ایل کهوری در ناحیه شهرستان بافت امکان فرستادن بچه ها به مدرسه ی راهنمایی وجود نداشت به درخواست من و بزرگان این ایل و تعهدی که به آموزش و پرورش دادیم مدرسه ی مختلط ایجاد شد و خوشبختانه در این چند سال شاهد هیچ اتفاق ناخوشایندی در این مدرسه نبوده ایم. وی تصریح کرد: عکس این قضیه یعنی اگر دختر و پسر جداسازی شوند تصور جنسی برتری مرد و ناتوانی زن به وجود می آید و دختر و پسر به اصطلاح قدیم به آتش و پنبه تبدیل می شوند.

آتشی که قدرتمند است و پنبه ای که ناتوان است و نتیجه ی آن دختران فریب خورده و پسران معترض که حق دیگران را زیر پا می گذارند و دست به تعرض می زنند.

این جامعه شناس در پاسخ به این سئوال که آیا اینگونه روابط خدشه ای در زندگی آینده این افراد به وجود می آورد یا نه گفت: مسلما در زندگی آینده تاثیراتی را به وجود می آورد ما در محیط دانشگاه نمونه های آن را می بینیم. دختر و پسرهای جوانی که بعد از دوره ی کودکستان از هم تفکیک شدند، بعد از ورود به دانشگاه به دشواری می توانند رابطه دو انسان برابر و آزاد را ایفا کنند و برای همین سوء تفاهم ها در سال اول دانشگاه میان دختران و پسران دانشجو به فراوانی دیده می شود و حتی ازدواج هایی که بسیاری به شکست می انجامد در میان دانشجویان جوان بسیار مشاهده می شود که علت آن عدم تمرین ایجاد رابطه برپایه برابری ، انسانیت و دوستی عمیق و درک متقابل است. وی تاکید کرد: متاسفانه دختران بیش از اینکه به جنبه های انسانی پسران توجه کنند بیشتر به شکل ظاهر و وضع درآمد برایشان مهم است که هر دو لازمه زندگی هستند اما کافی نیستند. پسرها به لحاظ زیبایی و جلب توجه شان به دختران علاقمند می شوند این ها هم لازم است اما اصلا کافی نیست.

دکتر زند رضوی در مورد اینکه چه کسانی در این روابط مقصر هستند گفت: به نظر من در درجه اول نظام آموزشی کشور ما که حق آموزش پیش دبستانی تمام شهروندان را به رسمیت نشناخته و برایش امکان فراهم نکرده است و آموزش والدین را هم به عنوان یک آموزش غیرضروری به فراموشی سپرده است. با این پیش فرض نادرست که هر انسانی به صرف اینکه بالغ شود می تواند در نقش پدر یا مادر ظاهر شود در حالی که همین جامعه نمی پذیرد بدون یک آموزش کافی، رسمی و بدون گواهینامه فرد حق راندن یک اتومبیل را داشته باشد اگر انسانی خود را جنس دوم تلقی کند و یک زندگی معمولی هم داشته باشد در زندگی شکست می خورد سلامت جنسی، برابری جنسی، اعتماد به نفس کافی سه اصلی زندگی هر شهروندی است و اگر این آموزش ها را علمی، دقیق و مستمر دریافت کند هیچ وقت روابطی مبتنی بر دورویی و فریب پیدا نمی شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 7:0  توسط وحید قرایی  | 

 پیش بینی مدیر کل غله استان کرمان :

 به دلیل خشکسالی، امسال تنها 10 درصد افزایش  خرید گندم داریم

 غنی سازی آرد مصرفی از دیماه گذشته در سراسر استان کرمان انجام شده است

در سال 84 بالغ بر 200 هزار و 906 تن گندم مازاد بر نیاز کشاورزان استان کرمان خریداری شد که نسبت به سال 83 حدود 32 درصد رشد داشت .

