نگاهی به پدیده خودکشی
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت...
زمانی که چند سال پیش، فوتبال بهترین سرگرمی بعدازظهرهای بچه مدرسه ای های کوچه بود، احمد، علی و رضا را هم می شد در میان این فوتبالیست های کوچک کوچه دید که با شور و شوق کودکی خود فضای پرهمهمه ای را به وجود می آوردند. اما این دوران برای همه تمام شدنی بود و ورود این همبازی های سال های کودکی به دوره ی نوجوانی با اتفاقات و خبرهای بدی همراه شد.
احمد نتوانست مدت زیادی مرگ پدرش را تحمل کند و با خوردن تعداد زیادی قرص والیوم به زندگی خود پایان داد. 2 سال بعد علی که دوره سربازی خود را پشت سر می گذاشت با شلیک گلوله به سرش خود را کشت و سال بعد رضا، که هیچگاه خانواده اش نگفتند چگونه خود را کشته است...
چنین رویدادهای غم انگیزی نه در کرمان و ایران که در دنیا به دغدغه ای برای خانواده ها و کارشناسان مسائل اجتماعی کشورها تبدیل شده است.
طبق آمار سازمان جهانی بهداشت W.H.O سالانه یک میلیون نفر در جهان با اقدام به خودکشی حق حیات را از خود می گیرند. البته 10 الی 20 برابر این رقم «اقدام به خودکشی» صورت می گیرد. یعنی در هر 3 ثانیه یک نفر اقدام به خودکشی می کند و هر 40 ثانیه یک نفر بر اثر خودکشی می میرد.
«سویی ساید» به معنای خودکشی، واژه ای بود که در سال 1737 توسط «دفونتن» فرانسوی ابداع شد و امیل دورکهایم، جامعه شناس مشهور جهان در تعریف آن می گوید:«خودکشی به آن دسته از مرگ هایی گفته می شود که مستقیم یا غیرمستقیم بر اثر اقداماتی که فرد انجام می دهد به وقوع می پیوندد و در عین حال فرد به نتیجه آن که مرگ است واقف می باشد.»
حسین بهمنیارخانی کارشناس آسیب های اجتماعی بهزیستی استان کرمان با اشاره به اینکه افراد برای درخواست کمک و حمایت دیگران یا در هنگام سردرگمی و ناتوانی در برابر موقعیت های اجتماعی و هیجانی غیرقابل تحمل و تهدید و اخطار به شخص ثالث قصد خودکشی می کنند می گوید:«3 دسته علت برای خودکشی وجود دارد، اول اختلالات روانپزشکی نظیر افسردگی، اختلالات شخصیتی و ضد اجتماعی و اسکیز و فرنی. دوم، مسائل و مشکلات اجتماعی نظیر از دست دادن عزیزان، محرومیت و نداشتن شغل و کار و سوم بیماری های جسمی و اختلالات عصبی.»
وی می افزاید:«نداشتن شغل زمانی وضعیت پیچیده ای از لحاظ روانی برای فرد ایجاد می کند که فرد ازدواج کرده است و سیستم حمایتی کافی از او وجود ندارد و در این زمان حداکثر خطر خودکشی برای فرد به وجود می آید.»
بهمنیار خانی به ترشح نامنظم سروتونین مغزی نیز اشاره می کند که باعث می شود حالات خلقی به خوبی تنظیم نشوند و فرد در وضعیت نامطلوب روانی قرار می گیرد.
این کارشناس روانشناسی معاونت اجتماعی بهزیستی کرمان در مورد نشانه های هشدار دهنده در مورد خودکشی نیز می گوید:«تغییر در عادات تغذیه، کناره گیری از دوستان و آشنایان، رفتارهای طغیانگرانه، مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل، بی توجهی غیرعادی به ظاهر، بی علاقگی به فعالیت های لذتبخش و شکایت از این موضوع که در حال متلاشی شدن از درون است از نشانه های بارز افرادی است که اقدام به خودکشی می کنند.»
وی باورهای غلطی را نیز که در این زمینه وجود دارند برمی شمرد:«یکی از باورهای غلط این است که کسی که دم از خودکشی می زند به آن عمل نمی کند اما آمارها نشان می دهد که 75 درصد کسانی که خودکشی موفق داشته اند طی چند روز قبل از آن، رفتارهایی از خود نشان داده اند که اطرافیان متوجه خطر شده اند، بعضی نیز تصور می کنند هر کس که می خواهد خودکشی کند جنون دارد و این در حالی است که تنها 10 درصد کسانی که خودکشی می کنند روانپریش هستند. باور غلط دیگر این است که هر کس از یک بحران خودکشی می گذرد دیگر وارد این مرحله نمی شود در حالی که اکثر کسانی که دست به خودکشی های موفق زده اند افرادی بوده اند که در چند ماه گذشته دست به خودکشی زده اند اما موفق نشده اند.»
در این میان به نظر می رسد عواملی نظیر خانواده، دوستان، عزت نفس شخصی، در دسترس بودن مشاور و درمانگر، داشتن مسئولیت همسر و فرزندان، احساس امید، امنیت شغلی و باورهای مذهبی از جمله عواملی باشند که فردا در برابر فکر دست زدن به خودکشی محافظت می کنند.
بهمنیار خانی تاکید می کند:«باید به حرف کسی که قصد خودکشی دارد به خوبی گوش داد، اعتماد او را جلب کرد و به صورتی عملی و واقعی برایش دلسوزی کرد و کار مثبتی انجام داد.» وی البته این نکته را هم گوشزد می کند که فرد را نباید در معرض و بازجویی قرار داد.
این کارشناس آسیب های اجتماعی، مذهب و اعتقادات مذهبی را از عوامل مهم در سیستم شناختی و چارچوب ذهنی افراد می داند و عنوان می کند:«کسی که اعتقادات مذهبی قوی دارد به خاطر نکوهش خودکشی از دیدگاه مذهب دست به این اقدام نمی زند.» وی درباره مراجعان به کارشناسان بهزیستی در کرمان می گوید:«مسئله به هم خوردن سیستم حمایتی فرد از سوی خانواده، دوستان، و نهادهای مدنی حمایتگر موارد مهمی بوده است. در مورد افراد جوان هم عدم برآورده شدن نیازهای عاطفی می تواند باعث اقدام به خودکشی باشد.»
او تصریح می کند:«رفتارهای هوشمندانه فرد برای حل مسائل شخصی باعث می شود فرد، سیستم حمایتی را از دست ندهد و دچار حالت های بحرانی برای خودکشی نشود که در این بین آموزش مهارت های زندگی به افراد نقش مهمی در پیشگیری از خودکشی خواهد داشت.»
این کارشناس معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی در مورد اقدامات سازمان در این زمینه نیز می گوید:«اقدامات اولیه بر عهده ی معاونت پیشگیری است که بیشتر امور مربوط به آموزش را برعهده دارند و در مرحله ثانویه خدمات اجتماعی ارائه و اورژانس اجتماعی وارد عمل می شود تا مشکلات افراد بحران زده به گونه ای برطرف شود که به مرحله پیش از بحران بگردد.»
بهمنیار خانی به شماره تلفن 147 (صدای مشاور) و مراکز مشاوره بهزیستی نیز اشاره می کند که می توانند کمک های قابل توجهی در این زمینه بکنند.
***
خودکشی سومین عامل مرگ و میر جوانان 20-15 ساله و هشتمین عامل مرگ و میر همه رده های سنی در جهان است.
6 نفر در هر یکصد هزار نفر ایرانی خودکشی موفق دارند که ایران را در رتبه ی 58 جهان از لحاظ خودکشی قرار داده است. در سال 1380 حدود 3000 خودکشی موفق در ایران انجام شد که 65 درصد مرد و 35 درصد زن بودند.
البته در استان های ایلام، بوشهر، خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد، فارس و کرمان خانم ها درصد بیشتری از خودکشی موفق را داشته اند.
خودکشی ظاهرا انتخاب آخرین راه و برای پایان دادن به زندگی است ولی به نظر می رسد با تقویت نهادهای حامی افراد در معرض بحران و آموزش همگانی مهارت های زندگی می توان به وضعیتی مطلوب برای حذف این پدیده ناخوشایند رسید...