مهندس نعمت الهی مدیر کل غله استان کرمان افزود : در سال گذشته 372 هزار تن گندم در این استان مصرف شد که کسری گندم مورد نیاز استان کرمان از استانهای فارس ، اصفهان ، خراسان ، خوزستان و لرستان تامین شد .

 وی در ادامه گفت : خرید گندم مازاد بر نیاز کشاورزان از0 2 فروردین ماه هر سال آغاز و تا پایان آذر ماه ادامه می یابد که به دلیل شرایط جدی استان کرمان در تمام این زمان ، امکان خرید گندم مازاد بر نیاز کشاورزان کرمانی وجود دارد .

 نعمت الهی ، مراکز تحویل گیری گندم در استان را سیلو های جیرفت ، ماهان ، کرمان ، سیلوی روباز کرمان و کمیته خرید گندم سیرجان ذکر کرد و گفت : در تمامی این مراکز باجه های بانکی مستقر شده اند که همزمان با خرید گندم ، وجه آن به کشاورزان پرداخت می شود .

 وی قیمت تضمینی خرید گندم معمولی را هر کیلو 2050 ریال،  ذکر کرد و افزود : با هماهنگی شرکت بازرگانی دولتی ایران و بانک ملت ، پرداخت سریع وجه گندم خریداری شده در دستور کار قرار گرفته است .

این مقام مسئول افزود : احداث سیلوی 30 هزار تنی در بافت و کهنوج و سیلوی 50 هزار تنی در سیرجان از برنامه های آتی اداره کل غله استان کرمان است .

نعمت الهی در ادامه به غنی سازی آرد مصرفی در استان کرمان اشاره کرد و گفت : غنی سازی گندم در استان کرمان از دیماه سال گذشته آغاز شده است و آرد مصرفی با اسید فولیک و آهن غنی می شود .

وی همچنین گفت : در سال 84 با کمک دولت 236 میلیون تومان وام برای بازسازی و بهسازی 111 نانوایی به صاحبان این واحد ها پرداخت شد .

 مدیر کل غله استان کرمان با رد این موضوع که کیفیت پائین گندم استان کرمان باعث کاهش کیفیت نان در این استان است گفت : علاوه بر گندم و آرد پارامتر هایی نظیر ماشین آلات پخت و مهارت کارگران نانوایی ها در کیفیت نان موثر است و تلاش بر این است تا همه عوامل دخیل در بهبود کیفیت نان مورد توجه قرار گیردند .

 نعمت الهی در پایان گفت : با توجه به خشکسالی امسال پیش بینی ما این است که گندم خریداری شده از کشاورزان استان کرمان تنها 10 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:39  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به تحصن اخیر دانشجویان در دانشکده فنی کرمان

افتراق سیاسی / اتحاد صنفی

وحید قرایی-  اعتراض جمعی از دانشجویان دانشگاه کرمان در محوطه دانشکده فنی به تغییر و جلو افتادن تاریخ امتحانات پایان ترم علاوه بر اینکه نشان داد دانشجویان، (با وجود آنکه به انفعال متهم می شوند)، در جای خود به شیوه های مختلف خواهان احقاق حقوق خود هستند متضمن نکات دیگری نیز بود که قابل توجه به نظر می رسد.

تحصن و اعتراض اخیر در دانشکده فنی نشان داد که با وجود افتراق و اختلافات سیاسی میان تشکل های سیاسی عمده دانشگاه نظیر بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان، این پتانسیل وجود دارد که در مسائل صنفی فارغ از آنچه که در حوزه عمل سیاسی دانشجویی به آن اندیشیده می شود اجماع صورت گیرد و در یک حرکت دانشجویی، طرفداران این 2 تشکل در کنار یکدیگر قرار گیرند.

چندی پیش تشکیل  »کمیته پیگیری مطالبات دانشجویی« در دانشگاه شهید باهنر کرمان نشان داد که نیاز به پذیرش نظر گروه سیاسی مقابل برای دستیابی به آنچه که مطالبه ی دانشجویان به معنای عام است بیش از گذشته خود را نشان داده است. نمود این احساس نیز در همین تحصن اخیر در دانشکده فنی قابل مشاهده بود. جایی که اعضای فعال بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان با حضور در یک عرصه مشترک از فعالیت دانشجویی، آنچه را که اکثریت دانشجویان از مسئولان دانشگاه تقاضا داشتند پیگیری نمودند.

قاعدتا در چنین مواردی، حضور این دو تشکل عمده سیاسی در کنار هم به افزایش قدرت دانشجویان برای رسیدن به مطالباتشان کمک شایانی می کند ضمن اینکه مرزهای سیاسی چنین تشکل هایی محترم و  در آن حیطه هر گونه افتراق و تفاوت دیدگاهی قابل احترام و پذیرفتنی است.

تجربه ای برای همه فصول

 

دانشجویان قاعدتا مطالبات مختلفی از مسئولان دانشگاه دارند که گاهی دستیابی به آن ها با اخلال مواجه می شود.

در دانشگاه های مختلف این موضوع قابل مشاهده است و در این میان حرکت های احساسی و تکروانه برای دستیابی به این مطالبات راه حل مناسبی نیست.

حرکتی که در نتیجه ی تعامل و هم اندیشی گروه های مختلف فکری در دانشگاه باشد قطعا پشتوانه ی فکری  محکمتری دارد و با دارا بودن حمایت بخش بیشتری از دانشجویان راه کوتاهتری را برای رسیدن به نتیجه طی می کند. بررسی موارد پیش آمده در دانشگاه های مختلف کرمان که در آن دانشجویان به دنبال رسیدن به مطالبات خود حرکتی را انجام داده اند نشان می دهد آنجا که اهمیت مسائل صنفی مرزهای سیاسی تشکل ها را درنوردیده است حصول نتیجه برای دانشجویان آسانتر بوده است.

لزوم سعه ی صدر مسئولان دانشگاه

 

در این میان عنوان یک نکته نیز ضروری است. واکنش مسئولان دانشگاه به حرکت هایی نظیر تحصن دانشجویی اخیر قابل توجه است. حضور مسئولان بلند پایه دانشگاه در اولین فرصت و تعامل و برقراری ارتباط آن ها با دانشجویان می تواند از پیش آمد بسیاری از سوء تفاهمات جلوگیری کند.

چه آنکه در تحصن اخیر نیز اگر رئیس دانشگاه یا نماینده ی او زودتر به جمع متحصنان می آمدند چه بسا این اعتراض نیز زودتر پایان می یافت و کار به نتیجه می رسید.

از طرفی توجه به این نکته که استفاده از ابزار کمیته انضباطی در برخورد با دانشجویان معترض نمی تواند کارآمد باشد نیز باید در نظر مسئولان قرار گیرد چه آنکه کشاندن مسئله ای که با تعامل و گفت و گوی مسئولان دانشگاه با دانشجویان قابل حل است جز ایجاد سوء تفاهمات بیشتر و آرام کردن موقت دانشجویان در ابراز مطالبات خود سودی نخواهد داشت که قاعدتا این نکته خصوصا در تحصن اخیر دانشجویان و اعتراض صنفی آن ها مورد توجه مسئولان قرار گرفته بود.

به هر حال تحصن اخیر دانشجویان و حضور فعال 2 تشکل بسیج و انجمن اسلامی در این اعتراض صنفی نشان داد که خواست های صنفی قابلیت درنوردیدن مرزهای سیاسی تشکل های دانشجویی را دارد و قاعدتا نتیجه گیری از میان مطالبات صنفی دانشجویی و رسیدن به هدف با حضور همه گروه های دانشجویی و با دیدگاههای فکری و سیاسی متفاوت آسانتر خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 16:52  توسط وحید قرایی  | 

کی با کی دست می ده؟

حریم خصوصی/ کارتونی از مانا نیستانی

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 16:46  توسط وحید قرایی  |