آن ها که به زندگی «نه» می گویند
مات در شطرنج زندگی
فرزانه لشکری -حوصله ام سر رفته، از زندگی خسته شدم و از خودم بدم می آد. آخه وقتی به هر دری بزنی، بسته باشد وقتی مجبور باشی توی چاردیواری زندگی محبوس باشی و راهی برای رسیدن به اهدافت پیدا نکنی.
معلومه که از زندگی سیر سیر می شی تا جایی که حالت ازش به هم می خوره، فکرش رو بکنین، وقتی کسی نباشه که پای حرفت بشینه و به درد دلت گوش بده چی؟ معلومه که بعد از این مصیبت ها می شی یه آدم بی احساس که بود و نبودش فرقی نمی کنه، نه لذتی، نه نشاطی و نه بهانه ای برای بودن.
اون موقع، کارت می شه گله کردن از خدا، می شینی و پا می شی و به خدای خودت می گی: قربونت برم تو که می دونستی من اینطوری می شم، چرا خلقم کردی؟
اینجاست که می شی یه آدم منزوی و گوشه گیر که فقط جسمش مونده و هزار تیکه ی روحش توی دشت آرزوها پراکنده است و باید قید زندگی رو بزنی و ... پایان خط.
می توانست زندگی خوبی داشته باشد، شاد و سرزنده باشد و به جای اینکه زانوی غم در بغل بگیرد و از نگاه کردن در آینه گریزان باشد، با دیگران بجوشد و بگوید و بخندد، می توانست... راستی مقصر کیست؟ فرد، خانواده، جامعه، و ... کدامیک راه رسیدن به بن بست زندگی را هموار می سازند؟
یک تحقیق دانشجویی نشان می دهد برخی از دختران و زنانی که در زمینه ی زندگی خانوادگی و زناشویی مشکل دارند به دلیل نبود امید به زندگی خودکشی می کنند. طبق این تحقیق بیکاری و منازعات خانوادگی و زناشویی، افزایش فشار اقتصادی، گسترش ناهنجاری های اخلاقی، سست شدن پایه های دینی و ارزش های ملی و سنتی می تواند زمینه ساز گسترش پدیده شوم خودکشی باشد.
در اکثر کشورها در حدود دو سوم زنان و حدود یک سوم از مردان با مصرف دز بالای دارو به علل گوناگون نظیر حلق آویز کردن خود، استفاده از اسلحه گرم و زخمی کردن خود و ... صورت می گیرد. در بیشتر موارد بیماران به بستگان، دوستان یا پزشک خود هشدارهایی از قصدشان داده اند. حدود یک نفر از شش نفری که خودکشی می کنند، یادداشت خودکشی از خود به جای می گذارد. بعضی از این یادداشت ها برای تقاضای بخشش بوده و بعضی متهم کننده و کینه جویانه بوده و کاستی های دوستان و بستگان را به رخ آن ها می کشد.
به همین دلیل و دلایل دیگر خودکشی اغلب ناشی از آشفتگی های زیاد و درگیری با بستگان و دوستان است.
شتاب در رسیدن به خواسته می تواند باعث اتخاذ تدبیر و تصمیم غیرمنطقی و نادرست گردد. در این مواقع فرد قادر نیست به درستی مسیر را تشخیص دهد. در این زمان است که موانع و مشکلات مسیر را نمی بیند و همین موانع و مشکلات می تواند برای او خطر و آسیب جدی را ایجاد کند.
ناکامی و نرسیدن به هدف از عوامل ایجاد کننده یاس و ناامیدی در زندگی است که شدت آن بستگی به اهمیت موضوع داد. اگر فرد برای تحقق یک هدف بزرگ تنها یک راه را در نظر گرفته باشد، در صورتی که در آن دچار ناکامی شود به لحاظ از هم پاشیدگی افکار و برنامه ها قادر به تمرکز و اتخاذ یک تصمیم درست و معقول نخواهد بود و ممکن است دست به اقدامات ناخوشایندی همچون خودکشی که بعضا جبران ناپذیرند بزند. برای اینکه از چنین پیامدهای ناخوشایندی پیشگیری کنیم لازم است در هنگام ناکامی، صبر نموده تا افکار در فرصت کافی تمرکز لازم را یافته و سپس به راههای دیگر تحقق اهداف بیاندیشیم.